اقدامات شیطانی دولتهای مسلمان در قبال ملت مظلوم ایران
چکیده
ایران برای بار سوم در مدت زمان کوتاهی از شروع دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا و در میانه جنگ تحمیلی پای میز مذاکره با دجال اکبر نشست تا از راه دیپلماسی، مقتدرانه حق خویش را بطلبد. باز هم مثل قبل آمریکا از زیادهخواهیهایش عقب ننشست و ایران نیز تن به ذلت نداد. ایران ترجیح داد با شمشیرهای برهنه و برّان دشمنان ناپاک، یکه و تنها در مقابل چشم تمام کشورها و سازمانهای حقوق بشری از خود و حقوق مسلمهاش دفاع کند:
(وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ [1])؛ «هرگز يهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد، [تا به طور كامل، تسليم خواستههای آنها شوی و] از آيين آنان، پيروی كنی. بگو: هدايت، تنها هدايت الهی است! و اگر از هوا و هوسهای آنان پيروی كنی بعد از آنكه آگاه شدهای هيچ سرپرست و ياوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود»
گویی این آیه شریفه به وضوح برای جریان امروز ساری و جاری شده است. آمریکا و اسرائیل هرگز در میز مذاکره حقوق مسلّم ایرانِ مسلمان را در نظر نمیگیرند و از ایران راضی نمیشوند مگر اینکه مانند دیگر کشورهای خائن مسلمان از اندیشهها و نقشههای شوم آنها پیروی کند.
آنها اراده کردند تا نه تنها ایران را بلکه اصل دین اسلام را در منطقه از بین ببرند و مسلمانان را تبدیل به انسانهای بیبخاری کنند که هیچ مانعی بر سر راهشان ایجاد نکنند. آنها تمایل دارند مسلمانان بردگانی بیچاره در دست آنها باشند و کشورهای مسلمان در منطقه از آنها ترسیده و رژیم صهیونیستی را بزرگ خود در منطقه بدانند و کم کم مجبور باشند برای اصل حیات و زندگی طبیعی خویش روابط خودشان را با رژیم غاصب عادی کنند و دیگر صحبتی از مردم غزه و فلسطین نشود؛ صحبتی از اسلام و نصرت مسلمانان آنجا نشود و دیگر ادعایی در مقابل صهیونیسم نباشد.
خداوند به پیامبرش هشدار میدهد که هدایت فقط از آن خداست و اگر بعد از اینکه مسلمانان فهمیدند که آنها دشمن مسلمانان هستند و اندیشههای آنها مورد رضایت خدا نیست تن به ذلت داده و از آنها تبعیت کنند دیگر انتظاری از خدا برای ولایت و نصرت نداشته باشند. امروزه مردم ایران این را به خوبی دانستهاند و هدایت خویش را به دست خدا داده و تن به ذلت یهود و نصارا نداده و منتظر نصرت خداوند متعال خواهند ماند.
اما چرا در بین اینهمه کشورها و دولتهای مسلمان هیچ یک از آنها از ایران دفاع نمیکند؟ مگر نه آن است که پیامبر اکرم ص سفارش کردند که مسلمان باید به داد مسلمان برسد؟
«أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ: مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ[2]؛ هر کس صبح کند در حالیکه اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد از مسلمانان نیست و هر کس صدای مردی را بشنود که ندا میدهد ای مسلمانان، پس او را اجابت نکند مسلمان نیست.»
چه زمانه بدی شده است که پیامبر ما از آسمان نظارهگر کسانی است که مدعی هستند از دین او تبعیت میکنند ولی نه تنها به امور مسلمانان اهتمامی ندارند بلکه دست دوستی به دشمنان اسلام میدهند و با آنها همکاری میکنند تا کشور مسلمان ایران خوار و ذلیل و نابود شود.
کشورهای حوزه خلیج فارس هم خاک خویش را در اختیار آمریکا قرار دادند تا پایگاههای نظامی خود را در آنجا برپا کند و هم به صورتهای دیگر با آنها همکاری میکنند تا کار ایران را یکسره کنند. در این بین گویی کشور عربستان قبل از شروع جنگ نیز فریبکارانه چراغ سبز به آنها نشان داده و از آنها خواسته و اکنون نیز میخواهد که جنگ تا پایان کار ادامه داشته باشد. این جماعتِ به ظاهر مسلمان که حقیقتاً طبق کلام رسول خدا ص مسلمان نیستند دقیقاً بر خلاف قرآن و دستورات آن عمل میکنند:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ[3])؛ «ای كسانی كه ايمان آوردهايد، يهود و نصارا را ياوران و دوستان خود مگيريد، آنها دوستان و ياوران يكديگرند، و هر كس از شما آنها را دوست و ياور خود گيرد از آنها خواهد بود، بیترديد خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمیكند.»
طبق این آیه شریفه هر مسلمانی که یهود و نصارا را دوست و همپیمان خویش انتخاب کند دیگر مسلمان نیست و بلکه جزوی از خود آنهاست. امروزه به وضوح عیان است که این کشورهای به ظاهر مسلمان دست دوستی و همپیمانی با آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی دادهاند و بدتر اینکه این دوستی را برای ضربه زدن به ملتی مسلمان به کار بردهاند که مانند خودشان شهادت بر رسالت و نبوت حضرت محمد ص میدهند. و چه ذلت و پستی بالاتر از این برای یک کشور و دولت مسلمان خواهد بود. جماعت دنیاپرستی که برای آبادی دنیای خودشان از دستورات قرآن و پیامبرشان دوری میکنند و گمان میکنند به صرف شهادت دادن و انجام اعمال عبادی اسلام مسلمان خواهند بود. این جماعت ترسو که دلهایشان از ترس دشمنان پر شده است و چشمهایشان زینتهای دنیا را در نظر گرفته است. خداوند متعال در ادامه آیه فوق میفرماید:
(فَتَرَى الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرّوا في أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ)[4]؛ «پس میبینی كسانی را كه در دلهايشان بيماری است، در دوستی با يهود و نصارا شتاب میورزند و [بر پايه خيال باطلشان كه مبادا اسلام و مسلمانان تكيهگاه استواری نباشند] میگويند: «میترسيم آسيب و گزند ناگواری به ما برسد [به اين سبب بايد برای دوستی به سوی يهود و نصارا بشتابيم]». اميد است خدا از سوی خود پيروزی يا امر ديگری [به نفع مسلمانان] پيش آرد تا اين بيماردلان بر آنچه در دلهايشان پنهان میداشتند، پشيمان شوند.
کسانی که در دلشان مرض و نفاق است از ترس اینکه از سمت یهود و نصارا به آنها آسیبی نرسد دست دوستی به آنها میدهند و این یعنی به پیامبرشان و خدای پیامبرشان ایمان واقعی نداشته و به آنها تکیه نمیکنند و ترجیح میدهند خود با راهی به غیر از راه شرافتمندانه اسلام برای خود آسایش طلب کنند. امروز چرا کشورهای مسلمان به آمریکا اجازه میدهند تا در خاک آنها پایگاه نظامی برپا کند؟ و چرا به عادی سازی روابط با رژیم غاصب روی میآورند؟ جز آن نیست که آنها در پی آرامش و آسایش خویش ترجیح میدهند دین خود را نادیده انگارند و به جای جهاد در راه خدا و کمک به مسلمانان، خود را در اختیار دشمنان خدا و اسلام قرار داده تا از خشم آنها در امان باشند و در کنار کوهی از اقتصاد و تکنولوژی آنها خود را از دیگر دنیاپرستان عقب نیندازند. اما فرجام کار برای آنها نخواهد بود و به زودی سرانجام کار ستمکاران به دست مهدی آخرالزمان رقم خواهد خورد و این کشورهای مسلمان خائن به عاقبت کار خود پی خواهند برد.
متأسفانه برخی از هموطنان مسلمان وبلکه شیعه کشورمان نیز به دلیل اختلافاتی که با حاکمیت کشور داشتند نه تنها تجاوز دشمنان به خاک کشور را محکوم نکردند بلکه برای ضربه خوردن حاکمیت کشور خوشحال شده و در امید تغییر حاکمیت در ایران هستند. این جماعت از هموطنان مسلمان چنانچه دچار جهل و اشتباه شدهاند از خداوند خواستاریم که آنها را آگاه کرده و بدانند که الآن موقع درنظرگرفتن اختلافات نیست و نباید در زمین دشمن بازی کرد. سکوت و یا رضایت به حمله دشمنان کافر به حریم اسلامی نه برای رضای خداوند بلکه از روی منیت و هوای نفس و عقدههای شیطانی است. مسلمانی که جز خدا و اسلام برایش اهمیت نداشته باشد اکنون باید بداند که اصل و اساس اسلام در مواجهه با کفر قرار گرفته است و حفظ اساس دین واجب است و چنانچه دشمن به موفقیت برسد فردا نوبت آنها و حذف اعتقادات و اندیشههای اسلامی همه آنهاست. هرگونه رضایت برای چنین تجاوزاتی از سوی مفسدینی همچون ترامپ و نتانیاهو آنها را شریک در جرم آنها در همه این جنایات قرار خواهد داد و اگر ابلیس به مقصود خود برسد این مسلمان نادان نیز شریک چنین جرم بزرگی خواهد بود. امام علی ع فرمودند:
«الرّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ وَ عَلَى كُلّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرّضَى بِه[5]؛ کسی که به عمل گروهی راضی باشد همانند کسی است که آن عمل را با آنها انجام داده است، و بر هر کسی که در باطلی وارد شده است دو گناه است: گناه عملکردن آن باطل و گناه رضایت به آن.»
اکنون بر همه مسلمانان با هر مذهب و تفکری لازم و ضروری است که اختلافات و سلایق حاکمیتی خود با مسئولان ایران را در نظر نگیرند و در حمایت از اسلام و حفظ اصل و اساس آن به حمایت از ایران پرداخته و با تمام وجود برای رفع و دفع شرّ دشمنان تلاش کنند و در کنار ملت شریف ایران قرار بگیرند.
بر هموطنان غیور و مسلمان ایران و نیروهای نظامی جان بر کف در میدانهای نبرد نیز لازم است تا در کنار مقاومت و ایستادگی در برابر دشمنان خدا به دنبال حقیقتی برتر و والاتر باشند تا در این پیکار سرنوشتساز و گرفتاریهای پیشرو آنها را نجات دهد و به سرمنزل کرامت و هدایت رهنمون سازد. آری در این پیکارهای آخرالزمانی و نبردهایی که پیش از این در روایات ائمه معصومین ع ذکر شده بود لازم است تا همه ما به دنبال وعده الهی باشیم. همان موعود آخرالزمان که امام باقر ع و دیگر ائمه بزرگوار به آمدنش بشارت داده و هدایت امت را در تبعیت از آن معرفی کردهاند:
«وَ لَيْسَ فِي الرَّايَاتِ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ فَإِذَا خَرَجَ الْيَمَانِيُّ حَرَّمَ بَيْعَ السِّلَاحِ عَلَى النَّاسِ وَ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ الْيَمَانِيُّ فَانْهَضْ إِلَيْهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًى وَ لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيم[6]؛ و در بین پرچمها پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا او به سوی صاحبتان دعوت میکند پس وقتی یمانی خروج کرد فروش سلاح را بر مردم حرام میکند. و زمانیکه یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب که همانا پرچم او پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او روبرگرداند که هر کس چنین کند او اهل آتش جهنم است زیرا یمانی به حق و راه مستقیم دعوت میکند.»
آری اگر معتقدیم که زمان زمان ظهور و این پیکارها نبردهایی آخرالزمانی است پس باید به دنبال پرچم هدایت یمانی باشیم همان «احمد»ی که گنجهای ایران نامش را صدا خواهند کرد و آنها نام رهبر و فرمانده الهی خود را صدا خواهند کرد:
«وَ عَنِ الْبَاقِرِ ع قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى كَنْزاً بِالطَّالَقَانِ لَيْسَ بِذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفاً بِخُرَاسَانَ شِعَارُهُمْ أَحْمَدُ أَحْمَدُ يَقُودُهُمْ شَابٌّ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ عَلَى بَغْلَةٍ شَهْبَاءَ عَلَيْهِ عِصَابَةٌ حَمْرَاءُ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ عَابِرُ الْفُرَاتِ فَإِذَا سَمِعْتُمْ بِذَلِكَ فَسَارِعُوا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ؛ از امام باقر ع وارد شده که فرمود: همانا برای خداوند تعالی گنجی در طالقان است که نه از طلاست و نه نقره بلکه دوازده هزار نفر در خراسان هستند که شعارشان احمد احمد است، جوانی از بنی هاشم، سوار بر قاطری سپید رنگ آنها را رهبری میکند که پیشانی بندی قرمز به همراه دارد. گویی او را میبینم که از فرات میگذرد. پس هر زمان که ندایش را شنیدید به سمتش بشتابید و لو سینه خیز روی برف.»[7]
«ای خداوند، مشركان را به مشركان مشغول دار تا از تطاول بر بلاد اسلاميان باز مانند و از شمار ايشان بكاه تا از شمار مسلمانان نكاهند. ميانشان جدايی افكن تا بر ضد مسلمانان متحدشدن نتوانند. بار خدايا، آرامش از دلشان و نيرومندی از تنشان دور كن و انديشه هر حيله و نيرنگ از قلوبشان بپرداز. به هنگام نبرد با مردان ما دست و پايشان سست گردان و در دلشان بيم افكن تا از جدال و آويز با سلحشوران اسلام عاجز آيند. لشكری از ملائكه خود، همراه با خشم و عذاب خود بر سرشان فرست، آن سان كه در جنگ بدر فرستادی، تا رگ حياتشان قطع كنی و جاه و جلالشان از ميان ببری و جمعشان پراكنده سازی.»[8]