مفهوم علم در رسالت مهدی (ع)؛ از نشر معرفت تا اقامۀ عدل

مفهوم علم در رسالت مهدی (ع)؛ از نشر معرفت تا اقامۀ عدل

چکیده

رسالت مهدی (ع) در آموزه‌های اسلامی، تنها به برپایی عدالت اجتماعی محدود نیست، بلکه با نشر علم الهی و تربیت انسان آغاز می‌شود. این مقاله با تکیه بر آموزه‌های سید احمد الحسن، جایگاه علم را به‌عنوان محور رسالت مهدوی و زیربنای تحقق عدل جهانی بررسی می‌کند. ابتدا مفهوم عدالت در اندیشۀ اسلامی، رویکردهای سکولار و نگاه مهدوی مقایسه می‌شود، سپس علم حقیقی به‌عنوان دانشی الهی و ربانی که در وجود امام معصوم تجلی می‌یابد، تبیین می‌گردد. همچنین نقش امام به‌مثابۀ واسطۀ فیض الهی و کارکرد اجتماعی علم در شکل‌گیری جامعۀ مهدوی تحلیل می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در اندیشۀ سید احمد الحسن، عدالت محصول تحول معرفتی و اخلاقی انسان است و دولت مهدوی بر پایۀ گسترش علم الهی، تربیت انسان و تحقق رحمت، صداقت و قناعت استوار خواهد شد.

 مقدمه

مهدی (ع) در آموزه‌های اسلامی، منجی رهایی‌بخشی است که با ظهورش، زمین را از عدل‌وداد لبریز می‌سازد، همان‌گونه که از ظلم و ستم آکنده شده بود.[1] می‌آید تا جان‌های خفته را بیدار سازد، ارواح آشفته را در مسیر حق صیقل و پرورش دهد و انسان را با حقیقت خویشتن خویش آشتی دهد؛ تا بازگشت به فطرت و صلح با خالق، راه رهایی انسان از اسارت جهل و ظلم شود. در روزگار پرآشوب آخرالزمان، که غفلت، جان‌ها را در غبار فراموشی پیمان الهی فروبرده است، دستی از آستین رحمت پروردگار برمی‌آید تا انسان را به یاد عهد نخستین بازگرداند و او را به انسانیت راستین خویش پیوند دهد.

در این مسیر، علم و معرفت نقشی بنیادین دارد؛ چراکه اصلاح عالم جز با اصلاح فهم انسان ممکن نیست. رسالت مهدی (ع) تنها اقامۀ عدل بیرونی نیست، بلکه برپایی عدالت در درون انسان از رهگذر معرفت الهی است. ازاین‌رو، مهدی (ع) حامل و معلم علمی است که از جانب خداوند نازل می‌شود؛ علمی که ظلمت جهل را می‌زداید و زمین را به نور حکمت روشن می‌کند.

سید احمد الحسن در تبیین این حقیقت، علم را جوهرۀ دعوت مهدوی و محور تحقق عدل جهانی می‌داند؛[2] دانشی که نه ابزار قدرت، بلکه راهی برای تربیت، تزکیه و رساندن انسان به کمال توحیدی است. بر این اساس، پژوهش حاضر می‌کوشد جایگاه علم در رسالت مهدی (ع) را بر پایۀ آموزه‌های سید احمد الحسن بررسی کند و نسبت آن را با برپایی عدالت جهانی تبیین نماید.

 

تحقق عدل جهانی

از آنجا که علم در رسالت مهدی (ع) راهی به‌سوی تحقق عدالت است، در این بخش چیستی و مراتب عدل را بررسی می‌کنیم.

 

۱. مفهوم عدالت در اندیشۀ مسلمانان

واژۀ «عدالت» در لغت به معنای انصاف، داوری و قرار دادن هر چیز در جای خود است و در برابر «ظلم» قرار دارد؛ ظلم یعنی نهادن چیزی در غیر موضعش، و عدل یعنی رعایت تناسب و حق هر چیز.[3]

در فلسفۀ مسلمین، عدل نه‌تنها در رفتار اجتماعی بلکه در نظام هستی نیز معنا دارد: جهان بر پایۀ عدل بنا شده و هر موجود جایگاه خاص خود را دارد. از دید حکمایی چون ملاصدرا، عدل عبارت است از هماهنگی میان اجزا با نظام کلی وجود؛ بدین معنا که هر قوه، هر نفس و هر مرتبه از هستی در حد و جای خویش قرار گیرد.[4] در این نگرش، عدل اصل بنیادین نظم عالم و شرط بقای آن است.

 

۲. عدالت در نظام‌های سکولار

در نظام‌های سکولار ـ یعنی نظام‌هایی که دین و وحی را از عرصۀ سیاست و قانون جدا کرده‌اند ـ عدالت معمولاً در دو معنای محدود تعریف می‌شود:

الف. عدالت توزیعی (Distributive Justice):

یعنی توزیع منصفانۀ منابع، فرصت‌ها و حقوق میان افراد. این نوع عدالت در اندیشه‌هایی چون جان راولز (John Rawls) مطرح است که عدالت را به معنای «انصاف» (justice as fairness) می‌داند و بر دو اصل آزادی برابر و جبران نابرابری‌ها تأکید دارد.[5]

ب. عدالت رویه‌ای (Procedural Justice):

یعنی مساوات در برابر قانون و رعایت قواعد مشترک، بدون توجه به دین، نژاد یا طبقۀ اجتماعی.[6]

در این سطح، نظام‌های سکولار توانسته‌اند تا حدودی عدالت حقوقی و اجتماعی نسبی برقرار کنند؛ مانند برابری مدنی، منع تبعیض نژادی و دسترسی عمومی به آموزش و خدمات. با این‌ حال، پرسش بنیادین آن است که آیا در نظام‌هایی که عدالت را صرفاً براساس عقل بشری و قراردادهای اجتماعی تعریف می‌کنند، می‌توان از تحقق حقیقی عدل سخن گفت؟

 

۳. عدالت حقیقی در اندیشۀ مهدوی

در اندیشۀ مهدوی، عدالت نه صرفاً یک نظام حقوقی یا اجتماعی، بلکه غایت رسالت الهی در زمین است؛ غایتی که در پرتو علم و هدایت امام، به‌صورت عینی و جهانی تحقق می‌یابد. در همین راستا، سید احمد الحسن بیان می‌کند:

«.... آنچه باید بدانیم این است که عدالت عمومیِ انسانی که در دولت مهدی گسترده خواهد شد، عامل اصلی در فراگیر شدن عدل‌وداد و به‌دنبال آن، از بین رفتن فقر و نیاز مادی خواهد بود. در دولت مهدی، انسان‌ها ولو به اندازه‌ای با خدای خود عادل هستند آنگاه که با عبادت و شکر و اخلاص به او توجه کنند؛ و انسان‌ها با جامعۀ اطراف خود نیز به عدالت رفتار می‌کنند، چراکه افراد آنچه را برای خود می‌پسندند برای دیگران نیز می‌پسندند. به عبارت دیگر، اخلاق الهی که مهدی آن را منتشر می‌کند و جامعۀ انسانی به آن آراسته می‌شود، بعد از این‌که فقر روحی را ریشه‌کن می‌کند، باعث از بین رفتن فقر مادی می‌شود؛ و این پدیده در سطح فرد و جامعه رخ خواهد داد. انسانی که از لحاظ روحی به غنا و بی‌نیازی رسیده، به‌واسطۀ قناعت ـ که گنجی است تمام‌نشدنی ـ قطعاً از نظر مادی هم غنی و بی‌نیاز است. چنین جامعه‌ای که از نظر روحی غنی است، با سرپرستی اجتماعی و اقتصادی، فقر مادی را از تمام اعضایش دور می‌سازد.»[7]

این فراز، یکی از روشن‌ترین تبیین‌ها از نسبت علم و عدل در دولت مهدوی را در بر دارد. در نگاه سید احمد الحسن، عدالتِ جهانی نه با زور قانون و قدرت سیاسی، بلکه با تحول معرفتی و اخلاقی انسان آغاز می‌شود. در دولت مهدی (ع)، علم الهی که در جان انسان‌ها نفوذ می‌کند، نخست فقر روحی را ـ که ریشۀ همهٔ نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌هاست ـ از میان برمی‌دارد. وقتی انسان به معرفت خدا دست یابد و با عبادت و شکرگزاری، رابطۀ خویش را با پروردگار سامان دهد، روح او به بی‌نیازی می‌رسد و در نتیجه، رفتار عادلانه‌اش نسبت به دیگران نیز شکوفا می‌شود. این پیوند میان علم (به معنای معرفت توحیدی) و عدالت (به معنای رفتار منصفانه و اخلاقی) محور رسالت مهدوی است؛ زیرا در منطق مهدوی، جامعه عادل نمی‌شود مگر زمانی که افرادش به علم الهی و اخلاق ربانی آراسته شوند. چنین دانشی انسان را از حرص، خودخواهی و ظلم می‌رهاند و او را به موجودی تبدیل می‌کند که همان را برای دیگران می‌خواهد که برای خود می‌پسندد. در نتیجه، فقر مادی نیز در پرتو بی‌نیازی روحی و قناعتِ برخاسته از علم الهی ریشه‌کن می‌شود. ازاین‌رو، عدالت در دولت مهدی (ع) ثمرۀ نهاییِ معرفت الهی و شکوفایی علم در ساحت وجود انسان است؛ علمی که به‌جای تولید سلطه، به پرورش انسانِ کامل و جامعهٔ متوازن می‌انجامد.

سید احمد الحسن از عدل سخن می‌گوید؛ اما عدلی که در متن رحمت و صداقت معنا می‌یابد، نه از مسیر قدرت و قانون بشری، بلکه از بطن معرفت و بندگی الهی جریان می‌گیرد. ایشان در بیان رسالت خود، پیوند میان ارادۀ الهی و ارادۀ خلیفۀ خدا را آشکار می‌سازد و فراگیری عدالت را از مهم‌ترین موارد در شریعت الهی برمی‌شمارد که تنها با حضور مردی از آل‌محمد (ع) محقق خواهد شد:

«خواست و ارادهٔ من همان خواست و ارادهٔ خداوند سبحان و متعال است؛ این‌که ساکنان کرهٔ زمین جز به آنچه خداوند ارادﮤ فرموده است عمل نکنند، زمین پر از عدل‌وداد شود، همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده است؛ گرسنگان سیر شوند و هیچ فقیری بى‌سرپناه نباشد؛ یتیمان بعد از غم‌های طولانی شاد شوند و زنان بیوه نیازهای مادی خودی را با عزّت و کرامت به دست آورند و.... و.... و ... این‌که عدالت، رحمت و صداقت ـ که مهم‌ترین موارد در شریعت الهی است ـ فراگیر شود.»[8]

به همین سبب، سید احمد الحسن اقامۀ عدل را همراه با گسترش رحمت و صداقت می‌بیند؛ زیرا در نظام مهدوی، علم الهی تنها آگاهی نظری نیست، بلکه نوری است که در وجود انسان اثر می‌گذارد و او را به عامل عدل، پناه فقیر، یاریگر یتیم و مظهر رحمت بدل می‌کند. در نتیجه، علم، زمینه‌ساز عدالت می‌شود و عدالت، ثمرۀ بلوغ علمی و معنوی بشر در پرتو هدایت امام است.

اکنون برای درک بهتر این حقیقت، لازم است مفهوم علم در اندیشۀ سید احمد الحسن و کارکرد آن در تحقق عدالت موعود بررسی شود.

 

علم در اندیشۀ سید احمد الحسن

همان‌گونه که پیش‌تر بیان شد، عدالت حقیقی تنها در پرتو علم الهی معنا می‌یابد و ثمرۀ آن تربیت انسانِ خردمند و اخلاق‌گرا با غنای روحی است؛ انسانی که هدف آفرینش را در وجود خویش متجلی می‌سازد. در نگاه سید احمد الحسن، علم الهی سرچشمۀ اصلاحات فردی و اجتماعی است و اقامۀ عدل جهانی جز از مسیر این علم ممکن نیست. این علم، دانشی است که از آسمان نازل می‌شود و در وجود خلیفۀ خدا بر زمین ـ یعنی امام معصوم ـ تجلی می‌یابد. هدایت انسان‌ها و تربیت اخلاقی و روحی آنان در پرتو اقتدا به این معلم الهی تحقق می‌پذیرد؛ زیرا امام مظهر ارادﮤ خداوند در عالم است و تعالیم او بیانگر همان ارادﮤ الهی است که انسان را آفرید تا آینۀ صفات و اسماء الهی بر زمین باشد.

 

از دیدگاه سید احمد الحسن، علم حقیقی همان دانشی است که خلیفۀ خداوند در زمین باید دارا باشد؛ علمی که نجات انسان‌ها در آخرت وابسته به آن است و محور آن معرفت به عقاید و تشریع الهی است. چنین علمی از سنخ علم بشری و اکتسابی نیست، بلکه علمی الهی و وحیانی است که تنها از جانب خداوند به خلیفه‌اش افاضه می‌شود تا سخن نهایی دربارۀ ایمان، شریعت و مسائل جدید در تشریع نزد او باشد. از این منظر، دانستن متون آسمانی یا حفظ شریعت پیشین فضیلتی ویژه برای خلیفۀ خداوند محسوب نمی‌شود؛ زیرا این نوع دانش در دسترس عموم مردم است و به‌تنهایی موجب امتیاز و برتری نیست. برتری خلیفه در علمی است که دیگران از آن بی‌بهره‌اند؛ دانشی که جز از طریق وحی و ارتباط دائمی با خداوند حاصل نمی‌شود. بدین‌ترتیب، خلیفۀ الهی در زمین همانند حضرت آدم (ع) است که فرشتگان به‌سبب ناآگاهی از علم او در برابرش خضوع کردند و تعلیم از او را واجب یافتند. پس علم حقیقی، دانشی است ربّانی که معیار حقانیت خلیفه و اساس هدایت بشر به‌سوی نجات و عدالت الهی به ‌شمار می‌آید.[9]

براساس این تبیین، روشن می‌شود که علم حقیقی در اندیشۀ سید احمد الحسن، وصی و فرستادۀ امام مهدی (ع)، صرفاً دانستن اطلاعات و گزاره‌ها نیست، بلکه شناخت الهیِ نجات‌بخش است؛ دانشی که به هدایت، اصلاح و تربیت انسان می‌انجامد. این علم، جوهرۀ رسالت مهدی (ع) و اساس اقامۀ عدل جهانی است؛ زیرا تنها خلیفۀ خدا که به علم الهی دست یافته، قادر است حق و باطل، و عدالت و ظلم را در سطح وجود و جامعه تشخیص دهد. بدون این علم ربانی، عدالت انسانی از معنا تهی شده و به قرارداد اجتماعی فرو کاسته می‌شود. ازاین‌رو، علم در منطق مهدوی نه مقدمه‌ای صرف برای عدالت، بلکه روح و حقیقت عدالت است؛ علمی که چون از سرچشمۀ وحی می‌جوشد، به‌صورت عینی در رفتار، قانون، و نظام اجتماعی دولت الهی تجلی می‌یابد.

در این زمینه، روایات اهل‌بیت (ع) نیز تأکید دارند که علم حقیقی، دانشی زنده و پیوسته است که لحظه‌به‌لحظه از جانب خداوند به حجّت او افاضه می‌شود.

ضریس گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:

 «العلمُ شیءٌ یحدث باللیل و النهار، یومًا بیومٍ و ساعةً بساعةٍ»[10] «علم چیزی است که در شب و روز اتفاق می‌افتد؛ روز‌به‌روز و لحظه‌به‌‌لحظه.»

این معنا در سخن امام باقر (ع) نیز به‌صورت روشن‌تری بیان شده است:

کُنّا مع أبی بصیرٍ عند أبی جعفرٍ (ع) فقال له أبو بصیر:

«جُعلتُ فِداک، عالِمُکم بماذا یعلم؟ فقال (ع): یا أبا محمد، إنّ عالِمَنا لا یعلم الغیب، فإذا وَکَلَه الله إلى نفسه صار کأحدٍ منکم، و لکنّه یُحدَث له العلمُ ساعةً فساعةً» [11]

با ابوبصیر نزد امام باقر (ع) بودیم. ابوبصیر گفت: «فدایت شوم، عالم شما به چه علمی آگاهی دارد؟» امام فرمود: «ای ابا محمد، عالم ما غیب را نمی‌داند؛ اگر خداوند او را به خود واگذارد، مانند یکی از شما می‌شود؛ اما علم، لحظه‌به‌لحظه برای او پدید می‌آید.»

این روایات به‌روشنی نشان می‌دهند که علم امام، علمی تدریجی و متجدد است که در پیوند دائم با مبدأ الهی جریان دارد، نه دانشی جامد و اکتسابی. همین پیوستگی معرفتی با وحی الهی، اساس برتری خلیفۀ خدا و رمز توانایی او در برپایی عدل حقیقی در زمین است.

 

منبع و حامل علم الهی؛ امام معصوم به‌مثابۀ واسطۀ فیض و عدالت

پس از تبیین ماهیت علم حقیقی، اکنون باید به منشأ و حامل آن پرداخت. در این نگاه، علم الهی از سنخ علم اکتسابی انسانی نیست که از راه تجربه یا استدلال به دست آید، بلکه پرتوی از حقیقتی واحد است که از طریق خلیفۀ خدا بر دل‌های انسان‌ها می‌تابد. ازاین‌رو، امام معصوم محور اتصال خلق به علم الهی و واسطۀ تحقق هدایت و عدالت در جامعه است.

«حجت (ع) محل رسیدن فیض به زمین است. پس به‌سبب وجود او در تمام آسمان‌ها و مقامات قدسیِ بالایی، مَثَل او در این زمین مَثَل ناف نوزاد است که محل رسیدن غذا از مادر به نوزاد است. مَثَل امام همانند بند ناف کشیده شده از آسمان به زمین است که فیض الهی را به زمین منتقل می‌کند: "به‌وسیلۀ آن‌ها روزی می‌خورید و به‌وسیلۀ آن‌ها باران بر شما می‌بارد."»[12]

 

کارکرد اجتماعی علم در دولت مهدوی

هیچ تمدنی بدون بنیان معرفتی دوام نمی‌یابد؛ و تمدن مهدوی بر علم الهی استوار است؛ دانشی که برخلاف علم سکولارِ مدرن، از حقیقت وجود و ارادۀ الهی سرچشمه می‌گیرد. براساس روایات، علم الهی بیست‌ و هفت حرف دارد که تنها دو حرف آن تاکنون بر بشر آشکار شده است، و مهدی (ع) هنگام ظهور، بیست ‌و پنج حرف دیگر را بر مردم می‌گشاید.[13] این علم جامع، در دولت مهدوی در وجود انسان‌ها بنیان می‌یابد و مسیر خودشناسی و خداشناسی را در آنان احیا می‌کند؛ نسلی پدید می‌آید که به غنای روحی و معرفتی رسیده است. ازاین‌رو، هنگامی که این علم در سطح اجتماعی جاری می‌شود، مناسبات قدرت، اقتصاد و فرهنگ را به تعادل الهی بازمی‌گرداند و عدالت را در تمامی عرصه‌ها نهادینه می‌سازد. بدین‌ترتیب، دولت مهدی (ع) الگویی از جامعه‌ای است که در آن علم، محور عدالت اجتماعی و معیار رشد تمدنی است.

 

سخن نهایی

نتایج آنچه از بررسی اندیشۀ سید احمد الحسن برمی‌آید، تصویری تازه از نسبت «علم» و «عدل» در رسالت مهدی (ع) است؛ تصویری که در آن عدالت نه محصول سازوکارهای حقوقی یا اقتصادی، بلکه برآیند تحولی در فهم و وجود انسان است. علم الهی که امام حامل و معلم آن است، ساختاری جدید از معرفت را در اختیار بشر می‌نهد؛ معرفتی که غفلت را می‌زداید، فطرت را احیا می‌کند و انسان را از فقر روحی ـ ریشۀ تمام ستم‌ها ـ آزاد می‌سازد.

در چنین بستری، عدالت دیگر «قانونی» نیست که بر انسان تحمیل شود، بلکه «ثمره‌ای» است که از رشد درونی او می‌روید. بنابراین، رسالت مهدی (ع)، رسالتی دوگانه است: گشودن باب علم و شکل دادن به جامعه‌ای که این علم در آن به اخلاق، همدلی و بی‌نیازی تبدیل می‌شود.

نتیجۀ نهایی این پژوهش آن است که دولت موعود را باید با شاخص‌های معرفتی فهم کرد؛ جایی که علم الهی، انسانِ تربیت‌شده و جامعۀ عادل سه ضلع یک حقیقت‌اند و تنها در هم‌افزایی آن‌هاست که وعدۀ عدل جهانی معنا پیدا می‌کند.

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  ر.ک: شیخ طوسی، الغيبة، ص ٤٥٣؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص ۷۳۱؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٢٩٠.

  2. [2]  سید احمد الحسن: «رسالت مهدی، آن‌گونه که رسول خدا محمد (ص)، از جانب خداوند سبحان نقل کرده است، با نشر علم و اقامۀ حجت آغاز می‌شود و سپس بعد از آن، زمین از ستمگران پاک خواهد شد. و این، مطابق با سنتِ رسالت‌های آسمانی است.»

     https://www.facebook.com/share/1AYZFZDbmx/

  3. [3]  ر.ک:

     https://wiki.ahlolbait.com/%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA https://fa.wikifeqh.ir/%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA

  4. [4]  ملاصدرا، شرح اصول کافی، ج ۳، ص ۵۰۵ و 506. در شرح حدیث «بالعدل قامت السموات و الأرض»، می‌نویسد: «العدل هو التناسب الواقع بین أجزاء العالم و نظام الوجود، و به قوام الکلّ و بقاؤه» «عدل همان تناسب و هماهنگی است میان اجزای عالم و نظام هستی، و به‌واسطۀ آن کل عالم قوام و بقا دارد.»

  5. [5]  ر.ک: جان راولز، نظریه‌ای در باب عدالت، ترجمۀ حمید عضدانلو، نشر نی، چاپ ششم، ۱۴۰۱. فصل اول و دوم (ص 80-50) دربارۀ عدالت به مثابۀ انصاف.

  6. [6]  ر.ک: جان راولز، لیبرالیسم سیاسی، ترجمۀ موسی اکرمی. راولز در این کتاب عدالت را در نظام‌های دموکراتیک سکولار توضیح می‌دهد و از مفهوم «public reason» (عقل عمومی) سخن می‌گوید که مبنای عدالت رویه‌ای است.

  7. [7]  سید احمد الحسن، پاسخ‌های روشنگرانه بر بستر امواج، ج 4، پاسخ به پرسش شمارﮤ 312.

  8. [8]  سید احمد الحسن، پاسخ‌های روشنگرانه بر بستر امواج، ج 1، پاسخ به پرسش شمارﮤ 2.

  9. [9]  ر.ک: سید احمد الحسن، عقاید اسلام، علم خلیفۀ خدا در زمین.

  10. [10]  صفار قمی، بصائرالدرجات، ص 344، باب «آنچه روز به روز و لحظه ‌به ‌لحظه یکی پس از دیگری، به وجود می‌آید».

  11. [11]  همان

  12. [12]  سید احمد الحسن، متشابهات، ج 1، سؤال 29.

  13. [13]  امام صادق (ع): «عَنْ أَبَانٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: «اَلْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً ، فَجَمِيعُ مَا جَاءَتْ بِهِ اَلرُّسُلُ حَرْفَانِ ، فَلَمْ يَعْرِفِ اَلنَّاسُ حَتَّى اَلْيَوْمِ غَيْرَ اَلْحَرْفَيْنِ ، فَإِذَا قَامَ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَخْرَجَ اَلْخَمْسَةَ وَ اَلْعِشْرِينَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِي اَلنَّاسِ، وَ ضَمَّ إِلَيْهَا اَلْحَرْفَيْنِ حَتَّى يَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً» «علم بیست و هفت حرف است و تمام آنچه پیامبران آورده‌اند دو حرف است. مردم تا امروز به غیر از دو حرف را نمی‌شناسند. پس زمانی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف را خارج و در میان مردم منتشر می‌کند و آن دو حرف را نیز به آن ضمیمه می‌کند تا بیست و هفت حرف را منتشر می‌سازد.» بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٣٦؛ مختصر بصائرالدّرجات - ط المطبعة الحيدرية، ص ١١٧.

کلیدواژه‌ها

سید احمد الحسن امام معصوم هدایت الهی معرفت علم الهی دولت مهدوی مهدی (ع) عدالت جهانی عدل رسالت مهدوی

امتیاز مقاله

5.00 از 5 (2 رأی)
امتیاز شما