علم سید احمد الحسن در بازخوانی عاشورا

علم سید احمد الحسن در بازخوانی عاشورا

قسمت 2

نگاهی به کتاب چند‌جلدی «روز حسین (ع)» نوشتۀ دکتر علاء سالم

چکیده

مقالهٔ حاضر، دومین بخش از بررسی کتاب «روز حسین (ع)» نوشتۀ دکتر علاء سالم است که بر پایۀ علم سید احمد الحسن، بازخوانی‌ای نو و ژرف از عاشورا ارائه می‌دهد. در این بخش، تصویر رایج از نبرد عاشورا به چالش کشیده می‌شود. برخلاف تصور رایج که آن را مجموعه‌ای از دوئل‌های انفرادی می‌داند، نویسنده با استناد به تحلیل‌های سید احمد الحسن و دکتر سالم، عاشورا را جنگی گسترده و تمام‌عیار میان دو سپاه معرفی می‌کند. مقاله همچنین بر اتمام حجت‌های حسین‌بن‌علی (ع) پیش از آغاز نبرد، روش پیامبرانهٔ ایشان در دعوت به هدایت، و تحلیل خطبه‌ها و سخنان ایشان در روز عاشورا تمرکز دارد.

در ادامه، با اشاره به نقش برخی افراد سپاه دشمن ـ که پیش‌تر از یاران علی (ع) بودند ـ مقاله بر این نکته تأکید می‌گذارد که انکار حجت خدا تنها در انکار لفظی نیست، بلکه در بی‌عملی و دنیاطلبی است. در نهایت، پیوندی عمیق میان عاشورا و عصر ظهور برقرار می‌شود؛ قیام قائم (عج) ادامهٔ همان مسیر حسین‌بن‌علی (ع) است و هرکس امروز دعوت قائم را یاری نکند، در صف دشمنان عاشوراست، حتی اگر مدعی محبت حسین (ع) باشد.

 

در بخش نخست این نوشتار، عاشورا نه به‌عنوان نبردی متقارن، بلکه به‌عنوان قتل‌عام و آزمونی میان ایمان و انکار بازخوانی شد. دکتر علاء سالم در جلد نخست کتاب روز حسین (ع)، بر پایۀ علم سید احمد الحسن ـ وصی و فرستادۀ امام مهدی (ع) ـ نشان می‌دهد که بشریت همواره در دو مسیر متقابل گام می‌زند: مسیر سجده بر فرستادۀ الهی یا راه انکار و سقوط در ورطۀ شیطان. از بررسی ریشه‌های سلطنت آل‌ابوسفیان و تحریف امت پس از پیامبر (ص) تا بازخوانی گام‌به‌گام حرکت حسین‌بن ‌علی (ع) از مدینه تا کربلا، همه در پرتو این معناست که عاشورا، صرفاً واقعه‌ای تاریخی نیست، بلکه میدانی همیشگی است که تا قیام قائم آل‌محمد (ع) ادامه دارد. قسمت نخست با پرسشی بنیادین به پایان رسید: در روزگار امروز، ما در کدام جبهه‌ایم؟ در صف یاران مهدی (ع) یا در صف تماشاگران خاموشِ حقیقت؟

 

نگاهی بر کتاب روز حسین (ع) جلد دوم

جلد دوم کتاب، گویی حضوری دوباره در صحرای خون و ایمان است؛ بازخوانی مقتل حسین (ع) و یارانش با نگاهی آکنده از الهام و هدایت. گویا دکتر علاء سالم، در محضر سید احمد الحسن، به روز عاشورا گام می‌نهد و ناگفته‌های آن روز را به قلم تحریر درمی‌آورد و مهم‌ترین رویدادهای روز عاشورا و پس از آن را به تحلیل و بررسی می‌نشیند.

یکی از برجسته‌ترین مباحث جلد دوم روز حسین (ع)، تبیین حقیقت نبرد روز عاشوراست؛ آیا آنچه در دهم محرم رخ داد، نبردی تن‌به‌تن میان قهرمانان بود یا رویاروییِ دو سپاه در مقیاسی تمام‌عیار؟

دکتر علاء سالم در پرتو علم سید احمد الحسن، این تصور رایج را که جنگ عاشورا صرفاً مجموعه‌ای از مبارزات انفرادی بوده است، به چالش می‌کشد. او یادآور می‌شود که بیشتر منابع تاریخی و مقتل‌ها، نبرد کربلا را چنین ترسیم کرده‌اند که یاران امام حسین (ع) یکی پس از دیگری به میدان رفته و جنگیده‌اند؛ نخست اصحاب، سپس اهل‌بیت، از علی‌اکبر (ع) تا عباس‌بن‌ علی (ع)، و سرانجام امام حسین (ع) خود به میدان شتافت. این تصویر، اگرچه در ذهن عموم نقش بسته، اما با واقعیت تاریخی فاصله دارد.

نبرد روز عاشورا نه رشته‌ای از درگیری‌های فردی، بلکه جنگی تمام‌عیار میان دو سپاه بود. ایشان روش‌های نبرد در آن روزگار را با چنین مضمونی تبیین کرده و می‌فرماید در جنگ‌های آن زمان، سپاه‌ها دو شیوه برای آغاز نبرد داشتند: یا فرماندهان دو لشکر پیش از درگیری اصلی به مبارزۀ تن‌به‌تن می‌پرداختند تا شاید با کشته‌شدن فرماندﮤ دشمن، روحیۀ سپاه مقابل درهم بشکند؛ یا دو سپاه مستقیماً به یکدیگر حمله می‌کردند و نبرد عمومی آغاز می‌شد. در کربلا، شیوﮤ دوم رخ داد؛ زیرا فرماندهان سپاه یزید از رویارویی مستقیم با حسین‌بن‌ علی (ع) بیم داشتند. آنان می‌دانستند که با برتری عددی، می‌توانند نتیجه را تضمین کنند، پس نیازی به خطر کردن در میدان نمی‌دیدند.[1]

بر این اساس، بسیاری از روایات مقتل‌ها که بر «تقدم و تأخر» رفتن یاران به میدان تأکید دارند، بازتاب دقیق صحنۀ نبرد نیستند؛ بلکه حاصل روایت‌های جزئی و پراکندۀ راویانی‌اند که تصویر کامل جنگ را در اختیار نداشته‌اند.

حقیقت آن است که در عاشورا، دو سپاه درگیر شدند و یاران حسین (ع) در میانۀ هجوم گستردۀ دشمن، دلیرانه جنگیدند؛ و شهادتشان نه در پیِ دوئل‌های فردی، بلکه در متن نبردی همگانی رقم خورد. این حقیقت، نه‌تنها بازنمایی صحنۀ کربلا را دگرگون می‌سازد، بلکه عمق رشادت و فداکاری اصحاب را در میدان خون و یقین آشکارتر می‌کند.

حسین (ع) مردم را موعظه می‌کند.  او همچون اجداد پاک و مطهرش کراهت دارد که آغازگر جنگ باشد. این موعظه‌ها، همچون دیگر خطبه‌های امام حسین‌(ع)، نه از سر ترس یا تردید، بلکه در امتداد همان روش الهیِ حجت‌های خدا بود؛ تلاشی برای هدایت مردمان پیش از فرود آمدن تیغ عذاب و نیز اتمام حجت بر آنان، تا هیچ عذری برای گمراهان و فریب‌خوردگان باقی نماند. این سنت الهی است که پیامبران و اوصیای آنان، پیش از هر نبرد، درِ هدایت را بر مردم می‌گشایند تا اگر کسی بهانه آورد، خود رسوا شود.

از همین روست که امام حسین ‌(ع) نه‌تنها آغاز جنگ را به تأخیر انداخت، بلکه یارانش را از شروع درگیری بازداشت.[2] این رفتار، ادامۀ همان سیرۀ نبوی و علوی بود؛ چنان‌که رسول خدا ‌(ص) در بدر و احد و نیز امیرالمؤمنین‌ (ع) در جمل و صفین، تا لحظۀ آخر از این‌که شروع‌کنندۀ جنگ باشند پرهیز داشتند. حسین‌بن‌ علی‌(ع) نیز وارث همان اخلاق الهی بود و گامی بیرون از آن برنداشت.

در خطبه‌هایش، امام حسین‌ (ع) نسب و جایگاه خویش را به مردم یادآور شد؛ از پیوندش با رسول خدا‌ (ص) سخن گفت و وصیت نبوی به خود را برای آنان یادآوری کرد:

«... امّا بعد، نسب مرا بررسی کنید و ببینید من کیستم؛ سپس به خود بازگردید و خویشتن را سرزنش کنید و ببینید که آیا کشتن من و هتکِ حرمت من برایتان سزاوار است؟ آیا من، فرزند دختر پیامبرتان نیستم؟ آیا من، فرزند وصی پیامبر و پسرعموی او و نخستین مؤمنِ تصدیق‌کنندﮤ رسول خدا در آنچه از جانبِ پروردگارش آورده بود، نیستم؟...»[3]

 ایشان (ع) احادیثی را بازخواند که پیامبر دربارﮤ او فرموده بود. این تأکید، بازتاب همان عقیدۀ محمدیِ اصیل بود که شناخت حجت الهی را در «نصّ» می‌جوید، نه در خرافات و نشانه‌های ساختگی. چه، در میدان کربلا هیچ ابری بالای سر امام سایه نیفکند، او به ده‌ها زبان سخن نگفت، و معجزه‌ای نمایشی در برابر سپاه دشمن آشکار نکرد. حجت الهی بودنش در خود او آشکار بود؛ در کلام پیامبر، در نصّ الهی، و در ایستادگی‌اش بر حق. معجزه اگر رخ دهد، تنها تأییدی بر این حقیقت است؛ و اگر رخ ندهد، چیزی از حقانیت او نمی‌کاهد.

آنگاه که امام، سران سپاه دشمن را یکی‌یکی نام برد ـ شبث‌بن ربعی، حجار‌بن ابجر، یزید‌بن حارث و قیس‌بن اشعث ـ در حقیقت به چهره‌هایی اشاره کرد که خود روزی از یاران علی‌(ع) بودند و در مکه به حسین‌(ع) نامه نوشتند. آنان او را می‌شناختند، اما به دنیا دل بستند. با این حال، حضورشان نشان می‌داد که سپاه دشمن تنها از کوفیان تشکیل نشده بود؛ بلکه مجموعه‌ای از قبایل گوناگون بود که در میانشان، کوفیان اقلیتی شناخته‌شده بودند، هرچند در صف مقدم ایستاده بودند؛ چراکه میدان نبرد در سرزمین خودشان برپا شده بود.

و چون حجت بر آنان تمام شد، امام سخن آخر را گفت:

«من دست ذلت و خواری به شما نمی‌دهم و همچون بردگان فرار نمی‌کنم.»[4]

این جمله، پاسخ نهایی به پیشنهاد بیعت و تسلیم بود و خط بطلانی بر روایات ساختگی مورخانی که مدعی شدند حسین ‌(ع) خواستار بازگشت یا رفتن به شام شده بود. حقیقت آن است که او شهادت را بر زندگی در ذلت ترجیح داد، زیرا تسلیم شدن به معنای نابودی دین خدا بود. اما گوش‌های بستۀ سپاه ظلم، هیچ‌یک از این سخنان را نشنید. چون همۀ طاغوت‌ها، پاسخشان به دعوت حق، تنها تکیه بر شمشیر بود. عمربن سعد، با گستاخی فریاد زد:

«منتظر چه هستید؟ همگی حمله کنید، این لقمه‌ای بیش نیست!»[5]

و همین جمله، خود گواهی روشن است که عاشورا نبردی میان دو سپاه بود؛ نه میدان چند نبرد فردی، بلکه رویارویی‌ای تمام‌عیار میان لشکر حق و سپاه باطل.

 

سخن آخر: از روز حسین (ع) تا روز قائم (ع)

اگر عاشورا را تنها به‌مثابۀ واقعه‌ای تاریخی بنگریم، در درک حقیقت آن گرفتار سطح خواهیم ماند. اما در پرتو علم سید احمد الحسن، روشن می‌شود که عاشورا، نه پایان یک قیام، بلکه آغاز مسیری است که تا روز قائم آل‌محمد (ع) امتداد دارد. در کربلا، حجت خدا در برابر سپاهی ایستاد که خود را مسلمان می‌دانست، اما قلبش در گرو دنیا بود. آن سپاه، زادﮤ همان امتی بود که پیامبر ‌(ص) را دیده بود، اما نصّ الهی را رها کرده و در پیِ قدرت و مقام رفت.

امروز نیز تاریخ تکرار می‌شود. قائم (ع) در روزگار ما همان جایگاهی را دارد که حسین‌بن ‌علی (ع) در روز عاشورا داشت؛ حجتی الهی در میان امتی که بیشترشان نام او را بر زبان دارند، اما در عمل از فرمانش روی‌گردانند. در هر دو عصر، اکثریت بهانه می‌آورند، گروهی خاموش می‌مانند، عده‌ای از ترس دنیا عقب می‌نشینند، و تنها اندکی با یقین و فداکاری، در صف یاران حقیقی می‌ایستند.

موعظه‌های حسین‌(ع) در آستانۀ نبرد، اتمام حجتی برای آنان بود که ادعای ایمان داشتند، اما دل در گرو زمین نهاده بودند. همان‌گونه نیز، امروز ندای فرستادۀ امام مهدی (ع) در گوش جهانیان طنین‌انداز است؛ ندایی برای بازگشت به نصّ الهی، برای پیروی از حجت خدا و کنار زدن پرده‌های تحریف و بدعت:

«گویا آنگاه که شومی بر آنان جاری شد،

به هر سرزمینی کلاغی را به پرواز درآورد.

و اگر راه تو را پاس می‌داشتند، [برایشان] نوری می‌بود،

و برایشان در برابر شومی‌ها حجابی می‌گردید.

تو برای آنان ستونی از اخلاق برپا کردی،

ولی آنان به آن ستون خیانت کردند و از لرزش در هم فرو ریخت.

و جایگاهشان در اخلاق با هیبت بود،

و بی‌تردید اخلاق، شایسته‌تر است که از آن حساب برند.

ای ابا الزهرا [محمد (ص)]، ما را دریاب.»[6]

 هرکس امروز امام مهدی(ع) را بخواند، اما با دعوت یمانی به ستیز برخیزد، همان کوفیِ دیروز است؛ آن‌که حسین(ع) را فراخواند، اما در روز امتحان، شمشیر بر او کشید. و آنان که خاموش ماندند، تماشاگران واقعه بودند؛ دل‌نگران خون حسین(ع)، اما بی‌عمل و بی‌اقدام، تنها با دعایی بر لب «خدایا، حسین را از کشته شدن نجات بخش»!!

عاشورا درسی است جاودان: که حق، با شمار اندک زنده می‌ماند، نه با کثرتِ ادعا. و روز قائم (ع) تجلی دوبارﮤ همان حقیقت است؛ قیامی برای پایان ‌دادن به ظلمی که از روز کربلا آغاز شد.

پس هرکه خود را امروز در صف انتظار مهدی(ع) می‌بیند، باید از ژرفای جان خویش بپرسد:

اگر در روز حسین (ع) بودم، در کدام صف می‌ایستادم؟ زیرا قیام مهدی(ع)، تداوم همان راه حسین(ع) است؛ ادامۀ نبرد حق و باطل، تا زمین از ظلم و نفاق پاک شود. چنان‌که سید احمد الحسن می‌فرماید:

«رسالت مهدی، آن‌گونه که رسول خدا محمد(ص) از جانب خداوند سبحان نقل کرده است، با نشر علم و اقامۀ حجت آغاز می‌شود و سپس زمین از ستمگران پاک خواهد شد. و این، مطابق با سنتِ رسالت‌های آسمانی است.»[7]

ادامه دارد ...

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، مبحث عاشورا، درگیری دو سپاه یا نبرد انفرادی؟

  2. [2]  ر.ک: تاريخ طبری، ج 4، ص 321 و322؛ انساب‌الأشراف، بلاذری، ج 3، ص 188؛ الإرشاد، مفید، ص 95 و 96.

  3. [3]  ر.ک: تاریخ طبری، ج 4، ص322 و 323؛ الإرشاد، شیخ مفید، ج 2ص 97 و 98.

  4. [4]  همان

  5. [5]  همان

  6. [6]  پیام سید احمد الحسن، در صفحۀ ایکس و فیس‌بوک:

    https://x.com/Ahmedalhasan313/status/1977370223910207938?t=5WQK5u07snRUDxzRSnrdEw&s=19

    https://www.facebook.com/share/16GbBC62Xk/

  7. [7]  پیام سید احمد الحسن، در صفحۀ ایکس و فیس‌بوک:

    https://x.com/Ahmedalhasan313/status/1982448550043902257?t=5J37c6oyP7GWXsCRmh1H7w&s=35

    https://www.facebook.com/share/1AYZFZDbmx/

کلیدواژه‌ها

سید احمد الحسن دعوت یمانی ولایت امام حسین (ع) قیام قائم نص نبوی علم امام عاشورا کربلا دکتر علاء سالم روز حسین نبرد کربلا علم یمانی خطبه‌های عاشورا کوفیان رسالت مهدی

امتیاز مقاله

3.33 از 5 (3 رأی)
امتیاز شما