چشمی که برای حسین (ع) میگرید، باید نگاهش به قیام قائم (ع) باشد
چکیده
هر ساله در ماه محرم، بیش از پیش شاهد جوشش خونها به عشق امام حسین (ع) و جاری شدن اشکها در مصیبت حسین (ع) و یارانش هستیم. این مقاله درصدد بیان هدف انقلاب حسینی است و دعوتی است برای شناخت حسینِ هر زمان.
یا سادهتر بگویم: گریه برای کدام حسین؟
توجه کردهاید که هر ساله بر تعداد عزاداران و سینهزنان و گریهکنان حسین (ع) افزوده میشود؟ چه موکبهای کریمانهای که پذیرای تکتک عزاداران حسین (ع) است! چقدر از جان و مال خود مایه میگذارند و این مراسمهای باشکوه را برپا میکنند!
در این میان، لازم است از خود بپرسیم: آیا حسین (ع) را بهدرستی شناختهایم؟ آیا از هدف قیام امام حسین (ع) آگاهیم و آگاهانه عزادار ایشانیم؟ برای کدام حسین اشک میریزیم؟ برای کدام حسین گریبان چاک میکنیم؟
حسین، فرزند فاطمه (س)، همان که رسولالله (ص) در وصیتشان او را در شمار اوصیا و جانشینان خود معرفی کرد، یا حسینی که ساختۀ اوهام شماست؟
برای کدام حسین گریه میکنیم و برای چه؟
اصلاً هدف قیام امام حسین (ع) چه بود؟
سالها از حسین و یاران حسین گفتیم و اشک ریختیم.
سالها بر سر و سینه زدیم و «حسین، حسین» گفتیم.
آیا متوجه حقیقت عظیم قیام امام حسین (ع) بودیم؟ حقیقتی عظیم که در کربلا رقم خورد و قربانیانی فدا شدند که نزد خدا جایگاهی والا دارند.
اسرار و حقایق این واقعۀ تاریخی، پایانناپذیر است... هرچه بگوییم و بنویسیم و بگرییم، باز هم کم است، و باز هم کم است. حقایقی که حضرت زینب (س) با جان و دل دید و شنید و بیان کرد تا قیامت به گوش همگان برسد؛ زینبی که باید بهعنوان شاهدی در صحنۀ کربلا حاضر میشد تا در آتش آن واقعه بسوزد، تا حقیقت کربلا و رسالت بازماندگان را برای همگان و برای همیشه روشن کند.
فصل اول عاشورا، حسین بود و شهدای کربلا.
فصل اول عاشورا، حسین بود و خون و پارهپاره شدن پیکر مبارکش.
فصل اول عاشورا، عباسبن علی بود و ایثار بیمثالش.
فصل اول عاشورا، هزار فصل پاییزی داشت و ریزش دانهدانههای برگها ...
اما فصل دوم انقلاب حسینی؛
دکتر علاءالسالم مینویسد:
«انقلابِ کلمه و فعالسازی جنبهٔ رسانهای برای یاری حق و افشای باطل و بیان عظمت جنایتی که در حق امام حسین (ع) مرتکب شدهاند، فصل دوم انقلاب حسینی بود؛ زیرا مقدر شده بود که قتل حسین و ریختن خون پاکش، عاملی برای زنده نگاهداشتن دین خدا و آگاهسازی مردم از عمق انحرافی باشد که با پذیرفتن باطل، خود را در آن گرفتار کرده بودند.
و امت به تلنگری نیاز داشت تا از غفلت بیدار شود و روح مقاومت و قیام را در مردان و زنان خود برانگیزد و غبار ذلت و ترس را از خود بزداید؛ و این به یک نقش رسانهای عظیم نیاز داشت که از قدرت و جبروت حکومت نهراسد، و زینب (س) این مأموریت را با شایستگی کامل به انجام رساند.» [1]
آری، بنا نبود کربلا در کربلا بماند. بنا نبود تمام برنامهریزی امام حسین (ع) برای قیام عظیمش در کربلا بیهدف و سرپوشیده بماند، بلکه بنا بر این بود که هدف قیام حسین (ع) تا قیامت به گوش همگان برسد.
دکتر علاءالسالم:
«... ما دربارهٔ یک امامِ برحق، یکتا و بینظیر چون حسینبن علی (ع) و نقشهٔ الهی جاودانهٔ او سخن میگوییم، که خداوند متعال اراده کرده او را عاملی برای حفظ دین خویش، تداوم حاکمیتش، استمرار مسیر رسالات و تلاشهای جانشینانش تا روز واپسینِ آزمون روی زمین قرار دهد.» [2]
هر زمانی را حسینی است. آزمون تمام امتها، شناخت حسینِ زمان است. و هرکس حسینِ زمان خود را نشناسد، سقوط خواهد کرد.
امام حسین (ع) فرمود:
«هرکس دعوت ما را بشنود و اجابت نکند، خداوند او را با صورت در جهنم میافکند.» [3]
ای عزاداران و گریهکنان حسین، برای کدام حسین گریه میکنید؟ حسین زمانتان کجاست و آیا ندای «هل من ناصر ینصرنی» او را شنیدهاید؟
ای گریهکنان حسین، هدف قیام امام حسین (ع) برپایی «حاکمیت الله» بود.
شما در اوهام خود چه ساختهاید؟
حسین همه چیز خود را فدا کرد و فدایی دعوت قائم و حکومت امام مهدی (ع) شد.
هر زمانی را حسینی هست. حسین در کربلا تمام نشد.
«کل یوم عاشورا، کل أرضٍ کربلا.»
حسین، چون قرآن، در هر زمان جاری و ساری است.
«همانا از ما (اهلبیت)، بعد از قائم، دوازده مهدی از نسل حسین است.» [4]
ای شیعیان و گریهکنان حسین، مردی از فرزندان حسین (ع) سالهاست که در میان ماست.
حسین زمان خود را شناختهاید یا برای حسینی که ساختۀ ذهن خودتان است گریه میکنید؟
امام حسین (ع) قاطعانه حاکمیت مردم را ـ که امویان و پیشینیانشان بر آن مسیر حرکت کرده بودند ـ رد میکرد و به حاکمیت خدا ـ که در وجود شریف خود او تجلی یافته بود ـ دعوت مینمود.
و اگر مسلمانان یا بخشی از آنان نمیتوانستند امامت آن حضرت (ع) و اصل حاکمیت خدا را بهطور کامل درک کنند، با وجود وضوح و شفافیت این اصل، زیرا فرض بر این است که آنان مؤمن به رسول خدا (ص) و پیرو او هستند، دستکم درک فساد و فسق یزید ـ با توجه به ارتکاب آشکار فسق و فجور از سوی او و شهرتش در انجام جنایات و گناهان بزرگ ـ نباید برایشان دشوار بوده باشد.
چگونه ممکن است کسی که آشکارا در فساد، فحشا، ظلم و جنایت شهره است، بر جان و مال و ناموس مسلمانان تسلط یابد و والی خونها، آبروها، اموال و تصمیمات جنگ و صلح آنان باشد؟!
و این علاوه بر فساد مالی، اداری، اخلاقی و جنایی است که حکام و اُمرا و والیان بنیامیه و افرادی که خود را به آنان منسوب میکردند، در آن غرق بودند؛ بهگونهای که شهرت و نام آنان در شرق و غرب جهان اسلام پیچیده بود، بیآنکه هیچگونه شرم یا حیایی از کسی داشته باشند! [5]
حسینِ زمانمان را دریابیم؛ مبادا تحت حاکمیت یزیدیان و زیر پرچم همان قاتلان حسین(ع)، برای حسینِ اوهام خود گریه کنیم و از حسینِ زمان خویش غافل باشیم.
گریه بر حسین(ع) فقط اشک نیست؛ رسالت است، نداییست از اعماق تاریخ برای بیداری امروزمان.
عاشورا صحنهای نیست برای احساسات زودگذر، بلکه نقطهایست برای آغاز حقیقتی که باید در جان و زمان ما جاری شود.
حسین (ع) راه را برای حقیقت گشود، و زینب (س) آن را در دلها حک کرد؛ ما وارثان نوری هستیم که باید چراغ این مسیر باشیم.
هر اشکی که از چشم عزاداری برای حسین میریزد، باید پرسشی در دل داشته باشد:
آیا ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسینِ زمانم را شنیدهام؟
کربلا درس ایستادگی بود، اما فراموش نکنیم که امروز نیز یزیدیانی در لباس نو ظهور کردهاند.
ما میگرییم، اما آگاهانه؛ و روایت جورِ مسلمانانِ یزیدیمسلک را به منزلۀ هشداری در مسیر شناخت حسین زمان خویش قرار میدهیم تا مبادا ما نیز چنین راهی را طی کنیم و حسین را نشناسیم و یاری نکنیم.