موشکهایی از جنس یقین
سلاح فوقاتمی مؤمن در برابر آمریکا
چکیده
ایران و توان شکست آمریکا؟
امروز و بعد از گذشت بیش از دو ماه از شروع تجاوز ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، شاهد آتشبسی بسیار شکننده هستیم. درگیریهایی در تنگۀ هرمز بین ایران و آمریکا برقرار است. حملاتی از سوی آمریکا به برخی اسکلههای جنوبی ایران صورت گرفت. همه منتظر پاسخ ایران به آخرین پیشنهاد توافق آمریکا هستند و جهان در انتظار نتیجۀ این جنگ نشسته است که آیا صلحی جامع محقق خواهد شد یا دوباره حملات و درگیریها شروع خواهد شد، یا با ادامۀ آتشبسی شکننده و البته همراه با مسدود ماندن تنگۀ هرمز و عواقب آن همراه خواهیم بود؟
آنچه در ذهن بسیاری از مردم و خصوصاً جامعۀ ایمانی مطرح است، این است که آیا ایران توان مقابله با نیروهای ابرقدرت شیطانی را دارد یا خیر؟ آیا ایران میتواند با ارتش بسیار قدرتمند آمریکا مبارزه کرده و او را شکست دهد؟ مسئله تنها مقاومت و دفاعی که از جنس مقاومت باشد نیست. به عبارت دیگر، بحث این نیست که ایران باید از خود دفاع کند و تسلیم نشود و تا لحظۀ آخر به مقاومت ادامه دهد، ولو به نابودیاش منتهی شود. این مسلم است؛ ایران از خود دفاع کرده است و دفاع خواهد کرد، تسلیم نشده است و تسلیم نخواهد شد، ولو اینکه همهچیزش را از دست بدهد یا نابود شود. بلکه مسئله این است که آیا ایران میتواند قدرتهای بزرگ نظامی جهان را شکست دهد؟ اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجۀ ایران، در پاسخ به این سؤال که آمریکا ابرقدرت است و آیا شما میتوانید ابرقدرت را شکست دهید، گفت: «ما هم ابرقدرتیم.» آیا ایران واقعاً ابرقدرت است و توان شکست آمریکا را دارد؟ سلاحهای ایران چیست که بتواند با لشکر عظیمی از پیشرفتهترین سلاحهای نظامی آمریکا مقابله کند؟ ترامپ، رئیسجمهور فاسد آمریکا، مدام تکرار میکند که ما نیروی هوایی و دریایی ایران را نابود کردیم و تا هشتاد درصد ظرفیت موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران را نیز از بین بردیم و همچنین بسیاری از کارخانههای تولید موشک و پهپاد را هدف قرار دادیم و ایران نمیتواند مثل قبل به تولید آنها اقدام کند. بر این اساس، ایران تا کجا میتواند این جنگ را ادامه دهد و آیا سلاحی برای ادامۀ جنگ برایش مانده است؟ و آیا قدرت تولید موشک و پهپاد دارد یا خیر؟
و این تنها از بُعد نظامی ماجرا است. از بُعد اقتصادی، آیا ایران توان ادامۀ این جنگ را خواهد داشت؟ محاصرۀ اقتصادی ایران توسط آمریکا و قطع روابط تجاری با برخی همسایگان نظیر امارات، تخریب گستردۀ زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران و نیاز به بازسازی آنها، تورم افسارگسیخته و نیاز بیشتر مردم به توجه دولت، بیکاری، فرار سرمایهها و توقف تولیدات و... همه و همه حملاتی کوبنده از بُعد اقتصادی به ایران در این جنگ خواهد بود. و باز این سؤال مطرح و تکرار میشود که آیا ایران توان نهتنها مقاومت بلکه شکست آمریکا و پیروزی خودش را خواهد داشت؟ سلاح کارساز ایران چیست؟ موشک و پهپاد یا قدرت بستن تنگۀ هرمز؟ موشکها و پهپادهایش تا کجا او را سرپا نگه میدارد؟ بستن تنگۀ هرمز تا چه زمانی و چگونه میتواند نجاتش دهد؟ آیا احتمال دارد که جهان برای عواقب بستن تنگۀ هرمز راهی پیدا کند تا این سلاح نیز از کار بیفتد؟
نقش ایمان و دین
آنچه در یافتن پاسخ به این سؤال میتواند کمک کند، این است که برگردیم و ببینیم ایران کجاست و مردمش چه کسانی هستند و چرا این جنگ اتفاق افتاد و نگاه مردم مقاوم و جنگجوی ایران چیست؟ آیا این جنگ، یک جنگ سیاسی ـ جغرافیایی است؟ یعنی آیا صرفاً بر سر اختلاف مرزها و محدودۀ جغرافیایی بین دو کشور جنگی صورت گرفته است؟ یا اختلاف بر سر سیاست و چگونگی حکومت و تعامل با جهان، مخصوصاً آمریکا و رژیم صهیونیستی است؟ تا بدینجا، ظاهراً این جنگ نه به خاطر اختلاف مرزها پیش آمده و نه ادامه داشته است؛ همچون جنگ بین روسیه و اوکراین که بند اساسی مذاکرات آنها در محدودۀ جغرافیایی و مرزها و عقبنشینی از تصرفات است. اما از بُعد سیاستهای کلان حاکم بر ایران، مواردی وجود دارد که باعث شده است دشمنان به بهانۀ آنها دست به تجاوز بزنند؛ مواردی همچون سیاست دستیابی به برنامۀ صلحآمیز هستهای، داشتن موشکهای دوربرد و کمک به شبهنظامیان مظلوم در لبنان و فلسطین و ... .
آنچه مهم است به آن توجه شود، این است که بسیاری از این سیاستها در راستای اندیشۀ ایمانی و اسلامی مردم ایران شکل گرفته است؛ یعنی نباید فاکتور ایمان و اعتقاد به دستورات اسلامی را نادیده گرفت. انقلاب سال ۱۳۵۷ مردم ایران به رهبری یک روحانی مذهبی و برای ایجاد یک جامعۀ اسلامی شکل گرفت و در ادامه، بر اجرا و مدیریت کشور بر اساس دستورات اسلام (فارغ از میزان موفقیت آن) تلاش شد. اسلام به مردم مسلمان توصیه میکند که صدای فریاد مظلومیت دیگر مسلمانان را بشنوند و در مقابل ظالمان و تجاوزگران بایستند و به دیگر مسلمانان کمک کنند.[1] همین امر سبب شد تا کمکم حاکمیت ایران با کمک به مبارزان مسلمان و مظلوم لبنان و فلسطین به مرزهای آنجا کشیده شود. دستور قطعی قرآن به آمادگی تمام عیار مسلمانان در مقابله با دشمنان[2] نیز باعث توجه به ساخت موشکهای بالستیک و دوربرد و تولید پهپادهای نظامی و همچنین فناوریهای هستهای و پیشرفت در این زمینه شد. همچنانکه اسلام دستور میدهد از دوستی با یهود و نصارا بپرهیزند[3] و همانطور که با خود مهربان هستند، با کافران به شدت و غلظت رفتار کنند.[4]
سلاح فوقاتمی یقین
ایران و حاکمان آن باید بدانند که لازم و واجب است تا با هرآنچه در توان دارند، بهسمت قدرتمند شدن نظامی حرکت کنند و این شامل دست یافتن به سلاحهای اتمی نیز میشود؛ یعنی برای بازدارندگی از حملات دشمنان و سوءقصدهای آنان، چنین کاری لازم است. سید احمد الحسن در این باره، در پاسخ به سؤالی گفتند:
«... در این جهانی که آکنده از شیاطینی است که سلاح هستهای در اختیار دارند، داشتن سلاح بازدارنده مشابه برای کسانی که در ایران توان دستیابی به آن را دارند یک واجب دینی و اخلاقی است.»[5]
اما آنچه برای جامعۀ مسلمان و افسران و سربازان مسلمان و دلیر ایران لازم است، این است که بدانند برای پیروزی و شکست دشمن، به سلاحی فراتر از همۀ اینها نیازمندند. لازم است بهدنبال سلاحی فوقاتمی باشند تا بتوانند مسیر حرکت ایمانی خویش را حفظ کنند و به سرانجام نیک در شکست ظالمان دست یابند.
سید احمد الحسن در این باره ما را به آن سلاح اصلی مؤمن توصیه میکند. ایشان در مقدمۀ جلد سوم کتاب متشابهات نوشتند:
«و به یقین برسید، که فرزند آدم تنها با یقین بهرهمند میشود و کفِ دستی از رحمت خدا برمیگیرد، که اینچنین نوح پیامبر، ابراهیم خلیل، موسای کلیم، عیسای مسیح، محمدبن عبدالله و ائمۀ اطهار علیهمالسلام فرمودند: «خُذ عَلی قَدْر یَقینِک» «به اندازۀ یقینت برداشت کن»، و اینکه انسان را (بهرهای) جز آنچه خود کرده، نیست، و اولیای خداوند تنها با یقین، مردگان را زنده میکنند و بیماران را شفا میبخشند.»
آری، یقین همان سلاح قدرتمند مؤمن است که با آن نه قدرتی بهمثابۀ بمب اتم، بلکه قدرتی بهمثابۀ قدرت خدا خواهد داشت. آیا قدرتی بالاتر از قدرت خداوند متعال وجود دارد؟ نهتنها وجود ندارد، بلکه در مقابل خداوند هیچ قدرتی اصلاً وجود ندارد. خدا وجود مطلق است و مخلوقات عدمهایی بیش نیستند. اولیای خدا با این قدرت و این یقین بوده است که مردگان را زنده میکردند. آیا آمریکا این قدرت را دارد که مردگان را زنده کند؟ در جای دیگری، سید احمد الحسن در سؤال ۶۹ متشابهات به این یقین اشاره کرده و نوشته است:
«در واقع، عصای موسی آن عصایی (که در دستش بود) نبود؛ بلکه عصای حقیقی موسی که با آن دریا را شکافت، عبارت بود از کلمات خداوند: (كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ)[6] (هرگز، پروردگار من با من است و مرا راهنمایی خواهد نمود) و همان یقین راسخ در قلب موسی (ع) بود.»
همراهان موسی پس از فرار از دست فرعونیان، با سد بزرگی از امواج خروشان دریا مواجه شدند؛ درحالیکه سپاهیان فرعون در تعقیب آنها حرکت کرده بودند. کمکم صدای پای اسبان سپاه فرعون شنیده شد که به آنان نزدیک میشدند و خوف و ترس در دل مؤمنان جای گرفت و پس از مشاهدۀ سپاه گفتند:
(فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ)[7] (هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم!»).
در اینجا بود که موسی نشان داد با همه فرق دارد و قدرتی دارد از جنس یقین و گفت هرگز چنین نخواهد شد، زیرا خدا با من است و مرا هدایت خواهد کرد. و این یقین بود که باعث شد هدایت الهی برسد و با یقینش عصا را تبدیل به یک سلاح فوق بشری ساخت.
دقیقاً در لحظهای که امیدها به ناامیدی بدل میشود و خوف و ترس در دلها قرار میگیرد، فرج خدا خواهد رسید؛ ولی مؤمنان واقعی هرگز از یقین جدا نبوده و لحظهای شک به دل راه نمیدهند. امروز نیز ما مردم ایران باید بدانیم که نباید لحظهای اجازه دهیم شک و تردید جای یقین را در دلهایمان بگیرد و از ترس فرعونیان زمان جا خالی کرده، گمان کنیم کارمان تمام است و آمریکا بر ما غالب خواهد شد. همان خدایی که کشتی نوح را در تلاطم دریا به ساحل نجات رساند و همان خدایی که فرعونیان را در دریا غرق کرد، همان خدا نیز میتواند با ضربۀ فرشتۀ مأمور، ناو بزرگ آمریکا یعنی ناو «جرالد آر فورد» را آتش زده و به آهنپارهای بیخاصیت تبدیل کند. سید احمد الحسن این خبر غیبی را به ما داده و در این باره خطاب به سربازان و افسران آمریکایی گفتند:
«همچنین با قدرت به یاد داشته باشید که مروارید نیروهای مسلح آمریکا و بهترین و گرانبهاترین بخش نظامی آن، یعنی ناو هواپیمابر «جرالد آر فورد» را فرشتۀ پروردگار هدف قرار داد و آن را به آهنپارهای بیفایده تبدیل کرد و این جز هشدار و آغاز و نشانهای از نشانههای خداوند و اشارهای از سوی پروردگار نیست، اگر تعقل کنید. پس جنگ را ترک کنید که برای شما بهتر است وگرنه مرگ در دنیا و جهنم در آخرت در انتظار شماست و پروردگاری که آن ناو هواپیمابر را به آهنپارهای تبدیل کرد، برایش آسان است که آمریکا را در افروزۀ آتش بیفکند و آن را نیز به چیزی بیفایده بدل گرداند. شما خشم و غضب او را برای خود میخوانید و در عذابش شتاب میکنید؛ پس برحذر باشید و گمان نمیکنم بیشتر شما چنین کنید.»[8]
سید احمد الحسن در ادامۀ مقدمۀ کتاب متشابهات نوشتند:
«ای عزیزان! بدانید که یقین، کلید دروازهٔ اعظم الهی است، و در چشم آنکس که یقین دارد هیچ نیرویی جز به خداوند نیست (لا قوّة إلا بالله)، فراعنه ـ آمریکا و جیرهخواران حقیرش ـ پستتر و حقیرتر از مگسی میشوند و چگونه در نظر او که در غار استوار الهی آرمیده، اینچنین نباشد!»
آمریکا و همراهانش در نگاه اولیای خدا، همچون سید احمد الحسن، حقیرتر و ضعیفتر از مگس هستند و همین یقین سبب میشود با اعتمادبهنفس و قدرتی تابیده از قدرت الهی، به این ضعیفتر از مگس نگاه کند. پس مؤمن مسلمانی که در کلاس درس ائمهٔ اطهار (ع) درس آموخته است، باید خود را به این سلاح فوقاتمی مجهز کند تا همانگونه که اولیای خدا با این سلاح مردگان را زنده کرده و بیماران را شفا میدادند، او نیز به نبرد با کفار پرداخته و این مگسان را زیر پای قدرت ایمانی خویش له کند. ممکن است در این بین سختیهایی وجود داشته باشد، اما شک نکنیم خداوند بر امر خویش غالب است و سرانجامِ مؤمنانِ واقعی به خداوند و متوکلان بر او چیزی جز پیروزی نخواهد بود:
﴿وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴾[9] (و اینچنین یوسف را در زمین تمکین دادیم و به او از تعبیر خوابها بیاموزیم و خدا بر کار خویش غالب است، ولی بیشتر مردم نمیدانند).
دکتر توفیق مسرور، از مؤمنان به دعوت یمانی، در صفحۀ شخصی خود نوشتند:
«خطاب به بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ و دیگر اعضای باند اپستین و کسانی که از آنان پیروی میکنند: درست است که شما امروز تقریباً همهچیز در اختیار دارید، اما امروز یک چیز کم دارید؛ خدا با ایران است نه با شما!»[10]
در روایات اسلامی، از یقین بهعنوان نعمتی برتر از اسلام و ایمان و تقوا یاد شده است؛ نعمتی که چیزی بالاتر از آن وجود ندارد. امام رضا (ع) فرمودند:
«إِنَّ الْإِيمَانَ أَفْضَلُ مِنَ الْإِسْلَامِ بِدَرَجَةٍ وَالتَّقْوَى أَفْضَلُ مِنَ الْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ لَمْ يُعْطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْيَقِينِ»[11] «همانا ایمان با درجهای از اسلام برتر است و تقوا با درجهای از ایمان برتر است و به بنیآدم چیزی برتر از یقین داده نشده است.»
امتحان مردم عراق با آمریکا
سید احمد الحسن در ادامه خطاب به انصار و مؤمنان نوشتند:
«خویشتن را بسنجید و آن را بر حق عرضه بدارید تا وسعت یقینی را که دارید بشناسید. ببینید آیا این آمادگی را دارید که امروز خود و اموال خود را همراه با حسینبن علی (ع) در معرض نابود شدن قرار دهید، یا اینکه در سیاهیهای تاریکیهای این دنیای پست و حقیر، اعم از حب زندگی، جاه، مال و فرزندان، بیمناک و ناپایدارید. ای عزیزان، بدانید که حسین (ع) همان ذبیحالله و راه حسین (ع) همان پناهگاه استوار الهی است.
ای عزیزان، چه بسیارند در این زمان کسانی که به حسین (ع) نامه نوشتند و گفتند: پیش آی، ای پسر رسول خدا، که تو را لشکری گردکرده، فراهم است؛ ولی هنگامی که نزدشان آمد و خداوند آنها را با اندکی از میراث دنیا و ترس از دجّال بزرگ (آمریکا) آزمود، گفتند: ﴿فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ﴾[12] (ما اینجا مینشینیم، تو و پروردگارت بروید و با آنها نبرد کنید) و گفتند: ﴿لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ﴾[13] (امروز ما را توانِ جالوت و سپاهش نیست) و اهل کوفهٔ این زمان چنین تکرار کردند؛ پس برای آنچه پیش فرستادند و زبانهایشان به باطل گویا شد، نگونساری بر آنها باد! اینها همان فرزندان قاتلان حسینبن علی (ع) هستند.»
سید احمد الحسن حملهٔ آمریکا به عراق را امتحانی از سوی خداوند تعالی برای ادعای منتظران امام مهدی (ع) دانسته و مسلمانان و شیعیان عراق، مخصوصاً نجف و کوفه، را بابت کوتاهی در نبرد با آمریکا مذمت میکند. آنها نهتنها به نبرد برنخاستند، بلکه برخی از آنان به سخنان باطل دهان گشودند و مردم را از نبرد با آمریکا منع کردند.
سید احمد الحسن این جماعت را به بنیاسرائیل تشبیه کرد؛ آنجا که پس از نجات از دست فرعونیان، از دستور حضرت موسی (ع) برای ورود به سرزمین مقدس و مبارزه با ظالمان آنجا سرپیچی کردند و گفتند: «ما اینجا مینشینیم، تو و پروردگارت بروید و با آنها نبرد کنید.» همانطور که برخی از سپاه طالوت از سپاه جالوت ترسیده و در خود یارای مبارزه با آنان را نمیدیدند. آنها بهجای اینکه با یقین کامل به دستورات عمل کنند و با تکیه بر خداوند متعال از هیچ سپاهی نترسند، ترجیح دادند به ایمان ظاهری اکتفا کنند و از نبرد بهراسند.
امروز نیز اگر مؤمنان از آمریکا و دیگر فراعنه ترس به دل خود راه دهند و نسبت به نبرد کوتاهی و سستی به خرج دهند، بلای آوارگی و سرگردانی بنیاسرائیل نصیبشان شده و خواری و ذلت در مقابل کفار را به چشم خواهند دید.
یقین زیر پرچم هدایت
امروز وقت آن رسیده است تا مؤمنان و منتظران واقعی که به وعدههای خداوند متعال ایمان دارند و با قلبی سرشار از یقین و اعتماد چشم به ظهور منجی دوختهاند، بدانند که امام مهدی (ع) فرزند و فرستادهٔ خویش را بهسوی مردم فرستاده است. مسلمِ زمان بهسوی ما آمده است تا ببیند نامههای ما برای امام مهدی (ع) چقدر حقیقی یا چقدر فریبنده است. سید احمد الحسن همان یمانی موعودی است که ائمهٔ اطهار (ع) ما را به ظهور پرچم حقش در آخرالزمان بشارت دادند و اکنون لازم است با لبیک به یمانی موعود، به امام زمانمان نشان دهیم که نداهای «عجل لولیک الفرج» ما از روی صداقت بوده است.
سید احمد الحسن در انتهای سخنانش از جامعهٔ ایمانی گله کرده و میگوید:
«به خدا سوگند، بهسوی آنها نیامدیم مگر پس از اینکه هر صبح و شام ما را با تضرّع و زاری بهسوی خود فراخواندند، درحالیکه از ظلم و جور ظالمان و فراعنه به تنگ آمده بودند؛ اما آن هنگام که در میانشان آمدیم، با ما به ستیز پرداختند و شمشیری آخته بهسوی ما کشیدند و بهجای دوستدارانشان، یاوری برای دشمنانشان شدند؛ پس وای بر کسی که در روز قیامت دوستانش دشمنانش باشند و دشمنش جدم رسول خدا (ص) باشد. راضی به حکمیت خداوند هستیم و... و... وعدهگاه ما قیامت است و جهنم منتظر آنهاست که به آن میرسند؛ و چه بد جایگاهی برای واردشوندگانش است!
ای انصار خدا! ای انصار انبیا و فرستادگان! ای انصار حسین (ع)! ای انصار امام مهدی (ع)! تقوای الهی پیشه کنید و یقین داشته باشید و بنگرید که با امانت امام مهدی (ع) در نزد خویش چگونه رفتار میکنید:
(قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ.... قَالَ إِنی لَیَحْزُنُنی أَن تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخَاف أَن یَأْکلَهُ الذِّئْب وَ أَنتُمْ عَنْهُ غَفِلُونَ)[14] (گفتند: ای پدر، چيست که ما را بر يوسف امين نمیشماری؟! حال آنکه ما خيرخواه او هستيم!.... گفت: اگر او را ببريد، غمگين میشوم و میترسم از او غافل شويد و گرگ او را بخورد).»
پانویسها:
-
[1]
رک: کلینی، کافی، ج2، ص162.
-
[2]
سورۀ انفال، آیۀ 60.
-
[3]
سورۀ مائده، آیۀ 51.
-
[4]
سورۀ فتح، آیۀ 29.
-
[5]
احمد الحسن، ۲۰ رمضان ۱۴۴۷ هـ.ق:
https://www.facebook.com/share/p/1C4NSX5w9n
-
[6]
سورۀ شعراء، آیۀ 62.
-
[7]
سورۀ شعراء، آیۀ 61.
-
[8]
احمد الحسن، 6 شوال 1447 هـ:
-
[9]
سورۀ یوسف، آیۀ 21.
-
[10]
https://x.com/masrourtawfik/status/2037284620358590952?s=46
-
[11]
ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص445.
-
[12]
سورۀ مائده، آیۀ 24.
-
[13]
سورۀ بقره، آیۀ 249.
-
[14]
سورۀ یوسف، آیۀ 11 و 13.