شمیم سجاد در طف

شمیم سجاد در طف

چکیده

پس از واقعه عاشورا، استمرار خط امامت در وجود علی بن الحسین (ع) رقم خورد؛ امامی که با وجود حضور در سخت‌ترین لحظات کربلا، به حکمت الهی از میدان شهادت دور ماند تا رسالت حفظ و تبیین نهضت حسینی را بر عهده گیرد. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف زندگی امام سجاد (ع) پس از عاشورا می‌پردازد؛ از آغاز ولایت و جایگاه وصیت الهی گرفته تا نقش بی‌بدیل ایشان در زنده نگه‌داشتن پیام کربلا. امام زین‌العابدین (ع) با سلاح دعا، تربیت انسان‌ها، روشنگری سیاسی و خطبه‌های کوبنده در شام، حقیقت عاشورا را از حصار تبلیغات اموی خارج کرد و اجازه نداد خون حسین (ع) در غبار تاریخ دفن شود. ایشان با تبدیل رنج به آگاهی و اسارت ظاهری به پیروزی معنوی، نشان داد که رسالت امام تنها در میدان نبرد نیست؛ بلکه گاهی در صبر، تبیین حقیقت و ساختن نسل‌های آگاه استمرار می‌یابد. زندگی سیدالساجدین (ع) جلوه‌ای از استمرار همان تقابل تاریخی حق و باطل و الگویی برای شناخت مسیر همراهی با حجت‌های الهی است.

 

زمین، نفس‌های خود را حبس کرده بود؛ و آسمان، شاهد وداع پنجمین نفر از اصحاب کساء بود.

زندگی حسین بن علی (ع) با هولناک‌ترین وقایع به پایان رسید؛ او پرچم را به دستان صاحب وصیت سپرده بود. آری، امامت در علی بن الحسین (ع) استمرار داشت و حسین (ع) قاطعانه از وصیت شب وفات رسول خدا (ص) [1] دفاع کرد و علی را از کشتار عاشورا دور نگاه داشت. اما ردِّ عاشورا بر جان مبارکش حک شده بود.

شهید زندهٔ کربلا، سیدالساجدین (ع)، با تنِ تبدار و تکیه بر عصا، خیمه را ترک کرد؛ آنگاه که ندای مظلومانهٔ پدرش، حسین (ع)، را شنید: «آیا یاریگری هست که ما را یاری دهد؟» [2] ولی حکمت الهی بر استمرار ولایت در علی بن الحسین (ع) بود.

و اما سجاد (ع)، شاهدی بر حقانیت پدرش و جنایات وحشتناک امویان در طف بود.

دیدن مظلومیت پدرش، قلبش را داغدار کرده بود و شنیدن صدای «العطش» کودکان، شعله‌های تبش را داغ‌تر می‌کرد.

 

آغاز ولایت... دعا و استجابت

عصر عاشورا، نبرد فروکش کرد. شمشیرها از حرکت ایستادند. غبار وحشیانهٔ طف بر پیکرهای پاره‌شده و پهلوهای شکافته‌شده نشست. کاروان علم و حلم با تنهاترین مَحرَم به راه افتاد... و این‌چنین ولایت علی بن الحسین (ع) آغاز شد و ۳۴ سال استمرار یافت.[3]

امامت ایشان بر دو پایه استوار شد:

اول: وصیت امیرالمؤمنین (ع)، که نمایانگر ریشهٔ عمیق امامت در درخت نبوت رسول خدا (ص) بود.[4]

دوم: تصریح امام حسین (ع) بر جانشین مشروع خود.[5]

هرچند حسین (ع) برای حفظ جان امام سجاد (ع)، به دخترش فاطمه و خواهرش حضرت زینب (س) نیز وصیت کرد،[6] اما آنچه نزد خدا بود و برای تحقق آن جنگید، صیانت از وصیت مهر و موم‌شدهٔ رسول خدا (ص) بود که سجاد (ع) را به عنوان جانشین ایشان معرفی می‌کرد.[7]

از القابی که متناسب با شأن ایشان است، لقب «سجاد» است. او را به دلیل سجده‌های بی‌شمارش سجاد نامیدند و این عملکرد جسمانی او (سجده‌گذار) با هویت و رسالت مذهبی‌اش گره خورده بود.

گویی سجده‌های بی‌قرارش فقط یک عمل عبادی نبود؛ سجاده‌ای بود که پهنایش از مُلک تا ملکوت کشیده بود. سجده‌های سجاد (ع)، صراط مستقیم مردم زمانش بود تا مسیر بندگی و رسیدن به معرفت را برای امت سرگردانِ روزگارش ترسیم کند؛ مردمی که پدرش را با بی‌وفایی ترک کردند. او باید در سخت‌ترین طوفان‌های زندگی‌اش، با تکیه بر دعا و نیایش، مردم حیران و سرگردان را به قلهٔ بندگی برساند.

و او زین‌العابدین بود؛ زینت عبادت‌کنندگان. عبادت، یک نص و تکلیف الهی شد تا حقایق کون و مکان را در قالب دعا و نیایش ظهور دهد و مناجات‌هایش در تاریخ، گشایش حقایق عُلویٰ بود.

یکی دیگر از درخشان‌ترین ابعاد حیات مبارک حضرت زین‌العابدین (ع)، که حقیقتاً نشان‌دهندهٔ یک سیاست دقیق و هدفمند برای گسترش اسلام ناب بود، تعلیم بردگان، آشنا کردن آنان با شعائر اسلامی، تربیت ملکوتی ایشان و در نهایت، آزاد کردنشان در راه خدا بود تا سفیرانی برای تبلیغ دین خدا باشند.

بیست‌وسه سال همراهی علی با پدرش، حسین (ع)، کافی بود تا تکامل تربیتی، فکری و ایمانی او جلوه‌گر شود. لذا بلافاصله پس از عاشورا، عهد خویش را بر دوش گرفت و ۳۴ سال در مسیر تحقق ارادهٔ خداوند در زمین گام برداشت.[8] دعاهایی که پدرش به ایشان تعلیم داد، نشان‌دهندهٔ سرچشمهٔ میراث حسینی در باب معارف و ادعیه نیز بود.

 

صیانت از عاشورا

فصل مهمی از زندگی علی بن الحسین (ع)، مأموریت ایشان در حفظِ حافظهٔ تاریخی عاشورا بود؛ آنجا که باید یاد کرب‌وبلا را، با تمام مصائب اهل‌بیت (ع)، زنده نگاه می‌داشت. ایشان با برپایی مجالس عزا، با گریه‌های هدفمند و آگاهی‌بخشی در ضمن این مجالس، و نیز با ترویج فرهنگ زیارت و مناجات، نهضت پدرش را در جامعهٔ اسلامی تداوم بخشید.

یکی از مواضع امام سجاد (ع) که قابل تأمل است، موضع سیاسی و حمایت از خون‌خواهی پدرش بود. پس از قیام خونین حسین (ع)، ایشان در برابر قیام‌های پس از عاشورا، مانند قیام مختار ثقفی، موضعی فعال داشتند. امام زین‌العابدین (ع) برای قیام مختار دعا کردند و نسبت به سرهای قاتلان که برایشان فرستاده می‌شد، سجدهٔ شکر به‌جا می‌آوردند.[9] این رفتار، نشان‌دهندهٔ رضایت امام از تقاصِ خون‌های به‌ناحق ریخته‌شده در کربلا بود و فصل‌الخطابِ تمام اتهاماتی به‌شمار می‌آمد که به پیکرهٔ قیام مختار ثقفی، در راستای انتقام خون حسین (ع)، وارد شده بود. مُهر تأیید امام معصوم و سجده‌های شکر سیدالساجدین، تصدیقی بر قیام مبارک مختار بود.

حامی بازماندگان طف، زین‌العابدین (ع) بود. امام سجاد (ع) پیوندی ژرف با یاران وفادار، از جمله فرزندان عقیل و عباس بن علی (ع)، به سبب وفاداری‌شان در کربلا برقرار کردند.

فرزندان حضرت عباس (ع) پس از شهادت پدرشان نزد مادر گرامی‌شان، خانم لُبابه، بودند؛ اما از آنجا که قلب این بانوی بزرگوار، مصائب کربلا را تاب نیاورد و خیلی زود به فیض شهادت نائل آمد، فرزندانشان تحت سرپرستی همسر امام علی (ع)، خانم ام‌البنین، بانوی رشادت و یقین، قرار گرفتند و پس از ایشان، فرزندان حضرت عباس (ع) در منزل وحی و در تربیت امام سجاد (ع) بودند.[10]

این نگاه، معیاری برای سنجش حق و باطل در منطق امام بود. هر کس در طف، یاور حق بود، در سایهٔ رحمت و حمایت امام قرار می‌گرفت.

 

سجاد، راوی کربلا

سجاد (ع) از تب آتشین عاشورا مصون ماند تا حنجرهٔ مبارکش، راوی مصائب عاشورا باشد و خطبه‌های غرّایش در مجلس یزید، بنیان یزیدیان را درهم شکند. کاروان آل‌الله به شام رسید.

امان از شام که شاهد بی‌شرمی‌های یزیدیان بود. آنجا بیش از هر کجا بر اهل‌بیت رسول خدا (ص) سخت گذشت.[11]

یزید، لعنت خدا بر او باد، سعی می‌کرد خود را از این جنایت هولناک در حق حسین (ع) و اهل‌بیتش مبرّا بدارد؛ ولی خطابه‌های امام سجاد (ع) این فرصت را از او گرفت. آنگاه که کاروان اسرا به شام رسیده بود، علی بن الحسین (ع) ایستاده بود و دستانش در غل و زنجیر، و کودکان ابوطالب گرداگرد آن حضرت بودند، درحالی‌که دستانشان به سر زنجیر شده بود.

یزید، لعنت‌الله‌علیه، همچنان به آزار آل‌الله ادامه داد و در محضر امام سجاد (ع) بانگ برآورد: «سپاس خدای را که پدرت را کشت و با او همان کرد که دیدی.»

این نشان‌دهندهٔ میزان خباثت و دشمنی با آل محمد (ع) است.

امام سجاد (ع) در پاسخ فرمود:

«مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَة فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ إِلَّا فِي كِتَٰب مِّن قَبۡلِ أَن نَّبۡرَأَهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِير»[12]

«هیچ مصیبتی در زمین و یا در جان‌های شما به شما نمی‌رسد، مگر پیش از آن‌که ایجادش کنیم، در کتابی (لوح محفوظ) ثبت است؛ و بی‌گمان، این کار بر خدا آسان است.» [13]

اینان همان گروهی هستند که نه با چیزی که به دست می‌آورند، خوشحال می‌شوند و نه با آنچه از دست می‌دهند، محزون می‌شوند. دائماً در محضر خداوند هستند و خود را فانی در او می‌یابند و وجودشان را گناهی در مقابل ذات اقدس الهی می‌دانند؛ وجود دارند تا خواستهٔ خدا در زمین محقق شود و جلوه‌ای از او در خلق باشند.

اما آل سفیان، گویی فرصتی یافته بودند و دُمل‌های کینه‌شان نسبت به علی، امیرالمؤمنین (ع)، باز شده بود و به هر طریقی خاندان نبوت را آزار می‌دادند.

نقل شده است در مجلس یزید، لعنت‌الله‌علیه، زنان گرد حضرت زینب (س) بودند که مردی از شامیان برخاست و گفت: «اسیران آنها بر ما حلال هستند.»

علی بن الحسین (ع) فرمود:

«دروغ گفتی و بی‌شرمی کردی. این برای تو حلال نیست، مگر آن‌که از دین ما خارج شوی و دینی غیر از دین ما بیاوری.»

یزید مدتی سر به زیر انداخت و سپس به آن شامی گفت: «بنشین.» [14]

امام سجاد(ع) در ابتدای ورود به مجلس یزید، با معرفی خود و نسب شریفش («أَنَا ابْنُ مَکَّهَ وَ مِنی‌…»)؛ من فرزند مکه و منا هستم، من فرزند زمزم و صفا هستم... [15] و با این معرفی و تکیه بر نص، عقولی که در کربلا عطشان از شناخت حسین علیه‌السلام بودند را سیراب کرد؛ او نشان داد که منبع اصلی این چشمه و معرفت بشر، خاندان او هستند.

رنج و مصائب کربلا، پیوند عمیقی خورد با حقیقت بزرگ رسوایی یزید و پیروانش. و این در امتداد تاریخ ادامه یافت با رسوایی تمام یزیدیان زمانه که در کویر جهل و بی‌هویتی خویش دست‌وپا می‌زنند و گمان می‌کنند حقیقت حسین تمام‌شدنی است.

علی‌بن‌حسین، وارث حسین، این اسیرِ به‌ظاهر تشنه، این امام معصوم، خود ساقی کوثر و وارث زمزم و صفاست.

امام با این‌گونه معرفی کردن خود، نشان دادند با وجودی که در کربلا از آب محروم شدند، اما سرچشمهٔ زلال هدایت و حقیقت جاری همچنان در دستان اوست و دیگران تشنه‌کامان واقعی تاریخ هستند.

 

داستان تکراری تاریخ...

این سیر تقابل و رویارویی نور و ظلمت، از نخستین انتخاب خداوند برای استخلاف آغاز شد [16] و همواره در امتداد تاریخ، دو گروه عقل و جهل و پیروانشان، دو صف ممتد تاریخ بودند. اولین حاکم الهی، آدم علیه‌السلام، و مقابلش ابلیس لعنت‌الله‌علیه بود و صف سجده‌گزاران با پیامبرانی در تمام ادوار، مثل نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و آل محمد، همان ائمه و مهدیین علیهم‌السلام، ادامه یافت و مقابلش صف انکارکنندگان، مثل ابلیس و قابیل و فرعون و نمرود و جالوت و طاغوت و علمای بی‌عمل، همواره مقابل حجت‌های خدا ایستادند.

تاریخی که همیشه در حال تکرار است و کسی چه می‌داند امروز کجای تاریخ ایستاده‌ای؟ در صف تصدیق‌کنندگان حجت‌های الهی یا منکران وصیت رسول خدا (ص).

 

نتیجه‌گیری

راویِ حماسهٔ جاویدان کربلا، امام زین‌العابدین علیه‌السلام است؛ شخصیتی که با صبر جمیل، با دعا و خط‌مشی سیاسی دقیق، راه کربلا را نه در زمین، که در دل‌های تاریخ هموار کردند. ایشان شاهد طف [17] بودند و راوی حماسهٔ عاشورا.

با دعا و مناجات و همچنین با تربیت غلامان بسیار، که با خریدن این بردگان و کنیزانی که در ساختار طبقاتی آن روزگار از کمترین حقوق انسانی برخوردار بودند، کلاسی بی‌نظیر از توحید، اخلاق، فقه و سیاست دایر کردند. ایشان این جویندگان معرفت را در حریم وحی رشد می‌دادند، جان تشنه‌شان را با معارف ناب سیراب می‌کردند و پس از اتمام دورهٔ تربیت، با بخشش سرمایه‌ای برای آغاز زندگی، سند آزادی آنان را امضا می‌فرمودند. [18]

به این ترتیب، امام سجاد با صبر و سیاست و تربیت نفوس در دامان دعا و مناجات، راه پدر را ادامه داد تا در نهایت، در تاریخ ۲۵ محرم، در سن ۵۷ یا ۵۸ سالگی، به فیض شهادت نائل آمدند. [19]

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  شیخ طوسی، الغیبه، ص ۱۵۰، چاپ عربی.

  2. [2]  صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۶۸.

  3. [3]  دکتر علاء سالم، یوم الحسین، ج ۲، ص ۷۹ تا ۸۱.

  4. [4]  دکتر علاء سالم، یوم الحسین، ج ۴، ص ۸۰.

  5. [5]  همان.

  6. [6]  کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۰۳.

  7. [7]  شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۵۰، چاپ عربی.

  8. [8]  احمد ترابی، امام سجاد؛ جمال نمایشگران، گروه تاریخ اسلام، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۹.

  9. [9]  دکتر علاء سالم، یوم الحسین، ج ۲، ص ۹۰.

  10. [10]  دکتر علاء سالم، یوم الحسین، ج ۲، ص ۸۹.

  11. [11]  https://noo.rs/MRJ7w

  12. [12]  قرآن کریم، سوره حدید، آیه ۲۲.

  13. [13]  شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۲۰.

  14. [14]  ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۵، ص ۲۱۲.

  15. [15]  دکتر علاء سالم، یوم الحسین، ج ۲، فصل «رکب آل الرسول فی الشام»، ص ۲۱۳.

  16. [16]  قرآن کریم، سوره بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴.

  17. [17]  طف، همان کربلاست.

  18. [18]  ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ قمری/۱۹۹۰ میلادی، چاپ اول، ج ۵، ص ۲۴؛ ابن عبد ربه الأندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، محقق/مصحح: مفید محمد قمیحه، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۴ قمری، چاپ اول، ج ۷، ص ۱۴۰.

  19. [19]  دکتر علاء سالم، یوم الحسین، ج ۴، ص ۷۹، «دو امام شاهد بر طف».

     

کلیدواژه‌ها

امامت عاشورا کربلا امام سجاد (ع) حق و باطل علی بن الحسین (ع) پیام‌رسانی نهضت حسینی خطبه شام دعا و نیایش صیانت از عاشورا تربیت انسان قیام مختار

امتیاز مقاله

3.75 از 5 (4 رأی)
امتیاز شما