بازخوانی مقاتل عاشورا براساس بیانات سید احمد الحسن؛ روایت دکتر علاء سالم
چکیده
یادداشت نویسنده
گریه بر حسینبن علی (ع) و همۀ مصیبتهایی که در روز عاشورا بر ایشان و اهلبیت طاهر و یاران پاکش رفت، پیشینهای دارد به وسعت گریههای سومریان بر دموزی؛ گریههای آدم و نوح و ابراهیم (ع)؛ و گریههای رسولالله (ص) و علی و فاطمه و حسنبن علی (ع)... گریه بر ذبیح عرش الهی؛ که اگر قربانی شدنش نبود، خلقتی در کار نبود؛ آری، ذبح حسین (ع) پیششرطِ ظهور و وجود عوالم خلقت است؛ و ذبح شدن ایشان کفارهای است بر ظلمت وجودیِ خلقت...[1] و شاعر بهدرستی و چه زیبا میگوید که: «خیلی حسین زحمت ما را کشیده است».
و حسین (ع) خالصانه، متواضعانه و تسلیم، بهسوی آنچه خدا برایش اراده کرده بود رفت و در مصیبت، بر همۀ وقایع تاریخ، از آغاز تا انجام، پیشی گرفت. حسینی که هرآنچه داشت در راه خدا تقدیم کرد؛ همهاش را (جان، مال، ناموس، فرزند، از شیرخواره و سهساله تا جوان رعنا، و همه و همه را).
این نوشتار دستهگلی است تقدیمی به وجود نازنین و پربرکت اباعبدالله الحسین (ع)، ذبیحالله، و فرزند پاکش، علیاکبر، ذبیح اسلام.[2]
مقدمه
سدههاست که با مرثیهها خو گرفتهایم و بر آنچه در مقاتل از مصیبتهای حسین (ع) نوشتهاند، گریستهایم. جای شگفتی هم نیست؛ زیرا جدّش، رسول خدا (ص)، محمد مصطفی (ص)، از پیش این حقیقت را بیان کرده بود: حرارتی نهفته در دلها:
«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»[3]
«همانا برای شهادت حسین (ع)، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد نمیشود.»
اما آیا هرآنچه در مقاتل نوشتهاند، همان چیزی است که در روز عاشورا رخ داده است؟ آیا در آنچه گفتهاند، تمام حقیقت نهفته است؟ آیا ممکن است برای گریاندن بیشتر مردم یا ...، از مفاهیمی استفاده شده باشد که رنگوبوی تحریف داشته باشد؟
دکتر علاء سالم میگوید:
«بنده عرض میکنم: رویدادهای واقعهای با این حجم از فداکاری و تأثیرگذاری، بیتردید در معرض تحریف و جعل قرار خواهد گرفت؛ درست مانند هر رویداد بزرگ انسانی دیگر. این تحریف ممکن است از سوی دشمنِ معاندی صورت گرفته باشد که تلاش میکند چهرۀ قاتلان حسین (ع) را تطهیر کند، یا صحنههایی از اهانت به او و یارانش را جعل کند؛ یا حتی از سوی دوستداران و پیروانی باشد که درصدد بودهاند هدفی معیّن را محقق سازند؛ مانند برانگیختن عواطف و احساسات.»[4]
شنیدن حقیقت از زبان وصی و فرستادۀ امام مهدی (ع)، سید احمد الحسن، فرصتی برای بازاندیشی در آن چیزی است که سالها از کشتار عاشورا شنیده و خواندهایم؛ حقایقی که دکتر علاء سالم در گفتوگوی خصوصی خود با ایشان بازگو کرده و امروز شایسته است من و شما نیز آن را به گوش دیگران برسانیم.
ازاینرو، بر آن شدم که با لطف الهی، مطالب مطرحشده در جلد دوم کتاب روز حسین (ع) ـ که خود مقتلی بر مصائب اباعبدالله الحسین (ع) است ـ را، دربارۀ آن دسته از وقایع عاشورا که روایت مشهور از آنها بازتابدهندۀ تمام حقیقت نیست، در این نوشتارِ چندبخشی گرد آورم.
آنچه در بخش اول این مقاله به آن پاسخ داده خواهد شد:
آیا تمام آنچه از نبرد عاشورا در مقاتل و ذهن ما شکل گرفته، با واقعیت تاریخی آن یکسان است؟
آیا میتوان ماهیت این نبرد را صرفاً مجموعهای از مبارزات فردی دانست، یا باید آن را درگیری مستقیم میان دو سپاه در نظر گرفت؟
مسئلۀ تقدم و تأخر در شهادت یاران امام حسین (ع) و بنیهاشم چگونه باید فهمیده شود و تا چه اندازه با تصویر رایج در منابع هماهنگ است؟
پیوستن حربن یزید ریاحی را باید یک تحول ناگهانی دانست یا فرایندی تدریجی و درونی؟
همچنین مدتزمان نبرد عاشورا با وجود اختلاف چشمگیر میان دو سپاه چگونه قابل توضیح است؟
و در نهایت، اعداد منسوب به کشتهشدگان سپاه دشمن بهدست یاران امام حسین (ع) تا چه اندازه دقیق و قابلاعتماد هستند؟
عاشورا، درگیری دو سپاه یا نبرد انفرادی؟
در بسیاری از منابع تاریخی و مقاتل، نبرد عاشورا بهصورت مجموعهای از مبارزات تنبهتن و پیاپی به تصویر کشیده شده است؛ بهگونهای که یاران امام حسین (ع)، سپس اهلبیت ایشان، یکی پس از دیگری به میدان رفته و به شهادت رسیدهاند. اما بنا بر توضیحات سید احمد الحسن، این تصویر با واقعیت نبرد عاشورا مطابقت کامل ندارد. به گفتۀ ایشان، اگرچه پیش از آغاز درگیری، همانند دیگر جنگهای آن دوران، مبارزات انفرادی محدودی رخ داده است، اما اصل نبرد عاشورا، درگیری مستقیم میان دو سپاه بوده، نه مجموعهای از نبردهای فردی.[5] بر این اساس، ترتیب ورود افراد به میدان و تقدم و تأخر شهادتها که در برخی مقاتل با جزئیات نقل شده است، لزوماً بازتاب دقیق ترتیب وقایع نیست. برخی منابع تاریخی نیز به وقوع حملۀ همگانی در آغاز نبرد اشاره کردهاند؛ چنانکه ابناعثم گزارش میکند دو سپاه به یکدیگر یورش بردند و در همان حملۀ نخست، بیش از پنجاه نفر از یاران امام حسین (ع) به شهادت رسیدند.[6]
اما اینکه چرا این تصور رایج شکل گرفته و تا به امروز نیز همین تصویر سینه به سینه نقل شده است، خود دلایلی دارد که از خوانندۀ محترم خواستارم به جلد دوم کتاب روز حسین (ع) مراجعه و دلایل را مطالعه کند.[7]
نکته: این حقیقت که نبرد عاشورا درگیری و برخوردی میان دو سپاه بود، تأثیر بسزایی در اصلاح تصویر کلیشهای و رایج در اذهان از واقعۀ کربلا خواهد داشت، اما این مسئله مانع از آن نمیشود که این نبرد شامل برخی مبارزات انفرادی نیز بوده باشد، چه در ابتدای نبرد و چه گاهی در طول آن.[8]
سید احمد الحسن میفرماید:
«... اما اینکه این نبرد یک درگیری میان دو سپاه بوده، به این معنا نیست که هیچگونه مبارزﮤ فردی در طول نبرد وجود نداشته است، اما این مبارزات به آن شکلی که در برخی مقاتل به تصویر کشیده شده است نبودهاند. توصیفات در مقاتل بسیار اغراقآمیز هستند؛ گویی دو سپاه در برابر رینگ مبارزه نشستهاند و یاران حسین (ع) بهصورت انفرادی وارد میدان میشوند؛ و این صحیح نیست.»[9]
بنابراین، مبارزات انفرادی یا تنبهتنی نیز در روز عاشورا صورت گرفته است،[10] اما این تصویر که همۀ مبارزۀ آن روز انفرادی بوده است، تصور نادرستی است که به آن پرداخته شد.
چند پرسش و پاسخ:
سؤال 1: آیا در نبرد روز عاشورا میان یاران امام حسین (ع) و بنیهاشم، ترتیب و تقدم و تأخر در شهادت وجود داشته است؟
پاسخ: نبرد روز عاشورا درگیری مستقیم میان دو سپاه بوده و همین مسئله تصور رایجِ تقدم و تأخر در شهادت یاران و بنیهاشم را از بین میبرد. به این معنا که نه میتوان گفت همۀ انصار امام حسین (ع) پیش از بنیهاشم به شهادت رسیدهاند و نه میتوان میان آنان ترتیب مشخص و مرحلهبهمرحلهای در مبارزه ترسیم کرد؛ آنگونه که در برخی نقلهای نوشتاری و گفتاری رایج آمده است.[11]
سؤال 2: دلیل نفی این تقدم و تأخر در شهادت چیست؟
پاسخ: دلیل آن این است که همۀ یاران امام حسین (ع)، شامل اهلبیت و اصحاب، بهصورت همزمان در میدان نبرد و در دفاع از امام حسین (ع) حضور داشته و درگیر جنگ بودهاند.[12]
سؤال 3: آیا در این میان، وجود امام حسین (ع) تا پایان نبرد تأیید شده است؟
پاسخ: بله، این نکته که امام حسین (ع) تا آخرین لحظات نبرد باقی ماند، از نظر تاریخی تأیید شده است.[13]
پیوستن حربن یزید ریاحی
دکتر علاء سالم، هنگامی که به این مبحث میرسد، تصور سنتی و رایج دربارۀ نحوۀ پیوستن حر را منطبق با تمام واقعیت نمیداند و آنچه را سید احمد الحسن در این باره بیان کرده است، برای مخاطب خود بازگو میکند.
پیوستن حر به امام حسین (ع) نه یک تحول ناگهانی، بلکه نتیجۀ یک فرایند تدریجی و کشمکش درونی بوده است. حر که از فرماندهان سپاه اموی بود، نه از وابستگان عقیدتی امویان به شمار میرفت و نه چهرهای شناختهشده در وفاداری به اهلبیت (ع) داشت، اما در عین حال بهعنوان فردی در ساختار نظامی حکومت فعالیت میکرد. او در آغاز مأموریتش برای جلوگیری از حرکت کاروان امام، در موقعیتی قرار گرفت که بهتدریج او را وارد یک انتخاب سرنوشتساز کرد. حر در مسیر مواجهه با امام حسین (ع) و رفتارهای ایشان، ازجمله رحمت و کرامت نسبت به سپاه دشمن و سیراب کردن آنان، با تصویری کاملاً متفاوت از آنچه حکومت اموی القا میکرد روبهرو شد. در کنار این مواجهه، او صدایی غیبی مبنی بر بشارت بهشت شنید و همین امر زمینۀ آغاز تردید و سپس کشمکش شدید درونی او را فراهم کرد. این تضاد میان دو جبهه، ذهن و قلب او را درگیر کرد و او را میان دو مسیر کاملاً متضاد قرار داد.[14]
دکتر علاء سالم وضعیت روحی حر در روز عاشورا را نتیجۀ همین تعارض درونی میداند؛ جایی که او خود را میان دو انتخاب میدید: از یک سو حقانیت و پاکی امام حسین (ع) و از سوی دیگر سپاه اموی و فضای خشونت و کشتار. این فشار روحی، به لرزش و تردید او انجامید و سرانجام او را بهسمت انتخابی آگاهانه و قاطع سوق داد. در نهایت، او با علم به اینکه این انتخاب به شهادتش خواهد انجامید، راه پیوستن به امام حسین (ع) را برگزید و بدین ترتیب حسن عاقبت برای او رقم خورد.[15]
سید احمد الحسن، در توصیف حال حر، چنین فرموده است:
«بهطور خلاصه: پیش از آنکه حربن یزید ریاحی به امام حسین (ع) هدایت شود، فرماندهی در سپاه اموی بود و حال و وضعش مانند هر فرماندﮤ نظامیِ امروزی بود که در پیِ اجرای دستورات حکومت خویش است. تمام هدف حر در زندگی، صرفاً زندگی کردن و حفظ موقعیت شغلیاش بود، نه چیز بیشتری. و در نتیجه، پیرویِ او از فرمانهای حکومت و حرکت برای سد راه امام حسین(ع) ـ و سپس در ادامه، پیوستن به سپاهی که برای جنگ با او در کربلا آمده بود ـ از روی محبت یا اعتقاد به یزید نبود. این واقعیت زندگی او بود تا آنکه با امام حسین (ع) دیدار کرد؛ و وقتی او را دید، موازین و معیارهای حربن یزید دگرگون شد و تحتتأثیر شخصیت امام قرار گرفت و شروع به مقایسۀ بنیامیه با حسین (ع) نمود، و این قضیه از همان لحظۀ دیدار تا روز دهم محرم در فکر و مخیلۀ او جولان میداد. این انقلاب و دگرگونی حر، به این معناست که حر اساساً از ابتدا پیرو بنیامیه نبود، بلکه ـ همانگونه که گفتم ـ دغدغهاش تنها زندگی و حفظ موقعیت شغلی بود. و سرانجام در روز عاشورا تصمیم نهایی خود را گرفت و به حسین (ع) پیوست. پس این موضوع، آنگونه که عدهای میپندارند که گویی دگرگونی و انقلابی باشد که بهطور ناگهانی و در لحظه اتفاق افتاد نیست.»[16]
زمان نبرد
نبرد روز عاشورا از صبح روز دهم محرم آغاز شد و تا بعد از ظهر همان روز ادامه یافت، یعنی حدود چند ساعت یا نصف روز به طول انجامید. در نگاه اولیه ممکن است این مدت زمان با توجه به اختلاف زیاد میان سپاه اموی و سپاه امام حسین (ع) غیرعادی به نظر برسد، اما همۀ این زمان صرف درگیری مستقیم نبوده است.
در توضیح این مدت، دکتر علاء سالم، چند نکته را بیان میکند:
نخست اینکه بخشی از روز عاشورا به آمادهسازی سپاهها، خطبهها، اتمام حجت و سپس مبارزات فردی اختصاص داشت و درگیری فراگیر در ادامه رخ داد. دوم اینکه همۀ افراد سپاه اموی بهطور مستقیم در جنگ شرکت نداشتند و بخشی از نیروها وظایف پشتیبانی و محاصره را بر عهده داشتند. سوم اینکه شدت نبرد در تمام مدت یکسان نبود و در برخی لحظات، مانند وقت نماز یا زمانی که امام حسین (ع) زخمی و ناتوان بود، شدت درگیری کاهش یافت. در نهایت، شجاعت و پایداری امام حسین (ع) و یاران ایشان عامل مهمی در استمرار و طولانی شدن نبرد بوده است.[17] و در ادامه میافزاید:
«از سید احمد الحسن دربارﮤ درستی مدتزمان (از صبح تا بعد از نماز ظهر) و همچنین دلایل طولانیشدن زمان نبرد با وجود اندک بودن یاران و زیاد بودن دشمن پرسیدم.
ایشان پاسخ داد:
«هیچ اشکالی در این مدتزمان وجود ندارد و نبرد پس از آنکه حسین (ع) و یارانش نماز ظهر و عصر را خواندند به پایان رسید، بنا به دلایل متعدد:
- ازجمله: هدف اولیۀ عمربن سعد و حتی سپاهش، اسارت حسین (ع) و وادار کردنش به بیعت با یزید بود، نه کشتن او، همانطور که قبلاً برایت توضیح دادم؛ و به همین دلیل بسیاری از آنها تا پایان نبرد از کشتن او اجتناب کردند.
- همچنین، یاران حسین (ع) دارای عقیده بودند و جانفشانی میکردند.
- و نیز مشیت خداوند سبحان بر این بود که حسین (ع) زندگی خود را به این شکل پایان دهد؛ گرسنه و تشنه، درحالیکه پروردگارش را یاد میکرد و شکرگزارش بود. او زندگی خود را با نماز پیش از شهادتش به پایان رساند.»[18]
بررسی اعداد منسوب به کشتهشدگان سپاه دشمن بهدست یاران امام حسین (ع)
در منابع تاریخی که به تعداد کشتهها و زخمیهای سپاه ابنسعد پرداختهاند، گزارشهای فراوانی وجود دارد، اما هیچکدام بهصورت قطعی، دقیق و منطقی عدد مشخصی از کشتهها و زخمیها ارائه نمیدهند. آنچه در این منابع آمده، بیشتر ذکر تعداد افرادی است که برخی از یاران امام حسین (ع) آنها را کشتهاند. حتی با جمع کردن این گزارشها نیز نمیتوان به عددی دقیق و قطعی رسید و تنها میتوان برآوردی تقریبی ارائه داد؛ زیرا دربارۀ برخی از یاران امام حسین (ع) تنها بهصورت کلی گفته شده که افراد زیادی را کشتهاند، بدون اینکه عدد مشخصی بیان شود. برای نمونه، در مورد عباسبن علی (ع) نیز آمده است که او افراد زیادی را به قتل رسانده است.[19]
نکتۀ قطعی این است که یاران امام حسین (ع)، اعم از اهلبیت و اصحاب، خسارات و تلفات سنگینی به سپاه ابنسعد وارد کردند، صرفنظر از تعداد دقیق آن. این امر یکی از دلایلی دانسته شده که برخی راویان و مورخان را بهسمت اغراق در ارائۀ اعداد و آمار کشتهها سوق داده است.[20]
دکتر علاء سالم مینویسد:
از سید احمد الحسن سؤال کردم و پرسیدم: اعداد و ارقامی دربارﮤ کشتهشدگان بهدست برخی از یاران امام حسین (ع) ـ چه اصحاب و چه اهلبیت ایشان ـ ذکر شده است؛ مثل کشته شدن۱۲۰ نفر بهدست زُهیر، یا ۲۰۰ نفر بهدست علیاکبر (ع)، و نیز اعداد دیگری که دربارﮤ دیگر یاران گفته شده است. آیا این اعداد قابلقبولاند؟ بیتردید، مسئلۀ شمار کشتهشدگان همواره ازجمله پرسشها و محل اشکال بوده و هست.
ایشان پاسخ داد:
«بهطور قطع، اصحاب حسین (ع) مؤمن، دارای اعتقادی راسخ، شجاع و جانبرکف بودند. آنها میدانستند که رویاروییشان با سپاهی انبوه و پرشمار به معنای مرگ حتمی است؛ بهویژه با توجه به اینکه برخی از افراد این سپاه، از ناصبیان شامی بودند که به علیبن ابیطالب (ع) ناسزا میگفتند و سبّ علی (ع) را، به دستور معاویه و یزید (لعنت خدا بر آنها)، از منبرهایشان میشنیدند. بنابراین اشکالی ندارد ـ که البته همینطور هم بود ـ هرکدام از آنها در هنگام نبرد، تعداد زیادی از آنان را با شمشیر یا سلاح خود زخمی یا تلف کند، پیش از آنکه بتوانند او را به قتل برسانند یا مهارش کنند. ازاینرو، صحیح آن است که آنها تعداد زیادی از افراد سپاه یزید را مجروح کردند؛ و بیتردید برخی از ایشان در میدان جنگ مردند و برخی دیگر نیز بعداً در اثر جراحات وارده جان سپردند و عدهای نیز از جراحات بهبود یافتند. اما اعداد گفتهشده برای کشتهشدگان و اینکه این تعداد، در [همان] میدان جنگ کشته شدند، دچار اغراق است؛ و شاید دلیل آن، همان نکتهای باشد که پیشتر ذکر کردم؛ اینکه اصحاب حسین (ع)، واقعاً تعداد زیادی از سپاه یزید را مجروح کردند و به آنها آسیب رساندند.»[21]
سخن آخر
در پایان باید تأکید کرد که بازخوانی حمام خون عاشورا از زاویۀ بررسی منابع و تحلیل گزارشها، نه به معنای کاستن از عظمت این حادثه، بلکه تلاشی برای نزدیکتر شدن به فهم دقیقتر ابعاد آن است. آنچه در بخش اول این نوشتار مطرح شد، نشان میدهد برخی از تصاویری که در ذهن ما از عاشورا شکل گرفته، نیازمند بازنگری و تأمل دوباره است. در همین چارچوب، پرسش از ماهیت نبرد، چگونگی روایت شهادتها، شخصیتهایی چون حربن یزید ریاحی، و نیز گزارشهای مربوط به زمان نبرد و آمار کشتهها، همگی دریچههایی برای فهم عمیقتر این کشتارند؛ نه برای تقلیل آن، بلکه برای نزدیک شدن به حقیقتی که در لایههای مختلف روایتها قرار گرفته است.
اگر خدا بخواهد، ادامه دارد...
پانویسها:
-
[1]
ر.ک: دکتر علاء سالم، مقدمهای بر روز حسین (ع)، چون او ذبیحالله است، ص 47، انتشارات انصار امام مهدی (ع)، چاپ اول.
https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2026/05/Yawm-Alhossain-Moghadame.pdf
-
[2]
ر.ک: سید احمد الحسن، متشابهات، ج 4، پاسخ به پرسش 123، انتشارات انصار امام مهدی (ع)؛ دکتر علاء سالم، مقدمهای بر روز حسین (ع)، ذبیح خدا و ذبیح اسلام، ص 47 و 48، انتشارات انصار امام مهدی (ع)، چاپ اول.
https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2022/03/Moteshabehat4.pdf
https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2026/05/Yawm-Alhossain-Moghadame.pdf
-
[3]
محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸، مؤسسۀ آلالبیت (ع)، قم.
-
[4]
دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، روایت شهادت امام حسین (ع)، انتشارات انصار امام مهدی (ع).
https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2025/07/Yawm-Alhossain-2.pdf
-
[5]
سید احمد الحسن در این باره بیان میکند:
«سپاهها در نبردهای آن زمان، دو شیوه برای جنگیدن داشتند: یا فرماندهان دو سپاه، پیش از درگیری اصلیِ دو ارتش، با یکدیگر به مبارزﮤ تنبهتن میپرداختند؛ و دلیل این کار آن بود که امید داشتند اگر فرمانده یا فرماندهان سپاه مقابل کشته شوند، روحیۀ آن ارتش درهم بشکند و نبرد با کمترین تلفات به پایان برسد. اما این شیوه در کربلا رخ نداد؛ زیرا فرماندهان سپاه یزید ترسو بودند و از چنان سطحی از شجاعت و بزرگمنشی برخوردار نبودند. آنها به خوبی میدانستند که سپاهشان از نظر تعداد، برتری قاطع دارد و قطعاً میتوانند جنگ را به سود خود تمام کنند؛ پس چرا باید خود را به خطر بیندازند؟
اما شیوﮤ دوم: این بود که دو سپاه بهطور مستقیم به یکدیگر حمله کنند و نبرد آغاز شود؛ و آنچه در کربلا رخ داد، همین شیوه بود ...
روایات مقتلها، صحنۀ نبرد را بهگونهای به تصویر میکشند که گویا صرفاً نبردهای تنبهتن و مبارزات فردی بوده است، درحالیکه این درست نیست.» از گفتوگوی خصوصی میان دکتر علاء سالم و ایشان، روز حسین (ع)، ج 2، عاشورا، درگیری دو سپاه یا نبرد انفرادی؟
https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2025/07/Yawm-Alhossain-2.pdf
-
[6]
ابناعثم گفته است: «پس آنان به یکدیگر حمله کردند و ساعتی از روز را در قالب یک یورش با یکدیگر جنگیدند تا اینکه از یاران حسین پنجاه و اندی نفر به شهادت رسید؛ رحمت خدا بر آنان باد.» ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 101.
-
[7]
ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، عاشورا، درگیری دو سپاه یا نبرد انفرادی؟
-
[8]
همان، مبحث تصویری واقعیتر از عاشورا
-
[9]
همان
-
[10]
ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، مبارزات انفرادی.
-
[11]
ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 46 و 47.
-
[12]
همان، ص 47
-
[13]
همان
-
[14]
ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، پیوستن حر ریاحی، ص 35 -39.
-
[15]
همان
-
[16]
همان، ص 39
-
[17]
ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، نبرد چقدر طول کشید؟
-
[18]
همان، ص 52
-
[19]
ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، تلفات سپاه اموی، ص 60 و 61.
https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2025/07/Yawm-Alhossain-2.pdf
-
[20]
همان، ص 61 و 62
-
[21]
همان، ص 62