گفت‌وگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسی (فصل دوم)

گفت‌وگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسی (فصل دوم)

قسمت 3

غلام امین و دانا

چکیده

این گفت‌وگوی داستانی در ادامه فصل دوم روایت «غلام امین و دانا» به بررسی مفهوم آیه‌ای از انجیل متی درباره «غلام امین و دانا» می‌پردازد. شخصیت‌های داستان، الیاس و سروش، در خلال یک گفت‌وگوی انتقادی تلاش می‌کنند دیدگاه رایج مفسران مسیحی مبنی بر انطباق این غلام با معلمان کلیسا را به چالش بکشند. الیاس با استناد به متن انجیل، مفهوم «خوراک» را به «علم و معرفت و حکمت» تفسیر کرده و نشان می‌دهد که این غلام باید از سوی «آقا» (عیسی مسیح) منصوب شده باشد؛ امری که به باور او در مورد معلمان مسیحی صدق نمی‌کند. همچنین با نقد توان تفسیری آنان نسبت به کتاب مقدس، نتیجه می‌گیرد که مصداق «غلام امین و دانا» باید شخصی الهی و منصوب مستقیم از سوی صاحب رسالت باشد، نه صرفاً معلمانی کلیسایی. داستان با طرح پرسش‌های جدید درباره شاخه و نهال ادامه می‌یابد.

 

«این غلامِ امینِ دانا کیست؟ جز فرستاده‌ای از جانب امام مهدی و عیسی و ایلیا و خضر علیهم‌السلام؟»[1]

الیاس در سکوت محل کار، به انتظار پاسخ سروش نشسته بود که ناگهان نگاهش به آیکون کتاب «وصی و فرستادهٔ امام مهدی (ع) در تورات، انجیل و قرآن» بر صفحهٔ لپ‌تاپش افتاد. او احساس کرد در این فاصله، خدا می‌خواهد او را به خلوتی ببرد؛ خلوتی که در آن فقط او باشد و کتابی که بوی بهشت می‌دهد. فایل کتاب را باز کرد و به مرور دوبارهٔ آن پرداخت. گویی هر واژهٔ آن همچون چراغی دلش را روشن می‌کرد. او منتظر پیام سروش بود، اما مهم‌تر از آن، به اشتیاقِ یافتن حقیقت در صفحات کتاب، به مطالعهٔ دوبارهٔ آن پرداخت.

انجیل متی، فصل ۲۴:

«45 پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانۀ خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد؟»

احمد الحسن در تفسیرِ کلمهٔ «خوراک» در این آیه نیز چنین فرموده است:

«یا همان علم و معرفت و حکمت.»[2]

او مشغول مطالعهٔ کتاب بود که زنگ گوشی همراهش به صدا درآمد.

سروش بود! الیاس تماسش را پاسخ داد و گفت: «سلام رفیق! منتظر جوابت بودم. توضیحاتم را خواندی؟»

سروش گفت: «بله، الیاس، متشکرم. اما سؤال دیگری دارم. دیدم نزدیک محل کارت هستم، گفتم بهتر است بیایم تا حضوری صحبت کنیم. فرصت داری یا نه؟»

الیاس خندید و گفت: «برای سخن گفتن از احمد الحسن همیشه فرصت دارم.»

آن‌ها تصمیم گرفتند که با یکدیگر قدم بزنند و گفت‌وگو کنند.

ابتدا سروش شروع به سخن گفتن کرد و گفت: «الیاس، توضیحاتت را خواندم. حتماً می‌دانی که از نظر بسیاری از مفسران، منظور از «غلام امین و دانا» معلمان مسیحی هستند که به دیگران آموزش می‌دهند. آن‌ها به‌وسیلۀ روح‌القدس مسح می‌شوند و راهنمای دیگر ایمان‌داران می‌شوند. در این ‌باره چه می‌گویی؟ چرا منظور از غلام امین و دانا نمی‌تواند این افراد باشد؟»

الیاس پاسخ داد: «آیه را بلدی، سروش، اما بیا یک ‌بار دیگر آن را بخوانیم:

«پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانهٔ خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد؟»

دقت کن! غلام امین و دانا از سوی آقایش گمارده می‌شود.

بسیار خب! منظور از آقا چه کسی است؟ مگر نمی‌گویند که منظور از این آقا، عیساست و معلمان مسیحی همان غلام امین و دانا هستند؟ آیا این افراد از سوی خود عیسی معرفی و منصوب شده‌اند؟ قطعاً خیر! پس چگونه ممکن است آنان غلام امین و دانایی باشند که از سوی آقایش به کار گرفته می‌شود؟

از این مورد بگذریم و به دلیل دیگری بپردازیم.

همان‌طور که می‌دانی، معلمان مسیحی به تمام عهد قدیم ایمان دارند؛ اما عهد قدیم دارای اشتباهات علمی فراوانی است که احمد الحسن به برخی از آن‌ها اشاره کرده است.[3] آیا می‌شود هم از جانب عیسی تعیین شوند و هم پر از نقص باشند و متوجه آن اشتباهات نگردند؟ امکان دارد، سروش؟

ویژگی «غلام امین و دانا» چه بود؟ کسی که از سوی آقای خود گمارده می‌شود و خوراک، یا «علم و معرفت و حکمت»، را منتشر می‌کند. تو از سوی معلمان مسیحی انجام چنین اعمالی را شاهد بوده‌ای؟ حداقل این است که آنان تا به حال متوجه اشتباهات کتاب مقدس نشده‌اند.»

از این نیز که بگذریم، این افراد از تفسیر قطعی بسیاری از آیات کتاب مقدس ناتوان مانده‌اند و گاهی خود نیز به آن اعتراف کرده‌اند.[4] در موضوعاتی هم که به خیال خودشان تفسیر می‌کنند، به خطا رفته‌اند و تفاسیری ارائه کرده‌اند که با حقیقت سازگاری ندارد. حتماً یادم بیاور که به‌زودی و در فرصتی مناسب، برایت از «شاخه و نهال» در اشعیا ۱:۱۱ بگویم و از تفاسیر عجیب مفسران نیز آگاهت کنم. پس مصداق غلام امین و دانایی که حکمت و معرفت را منتشر می‌کند، نمی‌تواند بر افرادی صدق کند که نه متوجه اشتباهات کتاب مقدس شده‌اند و نه علم و توان تفسیر آیات کتاب مقدس را دارند.

سروش با لبخندی سرشار از قدردانی، از الیاس قول گرفت که به‌زودی فرصتی را برای سخن گفتن دربارۀ «نهال و شاخه» فراهم آورد.

این داستان ادامه دارد...

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  سید احمد الحسن، وصی و فرستادۀ امام مهدی علیه‌السلام در تورات، انجیل و قرآن.

  2. [2]  همان

  3. [3]  سید احمد الحسن می‌گوید: «در تورات مواردی وجود دارد که به‌وضوح باطل است؛ زیرا با حقایق ثابت‌شدۀ علمی در تناقض است؛ ازجمله: کشتی نوح از هر حیوانی که بر روی زمین زندگی می‌کرد، یک زوج برداشته است:

    «۱۴- همگی و انواع حیوانات، یعنی همۀ چهارپایان و خزندگان زمین و همۀ مرغان و همۀ پرندگان بالدار. ۱۵- هر موجود زنده‌ای دو به دو با نوح وارد کشتی شدند. ۱۶- از هر موجود زنده نر و ماده همان‌طور که خدا امر فرموده بود، وارد شدند و خداوند در را برایشان بست.» (پیدایش، فصل ۷)

    سراسر زمین با آب پوشانده شد و آب به اندازه‌ای بالا آمد که پانزده ذراع از قلۀ بلندترین کوه‌های زمین نیز بالاتر رفته بود:

    «۱۹- آب بسیار بر زمین فزونی گرفت و روی هر کوه بلندی را که زیر چتر آسمان بود، فراگرفت. ۲۰- آب به اندازۀ پانزده ذراع از کوه‌ها بالاتر رفت. ۲۱- هر جنبدۀ زنده‌ای که در روی زمین حرکت می‌کرد، یعنی تمام پرندگان، چهارپایان و خزندگان و تمام مردم همه مردند. ۲۲- هر جانداری که بر روی زمین خشک زندگی می‌کرد، مرد. ۲۳- خدا هر موجودی را که در روی زمین بود، یعنی انسان، چهارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان، همه را نابود کرد. فقط نوح با هرچه در کشتی با او بود باقی ماند.» (پیدایش، فصل ۷)

    «نوح با این خِیل انبوه حیوانات و غذاهایی که نیاز داشتند، بیش از یک سال در کشتی ماند:

    «۶- وقتی طوفان آمد، نوح شش‌صد ساله بود. ۷- او با زن، پسرها و عروس‌هایش به داخل کشتی رفتند تا از طوفان رهایی یابند. ... ۱۱- در شش‌صدمین سال زندگی نوح، در روز هفدهم ماه دوم، تمام چشمه‌های عظیم در زیر زمین باز و همه‌ی روزنه‌های آسمان گشوده شد.» (کتاب مقدس، عهد عتیق، سفر پیدایش، اصحاح ۷)

    «۱۴- در روز بیست‌و‌هفتم ماه دوم زمین کاملاً خشک بود. ۱۵- خدا به نوح فرمود: ۱۶- تو و زن، پسرها و عروس‌هایت از کشتی بیرون بیایید.» (کتاب مقدس، عهد عتیق، سفر پیدایش، اصحاح ۸)

    بطلان این موارد بدیهی است. آن‌ها هیچ تفسیر علمی برای این آب‌های انبوه که تمام کوه‌های زمین را پوشاند ارائه نکرده‌اند؛ چراکه اصولاً این مقدار آب در زمین وجود ندارد.

    در ضمن هیچ توجیهی برای چگونگی باقی ماندن این‌همه حیوان زنده بر روی کشتی، آن هم به مدت بیش از یک سال، وجود ندارد. طبق این داستان تورات، نوح چگونه آن مقدار غذا را که برای بیش از یک سال کافی باشد در کشتی جای داده است؟ نوح از کجا گوشت کافی برای درندگانی که طبق این داستان، آن‌ها را بیش از یک سال بر کشتی سوار کرده بود فراهم کرد؟

    «در شش‌صدمین سال زندگی نوح، در روز هفدهم ماه دوم، تمام چشمه‌های عظیم در زیر زمین باز شد و همۀ روزنه‌های آسمان گشوده گشت. ۱۲- و مدت چهل شبانه‌روز باران می‌بارید. ۱۳- در همان روز، همان‌طور که خداوند فرموده بود، نوح و پسرانش سام، حام و یافث و همسر نوح و سه عروسش به کشتی وارد شدند. ........................... در روز اول ماه اول، نوح شش‌صد و یک ساله شد و در این وقت بود که آب روی زمین خشک شد. پس نوح دریچۀ کشتی را باز کرد و دید زمین در حال خشک شدن است. ۱۴- در روز بیست‌وهفتم ماه دوم زمین کاملاً خشک بود. ۱۵- خدا به نوح فرمود: ۱۶- تو و زن، پسرها و عروس‌هایت از کشتی بیرون بیایید. ۱۷- تمام حیواناتی که همراه تو هستند؛ یعنی تمام پرندگان و چهارپایان و خزندگان را هم بیرون بیاور تا در روی زمین پراکنده شوند و به فراوانی بارور و زیاد گردند. ۱۸- پس نوح، پسرها و عروس‌هایش از کشتی بیرون رفتند. ۱۹- تمام چهارپایان و پرندگان و خزندگان هم با جفت‌های خود از کشتی خارج شدند.» (پیدایش، فصل ۸)

    در ضمن نشانه‌ها و آثار این آب‌های فراوان کجاست؟ حال آن‌که آثار رویدادهای زمین‌شناختی که تاریخشان به میلیاردها سال پیش بازمی‌گردد موجود است و می‌توان آن‌ها را مطالعه نمود؛ حال چگونه آثار و علائم رویدادی که بیشتر از چند هزار سال از آن نگذشته کاملاً محو و نابود شده است؟!

    شاید بگویند: با معجزه پنهان و محو شده است!

    البته در این صورت، ماجرا یک قصه‌پردازی تخیلی خواهد بود. هرجا که موضوع بغرنج و گیج‌کننده می‌شود و مشخص می‌گردد که قضیه با حقایق اثبات‌شدۀ علمی ناسازگار و فاقد شواهد تاریخی است، دلیل آن را معجزه می‌دانند؛ حال آن‌که ارائۀ معجزه از سوی خداوند باید از روی حکمت و دلیل حکیمانه باشد و نه کاری عبث یا برای گمراه کردن انسان و پوشیده ساختن وقایع و رویدادهایی همچون طوفان نوح (ع)».

    (توهم بی‌خدایی، نوبت انتشار دوم، فصل پنجم، «در تورات علت طوفان نوح، دینی و ناشی از خشم الهی است»، ص 411-409. همچنین رجوع کنید به همان فصل، مبحث «برخی اشکالات علمی بر داستان عامیانه دینی طوفان»، ص ۳۸۵ و مبحث «مکان طوفان نوح»، ص ۴۱۵، و مبحث «لنگرگاه کشتی نوح (دلمون، جودی، آرارات)» ص ۴۱۸).

    همچنین بیان می‌کند:

    «کتاب مقدس یا عهد قدیم و عهد جدید و به‌خصوص داستان‌های تورات، با نظریۀ تکامل در تعارض است. ازجملۀ این تعارضات می‌توان به موضوع خلق حوا از دندۀ آدم اشاره کرد که در مورد آن صحبت خواهد شد:

    پس پروردگار، خدا، آدم را به خواب عمیقی فرو برد و وقتی او در خواب بود، یکی از دنده‌هایش را گرفت و جای آن را با گوشت به هم پیوست. سپس از دنده‌ای که از آدم گرفت، زن را ساخت و او را به نزد آدم آورد.

    البته ما معتقدیم که تورات تحریف شده است و به همین دلیل، تعارض متن تورات با نظریۀ تکامل به معنای بطلان دین الهی نیست.» (توهم بی‌خدایی، نوبت انتشار دوم، ص ۱۶۱)

  4. [4]  ویلیام مک دونالد می‌گوید: «ما با اطمینان نمی‌توانیم بگوییم که بیست و چهار پیر چه کسانی هستند.» (ویلیام مک‌دونالد، تفسیر کتاب مقدس برای ایمان‌داران (Believer's Bible Commentary)، ص ۲۳۶۱).

کلیدواژه‌ها

احمدالحسن عیسی مسیح گفت‌وگوی داستانی انجیل متی فرستاده الهی وصی تفسیر کتاب مقدس غلام امین و دانا علم و معرفت معلمان مسیحی نقد تفسیر الهیات مسیحی داستان دینی شاخه و نهال

امتیاز مقاله

5.00 از 5 (1 رأی)
امتیاز شما