تبرک جستن

تبرک جستن

دفاع از یک رسم یا پاسداری از دین و سیرۀ رسول خدا (ص)

چکیده

مقالۀ حاضر به بررسی مسئلۀ تبرک‌جستن در سنت اسلامی و تحلیل دیدگاه‌های مختلف پیرامون آن، به‌ویژه نقد رویکرد وهابیت، می‌پردازد. در این پژوهش، با تکیه بر آیات قرآن، روایات نبوی و سیرۀ صحابه، نشان داده می‌شود که تبرک نه‌تنها عملی شرک‌آلود نیست، بلکه در بسیاری از موارد به‌عنوان رفتاری مشروع و ریشه‌دار در تاریخ اسلام قابل مشاهده است. همچنین دیدگاه علمای اهل‌سنت و نمونه‌های تاریخی مرتبط با تبرک مورد بررسی قرار گرفته و در برابر آن، ادلۀ وهابیان نقد می‌شود. در ادامه، با تحلیل مفهومی تبرک در چارچوب توحید، تمایز میان «توسل و تبرک» از «شرک» تبیین شده و نشان داده می‌شود که مخالفت مطلق با تبرک، ناشی از برداشت محدود از متون دینی است. در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که تبرک‌جستن، در صورت فهم صحیح، نه‌تنها با توحید تعارض ندارد، بلکه در راستای محبت به اولیای الهی و تقرب به خداوند معنا می‌یابد.

مقدمه

وهابیت در قرن دوازدهم هجری از سوی محمدبن عبدالوهاب در نجد عربستان پایه‌گذاری شد و یکی از جریان‌های سلفی‌گرای افراطی به شمار می‌آید.[1] این جریان نسبت به بسیاری از اعمال دینی مسلمانان که در طول تاریخ میان امت اسلامی رایج بوده، دیدگاهی سخت‌گیرانه و مخالف دارد. یکی از مهم‌ترین موضوعات اختلافی میان وهابیت و دیگر مذاهب اسلامی، مسئلۀ تبرک جستن است.

تبرک به معنای جستن خیر و برکت از چیزهایی است که نزد خداوند مقام و حرمت دارند؛ مانند آثار پیامبر اکرم (ص)، مکان‌های مقدس، قبور اولیای الهی، و اشیائی که به آنان منتسب است. مسلمانان از صدر اسلام تا قرن‌های طولانی، این فعل را نوعی اظهار محبت و توسل می‌دانستند.[2]

اما همان‌طور که در ادامه خواهد آمد، وهابی‌ها به‌رغم آیات قرآن و سیرۀ نبوی این موضوع را انکار می‌کنند. وهابی‌ها تبرک به قبور پیامبر و اولیای الهی یا آثار آنان را بدعت و حتی نوعی شرک می‌دانند. آنان معتقدند که تنها خداوند منشأ خیر و برکت است و هیچ‌چیز جز ذات او نمی‌تواند برکت‌بخش باشد. در همین مقاله از اندیشۀ بزرگان آنان آگاه خواهیم شد.

به باور وهابی‌ها، تبرک جستن از غیرخدا، به تدریج منجر به پرستش غیرخدا و شرک می‌شود. کسانی این عقیدۀ باطل را تشکیل و ترویج دادند که خود سست‌کنندهٔ ستون دین شدند.

عقیدۀ وهابیت دربارۀ تبرک جستن، برخلاف سیرهٔ تاریخی مسلمانان و آموزه‌های بسیاری از منابع معتبر اسلامی است. این جریان با نگاهی مغرضانه و افراطی، تبرک را به شرک نزدیک دانسته و آن را رد می‌کند؛ درحالی‌که عموم مسلمانان آن را نشانۀ محبت و احترام به اولیای الهی و راهی برای طلب فیض از خداوند می‌دانند.

 

دیدگاه علمای وهابی دربارۀ تبرک جستن

 ابن‌عثیمین (از مفتیان وهابی) می‌گوید:

«التبرک بثوب الکعبة و التمسح به من البدع» «تبرک به پارچۀ کعبه و دست کشیدن به آن ازجمله بدعت‌هاست.»[3]

همچنین می‌گوید:

«حکم وضع المصحف فی السیارة دفعاً للعین أو توقیاً للخطر بدعة؛ فانّ الصحابة لم یکونوا یحملون المصحف دفعاً للخطر أو للعین» «حُکمِ قرار دادن قرآن در ماشین به‌جهت دفع چشم زدن یا محافظت از خطر، بدعت است؛ زیرا صحابه چنین نمی‌کردند…»[4]

بن‌باز می‌گوید:

«قرار دادن قرآن در ماشین به‌جهت تبرک، اصل و دلیلی بر آن نبوده و غیرمشروع است.»[5]

صالح‌بن فوزان از مفتیان وهابیان می‌گوید:

 «سجده کردن بر تربت اگر به قصد تبرک به این تربت و تقرب به ولی باشد، شرک اکبر است و اگر مقصود از آن تقرب به خدا با اعتقاد به فضیلت این تربت باشد، همانند فضیلت زمین مقدس در مسجد‌الحرام و مسجد نبوی و مسجد‌الاقصی، بدعت است.»[6]

 

دلایل وهابیت:

علمای وهابی برای اثبات عقیدهٔ خود با تفسیر به رأی، به آیاتی از قرآن کریم که عبادت و دعا را ویژۀ خداوند می‌داند استناد می‌کنند. و برداشتی خودپندارانه از این آیات، راهگشای عقیده‌شان شده است. همچنین بی‌توجهی به سیرهٔ صحابه که به نظر آنان پیشینیان پس از وفات پیامبر (ص) به قبر یا آثار وی متوسل نمی‌شدند. در همین مقاله، صحت و سقم این اندیشه نیز بررسی می‌شود.

این دو آیه که در ادامه می‌آید، معمولاً از سوی وهابی‌ها به‌عنوان دلیلی برای رد تبرک جستن از هرگونه عمل غیرالهی استفاده می‌شود.

(اَتَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولًا)[7] (با خدا معبودی دیگر قرار مده که [نزد شایستگان] نکوهیده و [در دنیا و آخرت] بی‌یار و یاور شوی).

و آیۀ دیگر:

(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیكُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیئًا ۖ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا ۖ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ ۖ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِیاهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)[8] (بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم: این‌که چیزی را شریک او قرار مدهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، و فرزندانتان را از [ترسِ] تنگدستی نکشید، ما شما و آنان را روزی می‌دهیم، و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید، و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا بیندیشید).

 

دیدگاه اهل‌سنت دربارهٔ تبرک جستن:

برخی از علمای اهل‌سنت، تبرک را عملی مشروع و ریشه‌دار در سنت اسلامی می‌دانند. عده‌ای از فقهای اهل‌سنت، همچون فقهای شیعه، به این امر معتقدند. مثلاً شیروانی در حواشی شیروان می‌گوید:

«اگر لمس و بوسیدن قبور انبیا و اولیای الهی مجرد تبرک باشد، اشکال ندارد.»[9] «همان‌گونه که بوسیدن دست و پای آنان در زمان حیاتشان است، بوسیدن دست عالمان دینی، زاهدان و ترک‌کنندگان دنیا اشکال ندارد.»[1/9] «و بوسیدن صورت اموات توسط بستگان و دوستانشان جایز و مستحب است، و بوسیدن قبور انبیا و اولیای الهی و چیزهایی که به آنان تعلق دارد مثل محراب و منبر پیامبر اکرم (ص) برای مجرد تبرک هیچ اشکالی ندارد.»[2/9]

در تاریخ نقل‌ شده که صحابهٔ پیامبر (ص) به مواضعی که ایشان نماز گزارده بودند تبرک می‌جستند یا آب وضوی آن حضرت را میان خود تقسیم می‌کردند.[10]

در حقیقت و به عقیدهٔ ما، تبرک نه پرستش غیرخدا بلکه وسیله‌ای برای نزدیکی به خدا و جلب رحمت اوست. و این اندیشه برگرفته از نص صریح قرآن کریم است؛ اکنون به دیدگاه قرآن خواهیم پرداخت.

 

دیدگاه قرآن دربارۀ تبرک جستن:

مهم‌ترین استنادات ما آیات عظیم‌الشأن قرآن است که با توجه به برخی از این آیات می‌توان بطلان عقیدۀ وهابیت در خصوص تبرک را تبیین نمود. هرکدام از این آیات خود شاهدی است بر مشروعیت تبرک جستن به آثار اهل‌بیت علیهم‌السلام و حتی قبور ایشان.

در حقیقت، قرآن منبع قطعی و اصلی برای استخراج عقاید صحیح است. که البته قرآن نیز بر اهلش نازل شده است؛ و اولین مترجم وحی حضرت محمد (ص) است که در ظاهر وهابی‌ها در این عقیده با ما موافق هستند. قرآن این منشأ نور الهی، تبرک جستن به آثار اولیای الهی را ترغیب و تشویق نموده است. در این مقاله، به ذکر نمونه‌هایی از آن خواهیم پرداخت. لازم است با مراجعه به آیات قرآن ـ یکی از دو ثقل باقی‌مانده از رسول خدا (ص) ـ متبرک شدن به آثار اولیای الهی را با منهج قرآن مطابقت دهیم.

 حضرت یوسف (ع) در قرآن تبرک جستن را تصدیق کرده و بر اهدای پیراهن یوسف (ع) به یعقوب (ع) برای بازگشت بینایی او تأکید داشته است. این خود نشان از جواز الهی در تبرک است که از منبع وحیانی صادر گردیده است.

 

داستان پیراهن یوسف (ع) و بازگشت بینایی حضرت یعقوب (ع):

(اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِینَ)[11] (این پیراهنم را ببرید و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا می‌شود؛ و همۀ خاندانتان را نزد من آورید).

همچنین در آیهٔ دیگری تصریح می‌کند:

اصحاب کهف:

(وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَیهِمْ لِیعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَیبَ فِیهَا إِذْ یتَنَازَعُونَ بَینَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیهِمْ بُنْیانًا ۖ رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِدًا)[12] (و این‌گونه از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعدۀ خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفانِ غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیده‌ها پنهان بمانند]؛ البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین، مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد).

همچنین در سیرۀ حضرت محمد (ص) آثاری را می‌بینیم که به مشروعیت تبرک جستن به آثار اولیای الهی تأکید دارد.

 

سیرۀ پیامبر (ص) و صحابه:

در میان مسلمانان، روایات بسیاری وجود دارد که حاکی از تبرک جستن صحابهٔ رسول امین خداوند به آثار رسول‌الله (ص) است.

تبرک جستن به آثار پیامبر اکرم‌ (ص) و اولیای الهی، سنتی ریشه‌دار در تاریخ اسلام است؛ سنتی که صحابه و مسلمانان صدر اسلام به آن عمل می‌کردند. و همان‌طور که بیان کردیم، قرآن کریم نیز بر طلب برکت از امور مقدس تأکید دارد؛ چنان‌که دربارۀ پیراهن حضرت یوسف (ع) تصریح کرد که نشانگر اثرگذاری تبرک در رفع نابینایی است.[13] همچنین در ماجرای «چاه زمزم»[14] و «مسّ حجرالاسود»[15]، برکت‌جویی مورد تأیید و عمل پیامبر (ص) بوده است. روایات فراوان نیز حکایت دارند که اصحاب از آب وضوی پیامبر (ص) و موهای ایشان تبرک می‌جستند. بخاری در صحیح خود ضمن روایتی طولانی می‌گوید:

 «وَ اذَا تَوَضَا کَادُوا یَقْتُلُونَ عَلَی وُضوُئِهِ»[16] «هرگاه پیامبر وضو می‌گرفت، نزدیک بود مسلمانان، (بر سر به دست آوردن آب وضوی آن حضرت) و تبرک به آن، یکدیگر را بکشند.»

اگر پیامبر (ص) در این جایگاه سکوت کردند، از سر حکمت است. اگر عمل صحابه مخالف توحید بود، قطعاً سکوت رسول امین خداوند جایز نبود؛ زیرا مسلمانان به باطل می‌افتادند؛ و این رفتار حکیمانه ای نبود. خداوند و رسولش بسی بالاتر و برتر از این اتهام هستند.

 

در نهایت، وهابیت بر این باورند:

همان‌گونه که بیان شد، وهابی‌ها تبرک به قبور، آثار پیامبران و اولیای الهی را بدعت و حتی شرک می‌داند. و استدلال می‌کنند که تنها خداوند منشأ خیر و برکت است و هرگونه توسل به غیر او شرک است. با این وجود، وهابیت با نگاهی افراطی این سنت اصیل را شرک دانسته و مسلمانان را از آن بازمی‌دارند؛ درحالی‌که تبرک نه پرستش غیرخدا، بلکه وسیله‌ای برای تقرب به خداوند و نشان عشق به اولیای اوست. رد این عقیده، در حقیقت پاسداری از آموزه‌های قرآن و سیرۀ نبوی است.

 

نقد و بررسی دیدگاه وهابیت

·       نادیده گرفتن شواهد قرآنی و تاریخی بی‌توجهی عمیقی است که وهابیت به آن دچار شدند. برخی آیات متشابه قرآن را گرفتند و از دیگر آیات سر باز زدند.

(...وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَیرِیدُونَ أَنْ یتَّخِذُوا بَینَ ذَٰلِكَ سَبِیلًا)[17] (به بعضی ایمان می‌آوریم و به برخی کافر می‌شویم و می‌خواهند میان کفر و ایمان راهی [خاص] برگزینند).

*مغایرت تفکراتشان با سنت صحابه‌ای که خود به آثار پیامبر(ص) تبرک می‌جستند.

*خلط میان «شرک» و «توسل»؛ زیرا تبرک به معنای پرستش غیرخدا نیست، بلکه وسیله‌ای برای نزدیکی و تقرب به خداست.

بعضی سلفی‌ها بعد از وفات حضرت محمد (ص) به این فرصت دست یافتند که آنچه را در دل‌هایشان پنهان داشتند آشکار کنند؛ و آن همان بغضی بود که با خود به دوش می‌کشیدند.

اینان اگر صرفاً دلایلشان آیات قرآنی بود، نقیض‌های زیادی در متن قرآن وجود دارد که برایشان کفایت می‌کرد؛ اما قطعاً خداوند بر قلب‌هایشان مهر کوبیده است.

و اینان با تمام بغضی که دارند، ناخواسته سر به آستانی می‌گذارند که آثار مقدس اولیای الهی بر آن است. و خداوند از جایی که خود نمی‌دانند آنان را به سجده درآورده است.

در توضیح این قسمت، کلامی از سید یمانی، فرستادۀ امام مهدی علیه‌السلام را که اخیراً منتشر شده است، مرور می‌کنیم.

ایشان فرمودند:

«﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاكِفِینَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾[18] (و چون خانۀ [كعبه‌] را براى مردم محل اجتماع و [جاى‌] امنى قرار دادیم، [و فرمودیم:] «در مقام ابراهیم، نمازگاهى براى خود اختیار كنید»، و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم كه: «خانۀ مرا براى طواف‌كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكیزه كنید»).

وقتی رسول‌الله محمد (ص) مبعوث شد، افرادی که در آن زمان حج خانۀ خدا به جا می‌آوردند، پشت مقام ابراهیم نماز نمی‌خواندند؛ به دلیل این‌که مقام ـ همان سنگی که جای پای ابراهیم، روی آن است ـ بین آنان و بین خانۀ خدا (کعبه) قرار دارد از این کار دوری می‌کردند. (تقریباً همان تفکر وهابیت)

خداوند به مسلمانان دستور داد که مقام ابراهیم را مکان نماز قرار دهند، یعنی پشت آن نماز بخوانند و آن را بین خودشان و کعبه قرار دهند. این مسئله به‌طور خاص برای بزرگداشت ارزش ابراهیم و اسماعیل است. این سنگ، اثری است که از این دو شخصیت به‌ جا مانده و به‌خاطر ایستادن ابراهیم بر آن مقدس و پاک شده است. از این دستور الهی، متوجه می‌شویم که مقدس‌ شمردن آثار انبیا و فرستادگان ـ از این جهت که واسطه‌های بین خداوند و آفریدگانش هستند ـ همان دین خداوند سبحان است. و حال کافران جاهلیت و دیگران که از مقام ابراهیم، برای نماز خواندن دوری می‌کنند، مانند حال وهابیت سلفیِ امروز است؛ و برعکس آن صحیح است.»[19]

روایات بسیاری که در کتب معتبر شیعی و سنی آمده است، برای وهابیت که با جهل و عناد ورزیدن بر عقیدۀ باطل خویش اصرار می‌کند، راه گریز را می‌بندد. تمام این روایات رسول خدا با این عقیدۀ باطل وهابیت در تضاد است.

در حقیقت، متبرک شدن به آثار اولیای الهی یا قبور ایشان به‌واسطۀ حرمتی است که این جان‌های پاک در آن آرمیده‌اند. و آن مکان مقدس مانند پنجره‌ای دوسویه رو به ملکوت است. این پنجره هم جان‌های تشنۀ عالم خاکی را به‌واسطۀ این تبرک جستن ارتقا دهد و هم ارواح پاک اولیای الهی را مایۀ فیض و رحمت این عالم کند؛ پنجره‌ای که برای اتصال ارواح طیبه به عالم ملک تدبیر شده تا با ارواح خویش هم وعدۀ خدا را ندا دهند تا اهل یقین بدانند در ساعت تردیدی نیست. به‌طور قطع، کسانی که بر قلب‌هایشان مهر زده شده، نه در حیات رسول تبرک جستند و نه در ممات ایشان...

 آیات مذکور در این مقاله که مورد استناد وهابی‌هاست به محوریت توحید و ممنوعیت شرک در دین اسلام تأکید دارند. در آیۀ ۲۲ سورۀ اسراء، خداوند به‌طور واضح به مؤمنان دستور می‌دهد که هیچ معبودی جز او را نپرستند و به پرستش خداوند اشاره می‌کند. این آیه یادآور اهمیت ایمان خالص و پرهیز از شرک در پرستش است. همچنین، در آیۀ ۱۵۱ سورۀ انعام، خداوند به پیامبر (ص) فرمان می‌دهد که بگوید خداوند به‌تنهایی، تنها معبودی است که شایستهٔ پرستش است و باید از شرک به‌شدت پرهیز کرد. پیام این دو آیه، دعوت به پذیرش توحید و دوری از هر نوع عمل و فکر شرک‌آمیز است. اما تبرک جستن به آثار رسول خدا و اهل‌بیت گرامی‌شان در محدودهٔ شرک به خداوند نیست و البته منافاتی با توحید ندارد.

جای تعجب است که وهابی‌ها، نه‌تنها مستندات قرآنی مسلمین در مورد عدم حرمت و جواز تبرک جستن را نادیده می‌گیرند، بلکه ادعا می‌کنند دلیلی در قرآن و سنت بر مشروعیت تبرک بر غیرخدا و حتی آثار رسول خدا (ص) وجود ندارد. حال آن‌که قرآن کریم صراحتاً جواز تبرک را صادر کرده است؛ و سنت نبوی نیز به این امر تأکید دارد.

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  https://B2n.ir/ej5919

  2. [2]  در سال هشتم هجری قمری، پس از فتح مکه به‌دست مسلمانان، پیامبر اسلام (ص) به‌همراه یارانش وارد شهر مکه شدند. در این زمان، پیامبر به‌سمت مقام ابراهیم رفتند و در آنجا دو رکعت نماز خواندند. سپس به‌سمت چاه زمزم حرکت کردند و از آب آن نوشیدند و وضو گرفتند. این واقعه در حالی رخ داد که مسلمانان مشتاقانه به‌دنبال تبرک‌گیری از پیامبر بودند و آب وضوی ایشان را بر روی صورت‌های خود می‌ریختند. این رفتار مسلمانان، باعث تعجب مشرکان شد و آنان را به تحسین پیامبر واداشت. الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج 22، ص 184.

  3. [3]  مجله الدعوة، ص ۳۷، ش ۱۶۱۲.

  4. [4]  السؤال علی الهاتف، ابن‌عثیمین، البدع و المحدثات، ص ۲۵۹.

  5. [5]  فتاوی الاسلامیه، ج 4، ص 29.

  6. [6]  المنقی من فتاوی‌الشیخ صالح‌بن‌فوزان، ج 2، ص 86.

  7. [7]  سورۀ اسراء، آیۀ 22.

  8. [8]  سورۀ انعام، آیۀ 151.

  9. [9]  شیروانی، حواشی شیروان، ج 3، ص 175؛ ج 4، ص 145.

    [1/9] نووی، المجموع، ج 4، ص 636؛ همو، روضة‌الطالبین، ج 5، ص 374، بوسیدن حجرالاسود، ارکان کعبه، شافعی، الام، ج 2، ص186.

    [2/9] نووی، المجموع، ج 5، ص 127.

  10. [10]  مسند ابن‌حنبل، 4/323، به سند خود، از «مسوربن مخرمه» نقل کرده است.

  11. [11]  سورۀ یوسف، آیۀ 93.

  12. [12]  سورۀ کهف، آیۀ 21.

  13. [13]  ر.ک: منبع شمارۀ 11.

  14. [14]  امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمود: «ماءُ زَمْزَم شِفاءٌ لِما شَرِبَ لَه» «آب زمزم شفا برای هر چیزی است که به‌خاطر آن بنوشند.» بحارالأنوار، ج 99، ص 245؛ فقیه، ج 2، ص 135.

  15. [15]  به نقل از ابوسعید خدری: روزی عمربن خطاب به هنگام بوسیدن حجرالاسود آن را سنگی خواند که هیچ نفع و ضرری به انسان نمی‌رساند و احترام و بوسیدن آن را تنها به‌سبب تأسی به رفتار پیامبر (ص) دانست. امام علی (ع) به سخنان او اعتراض کرده و حجرالاسود را سنگی خواند که هنگام هبوط حضرت آدم (ع) با او بوده و مانند دُرّ درخشان بوده است؛ ولی دستان کافران و مشرکان در اثر استلام آن را سیاه کرده است. اخبار مکه، الازرقی، ج ۱، ص ۳۲۴؛ شرح‌الاخبار، ج ۲، ص ۳۱۷؛ الکافی، ج ۴، ص ۱۹۰.

  16. [16]  صحیح بخارى، كتاب الوضوء، باب التماس الوضوء اذا كانت الصلاة، ج 1، ص 31.

  17. [17]  سورۀ نساء، آیۀ 150.

  18. [18]  سورۀ بقره، آیۀ 125.

  19. [19]  پیام سید احمد الحسن، صفحۀ ایکس، 1 اکتبر 2025 م.

     

     

کلیدواژه‌ها

توحید انجیل متی وهابیت غلام امین و دانا تفسیر مسیحی مسیح تمثیل باغبانان شریر الهیات هرمنوتیک تبرک شرک سیره نبوی اهل سنت آثار اولیاء نقد فقهی

امتیاز مقاله

0.00 از 5 (0 رأی)
امتیاز شما