بازخوانی مقاتل عاشورا براساس بیانات سید احمد الحسن؛ روایت دکتر علاء سالم

بازخوانی مقاتل عاشورا براساس بیانات سید احمد الحسن؛ روایت دکتر علاء سالم

قسمت 3

چکیده

این نوشتار، در ادامه دو بخش پیشین، به بازخوانی رخدادهای پس از شهادت امام حسین (ع) و برخی گزارش‌های مشهور مقاتل بر پایه تحلیل‌های دکتر علاء سالم و بیانات سید احمد الحسن می‌پردازد. نویسنده با بررسی موضوعاتی چون وداع امام حسین (ع) با خاندان، ماجرای عبدالله شیرخوار، غارت خیمه‌ها، نقش حضرت زینب (س) در حفظ امام سجاد (ع)، جایگاه عبارت «اللهم تقبل منا هذا القربان»، مسئولیت عوامل مختلف در شهادت امام حسین (ع)، حوادث کوفه و شام، مسیر حرکت کاروان اسیران، مدت اقامت آنان در کوفه و شام، زمان دفن شهدا و بازگشت اهل‌بیت (ع) به کربلا، می‌کوشد میان نقل‌های مشهور تاریخی و ماهیت واقعی حوادث تمایز قائل شود. بر اساس این تحلیل، بسیاری از روایت‌های عاطفی و جزئیات رایج، حاصل نقل‌های متأخر یا تحریفات تاریخی دانسته شده و در مقابل، نقش محوری حضرت زینب (س) در حفظ حجت الهی، استمرار رسالت عاشورا و تقدیم «ذبح عظیم» برجسته می‌شود. نویسنده در پایان تأکید می‌کند که این مجموعه تنها گزارشی کوتاه از مباحث کتاب روز حسین (ع)، جلد دوم است و برای آشنایی کامل با استدلال‌ها و مستندات، مطالعه مستقیم این اثر ضروری است.

 

وداع امام حسین (ع) با خاندان خویش

از دیگر گزارش‌هایی که در برخی مقاتل با روایتی عاطفی نقل شده، صحنه‌های وداع امام حسین (ع) با خاندان خویش در واپسین لحظات نبرد است؛ ازجمله نقل‌هایی که در آن حضرت سکینه (س) از پدر درخواست بازگشت به مدینه را می‌کند و امام (ع) این امر را ناممکن می‌داند و زنان را به صبر دعوت کرده و با آنان وداع کرده و به میدان رهسپار می‌شود.[1] آنچه مسلم است اصل وداع میان امام (ع) و خاندانش امری پذیرفتنی است، ولی زمان و کیفیت آن لزوماً مطابق تصویر رایج مقاتل ـ یعنی پس از شهادت همۀ یاران و در لحظۀ تنهایی امام در میدان ـ نیست. خاندان امام حسین (ع) از آغاز حرکت به‌سوی کربلا از سرانجام این مسیر آگاه بودند و امام (ع) آنان را برای رویارویی با این آزمون بزرگ آماده کرده بود؛[2] ازاین‌رو، تصویر بی‌تابی یا درخواست بازگشت با جایگاه و معرفت آنان سازگار نیست.

سید احمد الحسن در پاسخ به این مسئله تأکید می‌کند:

 «وداع قطعاً انجام شده و حسین (ع) با آنان وداع کرده است، اما نه به همان ترتیب زمانی که گفته می‌شود. اما این‌که سکینه یا شخص دیگری از ایشان (ع) بخواهد عقب‌نشینی کند یا آنان را به مدینه بازگرداند یا جزع کند، صحیح نیست؛ زیرا همۀ آنان دقیقاً می‌دانستند چه چیزی در انتظارشان است و حسین (ع) در مسیر کربلا آنان را آگاه کرده بود.»[3]

 بر این اساس، حقیقت وداع عاشورا را باید در چارچوب آگاهی، صبر و آمادگی خاندان پیامبر (ص) فهمید؛ وداعی که نه نشانۀ تردید و بازگشت، بلکه تجلی ایمان و پذیرش آگاهانۀ مسیر شهادت بود.

 

عبدالله شیرخوار (ع)

دربارۀ نوزاد امام حسین (ع) نیز میان نقل‌های مقاتل اختلاف‌هایی دیده می‌شود. در بسیاری از منابع گزارش شده است که امام حسین (ع) پس از شهادتش، پیکر او را در کربلا به خاک سپرد.[4] براساس بیان سید احمد الحسن، نام این کودک عبدالله بوده[5]، سن او حدود هشت ماه بوده است و برخلاف نقل مشهور، امام حسین (ع) او را در کربلا دفن نکرده‌اند.[6]

 

غارت خیمه‌گاه و نقش حضرت زینب (س)

دربارۀ وقایع پس از شهادت امام حسین (ع)، برخی از مقاتل گزارش کرده‌اند که عمربن سعد مانع تعرض به امام سجاد (ع) و اهل‌بیت شد و از خیمه‌ها محافظت کرد.[7] اما طبق تبیین سید احمد الحسن، اصل غارت خیمه‌گاه و ربوده شدن بخشی از اموال و پوشش زنان قطعی است، «اما هیچ‌کس نتوانست زینب (س) را غارت کند،»[8] هرچند پس از مدتی برخی از فرماندهان سپاه کوفه از ادامۀ این رفتار جلوگیری کردند. همچنین آنچه در برخی منابع به‌عنوان نقش اصلی حمیدبن مسلم یا عمربن سعد در نجات امام سجاد (ع) نقل شده، تصویر کاملی از واقعیت نیست.[9]

براساس روشنگری دکتر علاء سالم، نقش اساسی در حفظ جان امام سجاد (ع) را حضرت زینب (س) ایفا کرد؛ آنگاه که با قرار دادن خود بر روی پیکر امام، مانع اجرای قصد شمر و دیگر جنایت‌کاران شد. ایشان همچنین تصریح می‌کنند که هرچند ممکن است برخی افراد از سپاه دشمن در جلوگیری از قتل امام سجاد (ع) سخنی گفته یا اقدامی کرده باشند، اما نسبت دادن نجات آن حضرت به آنان و نادیده گرفتن فداکاری حضرت زینب (س)، با حقیقت تاریخی سازگار نیست؛ زیرا حفظ حجت الهی، به مشیت خداوند و ایثار زینب کبری (س) تحقق یافت.[10]

 

نمای تقریبی از واقعۀ کربلا که در آن اردوگاه حسینی دیده می‌شود

 

خروج حضرت زینب (س) در روز عاشورا

دربارۀ زمان خروج حضرت زینب (س) از خیمه‌گاه در روز عاشورا، گزارش‌های متفاوتی در منابع تاریخی دیده می‌شود. برخی از مقاتل، حضور ایشان را در کنار امام حسین (ع) پیش از شهادت نقل کرده‌اند و برخی دیگر، خروج حضرت را تنها پس از پایان نبرد دانسته‌اند.[11] سید احمد الحسن با تبیینی متفاوت، مهم‌ترین مسئولیت حضرت زینب (س) را حفاظت از امام سجاد (ع) می‌دانند و بر همین اساس تصریح می‌کنند که ایشان تا زمانی که از امنیت امام زمان خویش اطمینان نیافت، از کنار خیمۀ ایشان دور نشد. بنابراین، رفتن حضرت زینب (س) بر بالین امام حسین (ع) و بیان جملۀ مشهور «اللهم تقبل منا هذا القربان» پس از فروکش کردن نبرد و اطمینان از سلامت امام سجاد (ع) بوده است، نه در همان لحظۀ شهادت امام حسین (ع).[12]

دکتر علاء سالم با نقل این بیان، بر معنای عمیق این جمله نیز تأکید می‌کند. به فرمودۀ سید احمد الحسن، تعبیر «خدایا، این قربانی را از ما بپذیر» تنها یک اظهار اندوه نیست، بلکه سخنی است که پیش از حضرت زینب (س)، از رسول خدا (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و حضرت فاطمه (س) صادر شده بود و زینب (س) مأمور بود آن را در آن لحظۀ سرنوشت‌ساز بر زبان جاری سازد.[13] بدین‌سان، این عبارت تنها بیان اندوه یک خواهر نیست، بلکه اعلام نهایت تسلیم و رضای الهی در برابر بزرگ‌ترین قربانی تاریخ ـ ذبح عظیم ـ است.

عظمت این جایگاه، با نقش بی‌بدیل حضرت زینب (س) در حفظ حجت خدا و استمرار رسالت عاشورا آشکارتر می‌شود. از همین رو، دکتر علاء سالم دربارۀ منزلت ایشان از سید احمد الحسن سؤال می‌پرسد و ایشان در پاسخی کوتاه اما عمیق فرمودند: «زینب (س) در سطح حسن و حسین (ع) قرار دارد.»[14] این بیان، افقی تازه برای فهم شخصیت حضرت زینب (س) می‌گشاید و نشان می‌دهد که حضور او در عاشورا، صرفاً حضور خواهری داغدار نبود، بلکه تجلی مقامی الهی و نقشی تعیین‌کننده در حفظ امامت و رساندن پیام نهضت حسینی به تاریخ بود.

 

چه کسی حسین (ع) را به شهادت رساند؟

پرسشِ «چه کسی حسین (ع) را به قتل رساند؟» گاه با هدف تبرئۀ بنی‌امیه و انداختن تمام مسئولیت بر دوش مردم کوفه پاسخ داده شده، و گاه در نقطۀ مقابل، با تلاش برای پاک کردن کامل دامن کوفیان از هرگونه مشارکت در این جنایت. اما حقیقت آن است که در یک جنایت بزرگ، نمی‌توان تنها به قاتل مستقیم بسنده کرد؛ بلکه همۀ کسانی که در تحقق آن نقش داشته‌اند، هرکدام به اندازۀ نقش خود در مسئولیت این جنایت سهیم‌اند. بر این اساس، شهادت امام حسین (ع) نتیجۀ زنجیره‌ای از فرمان، اجرا و مشارکت بود: یزیدبن معاویه (لعنه‌الله) به‌عنوان حاکم صادرکنندۀ دستور، عبیدالله‌بن زیاد به‌عنوان مجری آن، عمر‌بن سعد به‌عنوان فرماندۀ میدان و سپاهیانی که در اجرای این جنایت حضور داشتند. بنابراین، نسبت دادن قتل امام حسین (ع) به هریک از این عوامل، با توجه به نقش آنان در تحقق این فاجعه، قابل فهم و صحیح است. همچنین، دربارۀ ترکیب سپاه مقابل امام حسین (ع) باید میان گروه‌های مختلف آن تفاوت گذاشت. بخش مهمی از این سپاه را نیروهایی تشکیل می‌دادند که با دشمنی نسبت به اهل‌بیت (ع) یا در پیروی از حکومت اموی وارد میدان شدند؛ و در میان کوفیان نیز گروهی از فرماندهان و افراد طمع‌کار و دنیاطلب، در این جنایت نقش مستقیم داشتند. در کنار آنان، افرادی نیز بودند که از روی ترس یا اجبار در سپاه حاضر شدند، اما حضور آنان در افزایش شمار سپاه مقابل امام (ع)، هرچند با درجات متفاوت، بخشی از زمینۀ وقوع این فاجعه بود.[15]

«... و سر تو بر نیزه‌ها بالا رفت و خانواده‌ات همچون بردگان به اسارت برده شدند. آنان را با زنجیرها بستند و بر پشت شتران با جهاز سخت و خشن سوار کردند. حرارت آفتاب سوزان بر چهره‌هایشان می‌تابید و در بیابان‌ها و دشت‌ها رانده می‌شدند. دستانشان به گردن‌هایشان زنجیر شده بود و آنان را در بازارها می‌گرداندند.» [16]

 

دو نکتۀ تاریخی دربارۀ کاروان اسیران اهل‌بیت (ع)

در مسیر حرکت کاروان اسیران اهل‌بیت (ع) به‌سوی کوفه، گزارش‌هایی از بی‌حرمتی سپاه اموی و برخورد مردم کوفه با کودکان کاروان نقل شده است. ازجمله روایت شده است که برخی مردم به کودکان خرما و نان و گردو دادند و ام‌کلثوم (س) با این استدلال که صدقه بر اهل‌بیت رسول خدا (ص) حرام است، آن‌ها را از کودکان گرفت و بر زمین انداخت. در تبیین این مسئله، سید احمد الحسن بیان می‌کند که صدقه دادن به معصوم و خاندان او جایز نیست؛ زیرا آنان خانوادۀ رسول خدا (ص)، علی (ع)، فاطمه (س) و حسین (ع) بودند. البته روشن نیست که آیا مردم واقعاً قصد صدقه داشتند یا هدیه، اما شرایط به‌گونه‌ای بود که این اقدام شبیه صدقه به نظر می‌رسید و ازاین‌رو رد شد.[17]

همچنین در برخی گزارش‌های کاروان اسرا، از دو بانوی آل‌ابوطالب با نام‌های زینب و ام‌کلثوم یاد شده است. حال، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این دو شخصیت یکی هستند، یا دو شخصیت جداگانه‌اند؟ به بیان دیگر، آیا علی و فاطمه (ع) تنها یک دختر به نام زینب داشتند یا دو دختر به نام زینب و ام‌کلثوم؟ دربارۀ نسبت میان این دو نام، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد[18]؛ اما سید احمد الحسن تصریح می‌کند که این دو، دو شخصیت جداگانه‌اند: زینب کبری (س) و زینب صغری (س) که با کنیۀ ام‌کلثوم شناخته می‌شود.[19]

 

حضرت زینب (س) در مجلس ابن‌زیاد؛ تداوم رسالت عاشورا

پس از ورود کاروان اسیران به کوفه، حضرت زینب (س) در مجلس ابن‌زیاد، با کناره‌گیری از مجلس و بی‌اعتنایی به پرسش‌های او، نخستین ضربه را به هیبت ظاهری حکومت اموی وارد کرد.[20] هنگامی که ابن‌زیاد با جسارت گفت: «سپاس خدایی را که شما را رسوا کرد و کشت»، زینب (س) پاسخ داد: «سپاس خداوند را که ما را به‌وسیلۀ محمد (ص) گرامی داشت و از هر پلیدی پاک گردانید. تنها فاسق رسوا می‌شود و دروغ‌گو غیر از ماست.» سپس در پاسخ به این سخن او که «دیدی خدا با خاندانت چه کرد؟» فرمود: «خداوند شهادت را برای آنان مقدر کرده بود و آنان به آرامگاه‌های خود شتافتند. خداوند تو و آنان را حاضر خواهد کرد و در پیشگاه او به محاکمه خواهید پرداخت.» و در نقلی دیگر فرمود: «ما رأیتُ إلا جمیلاً.»[21]

دکتر علاء سالم، این گفت‌وگو را رویارویی آشکار جبهۀ حق و باطل می‌داند. به‌گفتۀ او، پاسخ زینب (س) افزون بر آن‌که انتساب اهل‌بیت (ع) به رسول خدا (ص) و طهارت آنان را یادآور شد، کفر و دشمنی ابن‌زیاد با خاندان پیامبر (ص) را نیز آشکار ساخت. همچنین، تعبیر «خداوند شهادت را برای آنان مقدر کرده بود» به معنای نسبت دادن جنایت به خدا نیست، بلکه بیانگر آن است که قیام امام حسین (ع) در برابر انحراف امویان، تکلیفی الهی بود؛ نه این‌که خداوند به قتل اولیای خود رضایت داده باشد. بر همین اساس، زینب (س) با این سخنان، عقیدۀ جبر را که امویان برای توجیه جنایت خود ترویج می‌کردند، باطل ساخت. از همین منظر، عبارت «ما رأیتُ إلا جمیلاً» نیز به معنای زیباییِ مصیبت نیست، بلکه بیانگر رضایت از تحقق ارادۀ الهی در حفظ دین خدا، با وجود آن‌همه رنج‌ها و فداکاری‌هاست؛ و ازاین‌رو، حضور و سخنان زینب (س) در مجلس ابن‌زیاد، ادامۀ همان رسالت عاشورا و تبیین حقیقت قیام حسینی به‌شمار می‌آید.[22]

 

زمان دفن پیکرهای مطهر شهدا

دربارۀ زمان دفن شهدای کربلا، میان منابع تاریخی اختلاف وجود دارد؛[23] اما سید احمد الحسن، دفن پیکرهای مطهر را در روز سیزدهم محرم صحیح می‌داند و البته مشهور هم همین است. این نتیجه با بررسی ترتیب حوادث نیز سازگار است؛ زیرا کاروان اسیران در روز یازدهم از کربلا حرکت کرد، روز دوازدهم وارد کوفه شد و همان روز در کوچه‌های شهر گردانده شد، به مجلس ابن‌زیاد برده شد و سپس به زندان انتقال یافت. ازاین‌رو، حضور امام زین‌العابدین (ع) برای دفن شهدا پیش از روز سیزدهم ممکن نبوده است.

دکتر علاء سالم تأکید می‌کند که حضور امام معصوم در دفن امام ضروری بوده است. افزون بر انجام مراسم تجهیز، شناسایی پیکرهای بی‌سر شهدا و تعیین محل دفن هریک، تنها با حضور امام زین‌العابدین (ع) امکان‌پذیر بود؛ از همین رو، جایگاه ویژۀ قبر امام حسین (ع)، نوزاد شهید در آغوش پدر، دفن علی‌اکبر (ع) در کنار پای پدر، دفن حضرت عباس (ع) در محل شهادتش و ترتیب کنونی قبور شهدا، همگی براساس هدایت امام معصوم تحقق یافته است. به تصریح ایشان، حضور امام زین‌العابدین (ع) در کربلا برای انجام این مأموریت، امری غیبی و خارج از اسباب عادی بوده است.[24]

در پی بحث زمان و کیفیت دفن پیکرهای مطهر شهدا، دکتر علاء سالم به یکی از باورهای رایج اما نادرست دربارۀ بدن معصوم نیز می‌پردازد و آن را مورد نقد قرار می‌دهد:

بدعتی که در برخی دوره‌های متأخر رواج یافته، این است که «بدن معصوم هرگز طعمۀ درندگان نمی‌شود» و آن را نشانه‌ای قطعی برای اثبات امامت دانسته‌اند. این مطلب فاقد پشتوانۀ قرآنی و روایی است و با استناد به خطبۀ امام حسین (ع)، سخنان حضرت زینب (س) و نیز داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن، هیچ دلیل قطعی بر چنین قاعده‌ای وجود ندارد و معجزات، امری دائمی و ذاتی برای اثبات امامت نیستند. سید احمد الحسن نیز این عقیده را مردود دانسته و تصریح می‌کند که ظاهر این متون بر امکان تعرض درندگان به بدن مطهر امام دلالت دارد؛ چنان‌که در روایتی از امام صادق (ع) نیز آمده است که پیکر امام حسین (ع) را پس از شهادت در معرض درندگان رها کردند.[25]

 

مدت اقامت اهل‌بیت امام حسین (ع) در کوفه

در مدت اقامت کاروان اهل‌بیت در کوفه دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی آن را بیش از دو روز ندانسته‌اند و برخی دیگر معتقدند کاروان تا بازگشت پیکِ اعزامی به شام در کوفه ماند.[26] دکتر علاء سالم با بررسی ترتیب حوادث نهضت حسینی، دیدگاه دوم را مردود می‌داند؛ زیرا حکومت اموی از آغاز، نسبت به سرنوشت اهل‌بیت تصمیم خود را گرفته بود و ابن‌زیاد نیز نیازی به انتظار برای دریافت دستور تازه از یزید نداشت. همچنین با توجه به زمان ورود اسیران به شام، اقامت طولانی در کوفه با شواهد تاریخی سازگار نیست. ازاین‌رو، سید احمد الحسن نیز تصریح می‌کند:

«مدت اقامت آن‌ها در کوفه، بیش از دو روز نبوده است.»[27]

 

چگونگی بردن اهل‌بیت رسول خدا (ص) به شام

اهل‌بیت رسول خدا (ص) چگونه به شام منتقل شدند؟

آیا سرهای شهدای کربلا با آن‌ها بودند، یا پیش از آن‌ها به شام ارسال شده بودند؟

یکی از تحریف‌های معاصر، انکار اسارت اهل‌بیت رسول خدا و تردید در به‌کار بردن عنوان «سبایا» یا «اسیران» برای کاروان حسینی است. دکتر علاء سالم با استناد به گزارش‌های فراوان تاریخی، این ادعا را مردود می‌داند. براساس این گزارش‌ها، امام سجاد (ع) با غل و زنجیر، و زنان و کودکان بر شتران بی‌جهاز و بدون پوشش، همچون اسیران از شهری به شهری دیگر برده شدند. سختی راه، گرسنگی و رفتار خشن مأموران نیز در منابع متعدد ثبت شده است؛ تا آنجا که امام سجاد (ع) نقل می‌کند حضرت زینب (س) به‌سبب شدت ضعف و گرسنگی، نمازهای نافله را نشسته می‌خواند؛ زیرا سهم اندک غذای خود را به کودکان می‌بخشید.[28]

همچنین اختلاف گزارش‌های تاریخی دربارۀ چگونگی انتقال سرهای شهدا نیز قابل بررسی است؛ این‌که آیا پیش از کاروان اسرا به شام فرستاده شدند یا همراه آنان بودند. دکتر علاء سالم پس از نقد این دیدگاه‌ها، با استناد به فرمایش سید احمد الحسن، نتیجه می‌گیرد که بخشی از سپاه شام، هنگام بازگشت از کربلا، سرهای شهدا و کاروان اسیران را به‌طور هم‌زمان به شام بردند تا پایان یافتن قیام امام حسین (ع) را به یزید گزارش کنند. به همین دلیل نیز کاروان با محافظت شدید نظامی و از مسیری طولانی‌تر اما امن‌تر ـ که در اختیار حکومت اموی بود ـ به دمشق منتقل شد؛ امری که با مجموع شواهد تاریخی سازگاری بیشتری دارد.[29]

از سید احمد الحسن پرسیدم: آیا سرهای شهدا به‌تنهایی پیش از کاروان اسرا فرستاده شدند یا با هم در یک مسیر واحد حرکت می‌کردند؟ و با توجه به اختلافات متون تاریخی، کدام صحیح است؟

ایشان پاسخ داد:

«برخی از لشکریان شام، که از معرکۀ طف بازمی‌گشتند، سرهای شهدا و اسیران را در همان کاروان به‌همراه خود نزد یزید (لعنت خدا بر او) بردند تا تحقق خواستۀ او را در پایان دادن به قیام حسین (ع) برایش ثابت کنند.»[30]

در برخی منابع تاریخی، زیارتگاه‌هایی در مسیر حرکت کاروان اهل‌بیت (ع) از کوفه تا شام، مانند موصل، نصیبین، حماة و حلب، به محل توقف یا حضور سر مطهر امام حسین (ع) نسبت داده شده است؛ هرچند دربارۀ برخی از این مشاهد اختلاف نظر وجود دارد.[31] دربارۀ صحت این مشاهد، سید احمد الحسن می‌فرماید:

«مشهدهای صحیحی برای سر سیدالشهداء وجود دارد.»[32]

 

کاروان در حرکت به‌سوی شام، کدام مسیر را انتخاب کرد؟

مورخان و پژوهشگران در تعیین مسیر حرکت کاروان اسیران از کوفه به شام اتفاق‌نظر ندارند. برخی مسیر صحرا را به‌سبب کوتاه‌تر بودن، برخی مسیر فرات را به‌سبب مناسب‌تر بودن برای کاروان، و برخی مسیر سلطانی (دجله) را با استناد به شواهد تاریخی و وجود زیارتگاه‌های منسوب به مسیر کاروان ترجیح داده‌اند.[33] [34] [35]

سید احمد الحسن با رد دو دیدگاه نخست، مسیر سلطانی (راه دجله) را صحیح می‌داند و علت انتخاب آن را ملاحظات امنیتی حکومت اموی بیان می‌کند؛ زیرا این مسیر از شهرهای تحت سلطۀ امویان می‌گذشت و از مناطق ناامن یا خارج از کنترل آنان دور بود. به تعبیر ایشان، سپاه شام، سرهای شهدا و اسیران خاندان رسول خدا (ص) را به‌عنوان غنیمت جنگی از این مسیر به‌سوی یزید برد.

«سپاه شام ـ‌ که با غنائم خود‌،‌ یعنی سرهای آل‌محمد و اسیران خاندان رسول خدا محمد (ص)، به‌سوی یزید (لعنت خدا بر او) بازمی‌گشت ‌ـ از مسیری عبور کرد که به راه سلطانی یا راه دجله یا راهی که زیارتگاه‌های شناخته‌شده در آن قرار دارد، معروف است. دلیل این انتخاب، امنیت این مسیر بود و از شهرهایی می‌گذشت که تحت‌سلطۀ وفاداران به امویان بودند، و از مناطقی که تحت‌کنترل امویان نبودند یا در آن زمان دچار آشوب بودند ـ مانند حجاز و بصره و به‌طور کلی مرکز و جنوب عراق ‌ـ دور بود.»[36]

به‌طور کلی، کاروان آلِ رسول، پس از حدود شانزده روز طی مسیر به شام رسید؛ زیرا کاروان در چهاردهم محرم از کوفه به راه افتاد و در نخستین روز صفر سال ۶۱ هجری وارد دمشق شد.

 

ورود حاملان سر حسین (ع) نزد یزید

مورخان نقل کرده‌اند که پس از رسیدن سر مبارک امام حسین (ع) به دمشق، حاملان سر، پیروزی خود را برای یزید گزارش دادند و از کشته شدن امام، اهل‌بیت و یارانش و رها شدن پیکرهای آنان در کربلا سخن گفتند. در برخی نقل‌ها، یزید مدعی شد اگر خود در کربلا بود، امام حسین را می‌بخشید و او را نمی‌کشت!! و قتل او را به ابن‌زیاد نسبت داد؛[37] اما در همان حال، بنا بر نقل‌های تاریخی، با چوب بر لب و دندان‌های سر مبارک امام می‌زد.[38] دکتر علاء سالم این ادعاهای یزید را مردود می‌داند و دو احتمال را مطرح می‌کند: یا این سخنان بعدها برای تبرئۀ یزید جعل و تحریف شده‌اند، یا اگر واقعاً از او صادر شده باشند، صرفاً تظاهر و نفاقی سیاسی برای فرو نشاندن اعتراض مسلمانان بوده است. زیرا همۀ مقدمات نهضت کربلا، از مطالبۀ بیعت، عزل حاکم مدینه، انتصاب ابن‌زیاد به کوفه، اعزام سپاه، و دستور قرار دادن امام حسین (ع) میان بیعت یا قتل، با فرمان مستقیم یزید انجام شد؛ پس، مسئولیت اصلی شهادت امام حسین (ع) پیش از هرکس بر عهدۀ خود یزید است. همچنین تأکید می‌کند که رفتار بعدی یزید نیز ادعای بی‌گناهی او را نقض می‌کند؛ زیرا نه‌تنها ابن‌زیاد را به‌سبب این جنایت مجازات یا حتی عزل نکرد، بلکه با اهانت به سر مبارک امام حسین (ع) و رفتار بعدی خود با اهل‌بیت امام حسین (ع)، عملاً رضایت و همراهی خود را با این جنایت آشکار ساخت.[39]

چنان‌که می‌بینیم یزید (لعنت خدا بر او) در گفت‌وگو با خاندان رسول خدا (ص) کوشید خود را از جنایت ریختن خون سرور جوانان اهل بهشت تبرئه کند و در تلاشی نافرجام، دامن خویش را از این جنایت بزرگ پاک جلوه دهد؛ حال آن‌که همگان می‌دانستند او نخستین و اصلی‌ترین عامل مصیبتی بود که بر امام حسین (ع) و خاندان رسول خدا (ص) وارد آمد.

 

اقدام امویان برای کاهش آثار جنایت

یزید (لعنت خدا بر او) پس از ورود اهل‌بیت به شام و مشاهدۀ واکنش برخی مسلمانان ـ حتی برخی از امویان ـ دریافت که جنایت کربلا نفرت گسترده‌ای نسبت به حکومت او برانگیخته و می‌تواند پایه‌های سلطنتش را تهدید کند. بنابراین در روزهای پایانی حضور اهل‌بیت امام حسین (ع) در شام، برای کنترل پیامدهای این جنایت، دستور داد کاروان برای بازگشت به مدینه تجهیز شود و اموال غارت‌شده را بازگردانند،[40] اما امام سجاد (ع) با افزودن بر آن‌ها مخالفت کرد. دکتر علاء سالم گزارش‌هایی که یزید را پشیمان، دلسوز یا مهربان نسبت به اهل‌بیت (ع) نشان می‌دهد ـ مانند تجلیل از امام حسین (ع)، بخشش‌های فراوان، هم‌غذا شدن با امام سجاد (ع) یا رفتارهای دوستانه ـ ساخته یا تحریف‌شده می‌داند و معتقد است این نقل‌ها با هدف کاستن از زشتی جنایتی پدید آمده‌اند که به فرمان یزید علیه اهل‌بیت رسول خدا (ص) انجام شد و چهرۀ او را تطهیر می‌کنند.[41]

«این دروغ‌گویان ـ‌ که مزدورانی اجیرشده‌اند‌ ـ انتظار دارند پول و سفره‌ها و جلسات شوخی و بازی با کودکان، بتواند بار جنایت قتل حسین(ع) و اهل‌بیتش و حمل سر ریحانۀ رسول خدا و اسیر کردن خانواده‌اش را متعادل کند؟! درحالی‌که از یاد برده‌اند دنیا با تمام پادشاهی‌ها و تخت‌ها و اموالی که از آغاز تا پایان در آن است، حتی به اندازﮤ ذره‌ای از خاکی که حسین(ع) با پاهایش بر آن قدم می‌گذارد ارزش ندارد.»[42]

 

مدت اقامت اهل‌بیت (ع) در شام

دربارۀ مدت اقامت اهل‌بیت (ع)در شام، گزارش‌های تاریخی متفاوت است و از چند روز تا بیست روز و حتی یک ماه یا بیشتر نقل شده است. دکتر علاء سالم، اقامت طولانی را نمی‌پذیرد و معتقد است کاروان تنها چند روز در شام ماند؛ زیرا یزید از پیامدهای سیاسی حضور اهل‌بیت (ع) در شام بیم داشت و می‌کوشید هرچه زودتر آنان را از دمشق خارج کند. همچنین گزارش‌های مربوط به برگزاری مراسم عزاداری به دستور یزید یا اظهار همدردی رسمی او، ـ به‌ویژه عزاداری همسرش هند ـ از تحریفات تاریخی برای تطهیر چهرۀ یزید است؛ آنچه واقعیت داشت، گریه و عزاداری خودِ اهل‌بیت (ع) بود و ممکن است برخی از زنان اموی نیز با آنان اظهار همدردی کرده باشند.[43]

 

بازگشت اهل‌بیت (ع) به کربلا؛ تصحیح یک اختلاف تاریخی

مورخان دربارۀ بازگشت کاروان اهل‌بیت از شام اختلاف‌نظر دارند. گروهی معتقدند آنان مستقیماً به مدینه رفتند و اصلاً از کربلا عبور نکردند، یا اگر هم عبور کرده‌اند، در نخستین اربعین نبوده است.[44] در مقابل، گروهی دیگر باور دارند که کاروان ابتدا به کربلا رفت و سپس راهی مدینه شد، هرچند دربارۀ زمان این زیارت اختلاف کرده‌اند؛ برخی آن را در روز اربعین و برخی پس از آن دانسته‌اند.[45] محور اصلی این اختلاف، مسئله زمان و امکان پیمودن مسیر شام تا کربلاست.

دکتر علاء سالم پس از بررسی این دیدگاه‌ها، پاسخ سید احمد الحسن را ملاک قرار می‌دهد. ایشان تصریح می‌کنند که امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) همراه اهل‌بیت در ماه صفر به کربلا رسیدند، اما نه در روز بیستم صفر. بنابراین، اصلِ حضور اهل‌بیت در کربلا و زیارت قبر امام حسین (ع) قطعی است، درحالی‌که ماه صفر تمام نشده بود؛ یعنی ورودشان در پایان ماه صفر (بعد از اربعین) بوده است. این برداشت، با شواهد تاریخی نیز سازگارتر است؛ زیرا اهل‌بیت مدت کوتاهی در شام اقامت داشتند و پس از خروج، با فراهم بودن امکانات مناسب سفر، توانستند با سرعت بیشتری حرکت کنند و در پایان ماه صفر سال ۶۱ هجری به کربلا برسند. ازاین‌رو، نه ادعای بازگشت مستقیم به مدینه پذیرفته می‌شود و نه نظریۀ حضور در نخستین اربعین؛ بلکه دیدگاه صحیح، رسیدن کاروان به کربلا در اواخر ماه صفر و دیدار آنان با جابربن عبدالله انصاری در همان سفر است.[46]

از سید احمد الحسن دربارﮤ صحت روایت دیدار جابر انصاری با خاندان پیامبر در کربلا پرسیدم و ایشان پاسخ داد:

«دیدار او با آنان صحیح است. جابر مدتی در کنار قبر حسین(ع) اقامت داشت. او پیش از اربعین به کربلا رسید و خیمه‌ای در کنار قبر حسین (ع) برپا کرد. جابر در پایان ماه صفر با زینب و علی‌بن حسین (ع) دیدار کرد.»[47]

 

سخن نهایی

آنچه در این مجموعۀ سه‌بخشی ارائه شد، تنها گزارشی مختصر از بخشی از مباحث ارزشمند کتاب «روز حسین (ع)، جلد دوم»، نوشتۀ دکتر علاء سالم است؛ اثری که با بررسی دقیق گزارش‌های تاریخی و تکیه بر پاسخ‌ها و بیانات سید احمد الحسن، به بازخوانی بسیاری از وقایع عاشورا و پس از آن پرداخته و در موارد متعددی، برداشت‌های رایج را مورد نقد و تصحیح قرار داده است.

بی‌تردید، آنچه در این مقاله آمد، تنها اندکی از بسیار است و نمی‌تواند جایگزین مطالعۀ کامل کتاب باشد. ازاین‌رو، به علاقه‌مندان توصیه می‌کنم برای آشنایی دقیق‌تر با استدلال‌ها، مستندات تاریخی و تحلیل‌های کامل نویسنده، متن کتاب «روز حسین(ع)، جلد دوم» را به‌طور مستقیم مطالعه کنند تا با تصویر جامع‌تر و مستندتری از این بخش مهم از تاریخ نهضت حسینی آشنا شوند.

«سلام بر ساکن کربلا... سلام بر آن لب‌های خشکیده. سلام بر آن جان‌های ستانده‌شده. سلام بر آن ارواح ربوده‌شده. سلام بر آن پیکرهای عریان. سلام بر آن بدن‌های رنج‌دیده. سلام بر خون‌های جاری. سلام بر اعضای جداشده. سلام بر سرهای برافراشته. سلام بر زنان به‌اسارت‌رفته...

سلام بر آن‌که حرمتش شکسته شد. سلام بر آن‌که خونش به ستم ریخته شد. سلام بر آن‌که با خون جراحات غسل داده شد. سلام بر آن‌که با جام‌های نیزه سیراب شد. سلام بر آن ستم‌دیده‌ای که خونش مباح شد...» [48]

پانویس‌ها:

  1. [1]  ر.ک: شیخ عبدالله بحرانی، العوالم - امام حسین، ص 289 و 290.

  2. [2]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 93، انتشارات انصار امام مهدی (ع)، چاپ اول.

    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2025/07/Yawm-Alhossain-2.pdf

  3. [3]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 102، انتشارات انصار امام مهدی (ع)، چاپ اول.

    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2025/07/Yawm-Alhossain-2.pdf

  4. [4]  برخی مورخان معتقدند حسین (ع) او را در میان کشته‌شدگان قرار داد و دفن نکرد، ازجمله: شیخ مفید در الإرشاد، 2/108؛ و ابن‌نما حلی در مثير الأحزان، 53. برخی دیگر بر این باورند که او را با غلاف شمشیرش دفن کرد، ازجمله: ابن‌اعثم کوفی در الفتوح، ج 5، ص 115؛ و خوارزمی در مقتل‌الحسین، ج 2، ص 37.

  5. [5]  ر.ک: سید احمد الحسن، متشابهات، ج 4، پاسخ به پرسش 123، نوبت انتشار دوم، انتشارات انصار امام مهدی (ع).

    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2022/03/Moteshabehat4.pdf

  6. [6]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 102، انتشارات انصار امام مهدی (ع)، چاپ اول.

  7. [7]  ر.ک: مفید، الإرشاد، ج 2، ص 112 و 113؛ ابن‌سعد در الطبقات (زندگی‌نامۀ امام حسین – بخش غیرچاپی)، ص 78؛ ابن‌جوزی در تذکرة الخواص، ص 232.

  8. [8]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 125، انتشارات انصار امام مهدی (ع)، چاپ اول.

  9. [9]  همان

  10. [10]  همان، ص 126

  11. [11]  ر.ک: تاریخ طبری، ج 4، ص 341؛ مفید، الإرشاد، ج 2، ص 107.

  12. [12]  دکتر علاء سالم در گفت‌وگوی خصوصی خود با سید احمد الحسن می‌گوید:

    به هر حال، بنده از سید احمد الحسن دربارﮤ مسئلۀ خروج سیده زینب (ع) در روز عاشورا سؤال کردم و ایشان فرمود:

    «نخستین و مهم‌ترین وظیفۀ زینب (س) ـ که بر عهده‌اش گذاشته شده بود ‌ـ حفاظت از امام علی‌بن حسین زین‌العابدین بود. ازاین‌رو، امام علی‌بن حسین (ع) را تنها نگذاشت تا زمانی که سالم به مدینه بازگشت. زینب (س) از درِ خیمۀ امام علی‌بن حسین (ع) دور نمی‌شد، مگر وقتی که حسین (ع) پس از شهادت اهل‌بیت و یارانش به میدان رفت؛ او همواره سعی می‌کرد از حال حسین (ع) باخبر شود، درحالی‌که چشمش به خیمۀ علی‌بن حسین زین‌العابدین بود؛ و هنگامی که از شهادت حسین (ع) آگاه شد، به درِ خیمۀ او بازگشت تا دشمنان خدا را از آسیب رساندن به او بازدارد. همچنین، رفتن او نزد حسین (ع) و گفتن این جمله: "خداوندا، این قربانی را از ما بپذیر"، پس از آرام شدن معرکه و مطمئن شدنش از وضعیت امام زین‌العابدین (ع) بوده است.» روز حسین (ع)، ج 2، ص 131 و 132.

  13. [13]  همان، ص 134

  14. [14]  دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 367.

  15. [15]  ر.ک: همان، ص 144-151.

  16. [16]  مقطعی از زیارت ناحیۀ مقدسه

  17. [17]  سید احمد الحسن در این باره چنین می‌فرماید:

    «صدقه دادن به معصوم و خانواده‌اش جایز نیست؛ و اسیران کربلا خانوادﮤ رسول خدا و علی و فاطمه و حسین (ع) بودند، و علی‌بن حسین (ع) نیز در میان آنان بود.»

    «صدقه دادن به معصوم از طرف دهنده جایز نیست؛ یعنی نمی‌توان مالی را با نیت صدقه به معصوم داد. آیا در جایی روایت شده که رسول خدا یا یکی از معصومین صدقه‌ای از کسی گرفته باشد؟ حتی صدقۀ واجب مثل زکات نیز از سوی آنان پذیرفته نمی‌شود. بله، خمس در اموال مردم واجب است و در مقام مالیات قرار می‌گیرد، اما دیگر چیزها را می‌توان به‌عنوان هدیه به معصوم تقدیم کرد، نه به‌عنوان صدقه.

    البته مشخص نیست که آیا مردم واقعاً قصد داشتند به خانوادﮤ حسین (ع) صدقه بدهند یا نه، اما شرایط به‌گونه‌ای بود که شبیه صدقه به نظر می‌رسید و به همین خاطر این اقدام رد شد. ممکن است غذایی به‌عنوان هدیه داده شده باشد و شاید برخی از آنان نیت هدیه یا صله داشته‌اند، و شاید بهترین چیزهایی را که در اختیار داشتند به‌عنوان هدیه آورده بودند، اما شرایط به‌گونه‌ای بود که گویا این اقدام صدقه است؛ زیرا آنان اسیرانی بودند که به‌سوی حاکم برده می‌شدند.» روز حسین (ع)، ج 2، ص 171.

  18. [18]  ر.ک: عباس قمی، الأنوار البهیه، ص 60؛ شیخ مفید، الإرشاد، ج 1، ص 354.

  19. [19]  سید احمد الحسن:

    «آن‌ها دو نفر هستند: زینب کبری و زینب صغری؛ و زینب صغری همان کسی است که با کنیۀ ام‌کلثوم شناخته می‌شود.» روز حسین (ع)، ج 2، ص 172.

  20. [20]  ر.ک: شیخ مفید، الإرشاد، ج 2، ص 115 و 116؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 349 و 350؛ ابن‌اثیر، الکامل في التاریخ، ج 4، ص 81؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایة، ج 8، ص 210.

  21. [21]  همان

  22. [22]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 195-200.

  23. [23]  زیرا روایات گفته‌اند: «و از یاران حسین هفتاد و دو نفر کشته شدند، و اهل غاضریه از بنی‌اسد آن‌ها را یک روز پس از کشته شدن دفن کردند»، مراجعه کنید به: تاریخ طبری، ج4، ص 348؛ بلاذری، انساب‌الأشراف، ج 3، ص 205؛ ابن‌کثیر، البداية والنهاية، ج 8، ص 205. همچنین این مطلب را مسعودی در مروج الذهب، ج 3، ص 72؛ و مفید در الإرشاد، ج 2، ص 114؛ و ابن‌شهرآشوب در مناقب آل ‌ابی‌طالب، ج 4، ص 112؛ و ابن‌طاووس در اللهوف في قتلى الطفوف، ص 125 ذکر کرده‌اند.

  24. [24]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 207-211.

  25. [25]  ر.ک: سید احمد الحسن، عقائد الإسلام، مبحث خلیفۀ خدا و صفات معجزه‌آسا، چاپ اول، انتشارات انصار امام مهدی (ع).

    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D8%B2_%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D9%85%DB%8C.pdf

  26. [26]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 223-226.

  27. [27]  همان، ص 226

  28. [28]  ر.ک: همان، ص 226-232.

  29. [29]  همان

  30. [30]  همان، ص 232

  31. [31]  ر.ک: شیخ عباس قمی، نفس الهموم، ص 426 و 427 و ص 678.

  32. [32]  دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 242.

  33. [33]  طبسی گفته است: «آن‌ها در سفر خود از کوفه به شام، کوتاه‌ترین مسیر را انتخاب کردند، چه مسیر عرب عقیل و چه مسیرهای دیگر، و احتمال این‌که مسیر سلطانیِ طولانی را انتخاب کرده باشند بعید به نظر می‌رسد.» مع الركب الحسینی من المدینة إلی المدینة، ج 5، ص 185 – 187. محدث نوری نیز احتمال انتخاب این مسیر را مطرح کرده است.

  34. [34]  نهضة عاشوراء، معهد سیدالشهداء، ج 1، ص 48 و 49.

  35. [35]  ازجملۀ آن‌ها: میرزای نوری، مراجعه کنید به: اللؤلؤ والمرجان، ص 150.

  36. [36]  دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 245.

  37. [37]  «من برای طاعت و فرمان‌برداری شما، به کمتر از کشتن حسین راضی بودم. اگر من صاحب او بودم، قطعاً از او درمی‌گذشتم.» شیخ مفید، الإرشاد، ج 2، ص 118 و 119؛ همچنین مراجعه کنید به: تاریخ طبری، ج 4، ص 351 و 352؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج 18، ص 445؛ ابن‌اثیر، الکامل في التاریخ، ج 4، ص 83 و 84.

  38. [38]  تاریخ طبری، ج 4، ص 355 و 356.

  39. [39]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 252-257.

  40. [40]  روایت شده است امام علی‌بن حسین (ع) به یزید (لعنت خدا بر او) فرمود: «... اما مال تو را نمی‌خواهیم و آن را برای خودت نگه دار. تنها چیزی که من خواسته‌ام اموالی است که از ما گرفته شده است، زیرا در میان آن‌ها دوک ریسندگی فاطمه دختر محمد، و مقنعه و گردن‌بند و پیراهن او وجود دارد.» یزید دستور داد آن‌ها را بازگردانند و دویست دینار نیز اضافه کرد. امام زین‌العابدین آن را گرفت و میان فقرا و نیازمندان تقسیم کرد. مراجعه کنید به: ابن‌نما، مثیر الأحزان، ص 106؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 45، ص 143.

  41. [41]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 303-305.

  42. [42]  همان، ص 305

  43. [43]  ر.ک: همان، ص 305-308.

  44. [44]  ازجمله کسانی که عبور کاروان آلِ رسول را از کربلا در اربعین اول بعید دانسته‌اند، می‌توان به ابن‌طاووس در کتاب اقبال الاعمال (ج 3، ص 100 و 101)، علامه مجلسی در بحارالأنوار (ج 98، ص 334)، محدث نوری در اللؤلؤ والمرجان (ص 150–154)، محدث عباس قمی در منتهى الآمال (ج 1، ص 622) و شهید مطهری در الملحمة الحسينية (ج 1، ص 22) اشاره کرد.

  45. [45]  ر.ک: البیرونی، الآثار الباقية عن القرون الخالية، ص 321؛ شیخ بهایی، توضیح المقاصد، ص 6؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج 101، ص 334.

  46. [46]  ر.ک: دکتر علاء سالم، روز حسین (ع)، ج 2، ص 309-315.

  47. [47]  همان، ص 315

  48. [48]  مقطعی از زیارت ناحیۀ مقدسه

     

     

     

کلیدواژه‌ها

سید احمد الحسن امام حسین (ع) اهل‌بیت (ع) عاشورا کربلا دکتر علاء سالم امام سجاد (ع) نهضت حسینی بازخوانی تاریخی کوفه تاریخ عاشورا مقاتل عاشورا حضرت زینب (س) عبدالله شیرخوار کاروان اسیران شام دفن شهدا اربعین

امتیاز مقاله

5.00 از 5 (1 رأی)
امتیاز شما