از قلب کعبه تا قلب جهانیان
روایتی از میلاد امیرالمؤمنین (ع) و بازتاب جهانی عدالت و انسانیت علوی
چکیده
نویسنده در گام اول با بازخوانی جایگاه علوی در سنت شیعی، تداوم مفهومی این سیرۀ اخلاقی را در نسلهای پس از ایشان نشان میدهد. سپس، با بررسی دیدگاه سه متفکر غیرمسلمان (جورج جرداق، ادوارد گیبون، توماس کارلایل) نشان میدهد که شخصیت علوی به الگویی فرادینی و جهانی از اخلاق انسانی تبدیل شده که فراتر از مرزهای اعتقادی قابل تحسین و رجوع است.
در بخش پایانی، مقاله به مسئلۀ امتداد عدالت علوی در دوران معاصر میپردازد و از خوانشهایی مانند دیدگاه سید احمد الحسن بهره میبرد تا نشان دهد علی(ع) همچنان بهعنوان معیاری زنده از اخلاق و عدالت، در گفتمان معاصر قابل بازیابی است.
نتیجهگیری مقاله بر این نکته استوار است که علی(ع) نه صرفاً چهرهای تاریخی، بلکه آینهای برای بازاندیشی در باب انسانیت، کرامت و مسئولیت اجتماعی در هر زمان است.
پیشگفتار
علی (ع) دلِ کعبه را میشکافد و متولد میشود؛ میآید تا آغاز فصل تازهای برای انسانیت باشد. میآید تا فرزندانی تربیت کند که در تاریخ بشریت بیهمتا و بینظیرند. به جهان هدیه میدهد حسینی را که برای حفظ دین خدا تا آخرین قطرﮤ خون میجنگد و فدای عرش الهی میشود؛ زینبی را که صلابت و پیامآوریاش ادامهدهندﮤ راه امامت و رسالت است؛ حسنی را که کرامت و بخشندگی، نشان افتخار اوست و بزرگواریاش مرز نمیشناسد. سپس نوههایی از نسل پاک او بر زمین گام مینهند؛ چون علیبن الحسین(ع)، همنام خود مولا، که با اشکها و مناجاتهای سالیان دراز، دینی را که در کربلا با خون پدر ادامه یافت، بار دیگر زنده نگه داشت و به ثمر نشاند؛ و در راستای خط کلی رسالت الهی یکی از پنج گریهکنندۀ بزرگ شمرده شد.[1] و نوادگان علی، ستارگان فروزانی بودند که نورشان بر آسمان و زمین تابید تا دین خدا در تاریکیها خاموش نماند. نسل به نسل تداوم یافت، تا آنکه نوبت رسید به نوری که وعدهاش از آغاز تاریخ داده شده بود؛ نوری که امیرالمؤمنین(ع) بر منبر کوفه به او اشاره فرمود و بانگ برآورد:
«یـا أبـاالعبّـاس، أنتَ إمامُ النّاس» «ای پدرِ عباس، تو امام مردمی.»[2]
مهدی اول (احمد) را میگویم؛ همو که در وصیت رسولالله (ص)، اولین مقربان و مؤمنان به امام مهدی (ع) معرفی میشود و زمینهسازی میکند برای وعدۀ خدا در آخرالزمان و تحقق دولت عدل الهی.[3]
مقدمه
تولد علیبن ابیطالب (ع) در درون کعبه، در سنت اسلامی صرفاً یک واقعۀ تاریخی تلقی نشده است؛ بلکه بهمثابۀ نمادی معناپردازی شده که پیوندی عمیق میان قداست مکان، حقیقت انسان و مفهوم عدالت برقرار میکند. این روایت، در حافظۀ دینی مسلمانان، آغاز ظهور الگویی خاص از انسان تلقی شده است؛ الگویی که در آن، اخلاق، عدالت و مسئولیت اجتماعی در بالاترین سطح خود معنا مییابد.
در این خوانش، علی (ع) نهتنها شخصیتی متعلق به یک دورۀ تاریخی خاص، بلکه نمونهای آرمانی از «انسانِ مسئول» معرفی میشود؛ انسانی که زیست فردی و اجتماعیاش، معیاری برای تشخیص حق از باطل قلمداد شده است. از همین رو، روایت ولادت او در «قلب کعبه» بیش از آنکه گزارش تولد فردی باشد، اعلام ظهور نوعی خاص از انسان است؛ انسانی که قرار است عدالت را نه در شعار بلکه در شیوۀ زیستن معنا کند.
این تلقی از علی (ع)، در سنت شیعی، به تربیت نسلی انجامید که هریک در بزنگاههای تاریخی، حامل بخشی از این میراث اخلاقی و معنوی بودند. در این سنت، فرزندان و نوادگان او نه صرفاً بهعنوان شخصیتهای نَسَبی، بلکه بهعنوان استمرار یک خط فکری و اخلاقی فهم شدهاند؛ خطی که با ایثار، صبر، کرامت، و پاسداری از حقیقت تعریف میشود. از این منظر، تداوم این میراث، نه امری زیستی بلکه پدیدهای مفهومی و ارزشی تلقی میگردد.
با این حال، پرسش اساسی آن است که آیا این تصویر از علی (ع) صرفاً محصول روایتهای دروندینی است، یا آنکه میتوان از جایگاهی فراتر از مرزهای اعتقادی برای او سخن گفت؟ به بیان دیگر، آیا عدالت و انسانیت علوی واجد ظرفیتی جهانی است که بتواند مخاطبانی بیرون از سنت اسلامی را نیز درگیر کند؟
مسئلۀ اصلی این مقاله دقیقاً از همینجا آغاز میشود:
بررسی جایگاه امام علی (ع) بهعنوان الگویی فرادینی از عدالت و انسانیت در نگاه اندیشمندان غیرمسلمان، و تحلیل این پرسش که آیا این الگو را میتوان صرفاً متعلق به گذشته دانست، یا آنکه امکان سخن گفتن از امتداد مفهومی آن در زمان معاصر نیز وجود دارد.
این مقاله، با تمرکز بر خوانشهای غیرمسلمان از شخصیت علی (ع)، میکوشد نشان دهد که تحسین او در آثار برخی متفکران غربی، صرفاً ناشی از علاقهای تاریخی یا کنجکاوی شرقشناسانه نیست، بلکه ریشه در درک نوعی اخلاقِ جهانشمول دارد؛ اخلاقی که عدالت، شجاعت، و کرامت انسانی را در کانون خود قرار میدهد. در گام بعد، این پژوهش میپرسد که اگر چنین الگویی واجد این سطح از جامعیت است، نسبت آن با زمان حال چگونه قابل فهم خواهد بود.
بازتاب جهانی شخصیت امام علی (ع)
یکی از شاخصترین قرائن برای فرادینی بودن شخصیت امام علی (ع)، بازتاب اندیشه و سلوک او در آثار نویسندگان و اندیشمندانی است که نهتنها به سنت شیعی تعلق ندارند، بلکه بعضاً از منظر فرهنگی، دینی و تاریخی فاصلهای معنادار با جهان اسلام داشتهاند. اهمیت این بازتابها در آن است که تصویر ارائهشده از علی (ع)، نه محصول ایمان مذهبی، بلکه نتیجۀ مواجهۀ فکری و اخلاقی با شخصیتی تاریخی است که معیارهای انسانی را به چالش کشیده است.
در این میان، آثار سه متفکر غیرمسلمان ـ با پیشینهها و رویکردهای متفاوت ـ بیش از دیگران مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است: جورج جرداق، ادوارد گیبون و توماس کارلایل. بررسی نگاه این سه، امکان تحلیل نسبتاً جامعی از تلقی غیرمسلمانان نسبت به عدالت و انسانیت علوی فراهم میآورد.
۲ـ۱. علی (ع) بهمثابۀ «صدای عدالت انسانی»
خوانش جورج جرداق
جورج سمعان جرداق (George Jordac) (۱۹۳۱–۲۰۱۴ م)، نویسنده، پژوهشگر، شاعر و ادیب برجستهٔ مسیحی لبنانی بود که بخش عمدهای از عمر خود را صرف مطالعهٔ تاریخ اسلام و بررسی شخصیت امام علی (ع) کرد. او از خاندان مسیحی سرشناسی در لبنان برخاست و در دانشگاههای مختلف به تدریس فلسفه، ادبیات عرب و تاریخ پرداخت. شهرت جهانی جرداق بهخاطر مجموعهکتاب پنججلدی او با عنوان «الامام علی، صوت العدالة الانسانیة» (Imam Ali: The Voice of Human Justice) است؛ اثری که به زبانهای متعددی ترجمه شده و از تأثیرگذارترین نوشتهها دربارهٔ امام علی (ع) در میان غیرمسلمانان به شمار میرود.
جرداق در این اثر، بارها تأکید میکند که مواجههاش با شخصیت علی (ع)، نگرش او به مفهوم انسانیت را دگرگون کرده است. هنگامی که مینویسد:
«علی، صوت عدالت انسانی است… من مسیحیام، اما در برابر عظمت این مرد به زانو درمیآیم.»[4]
در واقع از تجربهای فکری سخن میگوید که در آن، مرزهای دینی در برابر عظمت اخلاقی رنگ میبازند.
و در جایی دیگر میگوید:
«روح علی چنان عظمت و آرامشی داشت که حتی آبهای اقیانوسها نیز نمیتوانست آن را به تلاطم درآورد.»[5]
او معتقد است که اگر حکومت علی (ع) در جهان حاکم میشد، بشر روی جنگ، ظلم و بردگی را نمیدید. همچنین تاریخ بشریت، چهرهای کاملاً متفاوت پیدا میکرد. جرداق حتی اشاره کرده است که پس از مطالعهٔ نهجالبلاغه و شخصیت امام علی (ع)، نگاهش به مفهوم انسانیت و عدالت دگرگون شده است.
۲ـ۲. فضیلت انسانی در نگاه تاریخنگارانه
تلقی ادوارد گیبون
ادوارد گیبون (Edward Gibbon) (۱۷۳۷–۱۷۹۴ م)، تاریخنگار، نویسنده و پژوهشگر برجستۀ انگلیسی است. او را یکی از بزرگترین مورخان جهان غرب میدانند. مهمترین اثر او، کتاب چندجلدی «افول و سقوط امپراتوری روم» (The History of the Decline and Fall of the Roman Empire) است؛ کتابی که در سراسر جهان شهرت دارد و بهدلیل دقت علمی، قدرت تحلیل تاریخی و نثر ادبیاش، همچنان از معتبرترین منابع تاریخ جهان محسوب میشود.
او در توصیف علیبنابیطالب (ع)، بر «فضیلت» و «شور اخلاقی» ایشان تأکید میکند و تصریح مینماید که این ویژگیها هرگز از سوی همعصرانش پشتسر گذاشته نشد. این توصیف، اگرچه کوتاه است، اما از منظر روششناختی قابلتوجه است؛ زیرا گیبون، فضیلت علی (ع) را در مقام مقایسۀ تاریخی مطرح میکند، نه در قالب ستایش عاطفی.
در این چارچوب، علی (ع) نزد گیبون، شخصیتی است که ترکیبی نادر از شجاعت، زهد و پایبندی اخلاقی را در خود جمع کرده است. چنین برداشتی، علی (ع) را در ردیف چهرههایی قرار میدهد که تاریخ، آنان را نه بهخاطر پیروزیهای نظامی یا گسترش قلمرو بلکه بهسبب کیفیت اخلاقی زیستشان به یاد میسپارد.
«شور و فضائل علی، هرگز توسط هیچیک از یارانش پشتسر گذاشته نشد و هیچکس نتوانست از او پیشی گیرد.»[6]
۲ـ۳. شجاعت و صداقت بهمثابۀ قهرمانی اخلاقی
خوانش توماس کارلایل
توماس کارلایل (۱۷۹۵–۱۸۸۱) نویسنده، فیلسوف، تاریخنگار و منتقد اجتماعی بزرگ اسکاتلندی است. او در کتاب مشهور خود «قهرمانان و قهرمانپرستی» (On Heroes, Hero-Worship, and the Heroic in History) شخصیتهای برجستۀ تاریخ را با معیار انسانیت و صداقت بررسی میکند. کارلایل مسیحی بود، اما شخصیت امام علی (ع) او را به تحسین واداشته است.
او دربارۀ ایشان (ع) مینویسد:
«در مورد این جوان، علی، آدم جز دوست داشتنش راهی ندارد. موجودی بلندهمت … سرشار از محبت، و دارای شجاعتی آتشین…»[7]
کارلایل، علی (ع) را شخصیتی میداند که محبت، شجاعت و بلندهمتی در او بهگونهای طبیعی و بیتکلف جمع شدهاند. تأکید او بر «دوستداشتنی بودن» علی، نکتهای صرفاً عاطفی نیست، بلکه ناظر به نوعی هماهنگی درونی میان باور، گفتار و کردار است؛ هماهنگیای که از نظر کارلایل، شرط اصلی قهرمانی راستین محسوب میشود.
در این خوانش، علی (ع) نه یک جنگجوی صرف و نه یک زاهد منزوی است، بلکه انسانی است که اخلاق را در متن زندگی اجتماعی و در مواجهه با دشوارترین تصمیمها به نمایش میگذارد. چنین تصویری، علی (ع) را به الگویی انسانی بدل میکند که فراتر از زمان و مکان، قابل فهم و الهامبخش است.
جمعبندی تحلیلی این بخش
مرور نگاه این سه متفکر غیرمسلمان نشان میدهد که تحسین امام علی (ع)، حاصل همگرایی تصادفی نیست، بلکه ریشه در مواجههای جدی با الگویی از انسانیت دارد که عدالت، صداقت و کرامت انسانی را در کانون خود قرار داده است.
در این خوانشها:
جرداق، علی (ع) را صدای عدالت جهانی میبیند؛
گیبون، او را قلهای در فضیلت انسانی میداند؛
و کارلایل، او را نمونۀ قهرمانی اخلاقی معرفی میکند.
این همصدایی، علی (ع) را از محدودۀ یک شخصیت صرفاً دینی بیرون میآورد و او را به معیاری برای سنجش انسانیت بدل میسازد؛ معیاری که پرسش از نسبت آن با جهان معاصر را ناگزیر میکند.
مسئلۀ امتداد عدالت علوی در زمان معاصر
اگر شخصیت امام علی (ع) ـ چنانکه در خوانشهای تاریخی و فرادینی پیشین نشان داده شد ـ صرفاً متعلق به یک مقطع تاریخی نباشد، بلکه بهعنوان معیاری اخلاقی و انسانی فهم شود، آنگاه پرسش از «امتداد» این معیار در زمانهای بعد، به پرسشی اجتنابناپذیر بدل میشود. معیار، زمانی معنا دارد که امکان رجوع به آن همچنان وجود داشته باشد؛ و عدالت، زمانی زنده است که بتواند در زیست انسانی تداوم یابد.
از این منظر، امام علی (ع) در سنت شیعی، تنها یک چهرۀ تاریخی برای ستایش گذشته نیست، بلکه «میزان» سنجش حق و باطل تلقی میشود؛ معیاری که فراتر از زمان عمل میکند. چنین برداشتی، ناگزیر این پرسش را پیش میکشد که آیا این الگو صرفاً در روایتهای تاریخی متوقف مانده، یا آنکه میتوان از حضور مفهومیِ آن در دوران معاصر نیز سخن گفت.
در تاریخ اندیشۀ دینی، همواره جریانهایی پدید آمدهاند که خود را بازگشت به «اصل نخستین» معرفی کردهاند؛ اصلی که در برابر انباشت قدرت، نهادینه شدن دین، و فراموشی عدالت قد علم میکند. این جریانها معمولاً مدعیاند که مسئلۀ اصلی بشر نه فقدان دین بلکه فاصله گرفتن از جوهر اخلاقی آن است؛ همان جوهری که در الگوی علوی، با اخلاص، عدالتمحوری و زیستن برای دیگران تعریف میشود.
در میان این خوانشهای معاصر، دیدگاهی نیز وجود دارد که خود را ادامهدهندۀ این خط علوی معرفی میکند. سید احمد الحسن، ازجمله چهرههایی است که در گفتار و نوشتار خود، بهصراحت بر بازگشت به عدالت علوی تأکید کرده و زیست امام علی (ع) را معیار فهم «زندگی انسانی ارزشمند» دانسته است. در این رویکرد، علی (ع) نه صرفاً یک امام تاریخی بلکه نمونهای زنده از انسانی تلقی میشود که معنای زندگی را در خدمت بیچشمداشت به دیگران یافته است.
در یکی از بیانات او، چنین آمده است که ارزش حقیقی زندگی انسان در آن است که فرد، زیست خود را با اخلاص برای کسانی صرف کند که هیچ پیوند نسبی یا منفعت شخصی با او ندارند؛[8] الگویی که بهگفتۀ او، در سیرۀ علیبن ابیطالب (ع) بهروشنی قابل مشاهده است. این بیان، واجد یک نکتۀ تحلیلی مهم است: تعریف انسانیت نه براساس تعلق، بلکه براساس ایثار.
از منظر تحلیلی، چنین خوانشی از علی (ع)، بر وجه اخلاقی و انسانی سیرۀ او تمرکز میکند و عدالت را نه در چارچوب قدرت سیاسی بلکه در شیوۀ مواجهه با انسانها ـ حتی بیگانگان و دشمنان ـ معنا میبخشد. در این برداشت، علی (ع) انسانی است که زندگیِ او مبتنی بر معامله نیست؛ بلکه بر بخشش، مسئولیتپذیری و کرامت ذاتی انسان استوار است. همین ویژگی است که موجب شده شخصیت او، حتی در نگاه اندیشمندان غیرمسلمان، واجد جذابیتی فراتاریخی باشد.
بازتاب این خوانش انسانی از علی (ع)، تنها به متون تحلیلی یا تاریخی محدود نمانده، بلکه در گفتمانهای معاصر نیز به زبانهای متفاوت ـ ازجمله زبان ادبی و شاعرانه ـ بازتولید شده است. در همین چارچوب، سید احمد الحسن در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علی (ع)، در متنی شاعرانه، پیوند عدالت علوی با امید، جوانی روح و آرمان عدالت جهانی را چنین بیان میکند:
«من ساقی لشکر شما هستم، ای ولی من
و خدمت به سربازان شما برای من شرف دارد
اگر به من حکم دادی، برای من یکسان است
و تمام جهان را از نام علی پر میکنم
یعنی زمین را پر از عدل و داد میکنم
ای علی، هوای کوی شما و محبت شما، مرا جوان و شاداب میکند
و اگر زمان پیر شد، این روح من به محبت تو جوان خواهد بود.» [9]
در این بیان، علی (ع) نه بهعنوان شخصیتی تاریخی، بلکه بهمثابۀ نیرویی زنده و الهامبخش تصویر میشود؛ نیرویی که عدالت را با طراوت روح، و محبت را با مسئولیت اجتماعی پیوند میزند. صرفنظر از داوری دربارۀ ادعاهای گوینده، اهمیت این متن در آن است که نشان میدهد الگوی علوی همچنان قادر است در زبان و احساس انسان معاصر حضور یابد و به افقهای عدالت و کرامت انسانی معنا ببخشد.
سخن آخر
تحلیل دیدگاههای برخی اندیشمندان غیرمسلمان نشان میدهد که امام علی (ع) در این خوانشها، فراتر از یک شخصیت دینی، بهعنوان الگویی انسانی با کارکردی فراتاریخی فهم شده است. تحلیل خوانشهای جرداق، گیبون و کارلایل آشکار ساخت که محور اصلی این تحسینها، نه تعلق مذهبی، بلکه عدالتمحوری، صداقت اخلاقی و هماهنگی میان باور و عمل در زیست علوی است.
بر این اساس، علی (ع) را میتوان بهمثابۀ معیاری اخلاقی فهم کرد که امکان رجوع به آن، محدود به یک دورۀ تاریخی خاص نیست. از همین منظر، طرح مسئلۀ امتداد عدالت علوی در جهان معاصر، نه ادعای تحقق، بلکه پرسشی نظری دربارۀ نسبت انسان امروز با عدالت، مسئولیت و کرامت انسانی است.
نتیجه آنکه ارزش الگوی علوی در قدرت سیاسی یا جایگاه تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه در توان آن برای نقد وضعیت موجود و خطاب قرار دادن وجدان انسانی نهفته است. چنین الگویی، بیش از آنکه پاسخی آماده عرضه کند، افقی برای بازاندیشی در معنای انسان بودن پیش روی مخاطب میگشاید.
میلاد امیرالمؤمنین، علی (ع)، مبارک باد.
پانویسها:
-
[1]
امام صادق (ع) فرمود: «گریهکنندگان پنج نفرند: آدم، یعقوب، یوسف، فاطمه دختر محمد (ص)، و علیبن حسین (ع).» أمالی، صدوق، ص 204.
-
[2]
یزدی حائری، إلزام النّاصب فی إثبات الحجة الغائب، ج۲، ص۱۹۷.
-
[3]
جهت اطلاعات بیشتر دربارۀ دعوت مهدی اول، سید احمد الحسن، به تارنمای زیر مراجعه کنید:
-
[4]
اثر: The Voice of Human Justice (عربی: «صوت العدالة الإنسانية»)؛ نوشتهٔ جورج جرداق، مترجم انگلیسی: M. Fazel Haq.
https://en.wikipedia.org/wiki/The_Voice_of_Human_Justice?utm_source=chatgpt.com
-
[5]
همان
-
[6]
منبع نقلقول:
«The zeal and virtue of Ali were never outstripped by any recent proselyte. He united the qualifications of a poet, a soldier, and a saint; …»
مرجع اصلی: The Decline and Fall of the Roman Empire (چاپ لندن، ج ۵، ص 381 و 382)
-
[7]
On Heroes, Hero-Worship, and the Heroic in History, 1841, Lecture 2: “The Hero as Prophet. Mahomet: Islam.”
-
[8]
«آنچه به زندگی تو معنایی انسانی و ارزشی حقیقی میبخشد، این است که زندگانیات را با اخلاص برای دیگرانی بگذرانی که هیچ ارتباط نزدیک یا منفعتی با آنها نداری. علیبن ابیطالب زندگیاش را اینگونه سپری کرد. به همین دلیل است که عاشق علی هستیم و محبت او در رگهایمان جاری است.»
-
[9]
«انا ساقي جيوشك ياوليي … وخدمة جندكم شرف اليا
لان وليتني فسواء عندي … سأملأ كل ناحية عليا
هواكم ياعلي شباب روحي … وان هرم الزمان بقى فتيا» 30 مارس 2018 م