آب مهریۀ زهراست؟
چکیده
مقدمه
شاید بارها در مجالس و محافل مذهبی شنیده باشید: «آب مهریهٔ زهراست.»
در فرهنگ اسلامی، واژهها و جملات خاصی وجود دارند که بار معنایی عمیق و تاریخی دارند. جملهٔ بالا یکی از این جملههاست.
آب عنصری حیاتیست و بهعنوان یک عنصر زنده و جاری، میتواند نمایانگر جریان زندگی و نماد زندگی باشد؛ اما در متون دینی و فرهنگی ما معانی و مفاهیم متعددی دارد. باید توجه داشت که منظور از «آب» تنها آب مادی با فرمول شیمیایی H2O نیست، بلکه با استناد به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهمالسلام)، بهویژه فرمایشات یمانی آلمحمد و یاران پاک ایشان، سعی خواهیم کرد مفهوم عمیق آب را تبیین کنیم و با نگاهی عمیقتر به این عنصر حیاتی که میتواند نقش مهمی در زنده کردن انسانها ایفا کند بنگریم، تا ابعاد جدیدی از اهمیت آب، بهعنوان مهریهٔ حضرت زهرا (س) را دریابیم.
در این مقاله، قصد داریم به پرسشهایی پاسخ دهیم از قبیل:
آیا حقیقتاً آب مهریهٔ حضرت زهراست؟! یا تشبیه و استعارهای در این کلام نهفته است و منظور چیز دیگری است؟!
معنای حقیقی «آب» چیست و آیا این موضوع سابقهٔ روایی دارد؟!
در ابتدا، باید بگوییم: پاسخ به این سؤال مثبت است. این کلام که در میان مردم مشهور است با برخی روایات و قرآن نیز همخوانی دارد و بر آن، صحه میگذارد که آب مهریهٔ حضرت زهرا (س) است.
قرآن کریم، روایات و گفتههای علمای عامل
آیاتی وجود دارد که به شخصیت والای حضرت زهرا (س) و خانوادهٔ ایشان اشاره میکند، ازجملۀ آنها میتوان به سورهٔ انسان، آیهٔ تطهیر، حدیث کساء، آیهٔ مباهله و آیاتی از سورهٔ مبارک رحمان که به مجمعالبحرین پرداخته و این آیات بهوضوح شخصیت و مقام بلند حضرت زهرا و اهلبیت (علیهمالسلام) را توصیف میکنند.
برای بررسی بیشتر این موضوع، به برخی از آیات قرآن کریم و روایات معتبر اشاره خواهیم کرد:
۱. آیهٔ تطهیر (سورۀ احزاب، آیۀ ۳۳):
(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) (خداوند فقط میخواهد که هرگونه ناپاکی را از شما اهلبیت دور کند و شما را پاکیزه گرداند).
۲. آیهٔ مباهله (سورۀ آلعمران، آیۀ ۶۱):
(فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ) (پس هرکس بعد از آنکه علم به تو رسید با تو مجادله کرد، بگو: بیایید فرزندان خود را بخوانیم و فرزندان شما را، و زنان خود را و زنان شما را، و خود را و خودتان را، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم).
۳. سورهٔ انسان (آیات ۵ و ۶):
(إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرً) (بهراستی نیکوکاران از جامی مینوشند که طعمش کافور است، از چشمهای که به دلخواهشان هرگونه جاری است).
۴. سورهٔ الرحمن (آیات ۱۹ و ۲۰):
(مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ) (دو دریا به هم میپیوندند؛ بین آنها حائلی است که بر یکدیگر تجاوز نمیکنند).
اینها برخی از آیاتی هستند که بهوضوح نشاندهندهٔ مقام والای اهلبیت (علیهمالسلام) و نیز اهمیت آب بهعنوان یک عنصر حیاتی در زندگی انسانها و حیات معنوی آنهاست.
برای پاسخ دقيقتر، به پست دکتر عبدالرزاق دیراوی، از انصار سید احمد الحسن، در ذیل پیام سید احمد الحسن در فیسبوک و تويیتر (ایکس) مراجعه میکنیم که به تبیین این موضوع پرداختهاند. ایشان با استناد به متون دینی، به بررسی ابعاد مختلف مهریهٔ حضرت زهرا (س) و جایگاه آب در فرهنگ اسلامی میپردازد. ایشان مینویسد:
«"هنگامی که بیستم شعبان تمام شد/ نوشیدن شبانهات را در روز ادامه بده
و از پیمانههای کوچک ننوش/ چون وقت برای [پیمانهٔ] کوچک تنگ است"
مفسران این دو بیت با هم اختلاف بسیار داشتهاند. برخی فهمی ظاهری و سطحی از آن داشته و آن را دعوتی دیدند برای غنیمتشمردن روزهای باقیمانده به فرارسیدن ماه مبارک رمضان، تا به لذتها برسند و بر آنها بیفزایند؛ و برخی فهمی رمزی و مفهومی از آن داشتند و معتقد بودند اتمام بیستروز از ماه شعبان، به گذشت بیشتر عمر اشاره دارد و بهدنبال آن انسان باید مدت اندک باقیمانده را برای کسب توشهٔ آخرت غنیمت شمارد، و به انجام هر کاری که او را به خدا نزدیک میکند سرعت بخشد، زیرا طناب زندگی دیگر آنطور که بود شل نیست، بلکه زمان تنگ شده است. در این صورت، مراد از نوشیدن، کار نیک است؛ یعنی نوشیدن معنوی، نه مادی.
معتقدم، در روایت زیر نیز میتوان چنین فهم و برداشتی از «نوشیدن» داشت:
امام باقر (ع) در تفسیر این آیه: ((و به یاد آورید) زمانی را که موسی برای قوم خویش، آب طلبید، به او دستور دادیم: «عصای خود را بر آن سنگ مخصوص بزن». ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید؛ آنگونه که هریک (از طوایف دوازدهگانهٔ بنیاسرائیل)، چشمهٔ مخصوص خود را میشناختند. (و گفتیم): «از روزیهای الهی بخورید و بیاشامید! و در زمین فساد نکنید!»)، فرمود:
«هنگامی که قوم موسی از گرسنگی و تشنگی شکایت کردند، از موسی آب خواستند، او هم برای آنها آب خواست؛ پس آنچه را خدا به آنها گفت شنیدند؛ همینطورکه مؤمنان به جدم رسول خدا (ص) گفتند. به او گفتند: "ای رسول خدا، به ما بگو امامان بعد از تو چهکسانی هستند؟! چون هر پیامبری که از دنیا رفت پس از خود وصی و امامانی داشت، و ما دانستیم که علی وصی توست؛ اما امامان بعد از او چه کسانی هستند؟" پس خداوند به او وحى كرد كه من در آسمانم در زير سایهٔ عرش، على را به همسری فاطمه برگزیدم و جبرئيل را عاقد او و ميكائيل را وكيل او و اسرافيل را قبولکننده از جانب على قرار دادم و به درخت فرمان دادم؛ پس بر آنها مرواریدهای تازه و مروارید و یاقوت سرخ و زرد و سبز پاشید و نوشتههایی که با نور در آن نوشته شده بود فرشتگان از خشم و عذاب من در امان هستند. پس فاطمه آن نوشتهها را در دستان فرشتگان پراکنده کرد و تا روز قیامت به آن افتخار میکنند؛ و مهریهاش را از طرف علی و از طرف خود یکپنجم دنیا و دوسوم بهشت قرار دادم و مهریهاش را بر روی زمین چهار نهر فرات، نیل، مصر، «سیحان و جیحان» قرار دادم...
پس ای محمد، به پانصد درهم او را به ازدواج علی دربیاور تا امتت در این مسئله از دخترت الگو بگیرند. پس اگر فاطمه با علی ازدواج کند، علی عصا و فاطمه سنگ است، که از آن یازده امام از صلب علی (ع) بیرون میآیند و دوازده امام را تکمیل میکنند، تا مایهٔ حیات امتت باشد و هر امتی در زمان خود بهوسیلهٔ امامش هدایت شود؛ و هر قومی مشرب و نوشیدنی خود را بداند، همانطور که قوم موسی نوشیدنی خود را شناخت. این تفسیر این آیه است و بین ازدواج علی و فاطمه در بهشت و ازدواج او در زمین چهل روز فاصله بود.»
از این حدیث میفهمیم مراد از نوشیدنی در این آیه: (کل مردم نوشیدنی خود را میشناسند) امامی است که از علم آسمان به آنها مینوشاند؛ پس این نوشیدنی معنوی است نه مادی.
نتیجه میگیریم که در تفسیر این دو بیت هر مفسری به روش خود میرود، و «از کوزه همان برون تراود که در اوست»، هرکه معنای مثبت را بخواهد آن را مییابد و هرکه بهدنبال معنای منفی باشد آن را به دست خواهد آورد.»[1]
معنای حقیقی آب
در قرآن کریم آمده است:
(وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ) (سورۀ انبیاء، آیۀ ۳۰).
این آیه به ما یادآوری میکند که از آب هر چیزی را زنده گردانیدیم. و بهروشنی بیان میکند که آب نهتنها برای زندگی مادی ضروری است، بلکه در بُعد معنوی نیز حائز اهمیت است.
سؤال این است که مفهوم آب در این آیات چیست و چگونه میتوان آن را به شخصیت والای حضرت زهرا (س) ارتباط داد؟
سید احمد الحسن، در کتاب متشابهات، به تفسیر این آيه پرداخته و توضیحاتی ارائه میدهد که درک عمیقتری از معنای آب و ارتباط آن با زندگی و روح انسانها به ما میدهد.
متن پرسش و پاسخ:
«سؤال ۶۶:
خداوند می فرماید: (وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيّ أَفَلا يُؤْمِنُونَ) (و از آب هر چیزی را زنده گردانیدیم)، معنای این آیه چیست؟
پاسخ:
آب محمد (ص) است که او نور خدای تبارکوتعالی است، و کلمۀ هر چیز را زنده گردانیدیم شامل ملائکه و ارواح نیز میشود.
و بهطور حتمی، ملائکه و ارواح از این آبی که نزد ماست و آن را میشناسیم خلق نشدهاند، بلکه مراد از آب همان آب حیات و چشمهٔ حیات است که حضرت خضر (ع)، که در دو جهان زنده است، از آن نوشید و این آب در واقع محمد (ص) است و جریان آن از طریق دروازهٔ آن علی (ع) است.
و آسمانها و زمین با حیات شکافته شد، بعد از اینکه رتق بودهاند؛ یعنی خالی از حیات بودهاند:
(أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلا يُؤْمِنُونَ) (سورۀ انبیاء، آیۀ۳۰) (آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین بسته بودند و ما آنها را بشکافتیم و از آب هر چیزی را زنده گردانیدیم؟ چرا باز به خدا ایمان نمیآورند).»[2]
تحلیل و بررسی
دکتر عبدالرزاق دیراوی در ابتدای کلام خود، ابیاتی را نقل میکند که سید احمد الحسن در ایکس منتشر کرده است.[3] این ابیات به نوعی به مفهوم آب و زمان اشاره دارند: «نوشیدن شبانهات را در روز ادامه بده»، این عبارت به ما یادآوری میکند که باید از زمان بهرهبرداری کنیم و آن را غنیمت شماریم.
مفسران در تفسیر این دو بیت اختلاف نظر دارند؛ برخی برداشت سطحی از آن دارند و بر این باورند که باید زمان را غنیمت شمرد برای انجام اعمال و لذات مادی، درحالیکه برخی دیگر به عمق مسئله پرداختهاند.
بهعنوان مثال، در یکی از ابیات آمده است: «با قدح ننوش» یعنی با ظرف کوچک ننوش. این عبارت به ما میگوید که زمان برای چیزهای کوچک و بیارزش تنگ است و باید از فرصتهای کوتاه برای اهداف بزرگ استفاده کنیم.
از آنجا که آب عنصری بنیادین و حیاتبخش در زندگی انسانها و موجودات زنده است و قرآن کریم نیز بر اهمیت آن تأکید دارد، مفهوم «آب مهریهٔ زهراست» به ما یادآوری میکند که باید از آب، بهعنوان نماد زندگی و معنویت، بهرهمند شویم و آن را موهبتی الهی بدانیم. آب مهریهٔ حضرت زهرا (س) نمایانگر عمق معانی روحانی و زندگیبخش است که در عالم از طریق ایشان برای ما وجود دارد. ما باید یاد بگیریم که چگونه از این موهبت الهی بهرهبرداری کنیم و آن را در زندگی خود به کار ببندیم.
تأملی بر ابیات و مفهوم عمیق آن
برخی بر این باورند که معنای ابیاتی که به آن اشاره شده، این است که باید زمان را غنیمت شمرد و از زندگی بیشتر لذت برد، زیرا ماه رمضان نزدیک است و فرصت انجام برخی اعمال محدود میشود. اما گروهی دیگر به معنای عمیقتری از این ابیات دست یافتهاند و آن کسب توشۀ آخرت است؛ هر چیزی که انسان را به خدا نزدیک کند و به او سرعت بخشد. به عبارت دیگر، در واقع، زمان تنگ شده و انسان باید بهسرعت بهسوی خداوند حرکت کند.
در این زمینه، دکتر دیراوی اشاره میکند: «هر چیزی که ما را به خدا نزدیک کند، باید در اولویت قرار گیرد؛ زیرا طناب زندگی دیگر شل نیست و زمان تنگ شده است.» بنابراین، مفهوم نوشیدن در این ابیات معنوی است و نه مادی.
قرآن کریم در سوره انسان، آیهٔ ۵ میفرماید:
(إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا)، که به ما یادآوری میکند نوشیدنی پاک و طاهری وجود دارد که مؤمنان از آن مینوشند.
همچنین، در سورۀ محمد، آیهٔ ۱۵ میفرماید: (مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ)، این آیات به وعدههای الهی دربارهٔ نوشیدنیهای پاک و لذیذ در بهشت اشاره دارد.
حال، آیا هرکس میتواند برداشت خاص خود را از این آیات داشته باشد؟
آیا این آبها و چشمهها نماد لذتهای فانی دنیایی هستند یا نمایانگر نعمتهای معنوی و روحانی؟
خداوند بزرگ ما را خلق کرده و میخواهد که ما بزرگ باشیم، یعنی افق دید ما بلند و والا باشد.
یک بار دیگر به ابیات اشارهشده برمیگردیم که میگوید: «با جامهای کوچک ننوش».
«اذالعشرون من شعبان ولت/ فواصل شرب لیلک بالنهار
ولا تشرب باقداح صغار/ فقد ضاقت الزمان علی الصغار»
این ابیات که در زبان عرب بهصورت ضربالمثل استفاده میشود، شاعر با نغمهای حکیمانه میسراید: «وقت را غنیمت بشمارید و از زندگیِ فانی بیش از پیش بهرهمند شوید، که وقت تنگ شده و فرصتها رو به پایان است».
این کلام، نه دعوتی به مستی مادی، بلکه هشداری است برای آنکه هر لحظه را به حساب آوریم؛ چراکه رمضانِ روزهداری و تزکیه در راه است و برخی اعمالِ دلپسند دنیوی، در آن ماه مقدس، جایگاهی نخواهند یافت. اما عالمانِ بصیر برداشتی ژرفتر دارند: غنیمت واقعی، انباشتِ توشهٔ آخرت است. هرچه انسان را به پروردگارِ رحمان نزدیک میکند ـ از صدقه و ذکر تا عفو و انفاق ـ باید با شتاب به چنگ آورد. زمان حیات، چون طنابی فشرده شده؛ نه آنسان پیشینِ سست که هر لحظهاش چون شمشیری بر گردنِ فرصتسوزان آویخته است. ای دلِ بیدار، بجنب که کوچ ابدی نزدیک است!
اینک، «نوشیدنِ» شاعرانه را دریابیم؛ نه جامِ شرابِ خمرآگینِ مادی، که نوشیدنیِ پاک و پاککنندهای الهی، آنگونه که قرآن کریم وعده میدهد. در واقع، شراب در اینجا به معنای نوشیدنی پاک است که روح را تسکین میدهد.
آنچه قرآن کریم در خصوص آب حیات میفرماید، جامهایی که در میعادگاهِ سعادتِ عابدان، سیرابکنندهٔ روح تشنه است. این چشمههای زلال ـ از رودهای شیر و عسل بهشتی تا نهرهای پاکیزه ـ نماد لذتهای جاودان آخرت است نه فانی دنیا.[4] خدای بزرگ، ما را آفرید تا برای نیل به معرفت و رسیدن به حیات ابدی از آب زندگی بنوشیم. او از آب مادی این عالم گذرا سخن نمیگوید؛ بلکه از آبی معنوی میگوید که روح را شستوشو میدهد و بهسوی عرش الهی میبرد.
ای انسان والامقام، از جامهای کوچک مست کنندهٔ مادی پرهیز کن و بهسوی شراب طهور الهی بشتاب، که وقت تنگ است و کوچندگانِ آسمانی، از دایرهٔ جسمانیان رها میشوند.
در این تأمل نورانی، بهسراغ کتاب گرانسنگ متشابهات میرویم؛ کتابی که بهسوی اسرار قرآن مجید دری میگشاید. پرسشی که بر پایهٔ آیهٔ هفت سورهٔ هود استوار است:
خداوند می فرماید: (وَکانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ) (عرش او بر آب قرار داشت)، همانا عرش بر روی آب به چه معناست؟
پاسخ: «عرش همان قرآن است و آب، محمد (ص) نور خداوند تبارکوتعالی است، و او در آسمانها و زمین و در خلق جاری است، همانگونه که آب در رود جاری است.»[5]
نقش فاطمه (س) در آیۀ مجمعالبحرین در قرآن
خدای متعال میفرماید: (مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ * .... یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ)، دو دریا در این آیه، علی و فاطمه و لؤلؤ و مرجان، حسن و حسین و ائمه و مهدیین (علیهمالسلام) هستند.[6]
آیهای که اشاره شده است، به نوعی رابطۀ عمیق و معنوی میان فاطمه و علی (ع) اشاره کند. در این آیه، «دو دریا» بهعنوان نمادی از دو شخصیت بزرگ و تأثیرگذار در تاریخ اسلام معرفی شدهاند. فاطمه (س) و علی (ع) نهتنها همسرانی الگو در زندگی شخصی بودهاند، بلکه در رسالت الهی و اجتماعی تا روز قیامت نیز نقشی حیاتی ایفا میکنند.
در تفسیر آیه، «لؤلؤ» و «مرجان» به معنای فرزندان او، حسن و حسین (ع)، و همچنین ائمه و مهدیین (علیهمالسلام) هستند که از نسل او برخاستهاند. این نکته نشاندهندهٔ جایگاه والای فاطمه (س) در زنجیرهای از شخصیتهای الهی و معصوم است که در تاریخ اسلام نقشآفرینی کردهاند.
بهطور کلی، فاطمۀ زهرا (س) نهتنها در زندگی شخصی خود، بلکه بهعنوان نمادی از ایمان و دیانت در تاریخ اسلام باقی مانده است. او نمایانگر الگویی است برای زنان مسلمان و همهٔ پیروان حق که چگونه میتوانند با ایمان و صداقت، در برابر چالشها ایستادگی کنند و به ترویج ارزشهای اسلامی بپردازند.
همچنین، یمانی که در روایات اسلامی، منجی موعود معرفی شده، در واقع همان مهدی اول است که از جمع دو دریا برمیخیزد. این تلاقی نهتنها نشاندهندهٔ عمق حکمت الهی است، بلکه نویدبخش ظهور دورهای جدید از عدالت و روشنی در جهان بشری است. با شناخت این شخصیت، به اهمیت آنها در تحقق آرمانهای اسلامی و انسانی پی میبریم.
برای درک ارتباط حضرت زهرا (س) با باطن علم و کلمهٔ توحید به قسمتی از کلام سید احمد الحسن در کتاب پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج استناد میکنیم:
«خدای تعالی میفرماید: «الم، المر، حم، یس».
الف: فاطمه زهرا (س)
«الف» اصل و پایهٔ حروف و نخستین آنها و اولین چیزی است که بعد از نقطه به وجود آمده است، و سایر حروف نیز از آن ترکیب مییابند؛ این، حرف فاطمه زهرا (س)ست که پیامبر (ص) به نقل از خدای سبحان در مورد او فرموده است: «یا احمد، لولاک لما خلقت الافلاک، و لو لا علی لما خلقتک، و لو لا فاطمه لما خلقتکما» «ای احمد، اگر تو نبودی، آسمانها را خلق نمیکردم و اگر علی نبود، تو را خلق نمیکردم و اگر فاطمه نبود، شما دو تن را خلق نمیکردم.»
بنابراین در این مقام، حرف زهرا (س) یعنی «ا» بر حرف علی یعنی «ل» و بر حرف محمد (ص) یعنی «م» برای بیان «لو لا فاطمه لما خلقتکما» «اگر فاطمه نبود، شما دو تن را خلق نمینمودم» پیشی گرفته است؛
یعنی اگر آخرت که محل تجلی معرفت حقیقی است وجود نداشت، و اگر معرفت وجود نداشت، مخلوقات آفریده نمیشدند؛ خداوند آنها را آفرید تا بدانند و بشناسند: (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ) (سورۀ ذاریات، آیۀ ۵۶) (جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریدم).
لام: متعلق به علی (ع) است، هرچند علی (ع) در ظاهر، درب است و فاطمه (س) باطن آن.
به «ا» و «ل» دقت کن؛ اگر این دو با هم ترکیب شوند، شکل آنها اینگونه میشود: «لا» یعنی «ا» در باطن «ل» نوشته میشود؛ پس «ل» ظاهر و آشکار است و بر «ا» احاطه دارد. این «لا» به معنای رد و نپذیرفتن حاکمیت مردم است و همان است که کلمهٔ توحید یعنی «لاالهالااللّه» نیز با آن آغاز میشود. این «لا» همان انقلاب حسینی است که بر پایهٔ نپذیرفتن حاکمیت مردم و برپاداری حاکمیت خدا شکل گرفت.
پس «لاالهالااللّه» یا «لا» یعنی حسین (ع) که باطن آن فاطمه (رحمت) و طلب هدایت برای ستمگران است و ظاهرش علی (قدرت) و نبرد با ظالمان است؛ زیرا لام همان الفِ پیچیدهشده با قدرت است، یعنی به قدرت خداوند سبحان اشاره دارد: (وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ) (سورۀ سبأ، آیۀ ۱۰) (و آهن را برایش نرم کردیم).
همچنین، باطنِ آن «ا» رحمت برای مؤمنان و ظاهرش «ل» نقمت و عذاب برای کسانی است که به قائم کفر ورزیدهاند. در برخی روایات چنین تعبیر شده که قائم، همان علیبن ابیطالب یا «دابة الارض» (جنبندهٔ زمین) است و این لقب بین قائم و علیبن ابیطالب (ع) مشترک است.
میم: محمد (ص) است؛ هفده بار در قرآن تکرار شده است. «میم» قوس صعود است و به شکل واو برعکس است.
راء: حسن (ع)، حاء: حسین (ع) و سین: حضرت مهدی (ع) است.
یس: یعنی پایان امر «س»؛ زیرا یاء در اینجا به خاتمۀ کار اشاره دارد.
سین پنج بار تکرار شده، به تعداد اصحاب کساء؛ چراکه مهدی (ع) بهترین نمایندهٔ پنج تن آل کساء است.
به کلمۀ توحید (لاالهالااللّه) که در آن سه حرف وجود دارد، بنگر؛ این حروف عبارتاند از: «الف، لام و ه».
«الف» و «لام» را شناختی؛ و اما «هـ» به معنای اثباتِ ثابت است؛ زیرا اولین حرف از «هو» اسم اعظم است. پس «هـ» برای اثبات ثابت و بیان وجود و معرفت و شهود آن است. «واو» نیز بیانگر غیبت او و عدم ادراک اوست؛ چراکه خدای سبحان شاهد غایب است.
بنابراین «هـ» دلیل شهود و معرفت است. بهوسیلهٔ محمد (ص)، خدا شناخته شده، پس محمد صاحب فتحالمبین است: (إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا) (ما برای تو پیروزی نمایانی را مقرر کردهایم). پس او «هاء» است؛ زیرا بهوسیلهٔ او خدای سبحان شناخته شده و او شهر کمالات الهی است.
توحید هم مبتنی بر این حروف سهگانه یعنی «ا»، «ل» و «هـ» است که عبارتاند از: «فاطمه، علی و محمد».»[7]
تبیین کلام سید احمد الحسن در نقش حضرت فاطمه (س) بهعنوان باطن درب علم و کلمهٔ توحید
۱. فاطمه، اصل حروف: در حروف مقطعه، حضرت فاطمه (س) با رمز حرف «الف» در این نظام معنایی، بهعنوان اصل و بنیاد شناخته میشود که نشاندهندهٔ جایگاه ویژه و محوری او در نظام هستی و مخلوقات الهی است.
۲. نقش فاطمه (س) در خلقت: نقل قول از پیامبر اسلام (ص) تأکید میکند اگر حضرت فاطمه نبود، خداوند هیچیک از مخلوقات را نمیآفرید. این بیانگر اهمیت وجودی او در نظام آفرینش و نقش اساسیاش در تحقق اهداف الهی است.
۳. ترکیب حروف و مفاهیم عمیق: ترکیب حروف «ا» و«ل» را ببینید، یعنی نماد حاکمیت الهی بر حاکمیت انسانی.
این نکته نشاندهندهٔ نقش فاطمه (س) در برقراری عدالت و حقطلبی است.
۴. توحید و ارتباط با شخصیتهای دیگر: با اشاره به حروف توحید و ارتباط آنها با این شخصیتها، بهنوعی تأکید بر وحدت و همبستگی بین آنهاست. حضرت فاطمه (س) بهعنوان محور اصلی این وحدت، نشاندهندهٔ پیوند عمیق بین توحید و شخصیتهای الهی است.
نهر یمانی: امتحان آخرالزمانی یاران قائم (ع)
یاران طالوت با نهر آبی آزموده شدند؛ آنان درحالیکه آب فراوان بود، ملزم بودند تا از آن آب، سیر ننوشند یا به اندازهٔ کفی دست بنوشند. (اشاره به سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۴۹ دارد)...
در روایات شیعه نیز بیان میدارند که اصحاب امام مهدی (ع) در شرایطی مشابه مورد امتحان قرار خواهند گرفت.
اما آن نهر چیست؟
سید احمد الحسن، در کتاب پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج، این مسئله را تبیین میکند.
سؤال: «رودی كه یاران قائم (ع) با آن آزموده میشوند چیست؟ آیا یک رود مادی معلوم است یا چیز رمزگونهٔ دیگری است كه با رودخانه به آن اشاره میشود؟»
ایشان با استناد به آیهٔ ۲۴۹ بقره بیان میدارند:
«"و اصحاب قائم نیز مانند این رود مورد آزمایش قرار میگیرند." [8] [آن رود] همان دروازهٔ خاندان محمد (علیهمالسلام) است؛ چنانکه از امام صادق (ع) روایت شده: "رکن یمانی دروازهٔ ماست که از آن وارد بهشت میشوند و در آن رودی از بهشت است که اعمال بندگان در آن پذیرفته میشود."[9]
یمانی همان مهدی اول ذکرشده در وصیت رسول خدا (ص) است و یمانی همان رودی است كه اصحاب قائم (ع) با آن آزموده میشوند، ولی این مرتبه هرکس از آن بنوشد از من است و هرکس از آن ننوشد، از من نخواهد بود؛ [آن رود] همان بيست و هفت حرف علم است که بین مردم منتشر میشود، درحالیکه پیشتر منتشر نشده و به آنها اجازهٔ ورود به این علم داده نشده بود.»[10]
خوانندهٔ زیرک و هوشیار نکتهٔ کلیدی و طلایی را میگیرد؛ اینکه یمانی همان رودی است که اصحاب قائم (ع) با آن آزموده میشوند، لیکن برعکس امتحان طالوت است، هرکس از آن بنوشد از یاران قائم است و هرکس از آن ننوشد از او نخواهد بود.
اینک ما با دلی سرشار از توسل و اشتیاق، چنین نیایش میکنیم:
ای خداوند سبحان، قلهٔ بخشش بیکران خویش را بر آیندهٔ حیات ما استوار گردان؛ بر بقای عمر ما برکت الهی ارزانی دار، اوج عفو بیانتها را در ایام باقیماندهمان مزین فرما؛ با اطاعت از جانشینان پاکت ما را یاری رسان، و از زرقوبرق فریبندهٔ دنیا به پناهگاه امن خود جای ده!
و ما را از این جهان فانی مبر، مگر آنکه از ما خشنودِ تمام باشی و جام رحمت سرریز خویش را بر ما بگشایی، تا در لحظهٔ واپسین، دست خالی نمانیم و به کمال برسیم!
این مناجات، چونان نوایی آسمانی در محراب عرفا طنین میافکند:
ای خدای مهربان، تا ما را از هر آلودگی پاک نسازی، خاک مرگ بر ما مپاش!
در خاتمه، از پروردگار متعال استدعا داریم مولای ما سید احمد الحسن را در پناه خویش حفظ فرماید و در فرج و پیروزی قریبالوقوع ایشان شتاب بخشد. این فرج نزدیک، چون هشداری الهی به اهل بصیرت است: وقت تنگ آمده، و این بانگ، بیش از همه خطاب به کسانی است که نثارِ نابِ معرفت را چشیدهاند، نه غافلان اسیر مادیات.
این کلام، چون نغمهای حماسی از میدان تنازع بقا برمیخیزد: گروهی زوال مییابند ـ آنان که به آسمان هفتم ولایت نائل نگردند ـ و ما باید با شتاب بهسوی تنها پرچم هدایت آخرالزمان حرکت کنیم.
قرآن کریم در سورۀ آلعمران بشارت میدهد:
(وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ) (آیات ۱۳۳- ۱۳۵) (و بهسوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [بهوسعتِ] آسمانها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است؛ آنان که در گشایش و تنگ دستی انفاق می کنند، و خشم خود را فرو می برند، و از [خطاهایِ] مردم در می گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد. آنان که چون گناهی روا دارند یا به جان خویش ستم روا کنند، ذکر الهی را بر زبان آورند و استغفار طلبند؛ و کیست جز الله رحمانِ رحیم که ذنوب را محو سازد؟ و بر آنچه کردهاند اصرار نورزند، حال آنکه آگاهاند).
این آیات ما را دعوت میکند تا برای کسب مغفرت و بهشت الهی تلاش کنیم.
در نهایت، آب که مهریهٔ حضرت زهرا (س) است، نماد پاکی و نزدیکی به خداوند است. این مفهوم به ما یاد میدهد که نهتنها اهل نوشیدن بلکه غواص باشیم و از نعمتهای الهی بهرهمند شویم. در حقیقت، این هشداری است برای مؤمنان، که باید حواسشان جمع باشد تا در مسیر درست قرار گیرند و از این نعمتهای الهی غافل نشوند.
به یاد آوریم که آبِ مهریهٔ زهرای مرضیه (س) میراث نفیس فاطمه، همان چشمهٔ حیات است؛ نه زرِ پستِ دنیوی، بلکه جوهرِ نابِ ولایت الهی است، از ائمه تا مهدیین.
سخن نهایی
محور فكرى اصلی در نگاه این مقاله، بررسی جایگاه فاطمۀ زهرا و اهلبیت با استناد به آیات قرآن و روایات، و تبیین مفهوم «آب» بهعنوان منبع حیات و نور الهی بود. عرش، قرآن است؛ و آب همان محمد (ص) است که نور خداوند تبارکوتعالی است.
میدانیم آب نماد پاکیزگی، حیاتبخشی و جریان پیوستهٔ رحمت الهی است. پیامبر اسلام (ص) منبع رحمت الهی شناخته میشود؛ بنابراین او، آب، منبع زندگیبخش است.
پس به دیگر بیان: عرش را برابر با قرآن دانستهاند و آب، نور الهی است که در جهان، آسمان و زمین در جریان است؛ فاطمۀ زهرا (باب باطن علم) و علی (باب ظاهر علم) هستند. بنابراین در این سلسله، آب حیات بهواسطهٔ محمد (ص) و خاندانش بر خلق افاضه میشود.
کسانی که با علی (ع) و فرزندانش دشمنی ورزند از این آب حیات محروم میشوند؛ جامعهٔ مؤمنان بهویژه یاران مهدی (ع) باید با سرعت و جدیت به تقویت پیروی و دفاع از این نور و آب حیات بپردازند تا به هدف پیوستن به قائم (ع) و ظهور نزدیک شوند.
پانویسها:
-
[1]
دکتر عبدالرزاق دیراوی، ۱۶ مارس ۲۰۲۳ م.
-
[2]
سید احمد الحسن، متشابهات، ج ۲، پرسش ۶۶.
-
[3]
لینک پیام سید احمد الحسن در ایکس، ۱۶ مارس ۲۰۲۳ م.
https://twitter.com/Ahmedalhasan313/status/1636207434044768257?t=AXQ3xc4xRgsp1NGoibAblw&s=19
-
[4]
رودهای شیر و عسل اشاره به سورهٔ محمد، آیهٔ ۱۵ و نهرهای پاکیزه اشاره به آیات ۱۸و ۱۹ سورهٔ واقعه دارد.
-
[5]
سید احمد الحسن، متشابهات، ج ۲، پرسش ۶۷.
-
[6]
سید احمد الحسن، پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج، ج ۳، پرسش ۲۳۶.
-
[7]
سید احمد الحسن، پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج، ج ۶، پرسش ۵۲۹.
-
[8]
نعمانی، غیبت، ص ۳۱۶ .
-
[9]
جامعالسعادات، ج ۳، ص ۳۱۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۰۸.
- [10] سید احمد الحسن، پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج، ج ۱، پرسش ۴۰.