قصۀ تکرارشوندۀ تکذیب و عذاب
آیا ما نیز روزی شاهد عذاب الهی خواهیم بود؟
چکیده
در قسمت پیشین، بیان کردیم هدف از خلقت، معرفت و عبادت خدای متعال است و جهت محقق شدن این هدف، خداوند متعال فرستادگان خویش را بهسوی مردم ارسال فرمود تا چراغ راهی شوند برای آنان که خواهان هدایتاند. همچنین بیان شد حضور فرستاده در بین مردم پیش از عذاب، رحمتی الهی است. اما بنیآدم هیچگاه با آغوش باز پذیرای رسولان الهی نشدند.
سنت گذشتگان در برخورد با فرستادگان
شاید اگر مردم میدانستند دنیایی که در آن زیست میکنند محلی است برای زندگی رسولانه، در مقابل حجتهای الهی هرگز قد علم نمیکردند. زیستنی که فاصله آغاز تا پایانش چشمبرهمزدنی است، مجالی نیست برای جمع کردن دنیایی که خود عاقبتش زوال است؛ یعنی آنچه در انتهای این زندگی دنیوی است بیشک نابودی است، چراکه دنیا خود سرآغازی دارد و در نهایت پایانی. پس جاودانگی در جهان دیگری است؛ آنجا که حقیقت بنده متعلق به آن است.
شاید اگر اینگونه میاندیشیدیم، خود را مأموری مییافتیم که آمده تا در مسیر ظلمتکده دنیای دون، همراه با فرستاده الهی، دنیا را پر از نور حقیقتی کند که قلوب و ارواح بندگان با نشئهای از آن، سجدهگزار خدایی شوند که خلق را آفرید تا به بهشتش درآیند، نه اسیر عذاب سهمگین خشم او شوند.
آن زمان که وارد دعوت غریبانه و مظلومانۀ وصی و فرستاده امام مهدی (ع)، سید احمد الحسن، شدم تازه معانی آیات وحی را درک کردم؛ آیاتی که غربت خلفای الهی در آن هویدا بود و عدم استقبال قوم از آنان.
داستان دستهبندی افراد در مواجهه با فرستادگان الهی، گویی از زمان آدم (ع) تا خاتم در حال تکرار شدن است. دستهای همچون فرشتگان مطیع و سجدهگزار شدند و دستهای همچون ابلیس تمرد کرده و خود را از جرگۀ مؤمنین به خلفای الهی خارج کردند و به انکار و تکذیب روی آوردند.[1]
(سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبديلًا) [2] (این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!).
و متأسفانه در هر زمانی تعداد تکذیبکنندگان فرستادگان الهی همیشه بیشتر از مؤمنان به دعوت آنان است و این جای بسی تأسف و البته تأمل دارد!
سید احمد الحسن در پاسخ به فردی که از ایشان میپرسد: «چرا صاحبالزمان در برنامۀ ویدئویی ظاهر نمیشود تا دوستدارانش مطمئن شوند و حجت بر منکران اقامه گردد؟» میفرماید:
«... آیا قرآن خواندهای؟ آیا نام نبیای به نام نوح به گوشت خورده است؟ و آیا میدانی چقدر قومش را دعوت کرد؟ و آیا میدانی چند نفر از آنها به او ایمان آوردند؟ و آیا نام موسی (ع) و عیسی (ع) و محمد (ص) را شنیدهای؟ و آیا میدانی چقدر از مردمی که بصیرت خود را در این عالم مادی و در این حیات دنیوی تباه کرده بودند، یاری خواستند؟» [3]
آیات قرآن شاهدی است بر گفتار سید احمد الحسن:
(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) [4] (گفتند: ای نوح، اگر دست برنداری، بهطور قطع سنگسار خواهی شد).
به جرم دعوت به خدا، حکم سنگسار برای نوح (ع) صادر کردند؛ او که نخستین پیامبر اولوالعزم بود؛ کسی که قومش را شب و روز، در نهان و آشکار، بهسوی نور دعوت کرد.[5] و کار را به جایی رساندند که نوح، آن اسوۀ صبر و مدارا و مهربانی، با خدای خود چنین به نجوا نشست: (أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِر) [6] (من مغلوب شدهام؛ پس یاریام (پیروزم) کن). و یاری یا انتقام خدا برای نبیاش حاصل شد.[7] و عذاب قومش را در بر گرفت؛ قومی که سالها به تمسخر و تکذیب و انکار پیامبر خود پرداختند و در چشمبرهمزدنی اسیر خشم خدا شدند و جز هشتاد نفر همراه نوح (ع)، همه به هلاکت رسیدند.[8]
عیسی (ع) نیز با علمای بنیاسرائیل مواجه شد. او در جامعهای که خود را مؤمن میپنداشتند، اما از حقیقت ایمان کاملاً به دور بودند و گرفتار انواع بدعتها و انحرافها بودند، دعوت حق را بر مردم عرضه کرد؛ و باز هم معترضان به خلفای الهی و تکذیبکنندگان فریاد برآوردند و به مخالفت با عیسی (ع) پرداختند و در نهایت نیز، بهزعم خود، او را به مسلخ صلیب کشاندند.[9]
داستان دعوت رسول رحمت و مهربانی، محمد مصطفی (ص) مملو است از تمسخر و تکذیب و شکنجه و... .
سید احمد الحسن با تأکید بر سختیهای مسیر دعوت، به نقش بیبدیل پیامبر اسلام (ص) در این راه اشاره میکند. ایشان بر این باورند که هیچکس به اندازۀ محمد (ص) تحمل سختیها و مشکلات را نداشته است. محمد مصطفی (ص)، با وجود تمام آزارها و اذیتهایی که از سوی مشرکان مکه دید، از پای ننشست و با صبر و استقامت به دعوت خود ادامه داد. ایشان با علم و حکمت خود به مبارزه با جهل و خرافات پرداخت و با توکل بر خداوند بر تمام مشکلات فائق آمد. داستانهای بسیاری از شجاعت، صبر و استقامت پیامبر اسلام (ص) در تاریخ اسلام نقل شده است که هر یک از آنها الگویی برای تمام انسانهای آزاده و عدالتخواه است.
سید احمد الحسن در این باره بیان میکند:
«اگر محمد (ص) دعوت اسلامی را بر عهده نمیگرفت، هیچ پیامبری به غیر از او نمیتوانست آن را بر عهده بگیرد. پدر و مادرم به فدایش؛ چیزی را بر عهده گرفت که هیچ فردی غیر از او تاب تحملش را نداشت. دعوت را اقامه فرمود و با علمای گمراه و طاغوتهایی که بر مردم مسلط بودند، به مبارزه برخاست؛ یک بار با علمش، که فردی غیر از او، بهجز علی (ع) که بابش بود، تاب تحملش را نداشت؛ همانطور که ایشان (ص) او را توصیف کرده است: «من شهر علم هستم و علی درِ آن است»؛ و یک بار با نیرویی که از توکلش به خداوند به دست آورده بود و همانندی برایش شناخته نشده است، با آنان به مبارزه برخاست.
در طائف ایستاد، درحالیکه بر اثر سنگهایی که بدن شریفش را خونآلود نموده بود، پر از درد بود و با پروردگارش با کلماتی مناجات میکرد که وقتی مؤمنان آن را میشنوند، دلهایشان به لرزه میافتد و چشمانشان اشکبار میگردد: «خداوندا، به تو شکایت میکنم از اندک بودن نیروی خود و کوتاه بودن چارهاندیشیام و ناتوانیام در برابر مردم. ای پروردگار ضعیفان، مرا به که وامیگذاری، درحالیکه تویی پروردگار من؟ به دشمن تا امر مرا مالک شود؟ یا به فردی دور که بر من روی در هم کشد؟ اگر تو بر من خشمگین نباشی، هیچ هراسی ندارم…»» [10]
نحوۀ مواجهۀ مردم با قائم (ع)
مایلم این سرفصل را با کلامی از سید احمد الحسن آغاز کنم. ایشان میگوید:
«... عراقی که ابراهیم (ع)، پدر انبیا، دعوت آن حضرت و نیز کسانی را که به او ایمان آوردند ـ ساره و لوط (ع) ـ رد کرد و وی را در ابتدای حرکت و دعوتش نپذیرفت، قطعاً چنین رفتاری را با مهدی (ع) تکرار خواهد کرد ...» [11]
گویی مواجهۀ مردم با دعوت همۀ انبیا و اوصیا بار دیگر با دعوت قائم (ع) تکرار میشود و حتی با شدتی بیشتر:
امام صادق (ع) فرمود:
«عن الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِيَّةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ ذَاكَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَتَى النَّاسَ وَ هُمْ يَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِيدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَى النَّاسَ وَ كُلُّهُمْ يَتَأَوَّلُ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ يَحْتَجُّ عَلَيْهِ بِهِ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَيَدْخُلَنَّ عَلَيْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَمَا يَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ».
«فضیل بن یسار گوید، شنیدم اباعبدالله [امام صادق] (ع) میفرماید: قائم ما هنگامی که قیام میکند، با جهالتی از سوی مردم مواجه میشود، شدیدتر از جهالتی که رسول خدا (ص) از جاهلان جاهلیت با آن مواجه شد؛ عرض کردم: آن چگونه خواهد بود؟! فرمود: رسول خدا (ص) بهسوی مردم آمد، درحالیکه آنها سنگ و صخرهها و چوبهای تراشیدهشده (با نقش و نگار) را میپرستیدند؛ و قائم ما اگر قیام کند، بهسوی مردم میآید، درحالیکه هر کدام کتاب خدا را علیه او تأویل میکنند و با آن (کتاب خدا) احتجاج میکنند. سپس فرمود: منتهی به خدا قسم که عدالتش به درون خانههایشان وارد میشود، همانگونه که گرما و سرما به خانهها نفوذ میکند.» [12]
روایت دیگری که شیعۀ منتظر باید در آن تأمل کند:
امام صادق (ع) فرمود:
«اولين قائمیکه از ما اهلبيت قيام میکند با شما با احاديثی سخن میگويد که طاقت تحمل آن را نداريد، پس عليه او خروج میکنيد.» [13]
دعوت مهدی اول، اولین قائم اهلبیت در آخرالزمان، یمانی موعود، سید احمد الحسن، مملو است از این بیمهریها از جانب حکومتها و مردمی که ندبهخوان بودند و ندای «العجل، العجل» سر میدادند. ازجملۀ این بیمهریها میتوان اشاره کرد به:
- تخریب اولین حسینیۀ ساختهشده به دست انصار امام مهدی (ع) در نجف اشرف توسط حکومت وقت عراق در سال 2005؛ [14]
- در تنگنا قرار دادن سید احمد الحسن تا جایی که در سال 2006 ناچار به ترک محل سکونت خود و دوری گزیدن از مردم شدند؛ [15]
- حمله به محل سکونت سید احمد الحسن در سال 2007 توسط نیروهای نظامی عراق. شایان ذکر است به مدد الهی، ایشان و همسر و فرزندانشان چند ساعت قبل از این حمله از این مکان خارج شده بودند و در حصن خدای رحمان قرار گرفتند؛ [16]
- تخریب حسینیه انصار امام مهدی (ع) در کربلا در سال 2006 و دستگیری مؤمنان و اقدام به آزار و شکنجه توسط حکومت وقت عراق؛ [17]
- محاصره و حمله به حسینیه نجف در سال 2007 و دستگیری و ضربوشتم حاضران اعم از اساتید و طلاب حوزه که تعدادشان به 16 نفر میرسید؛ [18]
- حمله به اولین دفتر سید احمد الحسن در نجف اشرف (در نزدیکی روضۀ حیدری ـ حرم امام علی (ع) ـ) و دستگیری 9 نفر از طلاب حاضر در آن مکان؛ [19]
- دستگیری سید حسن حمامی (ره) در سال 2007؛ [20]
- تخریب مجدد حسینیه انصار امام مهدی (ع) در کربلا در ماه صفر 1428 مطابق فوریه 2007 و دستگیری همۀ اعضای حاضر در آنجا؛ [21]
- هجوم نیروهای ناشناس مسلح ـ بههمراه خمپاره ـ به حسینیه انصار امام مهدی (ع) در استان بصره در ماه صفر 1428؛ [22]
- هجوم شبانه ـ ساعت 2 نیمهشب ـ به منازل انصار امام مهدی (ع) در ژانویه 2008، در شهرهای بصره، ناصریه و نجف، و دستگیری 46 نفر از مؤمنان به دعوت سید احمد الحسن و دستگیری دوبارۀ سید حسن حمامی (ره) و شکنجه آنان ـ این دستگیری به یک سال زندان برای این مؤمنان منجر شد ـ و در پی این هجوم، دفتر سید احمد الحسن برای بار دوم بسته شد؛ [23]
- در پی فتنهانگیزی احزاب مسلط، وقایع دردناکی در دهم محرم سال 2008 رخ داد که در آن، دهها بیگناه ـ چه از انصار امام مهدی (ع)، چه نیروهای امنیتی یا عموم مردم ـ قربانی آن شدند، و در پی آن بیشتر انصار در کل عراق دستگیر و خانوادههای آنان آواره شدند، و حسینیههای جدید در عماره و بصره و نجف و ناصریه و هفتقصر بغداد و مجرکبیر میسان بار دیگر تخریب شد؛ [24]
- در سال ۲۰۱۱ مکتب نجف افتتاح شد؛ مکتبی که پیش از آن بارها مورد حمله و دستگیری حاضران و شکنجه و توهین به آنان، و مصادرۀ اشیای مهم مانند دستگاههای کامپیوتر و موبایل و غیره قرار گرفته بود؛ [25]
- در سال ۲۰۱۴ حسینیه فعلی کربلا بسته شد، و تلاشهای بسیار در جهت متقاعد کردن مسئولان استان برای تغییر تصمیمشان بیفایده بود و تاکنون این حسینیه بسته است؛ [26]
- در سال ۲۰۱۵ ساختمان حوزۀ علمیه مهدویه و مؤسسۀ مطالعات عالی در نجف اشرف افتتاح شد و باز هم مورد حملات و دستگیری انصار حاضر و غارت تجهیزات گرانقیمت توسط نیروهای حکومتی ناشناس در نجف قرار گرفت؛ [27]
- در ماه رمضان به تاریخ ۲۰۲۲/۴/۱۴ نیروهای مرتبط با شبهنظامیان، حسینیه مسیّب و داراییها و وسایل و قرآنها و کتابهای دعا را به آتش کشیدند و سپس نیروهای امنیتی آنجا را بستند. در همان سال حسینیه کاظمین بارها مورد حمله قرار گرفت که منتهی به بستن آن شد و هنوز هم بسته است؛ [28]
- در ۵ فوریه ۲۰۲۳ ساختمان مکتب سید احمد الحسن (ع) در نجف اشرف مورد تهاجم قرار گرفته و تمام حاضران در آن دستگیر شدند و تا زمان تهیۀ این گزارش همچنان بسته است. [29]
- یورشهای پیاپی در سالهای متعدد از جانب حکومتهای شیعی ایران و عراق به خانههای مؤمنان به دعوت سید احمد الحسن؛
- حمله به عزاداران حسینی در تاسوعای سال 1396 شمسی توسط نیروهای حکومتی ایران؛ [30]
- ضربوشتم و دستگیری مؤمنان و صدور احکام سنگینِ زندانهای چندساله و تبعید؛ [31]
- یورش به منزل دکتر عبدالعالی منصوری [32] و... .
خوانندۀ گرامی، اینها مشتی نمونۀ خروار است. شاید سالهای آینده پرده از تکتک این جنایتها در حق دعوت غریبانۀ سید احمد الحسن برداشته شود.
مایلم در انتهای این فصل بخشی از کلام دکتر عبدالعالی منصوری ـ از انصار سید احمد الحسن ـ در جریان یورش به منزل خویش از سوی نهادهای امنیتی عراق، را با شما در میان بگذارم:
«در تمام مدت ایمانم به دعوت سید احمد الحسن، در معرضِ انواع ستمها قرار گرفتم و اخیراً کار بهجایی رسید که به خانهام در نجف اشرف یورش بردند و خانواده و فرزندانم را به وحشت انداختند. این ماجرا در تاریخ 6/5/2023 رخ داد [....] نیروها [ی امنیتی] بدون اطلاع قبلی ساعت یک نیمهشب به خانهام حمله کردند. همسر و فرزندانم در خانه بودند. علیرغم اینکه ما با دولت و دستگاههای امنیتی در ارتباطیم، ولی این بار اصلاً به ما خبر ندادند؛ بلکه مستقیم به خانه آمدند و با این بهانه که من از سوی نهادهای امنیتی احضار شدهام، به خانه یورش بردند؛ فقط برای اینکه من به دعوت سید احمد الحسن مؤمن بوده و معتقدم که احمد الحسن وصی و فرستادۀ امام مهدی است.
سؤالی که در اینجا مطرح میشود و باید به آن پرداخت این است: آیا هرکس اعتقادی مخالف اعتقاد شما حاکمان و مسئولان عراق داشته باشد ـ حتی اگر اعتقاد او مسالمتآمیز باشد، و هیچ کاری هم نکرده باشد، و خاطر هیچکسی را آشفته نکرده باشد و با هیچ قانون اجتماعی هم مخالفت نکرده باشد ـ آیا این فرد مجرم است و تحت پیگرد نیروهای امنیتی قرار میگیرد؟ آیا این قانون عراق است که براساس آن حکومت میکنید؟ آیا اسلامی که شما به آن منتسب هستید شما را به این کار فراخوانده است که هرکه با اعتقاد شما مخالف باشد باید نابود شود یا تحت فشار قرار بگیرد و باید خانوادهاش را وحشتزده کنند و نیمهشب خانهاش هتکحرمت شود؟ [....]
آیا اسلام شما را به این کارها فراخوانده است؟ آیا اسلام به شما گفته هرکه با شما در اعتقاد معینی مخالفت داشت باید به او فشار بیاورید و به او ستم کنید؟ آیا اصول انسانی به شما میگوید هرکه با شما مخالف باشد باید به او ظلم کنید و او را تحت فشار قرار دهید؟ آیا قانون اساسی عراق چنین چیزی میگوید و شما را به این کار فرامیخواند؟ شما با کدام قانون حکومت میکنید؟ نه اسلام از چنین چیزی راضی است و نه انسانیت از آن رضایت دارد و نه آن قانونی که با دست خود نوشتهاید. پس فقط یک چیز برای شما میماند و آن اینکه با قانون جنگل حکومت میکنید. [......]
ادعا میکنید منتسب به اسلام هستید، ولی به حدود آن عمل نمیکنید. ادعا میکنید منتسب به اهلبیت (ع) هستید، ولی به آموزههای آنها عمل نمیکنید. حقیقتی که امروز هر انسان منصفی میتواند آن را ببیند این است که شما با این عملکرد منفی، خودسرانه، شرمآور و وحشیانه برای اسلام و مذهب اهلبیت (ع) تصویر بسیار زشتی را ترسیم کردید. اسلام و مذهب اهلبیت را بهگونۀ بسیار زشتی معرفی کردید که هیچکس با انتساب به آن شرافت و بزرگی نمییابد. اسلام و مذهب اهلبیت از این عملکرد شما مبرا و بیزارند. [....]
حکومت کنونی امروز عراق، که حزب «الدعوة الإسلامیة» در رأس آن است، در زمان نظام پیشین همواره از ظلم و ستم رنج میبُرد بهخاطر افکار و اعتقادشان، و پیروان آنها تحت اذیت و آزار و ظلم و زندان و اعدامها قرار داشتند. هر کسی که ماجرای آنها را میشنید، با آنها ابراز همدردی میکرد و افکار عمومی هم با آنها همدردی میکرد. ولی چقدر مایهٔ تأسف و ناامیدی است که همینهایی که خودشان در زمان نظام پیشین زیر ظلم و ستم بودند دقیقاً همان راه را رفتند، و رفتار همان حکومتی را در پیش گرفتند که قبلاً به آنها ظلم نموده بود. شروع کردند به ستم بر مردم به خاطر طرز فکر آنها و عقیدۀ آنها. و برای همین، پیروان سید احمد الحسن به انواع اذیتها و ستمها دچار شدند و حتی عبادتگاههای آنها هم در امان نمانده....» [33]
خوانندۀ گرامی، «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»!
ادامه دارد...
پانویسها:
-
[1]
سورﮤ بقره، آیۀ 30-34.
-
[2]
سورﮤ فتح، آیۀ 23.
-
[3]
سید احمد الحسن، پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج، ج 3، سؤال 217.
-
[4]
سورﮤ شعراء، آیۀ 116.
-
[5]
سورﮤ نوح، آیۀ 5-9.
-
[6]
سورۀ قمر، آیۀ 10.
-
[7]
سورﮤ صافات، آیۀ 171-173.
-
[8]
ر.ک: دکتر شیخ ناظم العقیلی، شکست منتظران، ص 17.
-
[9]
سورﮤ نساء، آیۀ 157؛ سید احمد الحسن، متشابهات، ج 4، سؤال 179.
-
[10]
سید احمد الحسن، روشنگریهایی از دعوتهای فرستادگان، ج 1، روشنگریهایی از دعوت محمد (ص).
-
[11]
سید احمد الحسن، سفر حضرت موسی (ع) به مجمع البحرین، ص 19.
-
[12]
محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص362؛ کامل سلیمان، یوم الخلاص، ص338.
-
[13]
محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص375.
-
[14]
https://youtu.be/lWI1KZ7b2t4
-
[15]
همان
-
[16]
همان
-
[17]
همان
-
[18]
همان
-
[19]
همان
-
[20]
همان
-
[21]
همان
-
[22]
همان
-
[23]
همان
-
[24]
همان
-
[25]
همان
-
[26]
همان
-
[27]
همان
-
[28]
همان
-
[29]
همان
-
[30]
سید احمد الحسن، پیک صفحه، ج 1، ص 723 و 724.
-
[31]
https://youtu.be/YhvjNpKLQwA?si=4D19FO5M5VeXMeZz
-
[32]
سید احمد الحسن، پیک صفحه، ج 2، ص 146.
-
[33]
https://t.me/Varesin13/4031