عصر حجر، عصر شناخت خدا، عصر نابودی آمریکا

عصر حجر، عصر شناخت خدا، عصر نابودی آمریکا

چکیده

با بررسی جنگ میان نیروهای متجاوز آمریکایی–صهیونیستی و ایران، استدلال می‌کنیم که هدف اصلی دشمنان خارجی، تضعیف، بی‌ثبات‌سازی و جلوگیری از پیشرفت ژئوپولیتیکی و اقتصادی ایران، و در نتیجه صدمۀ مستقیم به مردم ایران است. نویسنده با اشاره به نمونه‌های تاریخی، تحریم‌ها، حملات به زیرساخت‌ها و پروژه‌های منطقه‌ای، امید بستن به مداخلۀ نظامی آمریکا و اسرائیل را خطایی بزرگ، هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ راهبردی می‌داند. در انتها، راه‌حلی را که در این زمان در برابر ایرانیان وجود دارد ارائه می‌دهیم.

مقدمه

بدون بزرگ‌نمایی، ایران و ایرانی در یکی از پر افتخارترین باز‌ه‌‌های تاریخ خود قرار دارد. صحنۀ جنگ میان نیرو‌های آمریکایی-صهیونیستی و ایران، صحنۀ روشنی از تجاوز دشمن و دفاع برحق ایرانیان است. و پیروزی مدافعان کشور امام رضا (ع)، کسانی که با فرعون‌های جهان جنگیدند و می‌جنگند، مایۀ تحسین مردم آزادۀ دنیاست. همچنین برای بسیاری، به‌ویژه مسلمانان، روشن بود که حمایت از ایران در این جنگ یک وظیفۀ اخلاقی و انسانی است. ولی با این‌که جنگ نظامی با شکست تحقیرآمیز ائتلاف متجاوز متوقف شده است، وقتی به داخل ایران نگاه می‌اندازیم، بخشی از مردم ایران را در سرگردانی بزرگی می‌بینیم. بگذارید از همین ابتدا مخاطبان این مقاله را مشخص کنم. برخی از مردم ایران این جنگ را میان متجاوز خارجی و «حکومت ایران» می‌دیدند، و نه «مردم ایران». در این مقاله، دربارۀ درستی یا نادرستی این دیدگاه صحبت می‌کنیم. متأسفانه برخی از مردم در حمایت از منجی‌های شیطانی و دروغین برخاستند، و وقتی دریافتند که کارشان باعث صدمات بیشتر به کشور شد، اکنون در سردرگمی به دنبال راه‌حل هستند. از طرف دیگر، با اضافه شدن تبعات اقتصادی جنگ به مشکلات قبل از آن، شرایط زندگی سخت‌تر شده است. این مقاله برای مردمی نوشته شده که می‌خواهند از رویداد‌ها و تجربه‌های تلخ اخیر درس بگیرند؛ رویداد‌های میان دی ماه ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵. و برای کسانی نوشته شده که در پیِ راه‌حل واقعی هستند.

 

چرا آمریکا و صهیونیست‌ها برای بی‌دولت کردن و ویرانی ایران انگیزه دارند؟

قبل از این‌که به‌صورت دقیق‌تر به سؤال بالا پاسخ دهم، مایلم یک نکتۀ کلی را بیان کنم. و آن این است که «هر گزینۀ در دسترس، لزوماً راه‌حل نیست». نباید مشکل را به‌گونه‌ای تحریف کرد که گزینه‌های در دسترس، به‌عنوان راه‌حل جلوه کنند. درحالی‌که این گزینه‌ها نه‌تنها می‌توانند راه‌حل نباشد، بلکه می‌توانند عاملی باشند که شرایط را بدتر از قبل کند. قبل از جنگ اخیر، گزینۀ‌ «دخالت نظامی» به مردم ایران خورانده شده بود؛ گزینه‌ای که در اعتراضات قبلی وجود نداشت، ولی با این ‌حال برخی مردم می‌گفتند «مگر راه‌حل دیگری وجود دارد»!! در واقع، کسانی که از این گزینه نفع می‌بردند با استفاده از رسانه‌های وابسته و نفوذشان بر فضای مجازی آن را در قالب «کمک» به مردم ایران ارائه کردند. گزینۀ دخالت نظامی و جنگ، شرایط را از قبل از آن هم بد‌تر کرد. البته در ادامه دربارۀ این مسئله صحبت می‌کنم که چرا درخواست از جنایت‌کارانی مثل نتانیاهو و ترامپ از پایه اشتباه است؛ ولی در اینجا صرفاً می‌خواستم این قاعده را در این اشتباه پرهزینه نشان دهم.

به سؤال اصلی این بخش بازمی‌گردم. احتمالاً حالت مطلوب صهیونیست‌ها برای ایران این است که نظام کنونی ایران را سرنگون کرده و کشور را برای مدتی در وضعیت بی‌دولتی قرار دهند، و اگر در این فرایند ایران را به ویرانه‌ای تبدیل کردند، در صورتی که خودشان کمترین صدمه را ببینند، مطلوب‌تر خواهد بود. این حالت مطلوب صهیونیست‌ها با گزینۀ حملۀ نظامی که به مردم ایران خورانده شده بود هم سازگار است. ولی در ادامه دلایلی ارائه می‌شود در راستای این‌که چرا حالت گفته‌شده برای ایران، مطلوب صهیونیست‌ها و آمریکاست.

آمریکا به‌وضوح در سیاست‌های خود، با حمایت از کشور‌های دیگر منطقه به‌دنبال مهار نفوذ منطقه‌ای ایران است. کنترل نفت خلیج فارس و مخصوصاً جلوگیری از این‌که ایران بتواند از تنگۀ هرمز به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند، از انگیزه‌های اساسی آمریکاست. همچنین تضعیف و دگرگونی در ایران به‌عنوان یکی از متحدان کنونی چین و روسیه هم مطلوب آمریکا خواهد بود. از طرف دیگر، اسرائیل در سال‌های اخیر با بسیاری از کشور‌های حوزۀ خلیج فارس، مخصوصاً امارات متحدۀ عربی، روابط اقتصادی قابل‌توجهی برقرار کرده است. بیشتر این کشور‌ها از این‌که در ایران فرصت برای انجام پروژه‌های اقتصادی بین‌المللی وجود نداشته باشد سود می‌برند. شاید از بهترین مثال‌ها برای این موضوع، یعنی دور خوردن ایران و ایجاد فرصت برای این کشور‌ها، پروژه‌های مربوط به کریدور‌های شرق به غرب باشند. پروژۀ  IMEC (کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا) [1] یک طرح بزرگ حمل‌ونقل، انرژی و ارتباطات است که در اجلاس G20 سال ۲۰۲۳ معرفی شد، و تا الآن بخش‌هایی از پروژه و توافق‌های وابسته به آن انجام شده است. این پروژه قرار است هند را از طریق امارات، عربستان، اردن و اسرائیل به اروپا متصل کند و شامل شبکه‌ای از بنادر، راه‌آهن، خطوط انتقال انرژی و فیبر نوری باشد. اسرائیل از بزرگترین برندگان این پروژه‌ خواهد بود. این مسیر رقیبی برای استفاده از کانال سوئز خواهد بود و بندر حیفا را از مهم‌ترین بنادر ارتباطی آسیا و اروپا خواهد کرد. علاوه بر اهمیت ژئوپولیتیکی که اسرائیل به دست می‌آورد، این پروژه می‌تواند باعث بهبود روابط اسرائیل با کشور‌های عربی مثل عربستان شود.

کریدور دیگری که از هند به‌سمت روسیه برنامه‌ریزی شده است، کریدور INSTC است که حلقۀ اصلی آن ایران است. از لحاظ ریلی این کریدور بسیار جلوتر از کریدور IMEC است و تقریباً تنها بخش مفقوده، خط راه‌آهن رشت-آستارست. با این‌که حدود دو دهه است که این پروژه در تلاش برای اجرایی شدن است، جالب است که دو روز قبل از حملۀ متجاوزان به ایران، یعنی در ۲۶ فوریه ۲۰۲۶ خبر نهایی شدن توافق‌نامه ایران و روسیه برای راه‌اندازی پروژه راه‌آهن رشت-آستارا منتشر شد.[2]

برای این نوع پروژه‌های بزرگ بین‌المللی فرصت طلایی وجود دارد، و اگر کشوری خود را در مسیر این کریدور‌ها قرار ندهد، از قافلۀ تجارت بین‌المللی جا می‌ماند و برگشتن به قافله خیلی سخت خواهد بود. برای همین، فرصت بی‌دولتی در ایران و عدم امکان پیشرفت پروژه‌های این‌چنینی در کشور، همان فرصتی است که کشور‌هایی مثل اسرائیل و عربستان و امارات به‌دنبال آن هستند. شاید با بیشتر جلوه کردن اهمیت تنگۀ هرمز در نظم اقتصادی و تجاری جهان در ماه‌های اخیر، لازم به ذکر نباشد که کریدور‌ها تا چه میزان بر اهمیت ژئوپولیتک کشور‌های دخیل در آن‌ها تأثیر گذارند. دلایل اقتصادی دیگری هم در این راستا وجود دارد که چرا ایرانی که در بی‌دولتی و عدم امکان پیش‌بردن پروژه‌های بین‌المللی باشد، و حتی ایران ویرانی که همین زیرساخت‌هایی را که اکنون دارد هم از دست داده باشد، ایران مطلوب اسرائیل و برخی از کشور‌های جنوب خلیج فارس است. این همان چیزی است که دشمنان در سخنان و توئیت‌هایشان هم به‌وضوح می‌گویند؛ زمانی که از برگرداندن ایران به عصر حجر و نابودی تمدن ایران سخن می‌رانند.

 

دستاویز شرک‌آمیز

تصویر بالا، بغداد، آوریل ۲۰۰۳ است. مردم عراق به نظامیان آمریکایی گل تقدیم می‌کنند. زمانی که آن‌ها از ورود نظامیان آمریکایی و سقوط صدام خوشحال بودند، تصور نمی‌کردند که بعد از چند ماه، یعنی حتی قبل از پیدا شدن صدام، حسرت روز‌های قبل از اشغال آمریکایی‌ها را بخورند. در روند اتفاقاتی که در عراق قبل و بعد از مداخلۀ نظامی «دجال بزرگ» رخ داد، درس‌های بزرگی است که باید در مجال دیگری به آن پرداخت. ولی حتماً به جوانانی که از ترامپ و باند اپستینی تقاضای کمک می‌کردند توصیه می‌کنم که راجع به آن تحقیق کنند.[3]

در بخش پیشین، از انگیزه‌های آمریکا و اسرائیل صحبت کردیم. در این بخش، از کار‌هایی که این ائتلاف جنایت‌کار در سال‌های گذشته و در طول جنگ برای تضعیف ملت ایران انجام داده‌اند صحبت می‌کنیم.

تحریم‌های ثانویۀ آمریکا مصداق کامل قلدری آن کشور در جهان است. این‌که کشوری، به هر دلیلی، نخواهد با کشور دیگری همکاری و تجارت داشته باشد، بسته به عوامل مختلف، می‌تواند قابل درک باشد. اما آمریکا تنها به قطع روابط اقتصادی خود با ایران اکتفا نکرده است، بلکه از طریق تحریم‌های ثانویه، شرکت‌ها، بانک‌ها و حتی دولت‌های دیگر را نیز تحت فشار قرار داده است تا روابط اقتصادی خود را با ایران محدود کنند؛ و این مصداق نقض آزادی کشورهای دیگر و از بین بردن فرصت‌های همکاری در سطح جهانی است.

متأسفانه در کشوری مانند ایران، با اقتصاد دولتی و نفتی و نبود نهادهای اقتصادی مستقل، فشار تحریم‌ها بیش از آن‌که به ساختار سیاسی حکومت وارد شود، به مردم منتقل می‌شود؛ زیرا دولت در این ساختار می‌تواند با درآمد نفتی خود بسیاری از اقدامات مورد نظرش را انجام دهد و در نتیجه، فشار تحریم‌ها به جامعه منتقل می‌شود. سیاست‌گذاران آمریکایی نیز به‌خوبی می‌دانند که تحریم‌های گسترده معمولاً فقط بر حکومت‌ها اثر نمی‌گذارند، بلکه پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای جامعه نیز ایجاد می‌کنند. با این حال، آنان استدلال می‌کنند که این هزینه‌ها در برابر اهدافی مانند مهار نفوذ منطقه‌ای ایران، محدود کردن برنامۀ هسته‌ای و افزایش فشار سیاسی، قابل توجیه است.

در جریان جنگ اخیر، دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی، از همان روز نخست، با هدف قرار دادن عمدی مدرسۀ «شجره طیبه» و اهدای قربانی به شیاطینی که می‌پرستند، موضع خود را در برابر مردم ایران نشان داد. اعمال شیطانی این باند اپستینی، از چند ماه پیش از آغاز جنگ، در دنیا پیچیده بود. با این حال، چگونه ممکن است برخی برای رهایی از مشکلات خود، دست به دامن خون‌آلود کسانی شوند که بسیاری از مردم جهان از آنان اعلام انزجار می‌کنند؟ این چه درخواست مشرکانه و شیطانی‌ای است؟!

«داستان (اصحاب کهف) معروف است و به اختصار، داستان هفت مردِ مؤمن است که به طاغوت زمان خود کافر شدند، و از دو جهت نمود دارد:

اول: حاکم ظالم ستمگر کافر.

 دوم: علمای گمراه دین که دین خدا و شریعت الهی را تحریف کردند. هرکدام از این دو مورد، طاغوتی است که خودش را در مقام خدایی که به‌جای خداوند عبادت می‌شود، قرار داده است. حاکم ستمکار خود را در مقام خداوندی قرار داده که در امور مربوط به دنیا و معیشت بندگان و سیاست و تدبیرشان، عبادت می‌شود. علمای بی‌عمل گمراه نیز خود را در مقام خداوندگاری که در امور دین و شریعت مورد پرستش قرار می‌گیرد، منصوب کرده‌اند. به این ترتیب، این جوانان، از عبادت طاغوت آزاد شدند و به طاغوت کفر ورزیدند. این کفر به طاغوت، نخستین گام هدایت است. خداوند با شناسانیدن راه خود به آن‌ها و ایمان آوردن به آن و تلاش برای برافراشتن کلمۀ خدای سبحان و متعال، بر هدایتشان بیفزود: (إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى)(1) (آن‌ها جوان‌مردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و ما نیز بر هدایتشان افزودیم)، (وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللهَ فَأْوُوا إِلَى الْکَهْفِ یَنشُرْ لَکُمْ رَبُّکُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَیُهَیِّئْ لَکُم مِّنْ أَمْرِکُم مِّرْفَقًا)(2) (اگر از قوم خود کناره جسته‌اید و جز خدای یکتا خدایِ دیگری را نمی‌پرستید، به غار پناه برید و خدا رحمت خویش بر شما ارزانی دارد و نعمتتان را در آن مهیا بدارد). اصحاب کهف در زمان قیام قائم (ع) گروهی از جوانان در کوفه و گروهی از جوانان در بصره هستند، و این مطلب در روایات اهل‌بیت (ع) روایت شده است.»[4]

تروریستی بودن حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران در همان ابتدا برای بسیاری از مردم دنیا و حتی خود نظامی‌های پیشین آمریکایی‌ هم آشکار بود. ائتلاف متجاوز با حمله به بیمارستان‌ها،[5] مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی[6] به‌وضوح نشان دادند که خواهان ویرانی و به عقب برگشتن ایران هستند. آن‌ها نه‌تنها دشمن حکومت ایران، بلکه دشمن خود مردم ایران هستند. در طول جنگ، دشمن متجاوز آمریکایی-صهیونیستی به زیرساخت‌های غیرنظامی مثل پل‌‌ها، صنایع فولاد[7] و زیرساخت‌های آبی و برقی[8] حمله کردند. آیا آن پل‌ها فقط برای عبورومرور نیروهای حکومت ایران بوده است؟! یا آن زیرساخت‌ها فقط آب نیرو‌های حکومت را تصفیه می‌کرده است؟! به نظرم هیچ شخص عادلی نمی‌تواند با دیدن این جنایات تصور کند که آمریکا‌ و اسرائیل منجی مردم ایران‌اند!

 

هشدار برای آینده

در این جنگ خدا با ایرانیان است، و این را در نشانه‌های خداوند و سخنان حجت خدا در میانمان، سید احمد الحسن، می‌بینیم.

«همچنین، با قدرت به یاد داشته باشید که جوهرۀ نیروهای مسلح آمریکا و بهترین و گران‌بهاترین بخش نظامی آن، یعنی ناو هواپیمابر «جرالد آر فورد» را فرشتۀ پروردگار هدف قرار داد و آن را به آهن‌پاره‌ای بی‌فایده تبدیل کرد؛ و این جز هشدار و آغاز و نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند و اشاره‌ای از سوی پروردگار نیست، اگر تعقل کنید؛ پس جنگ را ترک کنید که برای شما بهتر است، وگرنه مرگ در دنیا و جهنم در آخرت در انتظار شماست.

و پروردگاری که آن ناو هواپیمابر را به آهن‌پاره‌ای تبدیل کرد، برایش آسان است که آمریکا را در افروزۀ آتش بیفکند و آن را نیز به چیزی بی‌فایده بدل گردانَد. شما خشم و غضب او را برای خود می‌خوانید و در عذابش شتاب می‌کنید، پس برحذر باشید؛ و گمان نمی‌کنم بیشتر شما چنین کنید!»[9]

همچنین سید احمد الحسن به‌روشنی موضع خود را در قبال این جنگ مشخص کرده، و در پیام دیگری خطاب به مردم آمریکا و سربازان و افسران، چنین می‌گوید:

«اکنون حمایت از ایران با هرآنچه ممکن و در دسترس است، واجب شرعی است. باید برای حفظ سرزمین علی‌بن موسی‌الرضا از این‌که توسط ناپاکان از سربازان ابلیس در ارتش آمریکا و صهیونیست‌ها آلوده شود، از جان و مال دریغ نکرد. من شیعیان محمد و آل‌محمد در عراق و ایران را دعوت می‌کنم که جان و مال خود را در این راه ناچیز بشمارند؛ زیرا این راه، راه خداوند سبحان است.»[10]

مخاطبان این مقاله که در ابتدا اشاره شد، بعد از شناختن دشمن شیطانی و نیات شوم آن‌ها، باید از این‌که دشمن از آن‌ها استفاده ابزاری کند، جلوگیری کنند. واضح است که این افراد درخواست‌های بحقی از حکومت ایران دارند، ولی مطالبۀ این درخواست‌ها نباید از دریچه‌ای انجام شود که خود به مشکلات کشور بیفزاید. در این وقفۀ نظامی، اسرائیل قطعاً از طریق رسانه‌های وابستۀ خود و سرمایه‌گذاری در فضای مجازی، تلاش می‌کند دوباره بین مردم و حکومت شکاف بیندازد و از آن دوباره برای زمینه‌سازی رسانه‌ای و ایجاد بهانه برای حملۀ دیگری به ایران استفاده کند. ولی مردم ایران باید از خاطر نبرند که‌ آن‌ها منجی‌شان نیستند. متأسفانه در دی ماه ۱۴۰۴، مردم دغدغه‌‌مندی را از دست دادیم که با نیات نیک و با ازخودگذشتگی اعتراض خود را بیان کردند، ولی در عین حال متأسفانه برای جنایت‌کارانی که دشمنشان هستند نیز زمینه‌سازی کردند. شر همین‌قدر مبتذلانه به وجود می‌آید، و به نیت‌های افراد توجهی نمی‌کند. این موضوع خود به‌روشنی به اهمیت راهبری الهی، و لزوم وجود حجت خدا در بین مردم اشاره می‌کند. شخص معصومی که برای تصمیم‌های مهم، به‌ویژه آنچه با جان مردم در ارتباط است، با علم به آینده و تسدید الهی مردم را هدایت می‌کند.

 

راه‌حل الهی

کفر به طاغوت نخستین گام هدایت است. اکنون ما در زمان یکی از بزرگ‌ترین حجت‌های الهی زندگی می‌کنیم و باید به محکم‌ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، تمسک ورزیم.

«امیر‌المؤمنین (ع) او را متکلم با موسی نام برده و نشانه‌های ظهورش را برشمرده است: «هنگامی‌که ناقوس به صدا درآید و سایۀ شوم کابوس بر همه‌جا سنگینی کند و جاموس سخن بگوید (جاموس، جامد و بی‌جان است و در اینجا منظور ساکت و بی‌صداست)؛ در چنین زمانی، شگفتی‌ها پدید خواهد آمد و چه شگفتی‌هایی! وقتی که آتش شهر بصره را روشن کند و پرچم‌های عثمانی در وادی سودا ظاهر گردد، بصره آشوب شود و بعضی بر بعضی دیگر پیروز شوند و هر قومی بر قوم دیگر بتازد و لشکریان خراسان به جنبش درآیند و شعیب‌بن صالح تمیمی از مرکز طالقان قیام کند و در خوزستان با سعید سوسی بیعت شود و پرچمی برای استقلال کردها برافراشته شود و عرب‌ها بر بلاد ارمنی‌ها و سیکلوب‌ها غالب شوند و هِرقل در قسطنطنیه در برابر فرماندۀ سفیان تسلیم گردد، آنگاه منتظر ظهور کسی باشید که در طور سینا از درخت با موسی سخن گفت (و بر طور یعنی نجف؛ زیرا همان‌گونه که از معصومین(ع) روایت شده، طور به وادی‌السلام منتقل شده است). او به گونه‌ای نمایان و آشکار ظاهر می‌شود که بیننده او را توصیف کند.... سپس امیرالمؤمنین(ع) که سلام و صلوات خداوند بر او باد گریست و فرمود: افسوس بر امّت‌ها...."[11]

مردم شریف ایران، قوم سلمان، مردم افتخارآفرینی هستند که بیش از هزار سال پیش وعدۀ افتخاراتشان در کلام ائمه (ع) آمده است؛ افتخار یاری قائم آل‌محمد (ع). با این‌ حال، احمق‌هایی مثل دونالد ترامپ[12] و اسرائیل کاتز[13]، کشور امام علی‌بن موسی‌الرضا (ع) و مردم ایران را تهدید می‌کنند. آن‌ها ملت ایران را به برگرداندن به عصر حجر تهدید می‌کنند، ولی در واقع ما همین الان هم در عصر حجر هستیم. ولی از کدام حجر، از کدام سنگ، سخن می‌گویم؟ سنگی که آن تمثال بزرگ را ویران می‌کند، خرد می‌سازد و پراکنده می‌کند. سنگی که بدون دست‌ها جدا می‌شود، به کوهی عظیم تبدیل می‌گردد و سراسر زمین را پر می‌کند. سنگی که وعدهٔ خداست. سنگی که از مردمی دیگر است؛ از نسل اسماعیل و امت محمد (ص). سنگی که بر هرکس فرود آید، آن را پراکنده می‌سازد، همان‌گونه که عیسی (ع) توصیف کرد. سنگِ زاویه در رکن عراقی کعبه که عهد‌ها را حفظ می‌کند. ما در عصر حجر هستیم؛ عصر سید احمد الحسن، آن قائم منصور که خدا با اوست. از عراق آمده؛ همان سرزمینی که پادشاه آن رؤیا دید و دانیال آن را تعبیر کرد.[14]

«تو ای پادشاه، می‌دیدی و اینک تمثال عظیمی بود، و این تمثال بزرگ که درخشندگی آن بی‌نهایت و منظر آن هولناک بود، پیش روی تو برپا شد. سر این تمثال از طلای خالص، و سینه و بازوهایش از نقره، و شکم و ران‌هایش از برنج بود. و ساق‌هایش از آهن، و پاهایش قدری از آهن و قدری از گل بود. و مشاهده می‌نمودی تا سنگی بدون دست‌ها جدا شده، پای‌های آهنین و گلین آن تمثال را زد و آن‌ها را خرد ساخت. آنگاه آهن و گل و برنج و نقره و طلا با هم خرد شد و مثل کاهِ خرمنِ تابستانی گردید، و باد آن‌ها را چنان برد که جایی برای آن‌ها یافت نشد. و آن سنگ که تمثال را زده بود، کوهی عظیم گردید و تمامی جهان را پر ساخت.»[15]  

آمریکایی‌ها ایران را تهدید به بازگشت به عصر حجر می‌کنند و تهدیدشان معنایی ندارد. ما هم اگر آن‌ها را به نابودی تهدید کنیم، تهدیدمان معنایی ندارد؛ چراکه نابودی آن‌ها قطعی است، وعدۀ خداست و پیش روی ماست، و صرفاً می‌توانیم در آتش سوخته شدنشان، خرد شدنشان، و به باد هوا رفتنشان، مانند کاه خرمن تابستانی را به اطلاعشان برسانیم. "و لاحول و لا قوة إلا بالله".

 

پانویس‌ها:

  1. [1]    India-Middle East-Europe Economic Corridor

  2. [2]  https://tvbrics.com/en/news/iran-and-russia-finalise-agreement-to-launch-rasht-astara-railway-project/?utm_source=chatgpt.com

     

  3. [3]  می‌توانید مستند معروف once upon time in Iraq را هم ملاحظه کنید.

  4. [4]  احمد الحسن، متشابهات، ج 3، ص ۳۸.

  5. [5]  https://www.aljazeera.com/news/2026/4/3/more-than-20-attacks-on-iranian-healthcare-facilities-since-march-1-who

  6. [6]  https://www.aljazeera.com/news/2026/4/7/how-us-israel-are-waging-a-war-on-iranian-culture-education

  7. [7]  https://www.bbc.com/news/articles/cx2w0v19gw8o

  8. [8]  https://www.aljazeera.com/news/2026/6/2/how-the-war-has-made-irans-water-crisis-worse

  9. [9]  https://x.com/alaaalsalem24/status/2037234406037864448?s=46

  10. [10]  صفحۀ X دکتر علاءسالم: https://x.com/alaaalsalem24/status/2030345281313689977?s=46

  11. [11]  سید احمد الحسن، متشابهات، ج ۴، ص ۲۱۳. منبع حدیث: معجم احادیث امام مهدی (ع)، ج 3، ص 27.

  12. [12]  https://www.reuters.com/world/middle-east/trump-threatens-hit-iran-extremely-hard-over-next-two

  13. [13]  https://www.euronews.com/2026/04/23/israel-awaiting-us-green-light-to-return-iran-to-stone-age

  14. [14]  عیسی بدیشان گفت: «مگر در کتب هرگز نخوانده‌اید این‌که سنگی را که معمارانش رد نمودند، همان سَرِ زاویه شده است؟ این از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجیب است. از این جهت شما را می‌گویم که ملکوت خدا از شما گرفته شده، به امتی که میوه‌هایش را بیاورند عطا خواهد شد. و هرکه بر آن سنگ افتد، منکسر شود و اگر آن بر کسی افتد، نرمش سازد.» متی ۲۱: ۴۲-۴۴.

  15. [15]  دانیال ۲: ۳۱-۳۵.

کلیدواژه‌ها

سید احمد الحسن ایران هدایت الهی دانیال نبی آخرالزمان مقاومت اسرائیل صهیونیسم آمریکا تجاوز نظامی جنگ ایران و آمریکا تحریم‌های اقتصادی مداخله خارجی کریدورهای تجاری تنگه هرمز عراق پس از اشغال کفر به طاغوت عصر حجر وعده الهی ژئوپولیتیک خاورمیانه

امتیاز مقاله

4.33 از 5 (6 رأی)
امتیاز شما