ترامپ دجال و تصویر مسیحایی او
تصویر مسیحایی ترامپ ما را به مهدی هدایت میکند
چکیده
انتشار تصویر مسیحایی ترامپ و واکنشها
چند روز پیش ترامپ تصویری مسیحایی از خود در صفحه شخصیاش منتشر کرد که بهت بسیاری را در پیش داشت. او تصویری با هوش مصنوعی از خود نشان داد که همچون عیسی مسیح در پی شفای بیماران است، درحالیکه تصاویری از شیاطین و سلاحهای نظامی در پس او خودنمایی میکند. در پی واکنش بسیاری از مردم به این تصویر، معاون او جی دی ونس در مصاحبه با شبکۀ فاکس نیوز در توجیه این کار رئیسش گفته که او شوخی کرده و کارش طنز بوده است. به نظر نمیرسد رئیسجمهوری که درگیر یک مصیبت بزرگ به نام ایران مقتدر و بستهشدن تنگه هرمز است، حال و روز شوخی و طنز داشته باشد.
ترامپ از واقعیتی پرده برداشت و اسرار ذهنش را هویدا کرد. او ناخواسته به همگان اعلام کرد که مسیح است و ادعای مسیحایی و ربوبیت دارد. البته او مسیح است، ولی نه آن مسیح موعود خداوند که ظهورش را برای نجات بشریت وعده است، بلکه آن مسیحی که به دجال معروف است. دروغگو و فاسد و جنایتکاری که با توانمندی زیادش در جهان فساد خواهد کرد، اما خود را ارمغانآور صلح میداند.
ترامپ بهصراحت و کرات خود را مصلح دانسته و مکرراً در سخنرانیهایش تا به اکنون با غرور و تکبر در تمجید از خود میگوید که در مدتی کوتاه به چندین جنگ پایان داده است. آنچه مهم است این است که او صلح را از اِعمال قدرت دنبال میکند و معتقد است که با زور و قدرتش در پی صلح است. او بهوضوح نام وزارت دفاع آمریکا را به وزارت جنگ تغییر داد تا شاهدی باشد بر اندیشۀ دیکتاتوری و وحشی خود که در پی جنگ و ویرانی و فساد است.
فلسفۀ علائم ظهور و نقش آنها در شناخت حجت
از امام علی (ع) در مورد دجال وارد شده است که فرمود:
«و هو يقول إليّ إليّ يا معاشر أوليائي فأنا ربّكم الأعلى... و إنّ الدجّال قد أهلك الحرث و النسل و صاح على أغلب أهل الدنيا و يدعو الناس لنفسه بالربوبية فمن أطاعه أنعم عليه و من أبى قتله»[1] «دجال میگوید: بهسوی من بیایید، بهسوی من بیایید، ای دوستان من، چون من پروردگار بزرگ شما هستم... و همانا دجال مالها و جانها را نابود میکند و بر بیشتر اهل دنیا فریاد میزند و مردم را به ربوبیت خود فرامیخواند، پس هرکس از او اطاعت کند به او نعمت میدهد و هرکس به او توجه نکند او را به قتل میرساند.»
اما نکتهای که باید به آن دقت شود این است که بسیاری از اشخاص و جریانهایی که برای اتفاقات آخرالزمان ذکر شدهاند، چراغی برای تشخیص زمان ظهور و شخص منجی آخرالزمان مهدی موعود است. یعنی اینگونه نیست که اهلبیت پیامبر (ص) به ذکر بسیاری از علائم ظهور و ملاحم و فتن آن زمان اقدام کنند، اما هدفی در نظر نداشته باشند. چطور امکان دارد که نام دجال، سفیانی، بنیعباس و... بر زبان اهلبیت معصومین (ع) بیاید ولی هیچ دلیل و نشانهای ما را به شناخت آنها نزدیک نکند. درست است که وظیفۀ واجب مؤمنان شناخت این شخصیتها و جریانها نیست و آنان تنها موظف هستند در پی شناخت مهدی و قائم بوده و او را پیدا کنند و به او ایمان آورده و در خدمت و مطیع او باشند، اما بسیاری از این علائم و شخصیتهای عصر ظهور ما را در رسیدن به مهدی و شناخت او یاری خواهند کرد. سید احمد الحسن در خصوص جریان بنیعباس میگوید:
«ائمه بهخاطر علتی حکیمانه بر آن [نام بنیعباس در آخرالزمان] تأکید فرمودند و علتی والاتر و بزرگتر و روشنتر از این وجود ندارد که آشنایی با نظام حکومت بنیعباس در آخرالزمان برای شناخت قائم آل محمد و دعوتش کافی است چون اهتمام حکومت عباسی نابودی قائم و دعوت و شیعیانش است.»[2]
این گفته نشان میدهد که بسیاری از این جریانات با داشتن علائمی منطقی و روشن ما را به تطبیق آنها راهنمایی میکند تا حتی اگر به خود اجازۀ تطبیق صددرصدی آنها ندهیم، ولی بر ذهنهای منتظران تلنگری خواهد زد بر اینکه از غفلت خارج شده و نگاهشان را به مهدی و راههای شناختش بدوزند که مبادا از او و ظهورش غافل شده و مشغول جای دیگری باشند. مجموعۀ حوادث و اتفاقات مورد اشاره در روایات در جلوی چشمانمان عبور خواهند کرد و برای اهل دقت و انسان منتظر منصف راهی بهسمت کشف حقیقت و یافتن منجی و مهدی خواهد بود.
در این میان، خداوند بسیاری از این علائم را با زبانی ساده و همهفهم به همه منتقل خواهد کرد و برای فهمش نیاز است کمی بصیرت و ذکاوت به خرج داد. در کنار بسیاری از علائم و نشانههای قطعی که استدلال را تمام خواهد کرد، اما شاید برخی از نشانهها نتوان مُهری استدلالی بر آن زد؛ اما دلها و ذهنها را قانع میکند که یا این همان است یا حداقل احتمالش زیاد است و در نتیجه زمان همان زمان است و وظیفۀ منتظر اقتضا میکند با چشمانی شسته و نگاهی به دور از غفلت و بهانه به دنبال مهدی بگردد.
برای مثال، نگاه ساده اما دقیق به اندیشهها و کارهای انجامشدۀ ترامپ و آمریکا نشان میدهد او میتواند مصداق دجال اکبر باشد. در این میان، خداوند کار را تمام کرده و بیوگرافی حقیقی مسیح دجال را به دست خودش به نمایش میگذارد. ترامپ خواسته یا ناخواسته به همگان نشان داد که از شیاطین فرمان میگیرد، ولی با پوششی دروغین از مسیح در منظر مردم حرکت میکند. او به خواست خدا با تصویری که در صفحۀ شخصیاش به نمایش گذاشت که شیاطین در پشتسر او حضور دارند، نشان داده است که ابلیس او را وسیلهای برای جنایتهای خود کرده است. آیا صرف این تصویر میتواند راهنمایی برای کشف راز مسیح دجال باشد؟ شاید نتوان گفت صرف یک تصویر بتواند، ولی این تصویر تنها نیست، بلکه مهری نهایی است بر دیگر شواهد موجود.
برخی از راههای شناخت مهدی
حال از نکتۀ فوق پلی میزنیم به راههای شناخت مهدی و علائم او. در کنار راههای قطعی شناخت مهدی که همان قانون معرفت حجت است، تصاویری در جلوی چشمان ما عبور خواهد کرد که دل منتظران ولی شکاک را میلرزاند و میتواند راهی برای نزدیک شدن به حقیقت باشد. او خود میتواند در مواجهه با دعوت مدعی، آن راهها و شواهد را بيابد، ولی برای نمونه به ذکر دو راه بسنده میکنیم:
پرچم «البیعة لله» و مسئلۀ حاکمیت الهی و ارتباطش با دعوت سید احمد الحسن
در روایات مهدوی وارد شده است که بر روی پرچم مهدی نوشته شده است: «البيعة لله»، یعنی بیعت و حاکمیت فقط از آنِ خداست نه مردم:
«وَ رُوِيَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي رَايَةِ الْمَهْدِيِّ (ع) الْبَيْعَةُ لِلَّهِ عَزَّوَ جَلّ»[3] «روایت شده است که بر روی پرچم مهدی (ع) البیعة لله است.»
دعوت مهدی و قائم (ع) به سوی حاکمیت الله بر روی زمین نشانی از آن است که مردم همگی به دنبال حاکمیت مردم و دموکراسی بوده و از نقش و جایگاه حاکمیت الهی در زمین غافل شدهاند. همانطور که همۀ انبیای الهی و شخص پیامبر اکرم (ص) ستون اصلی دعوتش بر روی حق حاکمیت خداوند بر مردم و ردّ حق حاکمیت مردم بر خودشان بوده است. از همین رو، این پرچم مقدس مهدی (ع) و دعوت بهسوی حاکمیت الله در روایات بهعنوان پرچم پیامبر (ص) و یکی از مهمترین دلائل قطعی شناخت مهدی (ع) معرفی شده است؛ دعوت به حاکمیت اللهی که دقیقاً در مقابل شعار دجال و آمریکا یعنی دموکراسی است و سعی میکند این شعار و نظریۀ سیاسی را به همۀ جهان بقبولاند:
«سپس او و همراهانش که سیصد و اندی هستند، که بین رکن و مقام با او بیعت کردند، از مکه خروج میکنند درحالیکه وصیت و پرچم و سلاح رسول خدا با اوست. و وزیرش نیز همراه اوست. پس منادی از آسمان به نام او و امر او ندا میدهد تا اینکه همۀ اهل زمین میشنوند. اسمش اسم پیامبری است. هرآنچه برای شما مشکل شود [در راه شناخت او] اما وصیت و پرچم و سلاح رسول خدا بر شما مشکل نشود و نفس زکیه از فرزندان حسین. اگر همۀ اینها هم برای شما مشکل شد، پس دیگر صوت از آسمان که به اسم و امر او ندا میدهد نباید برای شما مشکل شود. برحذر باشید از معدود سادات آلمحمد و بدانید که برای محمد و علی تنها یک پرچم است و برای دیگران پرچمها. پس، از زمین تکان نخور و مردی از این سادات را تبعیت نکن هرگز تا اینکه مردی از فرزندان حسین را ببینی که با او وصیت و سلاح و پرچم رسول خداست.»[4]
حال، برای انسان منصف که ادلۀ شناخت قائم و مهدی را همراه سید احمد الحسن میبیند و دهها شاهد دیگر از معجزات و کرامات و... را مشاهده میکند، نکتهای باید او را به خود جلب کند؛ اینکه چرا در این زمان که بسیاری از علائم ظهور منجی محقق شده و دلهای منتظران بهسوی ظهورش روانه شده است، شخصی مثل سید احمد الحسن و دعوتش باید پرچم مبارک البيعة لله را به نام خود و دعوتش ثبت کند؟ منظورم از ثبتکردن این نیست که او جایی و در اداره و سازمانی آن را ثبت کرده باشد، بلکه منظور این است که در نگاه همۀ مردم و محقّقان و اهل معرفت ثبت شده است که این پرچم و این نوشته امروزه نمادی از دعوت سید احمدالحسن است، و هرکس در هر جایی، چه در فضای مجازی و چه بیرون آن، چنین پرچمی ببیند سریع ذهنش بهسمت دعوت سید احمد الحسن میرود. امروز کسی نیست که این پرچم را حمل کند یا بر سردر منزل و خودرویش بزند، اما او را جزو انصار سیداحمد الحسن ندانند و در نتیجه با او برخورد میکنند؛ و کسی نیست با خود بگوید که این صرفاً یک نوشتۀ مقدس بلکه پرچم مهدی (ع) است که در روایات بدان تصریح شده است.
یمانی و دعوت پیش از ظهور
نمونۀ دوم خود عنوان «یمانی» است. یمانی در روایات اسلامی بهعنوان فرستادۀ امام مهدی (ع) قبل از ظهور خود ایشان بیان شده است. او فرستادهای معصوم از سوی امام است تا مردم را بهسمت ایشان دعوت کرده و راه هدایت را برایشان بگشاید. امام باقر (ع) فرمودند:
«در ميان پرچمها، راهنماتر از پرچم يمانی نباشد، كه آن پرچم هدايت است؛ زيرا شما را به صاحبتان دعوت میکند. و هنگامی كه يمانی خروج كند، خريد و فروش سلاح را براى مردم و هر مسلمانی حرام میکند؛ و چون يمانی خروج كرد، بهسوی او بشتاب كه همانا پرچم او پرچم هدايت است. هيچ مسلمانی را روا نباشد كه از آن پرچم رو برگرداند؛ پس هر كس چنين كند او از اهل آتش است، زيرا او بهسوی حقّ و راه مستقيم فرامیخواند.»[5]
چرا عنوان «یمانی» با دعوت سید احمد الحسن شناخته میشود؟
اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم است شیعیان اهلبیت (ع) و منتظران واقعی چشم به ظهور یمانی و پرچم هدایت او داشته باشند. ظهور دعوت امام مهدی (ع) و خروج از غیبتش و هدایت مردم، ابتدا با یمانی آغاز خواهد شد. حال چرا این عنوان به نام دعوت سیداحمد الحسن در جهان و در بین محققان شناخته و ثبت شده است؟ حتی مخالفان و بلکه معاندان این دعوت نیز او را ناخواسته به یمانی ذکر میکنند و انصار او را یمانیها و دعوتش را دعوت یمانی مینامند. همۀ اینها خواسته یا ناخواسته از او و دعوتش با عنوان یمانی یاد میکنند، بدون اینکه راهی برای شناخت یمانی حقیقی داشته باشند. چطور ممکن است که خداوند ما را به شناخت و تبعیت از یمانی امر کند، ولی در همان هنگامۀ ظهور ایشان که قلبها و ذهنها به دنبال رهبری الهی هستند مدعی دروغینی این عنوان را به نام خود و دعوتش ثبت کند و بسیاری از مؤمنان را با خود گمراه کند؟ از رحمت خدا به دور است که هم عنوان یمانی و هم پرچم البیعة لله و هم وصیت رسول خدا (ص) و هم رؤیاهای صادقه و دیگر امور از علوم الهی و مهدوی و کرامات و معجزات همه و همه ناگهان در وقت ظهور به نام یک مدعی دروغین ثبت شود؛ بلکه بالعکس این دلیل و راه قانعکنندهای است برای دقت بیشتر به ادلۀ دعوت سیداحمد الحسن.
او سالهاست که مؤمنان را به حق دعوت میکند و از روزهای نگرانکننده هشدار میداده است. امروز برای نجات از دست دجال و سفیانیها و هر برنامۀ خطرناکی که برای جامعۀ مسلمانان و مخصوصاً شیعیان و ملت شریف ایران در نظر دارند، باید دست به دامن رهبری الهی باشیم.
وصیت پیامبر (ص) و مسئلۀ نجات امت
خداوند متعال و پيامبر مهربانش امت مسلمان را برای چنین روزهای خطرناکی رها نکردهاند و پيامبر (ص) و اهلبیت پاکش (ع) در روایات و نصایحشان برای این روزهای ما راه نجات معرفی کردهاند. راه نجاتی که از وصیت شب وفاتش میگذرد، همان وصیتی که ایشان (ص) فرمودند تا روز قيامت شما را از گمراهی نجات خواهد داد. سیدبن طاووس از علمای بزرگ شیعه به پسرش مینویسد:
«فَإِنَّ الْبُخَارِيَّ وَ مسلم فِي صَحِيحَيْهِمَا (صحيح البخاري 6: 11، صحيح مسلم 3: 1259 حديث 21، 22)، وَ كُلَّ مَنْ لَهُ صِدْقٌ وَ أَمَانَةٌ مِنْ رُوَاةِ الْمُسْلِمِينَ ذَكَرُوا بِلَا خِلَافٍ أَنَّ جَدَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ عِنْدَ وَفَاتِهِ: «ايتُونِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَا تَضِلُّوا بَعْدِي أَبَداً»[6] «همانا بخاری و مسلم در کتابشان و همینطور هرکسی از راویان مسلمان که صادق و امانتدار بودند بدون اختلاف ذکر کردهاند که جدّ تو حضرت محمد (ص) در زمان وفاتش گفت: «کاغذ و دواتی برایم بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که تا ابد گمراه نشوید.»
وصیتِ حافظ از گمراهی امت تا روز قیامت یعنی وصیتی کاربردی برای نجات امت در زمان ظهور و بعثت قائم (ع). همان وصیتِ تنهایی که شیخ طوسی در کتاب غیبت خویش آن را ذکر کرده و نام فرزند امام مهدی (ع) را نیز بهعنوان اولین از مؤمنان و نزدیکان به امام مهدی (ع) ذکر کرده است:
«... و ايشان دوازده اماماند. بعد از آن دوازده مهدی هستند. [پس وقتی زمان وفاتش فرا رسيد] او باید خلافت را به فرزندش كه اولين نزدیکان است بسپارد، و برای او سه نام است؛ يک نامش مانند نام من ونام پدر من است و آن عبدالله است و احمد، و سومين نام مهدی است و او اولين مؤمنان است.»[7]
آری، اولین از نزدیکان و مؤمنان به امام مهدی پسرش احمد است که او همان یمانی موعود و صاحب پرچم هدایت و نجات امت است. خداوند راه دیگری را برای نجات وهدایت این امت معرفی نکرده است:
«... و إياك و شذاذ من آل محمد، فإن لآل محمد و علي راية و لغيرهم رايات، فالزم الأرض و لا تتبع منهم رجلا أبدا- حتى ترى رجلا من ولد الحسين، معه عهد نبي الله و رايته و سلاحه»[8] «برحذر باشید از معدود سادات آلمحمد، و بدانید که برای محمد و علی تنها یک پرچم است و برای دیگران پرچمها. پس، از زمین تکان نخور و مردی از این سادات را تبعیت نکن هرگز، تا اینکه مردی از فرزندان حسین را ببینی که با او وصیت و سلاح و پرچم رسول خداست.»