انسان بردۀ هورمون یا صاحب‌اختیار؟!

انسان بردۀ هورمون یا صاحب‌اختیار؟!

پژوهشی در زمینۀ نقش هورمون‌ها در زندگی انسان و نسبت آن با ارادۀ انسان

چکیده

این مقاله با نگاهی علمی، روان‌شناختی و معنوی، به بررسی نقش هورمون‌ها در احساسات، خلق‌وخو، تصمیم‌گیری و رفتار انسان می‌پردازد. نویسنده با معرفی سیزده هورمون کلیدی، عوامل مؤثر در بهبود یا اختلال عملکرد آن‌ها را بررسی کرده و ارتباط آن‌ها با سلامت جسمی و روانی را تبیین می‌کند. سپس، با استناد به آموزه‌های اسلامی و کلام سید احمد الحسن، نشان می‌دهد که انسان علی‌رغم تأثیرپذیری از سازوکارهای زیستی، موجودی آگاه، مختار و مسئول است. مقاله با بهره‌گیری از تئوری انتخاب ویلیام گلاسر و آموزه‌های معنوی، این دیدگاه را تقویت می‌کند که انسان می‌تواند با خودآگاهی، تغذیه سالم، تمرین‌های روانی و ایمان، هورمون‌ها را مدیریت کند، نه این‌که تحت سلطه‌ی آن‌ها باشد. در نهایت، مقاله بر این نکته تأکید می‌کند که انسان، رهبر ارکستر بدن خویش است، نه برده‌ی سازهای شیمیایی آن.

 

پیش‌گفتار

بدن انسان، همچون ارکستری شگفت‌انگیز، از صدها ساز شیمیایی و زیستی تشکیل شده است که هماهنگی آن‌ها، آهنگ زندگی را می‌نوازد. هورمون‌ها از اصلی‌ترین نوازندگان این سمفونی‌اند؛ پیام‌رسان‌هایی نامرئی که حالِ ما، انگیزه‌، عشق و ترسمان را شکل می‌دهند و بر خواب، تغذیه، خلق‌وخو، انگیزه، تصمیم و حتی ایمان و اراده‌مان تأثیر می‌گذارند.

اما پرسش بنیادین این است: آیا انسان صرفاً موجودی است که به فرمان ترشحات درون بدنش عمل می‌کند، یا می‌تواند بر این ساز و نواهای درونی چیره شود؟ آیا او صرفاً موجودی زیستی است که هورمون‌ها او را هدایت می‌کنند، یا موجودی آگاه و مختار است که می‌تواند بر امواج درونی خود فرمان براند؟

این مقاله می‌کوشد با نگاهی علمی و انسانی، نقش هورمون‌ها در رفتار و احساسات را بررسی کند، عواملی را که موجب تعادل یا اختلال در کار آن‌ها می‌شود بشناساند، و در نهایت نشان دهد که انسان، اگرچه در چارچوب زیست‌شناسی زندگی می‌کند، اما اسیر آن نیست؛ زیرا او نیرویی فراتر به نام اراده در اختیار دارد.

 

پرسش‌هایی که مسیر بحث را ترسیم می‌کند:

آنچه در این مقاله مورد واکاوی قرار می‌گیرد، پرسش‌های سیزده‌گانۀ زیر است:

۱. هورمون چیست و چه نقشی در بدن انسان ایفا می‌کند؟

۲. مهم‌ترین هورمون‌های بدن کدام‌اند و هریک چه عملکردی دارند؟

۳. چگونه هورمون‌ها میان جسم، احساس و رفتار انسان ارتباط برقرار می‌کنند؟

۴. هورمون‌ها چگونه در خلق‌وخو، شادی، آرامش، خواب، تغذیه، میل جنسی، تمرکز، تصمیم‌گیری، انگیزه و معنویت انسان نقش‌آفرینی می‌کنند؟

۵. چه عواملی باعث افزایش یا بهبود عملکرد طبیعی هورمون‌ها و یا کاهش یا اختلال در عملکرد طبیعی هورمون‌ها می‌شوند؟

۶. از دیدگاه دینی، چرا اسلام با رهبانیت و افراط در ترک لذت‌های طبیعی مخالفت می‌کند؟ و آیا افراط در زهد، روزه‌داری یا رهبانیت می‌تواند موجب اختلال در کارکرد هورمون‌ها شود؟

۷. تئوری انتخاب در روان‌شناسی جدید، نقش انسان را در قبال هورمون‌ها چگونه ارزیابی می‌کند؟

۸. آیا انسان کاملاً تحت‌تأثیر هورمون‌های خود است یا اراده و عقل بر آن‌ها تسلط دارد؟

۹. آیا می‌توان با تمرین‌های ذهنی، معنوی یا روانی، عملکرد هورمون‌ها را تعدیل و هدایت کرد؟

۱۰. گزارۀ «انسان بردۀ هورمون‌هایش است» تا چه حد درست یا نادرست است؟

۱۱. سید احمد الحسن، وصی و فرستادۀ امام زمان (ع)، دربارۀ تأثیرپذیری انسان نسبت به هورمون‌ها و غلبه بر آن‌ها چه می‌فرماید؟

۱۲. چگونه آگاهی، ایمان و خودشناسی می‌توانند انسان را از اسارت غرایز زیستی رها کنند؟

۱۳. در نهایت، هورمون‌ها در خدمت انسان‌اند یا انسان در خدمت هورمون‌ها؟

 

دنیای شگفت‌انگیز هورمون‌ها!

بدن انسان، سامانه‌ای پیچیده و هوشمند است که بقای آن تا حد زیادی به هماهنگی میان دستگاه عصبی و غدد درون‌ریز وابسته است. غدد درون‌ریز با ترشح موادی شیمیایی به نام هورمون‌ها (hormone)، شبکه‌ای از پیام‌رسان‌های زیستی را شکل می‌دهند. هورمون‌ها مواد شیمیایی پیام‌رسانی هستند که در طول فرگشت موجودات زنده برای هماهنگ‌ کردن کارکرد بخش‌های مختلف بدن پدید آمده‌اند، تا سلول‌ها و اندام‌های مختلف یک بدن بتوانند با هم هماهنگ عمل کنند و بقای موجود زنده تضمین یابد.‌

این مواد پیام‌رسان، بر تمام جنبه‌های زندگی انسان تأثیر می‌گذارند و تقریباً در تمام ابعاد حیات انسان نقش اساسی دارند؛ از سوخت‌وساز و رشد گرفته تا خواب‌و بیداری، و از تفکر و یادگیری گرفته تا حتی احساس عشق!

هورمون‌ها هرچند در مقادیر اندک ترشح می‌شوند، اما آثار گسترده و عمیقی بر بدن و روان دارند.‌ هورمون‌هایی مانند آدرنالین و کورتیزول بدن را در مواجهه با استرس و خطر به واکنش وا‌می‌دارند، درحالی‌که دوپامین و اکسی‌توسین احساس لذت، اعتماد و پیوند اجتماعی را در انسان تقویت می‌کنند. از سوی دیگر، انسولین نظم متابولیک و قند خون را حفظ می‌کند و ملاتونین چرخۀ خواب و بیداری را تنظیم می‌نماید.

تعادل میان این هورمون‌ها، شرط سلامت جسمی و روانی است و هرگونه اختلال در ترشح یا تعادل هورمون‌ها می‌تواند به بروز مشکلات جسمی و روانی همچون افسردگی، اضطراب، چاقی، دیابت یا اختلالات خواب منجر شود.‌ ازاین‌رو، شناخت نقش و کارکرد هریک از هورمون‌های اصلی بدن نه‌تنها برای درک سازوکار فیزیولوژیک انسان ضروری است، بلکه پلی است میان پزشکی، روان‌شناسی و علم رفتار. همچنین می‌تواند راهگشای بسیاری از چالش‌های رفتاری و روانی نیز باشد. در واقع، هورمون‌ها زبان خاموش بدن‌اند که با پیام‌های شیمیایی خود تعادل، هیجان، سلامت و حتی معنویت انسان را شکل می‌دهند.‌ در ادامه، با ۱۳ مورد از مهم‌ترین و اثرگذارترین هورمون‌های بدن آشنا می‌شویم.

 

۱۳ هورمون مهم در بدن انسان [1]

- سروتونین (Serotonin)

سروتونین یک انتقال‌دهندۀ عصبی و هورمون تعادل روانی است که به‌عنوان "هورمون شادی" شناخته می‌شود و در تنظیم خلق‌وخو، خواب، اشتها، یادگیری، احساس رضایت و حافظه نقشی کلیدی دارد.‌ حدود ۹۰ درصد از سروتونین در دستگاه گوارش تولید و ترشح می‌شود و نقش مهمی در عملکرد سیستم عصبی مرکزی، سلامت روان و تنظیم عملکردهای بدن مانند فشار خون، دمای بدن و انعقاد خون ایفا می‌کند. کاهش سروتونین یکی از عوامل مهم افسردگی، اضطراب، افزایش پرخاشگری، نوسانات خلق‌وخو، بی‌قراری ذهنی و بی‌خوابی است.

 

-‌ ملاتونین (Melatonin)

هورمون «ساعت زیستی» بدن که در تاریکی از سوی غدۀ پینه‌آل ترشح می‌شود و بدن را برای خواب آماده می‌کند.‌ تاریکی، بدن را تحریک می‌کند تا ملاتونین بیشتری بسازد و بدین‌وسیله موجب خواب‌آلودگی شود.‌ نور، تولید ملاتونین را کاهش می‌دهد تا بدن بیدار بماند.‌ تنظیم چرخۀ خواب و بیداری، تقویت ایمنی و ترمیم سلولی از مهم‌ترین نقش‌های آن است.

 

- لپتین (Leptin)

لپتین هورمونی است که توسط بافت چربی تولید می‌شود و نقش اصلی آن تنظیم گرسنگی و اشتهاست. این هورمون با ارسال سیگنال به مغز، باعث احساس سیری می‌شود و به بدن کمک می‌کند وزن طبیعی خود را حفظ کند. در واقع، زمانی که سطح لپتین کاهش می‌یابد، بدن احساس گرسنگی می‌کند و وقتی سطح آن افزایش می‌یابد (با افزایش چربی بدن)، اشتها کم می‌شود.

 

- اکسی‌توسین (Oxytocin)

اکسی‌توسین هورمون و انتقال‌دهندۀ عصبی است که توسط هیپوتالاموس تولید و توسط غدۀ هیپوفیز ترشح می‌شود.‌ این هورمون که به هورمون «عشق و اعتماد» معروف است، در هنگام زایمان، شیردهی، تماس بدنی یا پیوند عاطفی ترشح می‌شود و احساس تعلق، اعتماد، همدلی و پیوستگی اجتماعی را تقویت می‌کند.

 

- دوپامین (Dopamine)

هورمون لذت و انگیزه و پاداش است.‌ در مغز ترشح می‌شود و با پاداش، یادگیری، خلاقیت، احساس رضایت، حرکت، انگیزه، خلق‌وخو، حافظه و تمرکز در ارتباط است.‌ کمبود دوپامین با افسردگی و بی‌انگیزگی، و افزایش بیش از حد آن با اعتیاد و توهم مرتبط است.

 

- آدرنالین (Adrenaline)

هورمون «هیجان و بقا» که از غدد فوق‌کلیوی ترشح می‌شود.‌ در شرایط استرس یا خطر و ترس، ضربان قلب و فشار خون را بالا می‌برد، جریان خون به عضلات را افزایش می‌دهد و بدن را برای واکنش «جنگ یا گریز» آماده می‌کند.

 

-‌ کورتیزول (Cortisol)

هورمون اصلی استرس است که توسط غدد فوق‌کلیوی (آدرنال) تولید و ترشح می‌شود.‌ ترشح آن موجب تنظیم متابولیسم، کنترل قند خون و مهار التهاب شده و به بدن کمک می‌کند تا با فشارهای جسمی و روانی سازگار شود.‌ با این حال، افزایش مزمن کورتیزول و ترشح طولانی‌مدت آن می‌تواند موجب اضطراب، بی‌خوابی، افزایش قند خون و تضعیف سیستم ایمنی شود.

 

-‌ انسولین (Insulin)

از لوزالمعده ترشح می‌شود و وظیفه دارد قند (گلوکز) موجود در خون را کنترل و وارد سلول‌ها کند تا به‌صورت انرژی مصرف شود.‌ اختلال در ترشح یا عملکرد انسولین، علت اصلی بیماری دیابت است.

 

- تیروکسین (Thyroxine)

هورمون اصلی غدۀ تیروئید است که سوخت‌وساز بدن، دمای بدن، رشد و سطح انرژی را کنترل می‌کند و در مواردی مانند عملکرد قلب، هضم، کنترل عضلات، رشد مغز و سلامت استخوان نقش دارد.‌ کم‌کاری تیروئید موجب خستگی، افسردگی و افزایش وزن می‌شود و پرکاری آن باعث بی‌قراری و کاهش وزن.

 

- هورمون رشد (Growth hormone)

از غدۀ هیپوفیز ترشح می‌شود و برای رشد استخوان‌ها، ترمیم بافت‌ها و تنظیم ترکیب بدن حیاتی است.‌ کمبود آن در کودکان موجب کوتاهی قد و در بزرگسالان باعث ضعف عضلانی می‌شود.

 

-‌ تستوسترون (Testosterone)

هورمون اصلی جنسی مردانه است که در زنان نیز به مقدار کمتر وجود دارد. در رشد عضلات، استخوان‌ها، میل جنسی، خلق‌وخو، اعتمادبه‌نفس و رقابت‌پذیری نقش دارد.‌ کاهش آن با خستگی و کاهش تمرکز همراه است.

 

-‌ استروژن و پروژسترون (Estrogen & Progesterone)

دو هورمون کلیدی زنانه که چرخۀ قاعدگی، بارداری و خلق‌وخو را تنظیم می‌کنند.‌ عدم تعادل آن‌ها می‌تواند موجب نوسانات خلقی، افسردگی و اختلالات متابولیکی شود.

 

عوامل افزایش و بهبود عملکردِ هورمون‌ها یا کاهش و اختلال در فعالیت آن‌ها [2]

تا اینجا دانستیم که هورمون‌ها پیام‌رسان‌های شیمیایی بدن هستند که تقریباً همۀ عملکردهای حیاتی ما را، از انرژی و متابولیسم گرفته تا خلق‌وخو و باروری، تنظیم می‌کنند. در واقع، پشت هر موج از شادی، انگیزه یا اضطراب، شبکه‌ای ظریف از هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی در حال رقص‌اند. این مواد شیمیایی مانند رهبر یک ارکستر عمل می‌کنند: وقتی هماهنگ باشند، زندگی‌مان موسیقی‌ای آرام و دلنشین می‌نوازد؛ و وقتی یکی از آن‌ها از ریتم بیفتد، همه‌چیز به‌هم می‌ریزد؛ از تمرکز و انرژی گرفته تا روابط و خلق‌وخو.

افزایش یا کاهش فعالیت هر یک از این هورمون‌ها می‌تواند اثرات قابل‌توجهی بر سلامت و عملکرد بدن داشته باشد. اما خبر خوب این است که شما قدرت بازگرداندن این تعادل را دارید؛ نه با کارهای پیچیده، بلکه با عادت‌های ساده‌ای مانند نور آفتاب، خواب کافی، خنده، ورزش یا حتی یک آغوش صمیمی. این کارهای کوچک، پیام‌های بزرگی برای بدن و مغز ما دارند.

عوامل مختلفی، از سبک زندگی و تغذیه گرفته تا ژنتیک و محیط، می‌توانند در بهبود یا کاهش فعالیت هورمون‌ها نقش داشته باشند. در ادامه، به مهم‌ترین عواملی که بر میزان و عملکرد این هورمون‌ها تأثیر می‌گذارند، پرداخته می‌شود:

 

۱.‌ سروتونین (Serotonin)

هورمون خلق‌و‌خو و آرامش

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

نور خورشید و هوای تازه (روزانه حداقل ۲۰ دقیقه)؛

ورزش‌های هوازی (مثل پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری)؛

مصرف غذاهای حاوی تریپتوفان (موز، تخم‌مرغ، آجیل، ماهی)؛

مراقبه، مدیتیشن و دعا.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

کم‌خوابی و نبود نور طبیعی خورشید؛

مصرف زیاد قند و فست‌فود؛

استرس و اضطراب مزمن؛

تنهایی و انزوای اجتماعی.

 

۲.‌ ملاتونین (Melatonin)

هورمون خواب و تنظیم چرخۀ شبانه‌روزی

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

خاموش کردن وسایل الکترونیکی یک ساعت قبل از خواب؛

خوابیدن در محیط تاریک و خنک؛

مصرف منیزیم و ویتامین B6؛

خواب منظم در ساعت ثابت هر شب.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

نور آبی صفحه‌نمایش موبایل و لپ‌تاپ پیش از خواب؛

بی‌نظمی در ساعت خواب و بیداری؛

کافئین در ساعات پایانی روز؛

استرس شبانه.

 

۳.‌ لپتین (Leptin)

هورمون سیری و کنترل وزن

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

خواب کافی (کم‌خوابی مقاومت به لپتین ایجاد می‌کند)؛

پرهیز از قندهای ساده و غذاهای فرآوری‌شده؛

رژیم سرشار از فیبر و پروتئین؛

کاهش استرس مزمن.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

پرخوری مداوم، مخصوصاً قند و چربی‌های مصنوعی؛

بی‌خوابی؛

رژیم‌های غذایی مکرر و سخت؛

التهاب مزمن بدن.

 

۴.‌ اکسی‌توسین (Oxytocin)

هورمون عشق، اعتماد و پیوند اجتماعی

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

در آغوش گرفتن، تماس فیزیکی، لبخند و تعامل مثبت؛

قدردانی و رفتار مهربانانه؛

ارتباط صادقانه در روابط عاطفی.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

بی‌اعتمادی، ترس از صمیمیت؛

انزوای عاطفی و فقدان ارتباط انسانی؛

استرس بالا و افسردگی؛

فقدان تماس بدنی یا مهربانی.

 

۵.‌ دوپامین (Dopamine)

هورمون انگیزه و لذت

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

تعیین اهداف کوچک و تحقق تدریجی آن‌ها؛

خواب کافی و تغذیۀ غنی از پروتئین؛

پرهیز از اعتیادهای لحظه‌ای مانند شبکه‌های اجتماعی؛

یادگیری چیزهای جدید و چالش ذهنی.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

استفادۀ افراطی از شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های اعتیادآور؛

مصرف زیاد قند، الکل یا مواد مخدر؛

بی‌هدفی و نبود پاداش واقعی در زندگی؛

کمبود خواب.

 

۶.‌ آدرنالین (Adrenaline)

هورمون واکنش سریع و انرژی

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

فعالیت بدنی منظم اما نه بیش‌از‌حد؛

تنفس عمیق و مدیتیشن برای کاهش تحریک بیش‌از‌حد؛

پرهیز از مصرف زیاد کافئین؛

کنترل خشم و هیجان شدید با تمرین آرام‌سازی.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

اضطراب مزمن یا ترس دائمی؛

مصرف زیاد قهوه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا؛

کار بیش‌از‌حد و بی‌وقفه؛

نداشتن زمان برای آرامش و ریکاوری.

 

۷.‌ کورتیزول (Cortisol)

هورمون استرس

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

 خواب کافی و منظم؛

فعالیت‌های آرام‌بخش مانند یوگا، تنفس دیافراگمی و عبادت؛

پرهیز از استرس طولانی و مصرف زیاد قند؛

تماس با طبیعت و خندیدن.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

استرس طولانی‌مدت؛

کم‌خوابی مزمن؛

رژیم غذایی فقیر از پروتئین و سرشار از قند؛

تعارضات حل‌نشده و افکار منفی مداوم.

 

۸.‌ انسولین (Insulin)

تنظیم قند خون

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

ورزش منظم و فعالیت بدنی سبک تا متوسط؛

رژیم غذایی متعادل و کم‌قند؛

کاهش وزن و چربی بدن (خصوصاً چربی شکمی)؛

مصرف برخی مواد غذایی و مکمل‌ها: مانند دارچین، منیزیم، امگا۳ و برخی آنتی‌اکسیدان‌ها؛

 خواب کافی و مدیریت استرس.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

چاقی و افزایش چربی شکمی؛

رژیم غذایی پرقند و پرچرب ناسالم و مصرف زیاد شکر، فست‌فود و غذاهای فرآوری‌شده؛

بی‌تحرکی و سبک زندگی کم‌تحرک؛

استرس مزمن و کمبود خواب و ترشح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول؛

برخی بیماری‌ها و داروها: مانند دیابت نوع 2، سندرم متابولیک، کورتیکواستروئیدها و برخی داروهای ضد روان‌پریشی.

 

۹.‌ تیروکسین (Thyroxine)

هورمون تنظیم متابولیسم و انرژی

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

مصرف ید کافی مانند نمک یددار، ماهی و جلبک دریایی؛

تأمین سلنیوم و روی مانند تخم‌مرغ، مغزها و غلات کامل؛

خواب کافی و پرهیز از استرس مزمن؛

کنترل مصرف گلوتن در صورت حساسیت.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

کمبود ید، سلنیوم یا روی؛

استرس زیاد؛

مصرف بیش‌از‌حد سویا و غذاهای فرآوری‌شده؛

اختلالات خودایمنی مانند هاشیموتو.

 

۱۰.‌ هورمون رشد (Growth Hormone)

هورمون رشد، ترمیم و بازسازی سلول‌ها

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

خواب عمیق شبانه (بیشترین ترشح در خواب عمیق است)؛

ورزش‌های قدرتی و روزه‌داری متناوب؛

کاهش قند و چربی‌های اشباع؛

مصرف آرژنین و ویتامین D.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

خواب ناکافی (به‌ویژه کمبود خواب عمیق)؛

مصرف زیاد قند و انسولین بالا؛

نداشتن تحرک بدنی؛

الکل و داروهای آرام‌بخش.

 

۱۱.‌ تستوسترون (Testosterone)

هورمون قدرت، میل جنسی و انرژی مردانه

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

خواب کافی و ورزش مقاومتی مانند وزنه‌برداری؛

کاهش استرس و مصرف قند؛

مصرف روی و ویتامین D؛

حفظ وزن سالم و پرهیز از الکل.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

چاقی شکمی و استرس زیاد؛

مصرف الکل و دخانیات؛

کم‌خوابی و تغذیۀ ناسالم؛

بی‌تحرکی و نبود ورزش مقاومتی.

 

۱۲.‌ استروژن (Estrogen)

هورمون تعادل هورمونی و سلامت زنان

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

تغذیۀ سالم با دانۀ کتان، سویا و سبزیجات چلیپایی؛

فعالیت بدنی منظم؛

کاهش چربی اضافۀ بدن؛

پرهیز از مواد شیمیایی مختل‌کنندۀ هورمون مانند پلاستیک و آفت‌کش‌ها.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

چربی زیاد بدن (تبدیل تستوسترون به استروژن)؛

مواد شیمیایی در پلاستیک و لوازم آرایشی (زایلواستروژن‌ها)؛

رژیم‌های فقیر از فیبر؛

کم‌تحرکی.

 

۱۳.‌ پروژسترون (Progesterone)

هورمون آرامش، تعادل روانی و باروری

 

- عوامل افزایش یا بهبود عملکرد:

کاهش استرس و مصرف منیزیم و ویتامین B6؛

چربی‌های سالم مانند آووکادو، روغن زیتون و مغزها؛

خواب کافی و پرهیز از قند زیاد؛

پرهیز از مصرف زیاد کافئین.

 

- عوامل کاهش یا اختلال در فعالیت:

استرس مزمن و افزایش کورتیزول؛

مصرف زیاد قند و کافئین؛

بی‌خوابی؛

افزایش وزن زیاد.

 

بدن، امانت الهی و میدان تعادل

در نگاه دین، انسان موجودی دو‌بُعدی است: روح و جسم. سلامت هر دو برای رسیدن به تعادل و قرب الهی ضروری است. آموزه‌های دینی نه‌تنها با رهبانیت و افراط در ترک دنیا مخالف‌اند، بلکه مؤمن را به مراقبت از جسم به‌عنوان «امانت خدا» فرامی‌خوانند. پیامبر اکرم (ص) فرمود:

«إنَّ لِبَدَنِكَ عَلَیكَ حَقًّا» «بدن تو بر تو حقی دارد.» [3]

امروزه علم نشان می‌دهد که خواب کافی، تغذیۀ سالم و ورزش متعادل، نقشی بنیادین در تنظیم ترشح هورمون‌ها و آرامش روان دارند. بدین‌سان، توصیه‌های دینی به میانه‌روی، تغذیۀ معتدل، استراحت به‌موقع و نشاط بدنی، در واقع همسو با اصول فیزیولوژیک بدن و تضمین‌کنندۀ تعادل هورمونی انسان‌اند. دین، با تأکید بر حفظ نشاط جسمی و روحی، انسان را از انزوا و خشکیِ رهبانی بازمی‌دارد و او را به زیستی هماهنگ، متعادل و سالم دعوت می‌کند؛ و این یعنی دین الهی نیز ما را نسبت به عواملی که موجب افزایش یا بهبود عملکرد هورمون‌ها می‌شود رهنمون می‌سازد.

به‌عنوان نمونه، سید احمد الحسن در جایی سلامت جسم را در گرو تحرک داشتن و پرهیز از پرخوری عنوان می‌کند و می‌فرماید:

«صِحَّةُ الجِسمِ فی قِلَّةِ الأکلِ و الحَرَکة» «... سلامتی جسم در کم‌خوری و تحرک است.» [4]

همچنین، در جای دیگری سید احمد الحسن برداشت نادرست از سبک تغذیۀ امامان را تصحیح کرده و بر ضرورت مصرف غذایی به‌اندازه و متناسب با حفظ سلامت بدن تأکید می‌نماید. در ادامه، متن پرسش و پاسخی در این زمینه آورده می‌شود:

خالد عبدالجواد می‌پرسد:

«سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، ای فرزند رسول خدا (ص)! در روایات رسول و اهل‌بیت (ع) آمده است که کم‌خوراک بودن، روح را قوی می‌کند و آن را ارتقا می‌دهد؛ و این مسئله از حضرت عیسی (ع) و نیز از شما، سرورم احمد الحسن، نیز نقل شده است. سرورم، پرسش اینجاست که چگونه کم‌خوراک بودن باعث قوی شدن بدن می‌شود؟! این مسئله دور از ذهن است. [مثلاً] می‌بینیم که امام علی (ع) کم‌خوراک بود و روزهای بسیاری بر ایشان می‌گذشت که لقمه نانی به شکم ایشان وارد نمی‌شد و با این حال، از جهت بدنی قوی بود و درِ خیبر را بالا برد، درحالی‌که لقمه نانی وارد شکمش نشده بود؛ همچنین رسول‌الله (ص) قوی و نیرومند بود، با وجود آن‌که فقط اندکی می‌خورد؛ همچنین حضرت موسی (ع) از جهت بدنی قوی بود و کم‌خوراک بود. با وجود آن‌که کم‌خوراک بودن معمولاً باعث ضعف می‌شود، پس چگونه محمد و آل‌محمد (ع) و انبیا و فرستادگان و اوصیا (ع) از جهت بدنی قوی بودند، با وجود آن‌که فقط اندکی می‌خوردند؟!»

پاسخ سید احمد الحسن:

«و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته. زنده باشید، عزیزم. این فهم نسبت به حال آنان اشتباه است؛ منظور از کم‌خوراک بودن، مقداری است که برای تقویت بدن کافی باشد، و منظور یک نوع [غذا] یا غذای بسیار کم نیست که باعث نابودی بدن شود.» [5]

در همین راستا، پیامبر و امام علی (ع) به اهمیت تغذیه پیش از انجام وظایف مهم، ازجمله قضاوت و تصمیم‌گیری، اشاره کرده‌اند:

پیامبر خدا (ص):

«لا یَقضِی القاضی بَینَ اثنَینِ إلّا و هو شَبعانُ رَیّان» «قاضی نباید میان دو نفر داوری کند، مگر زمانی که گرسنه و تشنه نباشد.» [6]

نیز امام علی (ع) ـ خطاب به شریح ـ فرمود:

«الإمامُ علی علیه‌السلام ـ لِشُرَیحٍ ـ: ولا تَقعُدَنَّ فی مجلسِ القضاءِ حتی تَطعَم» «هرگز در مجلس قضاوت منشین، مگر آن‌که پیش‌تر چیزی بخوری.» [7]

این احادیث نشان می‌دهند که حتی در تصمیم‌گیری و قضاوت نیز وضعیت جسمانی و تغذیۀ مناسب اهمیت دارد. وقتی بدن سیر و دارای انرژی کافی است، ترشح هورمون‌ها و عملکرد مغز در وضعیت بهینه قرار می‌گیرد و فرد می‌تواند با هوشیاری و تعادل بیشتری تصمیم بگیرد؛ بنابراین، از نگاه دین الهی نیز تغذیۀ سالم نه‌تنها سلامت جسم، بلکه سلامت تصمیم‌گیری و قوۀ تشخیص را نیز تضمین می‌کند.

 

انسان؛ فراتر از هورمون‌ها

تا این‌جا با مفهوم هورمون‌ها، انواع آن‌ها، تأثیراتشان بر بدن و روان، و عوامل مؤثر بر بهبود یا اختلال در عملکردشان آشنا شدیم؛ اکنون می‌خواهیم نسبت میان هورمون‌ها و ارادۀ انسان را بررسی کنیم و ببینیم آیا انسان موجودی است در بند سازوکارهای زیستی خود، یا می‌تواند با قدرت اختیار بر تأثیر هورمون‌ها غلبه کند؟

گرچه هورمون‌ها نقش بی‌بدیلی در تنظیم احساسات، رفتار و تصمیم‌های ما دارند، اما انسان صرفاً یک ماشین شیمیایی نیست که کورکورانه تحت فرمان ترشحات غدد خود عمل کند. انسان دارای آگاهی، اراده و قدرت انتخاب است؛ نیرویی که می‌تواند بر امیال زیستی و هیجانات درونی غلبه کند. در واقع، هورمون‌ها زمینه‌سازِ تمایل و واکنش‌اند، نه الزام و اجبار. مثلاً افزایش آدرنالین ممکن است فرد را به سمت خشم یا فرار سوق دهد، اما عقل، وجدان و ایمان می‌توانند مسیر این انرژی را تغییر دهند و آن را به شجاعت یا اقدامی سنجیده بدل کنند. به بیان دیگر، هورمون‌ها داده‌ها و سوختِ محرکِ بدن‌اند، نه فرمانروای وجود انسان.

این اندیشه که «انسان بردۀ هورمون‌هاست»، تحریفی مادی‌گرایانه از حقیقت انسان است؛ زیرا انسان موجودی است که می‌تواند حتی بر شیمی بدن خویش اثر بگذارد، با تربیت ذهن، مراقبه و خودکنترلی، و تصمیم آگاهانه برای کنترل هیجان.

بنابراین انسان بردۀ هورمون‌های خود نیست؛ او مانند یک ماشین خودکار تحت‌تأثیر هورمون‌ها قرار ندارد، بلکه آگاه و مختار است و ـ هرچند دشوار ـ می‌تواند بر تأثیر هورمون‌ها غلبه کند و میان میل و عقل، میان هیجان و اراده، یکی را برگزیند.

امام صادق (ع) می‌فرماید:

«هر چیزی که نیتِ انسان نسبت به آن قوت و نیرو بگیرد، بدن نسبت به آن ناتوان نخواهد بود.» [8]

این یعنی وقتی نیتِ قلبی بر انتخاب یک رفتار و انجام آن تعلق بگیرد، عوامل و مُحرِّک‌های مختلف (چه عوامل بیرونی و چه محرک‌های درونی مانند ترشح هورمون‌های گوناگون) قادر به جلوگیری از آن نیستند؛ چراکه این عوامل تنها محرک‌اند و تعیین‌کنندۀ نهایی نیستند. بنابراین حق انتخاب و تصمیم‌گیری نهایی همواره در دست خود ماست.

این یعنی وقتی نیتِ قلبی، بر انتخابِ یک رفتار و انجام آن تعلق بگیرد، عوامل و مُحرِّک‌های مختلف (چه عوامل بیرونی و چه محرک‌های درونی مثل ترشح هورمون‌های مختلف) قادر به جلوگیری از آن نیستند؛ چراکه این عوامل تنها محرک هستند و تعیین‌کنندۀ نهایی نیستند؛ بنابراین حق انتخاب و تصمیم‌گیری نهایی همیشه در دست خود ماست.

سید احمد الحسن در جایی، و در پاسخ به سؤال بانویی دربارۀ مشکلات در رابطۀ زناشویی میان زوجین، بر همین نکته اشاره کرده و بیان می‌کند:

«... هر شوهر و همسری لازم است درک کند که هرکدام از زن و مرد بدنی متفاوت دارند، و بدن‌ها ابزارهایی شیمیایی‌اند که در اثر ترشحات هورمونی و دیگر مسائل، در معرض فشارهای درونی قرار می‌گیرند؛ و فایدۀ دانستن این نکته، پیشگیری از بسیاری از مشکلات است. به‌عنوان مثال، اگر بدانی خانم در طول مدت دورۀ ماهیانه‌اش [عادت ماهیانه] در معرض ترشحات داخلی قرار دارد که به‌نوعی باعث اختلال حالت عصبی‌اش می‌شود، چه‌بسا بتواند خودش را کنترل کند و هدف آسانی برای هر ناخرسندی ساده‌ای نشود و آن را به مشکلی بزرگ تبدیل نکند. همچنین اگر شوهر این نکته را درک کند، در این حالت‌ها، یا در حالت بارداری و دیگر وضعیت‌هایی که باعث اختلالات عصبی همسر می‌شود، مراعات حال همسرش را می‌کند. همچنین آقا و خانم در معرض فشارهای بسیاری در کار یا محیط بیرون قرار می‌گیرند؛ چه‌بسا رانندۀ تاکسی‌ای که مضطرب است به‌شکل بدی رفتار کند، به‌طوری که روز شوهر یا همسر را به روز بدی تبدیل کند و او را هدف آسانی برای ناخرسندی و تبدیل مسئله‌ای کوچک به مشکلی بزرگ قرار دهد.

نتیجه این‌که ما باید متوجه باشیم بدن‌های ما ابزارهای شیمیایی هستند که تحت‌تأثیر واکنش‌ها قرار دارند؛ و چه‌بسا هر حالت به‌خصوص یا رفتار بیرونی در آن مؤثر باشد و آن را مضطرب و پریشان کند و هدف آسانی برای ناخرسندی قرار دهد. تنها راه‌حل همیشگی این است که تلاش کنیم از نظر روحی ارتقا یابیم و نفس خودمان را به‌گونه‌ای پرورش دهیم که بر اضطراب‌های بدنی‌مان مسلط باشد؛ و به آن اجازه ندهیم ما را به هرجا که خواست بکشاند. و اگر نتوانستیم در این مبارزه به‌طور کامل پیروز شویم، دست‌کم در پایین‌ترین حد با نفس خود مبارزه کنیم؛ در نتیجه با کم‌کردن تعداد مشکلات، یا از بین بردن کلی آن‌ها از زندگی‌مان، بالاترین سود و بهره را برای خودمان و اطرافیانمان محقق کنیم.» [9]

چنان‌که ملاحظه نمودید، سید احمد الحسن با اشاره به این‌که بدن‌های ما تحت‌تأثیر هورمون‌ها قرار دارند، راه‌حل را در این می‌دانند که تلاش کنیم از نظر روحی ارتقا یابیم و نفس خود را بر اضطراب‌های بدنی‌مان مسلط کنیم؛ و این یعنی انسان، به‌عنوان موجودی که دو جنبۀ روحانی و جسمانی دارد، می‌تواند از بالا به خود نگاه کند و خود را بر ناراحتی‌ها و فعل‌وانفعالات جسمی مسلط سازد؛ یعنی حسابِ نفس و روحِ خود را به‌عنوان «منِ تصمیم‌گیر و منِ انتخاب‌کننده» از جسمی که در اثر محرک‌های درونی و بیرونی تحریک‌پذیر است جدا کند، و این‌گونه بر جسم مادی تسلط یابد و اجازه ندهد او را به هرجا که خواست بکشاند؛ یعنی این حقیقت مهم را بفهمد که می‌تواند از بالا انتخاب و مدیریت داشته باشد، نه این‌که با موج همراه شود.

حال چگونه می‌توانم به‌عنوان «منِ تصمیم‌گیر و انتخاب‌کننده» از بالا بر رفتارهایم کنترل و مدیریت داشته باشم؟

پاسخ این است که در هر لحظه، پیش از انجام هر عمل یا رفتار ـ حتی در شرایط سخت و تحت‌تأثیر محرک‌های بیرونی و درونی ـ به خودم یادآوری کنم: «این تو هستی که گام بعدی و رفتار بعدی‌ات را انتخاب می‌کنی؛ پس مراقب انتخابت باش!»

دکتر ویکتور فرانکل، روان‌پزشک و نویسندۀ اتریشی و بنیان‌گذار «لوگوتراپی»، در کتاب معروف خود انسان در جست‌وجوی معنا می‌نویسد:

«... باید توجه داشت که خطری عظیم در آموزش این تئوری وجود دارد که «انسان چیزی نیست مگر حاصل عوامل زیستی، روانی، اجتماعی»، و یا انسان محصول توارث و محیط. چنین نظریه‌ای انسان را دستگاهی خودکار و بی‌اراده معرفی می‌کند و به ماهیت واقعی او توجهی ندارد. چنین شیوۀ اندیشۀ محدود و تقدیرگرایانه به‌وسیلهٔ آن‌گونه روان‌درمانی‌هایی که آزادی بشر را نادیده می‌گیرند، پرورده و تقویت می‌شوند. البته تردیدی نیست که انسان موجودی است فانی با میدان آزادی محدود؛ او در انتخاب شرایط و عوامل آزاد نیست، بلکه آزاد است و اختیار دارد که در برخورد با شرایط چه واکنش و برخوردی را انتخاب کند. … انسان موجودی نیست مشروط که رفتارش قابل پیش‌بینی در قالب شرایط باشد، بلکه در هر لحظه تصمیم می‌گیرد که تسلیم شرایط شود یا ایستادگی کند. به عبارت دیگر، انسان موجودی است که در نهایت خود سرنوشت خویش را به دست می‌گیرد. انسان تنها زندگی نمی‌کند، بلکه در هر لحظه تصمیم می‌گیرد و اراده می‌کند که چگونه زندگی کند و لحظه‌ای دیگر چگونه باشد. بر مبنای همین اصول است که هر انسانی آزادی این را دارد که در هر لحظه تغییر کند. بنابراین قابلیت پیش‌بینی انسان تنها در چارچوب وسیع بررسی‌های آماری و گروه‌های گسترده امکان‌پذیر است و بس، و شخصیت فردی اساساً غیرقابل پیش‌بینی باقی می‌ماند. مبنای هر پیش‌بینی بر شرایط زیستی، روانی و اجتماعی استوار است، ولی یکی از جنبه‌ها و ویژگی‌های وجودی انسان همانا ظرفیت او برای چیره‌شدن بر این شرایط و فراتر رفتن از آن‌هاست. بر همین روال، انسان نهایتاً به «خودفراروندگی» خویش تحقق می‌بخشد، زیرا اصولاً موجودی از خودفرارونده است.» [10]

 

تئوری انتخاب مؤیدی بر کلام سید احمد الحسن [11]

تئوری انتخاب (Choice Theory) ـ که توسط ویلیام گلاسر (روان‌شناس مشهور آمریکایی) بنیان نهاده شد ـ به‌طور خلاصه می‌گوید:

«رفتار انسان حاصل انتخاب‌های آگاهانۀ اوست، نه واکنش‌های جبری به محرک‌های بیرونی یا درونی (مانند احساسات یا هورمون‌ها).»

براساس این نظریه، ما پنج نیاز اساسی داریم: بقا، عشق و تعلق، قدرت، آزادی و تفریح. اما چگونگی برآوردن این نیازها به انتخاب خودمان بستگی دارد، نه به شرایط فیزیولوژیکی یا بیرونی.

گلاسر می‌گوید:

«ما نمی‌توانیم مستقیماً احساس یا فیزیولوژی خود را کنترل کنیم، اما می‌توانیم افکار و رفتارمان را انتخاب کنیم، و همین انتخاب، به‌تدریج احساس و وضعیت بدنمان را تغییر می‌دهد.»

تئوری انتخاب نشان می‌دهد که انسان قادر به انتخاب آگاهانه است و می‌تواند با تغییر رفتار و نگرش، حتی بر اثرات زیستی و هورمونی خود غلبه کند. یعنی بدن ممکن است پیام‌های هورمونی بفرستد (مانند میل، خشم یا اضطراب)، اما اراده و آگاهی انسان تعیین می‌کند که چگونه به آن‌ها پاسخ دهد.

براساس تئوری انتخاب، انسان در هر لحظه توانِ انتخاب دارد؛ حتی اگر در معرض فشارهای فیزیولوژیکی، هیجانی یا هورمونی باشد. احساسات، تمایلات و واکنش‌های بدن ـ ازجمله آنچه هورمون‌ها القا می‌کنند ـ بخشی از واقعیت زیستی انسان‌اند، اما تعیین‌کنندۀ نهایی رفتار او نیستند. ما نمی‌توانیم مستقیماً ترشح هورمون‌ها را کنترل کنیم، اما می‌توانیم در برابر پیام‌های آن‌ها نوعی پاسخ آگاهانه برگزینیم. به بیان دیگر، انسان مجبور نیست براساس خشمِ ناشی از آدرنالین، یا اندوهِ حاصل از افت سروتونین عمل کند؛ بلکه می‌تواند با انتخاب رفتار، اندیشه و نگرش متفاوت، نظام هورمونی خود را نیز به تعادل برساند.

در واقع، تئوری انتخاب بر این اصل تأکید دارد که مسئولیت رفتارهای انسان بر عهدۀ خود اوست. عوامل و محرک‌های مختلف تنها نقش تحریک‌کننده دارند و نمی‌توانند ما را کنترل کنند یا قدرت انتخابمان را از ما بگیرند. بنابراین، به‌عنوان یک انسان، نمی‌توانی از مسئولیتت نسبت به رفتارهایت شانه خالی کنی؛ زیرا در هر لحظه این تویی که انتخاب می‌کنی و حتی با وجود تمامی محرک‌ها، می‌توانی تصمیم بگیری رفتارهای درست و سازنده‌ای داشته باشی.

بدین‌ترتیب، تئوری انتخاب تأکیدی است بر این‌که انسان بردۀ هورمون‌ها نیست، بلکه حاکمِ آگاه بر خویش است.

 

جمع‌بندی

بدن انسان، ارکستری از هورمون‌هاست؛ هرکدام ساز خود را می‌نوازند تا هماهنگی و تعادل زندگی را بسازند. اگر یکی از آن‌ها از تعادل خارج شود، تمام نغمۀ بدن به‌هم می‌ریزد. انسان، ماشینی تحت فرمان هورمون‌ها نیست. او صرفاً شنوندۀ این سمفونی نیست؛ بلکه رهبر این ارکستر است. هورمون‌ها فرمان‌بر هستند، نه فرمانده. اراده، آگاهی و سبک زندگی ما همان چوب رهبری است که می‌تواند حتی بر قدرتمندترین واکنش‌های شیمیایی بدن غلبه کند و ریتم تن را از اضطراب به آرامش، و از خستگی به نشاط بازگرداند.

پس انسان بردۀ هورمون‌ها نیست؛ بلکه آگاهانه، با شناخت رفتار بدن و احساسات خود، و با کمک تغذیه، خواب، محبت، ایمان و ـ صدالبته ـ با قدرت انتخاب درست در لحظه‌لحظۀ زندگی، می‌آموزد چگونه هورمون‌هایش را در خدمت خرد و ایمان خود درآورد، نه برعکس.

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  گروهی از متخصصان غدد درون‌ریز، Williams Textbook of Endocrinology (غدد درون‌ریز ویلیامز).

  2. [2]  همان

  3. [3]  علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۱۲۸.

  4. [4]  سید احمد الحسن، پیک صفحه، ج ۱، ص ۴۰۱.

  5. [5]  سید احمد الحسن، صفحۀ فیس‌بوک، پیام منتشرشده در ژوئن ۲۰۱۸ میلادی:

    https://goo.gl/mjVNp3

  6. [6]  متقی هندی، کنز العمّال، ح ۱۵۰۴۰.

  7. [7]  شیخ کلینی، الکافی، ج ۷، ص ۴۱۳، ح ۱.

  8. [8]  شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۰۰، ح ۵۸۵۹.

  9. [9]  سید احمد الحسن، پیک صفحه، ج ۲، ص ۶۴ و ۶۵.

  10. [10]  ویکتور فرانکل، انسان در جست‌وجوی معنا، ترجمۀ نهضت صالحیان و مهین میلانی، ص ۲۰۷–۲۱۰.

  11. [11]  ویلیام گلاسر، تئوری انتخاب، ترجمۀ علی صاحبی.

     

کلیدواژه‌ها

سید احمد الحسن ایمان علم و دین تئوری انتخاب اختیار انسان‌شناسی دینی روان‌شناسی هورمون‌ها دوپامین سروتونین تغذیه تربیت نفس انتخاب آگاهانه کنترل احساس غدد درون‌ریز خودکنترلی تعادل هورمونی

امتیاز مقاله

4.20 از 5 (5 رأی)
امتیاز شما