اربعین حسینی؛ حقیقتی تاریخی در برابر روایت‌های بی‌سند

اربعین حسینی؛ حقیقتی تاریخی در برابر روایت‌های بی‌سند

پاسخ به یک ویدئوی تشکیک‌برانگیز دربارۀ اربعین

چکیده

در برخی رسانه‌ها، به‌تازگی دربارهٔ اصالت تاریخی زیارت اربعین و مشروعیت آیین‌های وابسته به آن، تردیدهایی مطرح می‌شود. ویدئوی جنجال‌برانگیزی در حال انتشار است و محتوای آن، با استفاده از الفاظی چون «جعل» و «افسانه»، می‌کوشد محترمانه اعتبار اربعین را خدشه‌دار کند. این مقاله، با رویکردی تحلیلی و بر پایۀ مستندات روایی و تاریخی، بر آن است نشان دهد که این‌گونه محتواها غالباً دارای چندین ضعف اساسی هستند و پاسخی بر پایۀ شواهد دینی و تاریخی به این کلیپ ارائه دهد، ان‌شاءالله.

از جمله ضعف‌های این ویدئو، ابهام در محوریت موضوع و سپس خلط مبحث میان اصل زیارت اربعین با برخی جزئیات تاریخی یا نحوۀ برگزاری آن است که ممکن است دستاورد سلایق عام باشد. اما همۀ این‌ها ناشی از عدم دسترسی به منابع دقیق اولیه بوده است. در مقابل، شواهد موجود در آثار ارزشمندی چون مصباح المتهجد و تهذيب الأحكام شیخ طوسی و نیز وسائل الشيعۀ حر عاملی، که به آن‌ها خواهیم پرداخت، نشان می‌دهد که اصل زیارت اربعین در سنت و سیرۀ اهل‌بیت علیهم‌السلام سابقه‌ای دیرینه و روشن دارد. همچنین ائمۀ اطهار علیهم‌السلام، از جمله امام سجاد علیه‌السلام، به این سنت نیکو اهتمام داشتند. به همین خاطر، نسبت دادن «افسانه» یا «جعل» به اصل اربعین، بدون در نظر گرفتن دقیق موضوع و تحلیل سندی و منطقی آن، قضاوتی غیرروشمند، فاقد پشتوانۀ علمی و تاریخی، و به دور از دقت کافی است.

مقدمه

اربعین حسینی در سنت دینی ما شیعیان، فقط یک مناسبت تاریخی ـ مذهبی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین شعائری است که حافظ ایمان، ولایت و دین به شمار می‌رود.

علی‌رغم پیشینۀ روایی آن و حضور اهل‌بیت علیهم‌السلام در اربعین، اخیراً برخی رسانه‌ها و تولیدکنندگان محتوای انتقادی بر آن‌اند تا با پرداختن به اربعین و ملحقات آن، این پیشینۀ تاریخی ـ دینی را تضعیف کنند.

رویکرد تشکیک‌کنندگان، گاهی از نقد تاریخی گذشته و به مرز شبهه‌افکنیِ آمیخته با عداوت رسیده است.

حرکت باشکوه، میلیونی و تمدن‌ساز اربعین حسینیِ شیعیان، همواره موجب حیرت جهانیان و حتی خار چشم دشمنان اسلام بوده است. اما برخی مدعیان فضل و اندیشه، با ظاهری ناصحانه، بر طبل باطل می‌کوبند. آنان پشت تریبون‌های تردید، سعی در ایجاد تشکیک دارند و تلاش می‌کنند اساس روایی و تاریخی این شعار بزرگ دینی را سست و ضعیف جلوه دهند. سخنان آقایان سید کمال حیدری و سید حسین فضل‌الله، که در کلیپ مورد بحث ما ـ با لینکی که در پاورقی آمده است ـ مطرح شده،[1] از همین دست سخنان بی‌پایه و اساس است که بعضاً حتی با متون دینی نیز منافات دارد.

سخن را در مقدمه کوتاه می‌کنیم و به ادعاهای مطرح‌شده از سوی آقایان سید کمال حیدری و سید حسین فضل‌الله در این ویدئو می‌پردازیم.

 

بخش اول

پرداختن به ادعای سید کمال حیدری پیرامون حدیث «علامات المؤمن»[2] و ادعای او در تأویلِ «زیارت اربعین» به «زیارت چهل مؤمن»

این ادعای او بسیار حیرت‌آور و عجیب است.

او مدعی است که:

«زیارت اربعین در حدیث امام عسکری (ع) به معنای زیارت چهل مؤمن است، نه زیارت امام حسین (ع) در روز بیستم صفر!»

پیش از هر چیز می‌گویم: آیا به او وحی می‌شود یا صرفاً تحمیل یک نظر شخصی بر پایۀ ظن و گمان است؟

این ادعای او را از چند جهت بررسی می‌کنیم:

 

تحلیل صرفی و نحوی (قواعد زبان عربی)

واژۀ «الأربعين» در عبارت «زيارة الأربعين» دارای «الف و لام» عهد ذهنی یا خارجی است. در زبان عربی، وقتی اسمی مضاف واقع می‌شود و مضافٌ‌الیه آن معرفه به «ال» است، دلالت بر فرد یا روز خاص و شناخته‌شده‌ای دارد، نه جنس عدد چهل.[3]

اگر منظور امام (ع) زیارت چهل مؤمن بود، از نظر قواعد نحوی باید می‌فرمودند: «زيارةُ أربعينَ مؤمناً» یا «زيارةُ الأربعينَ مؤمناً» (به صورت تمییز). بنابراین، استعمال «الأربعين» به صورت مطلق و معرفه، از نظر عرف شرعی و فرهنگ روایی، اشاره به «روز بیستم صفر» (چهلمین روز شهادت سیدالشهدا (ع)) داشته و دارد.

پس همین‌جا نیز ادعای او نقض می‌شود.

اما می‌گویم: اگر مقصود از این حدیث، زیارت چهل مؤمن بود، چرا شیخ طوسی آن را در باب اعمال روز بیستم صفر و در کنار آداب زیارت سیدالشهدا (ع) ثبت کرده است؟

آیا شیخ طوسی و شاگردان مکتب تشیع تا قرن‌ها زبان عربی را نمی‌فهمیدند و ناگهان در قرن پانزدهم حقیقت بر برخی آشکار شده است؟ مترادف دانستن «زیارت اربعین» با «عیادت و زیارت چهل مؤمن»، از آن دست سخنانی است که حتی نوآموزان مقدماتی این حوزه را نیز به حیرت وامی‌دارد!

قطعاً منهج ما به سخره گرفتن نیست؛ ولی تعجب ما نیز پایانی ندارد از این‌که این مدعیان علم دین، برای فرار از یک حقیقت روشن دینی ـ تاریخی، قواعد آشکار ادبیات فصیح عرب را نیز قربانی نگاه خود می‌کنند.

 

سبک و سیاق روایی و جایگاه حدیث

بزرگان محدث شیعه که در فهم حدیث استخوان خرد کرده و دستی بر آتش داشتند، این روایت را ـ که سید کمال حیدری در این ویدئو معتبر نمی‌داند ـ در کتاب‌های معتبر خود ذکر کرده‌اند؛ از جمله:

شیخ‌الطائفه، شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰ ق)، در کتاب شریف تهذیب الأحکام [4]، این حدیث را دقیقاً در «باب زیارت امام حسین (ع)» و ذیل اعمال روز بیستم صفر آورده است.

 

در بحث سندی زیارت اربعین

 باید بدانیم که این زیارت در کتاب شریف تهذیب الأحکام (ج ۶، ص ۱۱۳) از قول امام صادق (ع) نقل شده است. با وجود این‌که برخی رجالیون دربارۀ سلسلۀ سند صفوان‌بن مهران در این روایت خاص بحث‌هایی مطرح کرده‌اند، اما مشهور بودن این زیارت در میان شیعیان، مطابقت مضمون والای آن با اصول اعتقادی امامیه، و موافقت آن با سیرۀ اهل‌بیت علیهم‌السلام، آن را از ضعف احتمالی خارج کرده و در زمرۀ «مشهورات مقبول» قرار می‌دهد.

 همچنین او در کتاب مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد[5] در اعمال ماه صفر می‌نویسد:

  «و في اليوم العشرين منه رجوع حرم سيدنا أبي عبد الله الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) من الشام إلى مدينة الرسول (ص) و هو اليوم الذي ورد فيه جابر بن عبد الله بن عمرو الأنصاري صحابي رسول الله (ص)... و هو اليوم الذي روي فيه عن أبي محمد الحسن العسكري (ع) أنه قال: علامات المؤمن خمس...»[6]

ما نیز بر این باوریم که دور کردن تحریفات از شعائر حسینی، وظیفۀ مبلغان و عالمان دینی است؛ اما شایسته نیست که به بهانۀ اصلاح رفتار عوام، از اهمیت اصل فضیلت اربعین بکاهیم یا ریشۀ روایی این سنت عظیم را، که نماد ایمان، جلوۀ اتحاد و سمبل اقتدار مسلمانان است، نادیده بگیریم.

بر شیعیان پوشیده نیست که اربعین عاملی برای انتقال فرهنگ عاشورایی، ندای مظلومیت حسین علیه‌السلام و استمرار در تحقق جریان حاکمیت الله است. پس شیعیان اجازه نمی‌دهند به بهانه‌های بیهوده، این فرهنگ عظیم الهی مورد هجمه و انکار قرار گیرد.

از منظر دیگر، براساس محتوای منتشرشده، این ویدئو عمدتاً سعی دارد سه محور را القا کند:

1.      تردید در اعتبار تاریخی زیارت اربعین؛

2.      پیوند دادن این تردید با هزینه‌های گستردۀ مراسم امروزی؛

3.      ادعای ورود جعل و افسانه به سنت‌های عزاداری و روایت‌های کربلا.

با کمال تأسف، دیدگاه دو چهرۀ شیعی، یعنی سید حسین فضل‌الله و سید کمال حیدری، در ویدئوی یادشده، دارای چندین اشکال است. آنان:

  • روایت خاصی را برای استناد، به‌صورت دقیق نقل نمی‌کنند؛

  • سندی از متون معتبر اولیه ارائه نمی‌کنند؛

  • صفحه، جلد یا مأخذ تاریخی دقیقی معرفی نمی‌کنند؛

  • و حتی محوریت موضوع مورد بحث را نیز به‌صورت دقیق و منسجم مطرح نمی‌کنند.

از همین رو، این ویدئو با این وضعیت منتشر شده، نه‌تنها یک نقد مستند نیست، بلکه صرفاً یک مقدمۀ شبهه‌انگیز تلقی می‌شود. یکی دیگر از اشکالات بنیادی این ویدئو آن است که یکی از ابتدایی‌ترین شروط نقد علمی در آن رعایت نشده است؛ یعنی دقیقاً مشخص نشده که این تردید به کدام‌یک از زوایای اربعین وارد شده است. آیا:

*   اصل استحباب زیارت اربعین مورد بحث است؛ یا وجود زیارت‌نامۀ مخصوص اربعین اصالتی ندارد؟

*   یا مسئلۀ بازگشت اهل‌بیت علیهم‌السلام به کربلا در اربعین نخست مورد انتقاد قرار گرفته است؟

*   یا شکل برگزاری امروزی اربعین، یعنی راهپیمایی میلیونی اربعین، مورد انتقاد قرار گرفته است؟

تفکیک این موضوعات بسیار مهم است؛ زیرا پاسخ به هر یک از این گزاره‌ها، شیوۀ بررسی خاص خود را دارد و عدم تصریح در این موضوعات، از یک انتقاد غیرروشمند پرده برمی‌دارد که در این مقاله به آن پرداخته شده است.

 

خلط میان اصل زیارت اربعین و نحوۀ برگزاری آن

از آثار بی‌توجهی منتقدان در این ویدئو، خلط مبحث میان اصل زیارت اربعین و نحوۀ اجرای آن به شکل امروزی است.

اصل زیارت اربعین

این بحث منوط به آن است که آیا در میراث روایی شیعه، برای روز بیستم صفر، زیارتی خاص یا استحبابی ویژه برای زیارت امام حسین علیه‌السلام وارد شده است یا خیر. اما شیوۀ برپایی این آیین، از اصل زیارت اربعین، امری جدا و قابل تفکیک است.

آیین مذهبی و تمدنی اربعین در عصر حاضر، پدیده‌ای است که دارای ابعاد خاصی است؛ از جمله:

*    راهپیمایی گستردۀ زائران؛

*    برپایی موکب‌ها و خدمات مردمی؛

*    هزینه‌های مردمی در اجرای مراسم؛

*    آثار اجتماعی و حتی تأثیر در جوامع بین‌المللی.

روشن است که این دو مسئله هم‌حکم نیستند. اگر کسی دربارۀ برخی ابعاد اجرایی، اقتصادی، فرهنگی یا حتی مدیریتی مراسم اربعین اشکال داشته باشد، این نقد ـ در صورت اثبات ـ متوجه شیوۀ مدیریت خواهد بود، نه اصل مشروعیت. ازاین‌رو، ارتباط دادن «هزینه‌های گزاف» با «ساختگی بودن اصل اربعین»، اصلاً منطقی نیست. در حقیقت، اگر در نحوۀ مدیریت برنامه‌های اربعین، رفتار برخی شبکه‌های ماهواره‌ای یا موضوع هزینه‌های بخش‌های مختلف ـ آن‌گونه که منتقد ویدئو می‌گوید ـ انتقادی وجود داشته باشد، این نقد در مقام اجراست، نه در مقام تشریع.

 

خلط میان عزاداری عموم و عزای خاص سیدالشهدا (ع)

بحث دیگر آنکه در احکام عمومی شریعت، عزاداری برای اموات معمولی پس از سه روز مستحب نیست؛ این مطلب صحیح است.[7] اما قیاس کردن سیدالشهدا (ع) با اموات معمولی، قیاسی مع‌الفارق و ناشی از کم‌توجهی به نص دینی است.

حرارت و عزای حسینی، طبق نص صریح نبوی، هرگز خاموش‌شدنی نیست:

«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرَدُ أَبَداً.»[8]

قابل درک است که شعائر حسینی، احکامی استثنایی و بسیار فراتر از احکام عمومی عزای میت دارند.

 

اصالت عدد چهل (اربعین) در دو ثقل باقی‌مانده از رسول خدا (ص)

برخلاف ادعای سید کمال حیدری، عدد چهل در نگرش اسلامی دارای قداست است و این هیچ ارتباطی به تقلید از یهود ندارد. خداوند سبحان در داستان میقات حضرت موسی (ع) می‌فرماید:

(وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً) [9]

در حدیث نبوی آمده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

«مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً جَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» «هرکس چهل بامداد برای خدا اخلاص ورزد، چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‌شود.»[10]

همچنین عدد اربعین جایگاه ویژه‌ای در خلقت و مسیر تعالی انسان دارد (اشاره به ده آسمان، که در هر آسمان چهار مقام وجود دارد: «هو»، «الله»، «الرحمن» و «الرحيم» که در مجموع ۱۰×۴=۴۰).[11]

به نقل از آل محمد (علیهم‌السلام)، زمین و آسمان برای امام حسین (ع) چهل روز گریستند. امام صادق (ع) می‌فرمایند:

«يَا زُرَارَةُ! إِنَّ السَّمَاءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالدَّمِ...»[12]

دل هر مؤمنی به درد می‌آید.

آقای سید کمال حیدری!

وقتی زمین و آسمان چهل روز در عزای نوۀ رسول خدا، حبیب خدا، گریان‌اند، چگونه بزرگداشت اربعین توسط مؤمنان را بدعت یا سنتی یهودی تبیین می‌کنید؟

 

مستندات روایی اصل زیارت اربعین در منابع شیعی

از بابت اهمیت حدیث «علامات المؤمن خمس» می‌گویم:

از مشهورترین مستندات اصل زیارت اربعین، حدیثی است که به امام حسن عسکری (علیه‌السلام) منسوب است:

«علامات المؤمن خمس: صلاة إحدى وخمسين، وزيارة الأربعين، والتختم باليمين، وتعفير الجبين، والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.»[13]

این حدیث در منابع کهن امامیه نقل شده است، از جمله:

  • شیخ مفید، المزار، ص ۵۳.

  • شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۷۸۷.

این روایت، دست‌کم نشان می‌دهد که عنوان «زيارة الأربعين» در سنت دعا و شعائر شیعه، سنتی معروف و معتبر بوده و نمی‌توان آن را واقعه‌ای بی‌ریشه در متون دینی و تاریخی دانست. حتی اگر کسی بخواهد درباره درجۀ اعتبار این حدیث بحث کند، نمی‌تواند از آن نتیجه بگیرد که اصل زیارت اربعین افسانه و از جعلیات است.

 

روایت صفوان جمال در زیارت اربعین

مستند مهم دیگر، نقل شیخ طوسی از صفوان جمال است. شیخ طوسی در تهذيب الأحكام و مصباح المتهجد، زیارت روز اربعین را از امام صادق (علیه‌السلام) نقل می‌کند.[14]

در این نقل، امام صادق (علیه‌السلام) کیفیت زیارت اربعین را تعلیم می‌دهند و تعابیری از این دست آمده است:

«تزور عند ارتفاع النهار...»

اهمیت این نقل از آن جهت است که نشان می‌دهد موضوع، فقط یک شعار عمومی نیست، بلکه زیارت اربعین، زیارتی معروف با محتوایی معین است که در منابع دعایی و روایی ثبت شده است.

 

باب تأكد استحباب زيارة الحسين عليه السلام يوم الأربعين من مقتله

این تبویب نیز تأکید می‌کند که مسئلۀ زیارت اربعین در سنت فقهی امامیه، دارای جایگاهی مستقل و مهم است.

اما برای توضیح بیشتر این بخش می‌گویم:

تبویب چیست و چرا عنوان باب اهمیت دارد؟

در سنت حدیثی شیعه، محدثان بزرگ (مانند شیخ حر عاملی در وسائل الشیعة یا علامه مجلسی در بحار الأنوار) صرفاً گردآورندۀ یا «انباردار» احادیث نبوده‌اند، بلکه مجتهدانی دقیق بودند که فهم فقهی و استنباط خود از روایات را در قالب «عنوان باب» (تبویب) منعکس می‌کردند.

اصطلاح معروف فقهی می‌گوید:

«فقهُ المُحَدِّثِ فی بٰابِه» (فهم و فقه محدث، در عنوانی است که برای باب انتخاب می‌کند.)

وقتی شیخ حر عاملی (ره) در کتاب عظیم وسائل الشیعة[15] بابی می‌گشاید با عنوان «بَابُ تَأَکُّدِ اسْتِحْبَابِ زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ (ع) یَوْمَ الْأَرْبَعِینَ مِنْ مَقْتَلِهِ»[16] یعنی: «باب تأکید بر استحباب زیارت امام حسین (ع) در روز اربعینِ شهادتش»، این صرفاً یک عنوان‌گذاری ساده نیست، بلکه یک روش فقهی و روایی را برای ما روشن می‌کند. بنابراین، اگر کسی مدعی باشد که اصل اربعین ریشه‌ای در منابع ندارد، این ادعا حتی با ساختار تبویب و استناد در میراث حدیثی شیعه نیز سازگار نیست.

 

واکاوی تاریخی و روایی زیارت جابربن عبدالله انصاری

سخنران ویدئو با حالتی که تحقیر در لفافه دارد، می‌پرسد:

«جابر چطور خودش را رساند؟ کی خبر به مدینه رسید که جابر حرکت کند؟ این قصه اصلی ندارد![17]

در پاسخ به این شبهه، توجه به چند گام زیر ضروری است:

گام نخست: تحلیل زمانی و جغرافیایی (رد شبهۀ فاصلۀ زمانی)

فاصلۀ میان کوفه تا مدینه با کاروان‌های عادی آن زمان، حدود ۱۰ تا ۱۵ روز بوده است. خبر فاجعۀ کربلا بلافاصله پس از عاشورا توسط قاصدان عبیدالله‌بن زیاد و یزید ـ لعنت خدا بر آنان باد ـ به مدینه فرستاده شد.[18]

حتی اگر فرض کنیم خبر شهادت پس از دو هفته به مدینه رسیده باشد (حدود ۲۵ محرم)، جابربن عبدالله انصاری که پیرمردی نابینا اما عاشق آل رسول (ص) بود، دست‌کم ۲۵ روز فرصت داشته تا مسافت مدینه تا کربلا را طی کند. با توجه به این‌که او از مدینه حرکت کرده و در روز بیستم صفر به کربلا رسیده است، این سفر کاملاً معقول و منطقی به نظر می‌رسد.

گام دوم: مستندات روایی زیارت جابر در منابع کهن

ادعای این‌که «داستان جابر اصلی ندارد»، ناشی از عدم احاطۀ او به منابع مکتوب است. جریان زیارت جابر با جزئیاتی دقیق در منابع قرن پنجم و ششم هجری ثبت شده است.

ابوجعفر طبری آملی (محدث بزرگ شیعه در قرن ششم) در کتاب معتبر بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، سند روایت را این‌گونه نقل می‌کند:

«عن عطية العوفي قال: خرجت مع جابر بن عبد الله الأنصاري زائرين قبر الحسين بن علي بن أبي طالب عليه السلام، فلما وردنا كربلاء دنا جابر من شاطئ الفرات فاغتسل... ثم قال: يا عطية خذ بيدي...»[19]

در این روایت مفصل، مناجات سوزناک جابر در کنار قبر مطهر امام حسین (ع) و گفت‌وگوی او با عطیه عوفی به‌طور کامل ضبط شده است. این منبع مکتوب و کهن، خط بطلانی بر ادعای کسانی است که گفته‌اند داستان جابر و مناجاتی که با قبر امام حسین (علیه‌السلام) داشت، اساسی در روایات ندارد و معتبر نیست.

 

سندی دیگر بر بطلان اندیشۀ صاحب ویدئو: بازگشت آل‌الله به کربلا در اربعین

از جمله افرادی که به رسیدن کاروان آل رسول (علیهم‌السلام) به کربلا در روز اربعین معتقد هستند، می‌توان به سید محمدعلی قاضی طباطبایی اشاره کرد. او پس از بررسی شواهد تاریخی بیان کرده است:

«خلاصۀ سخن او این است که روایت سبط ابن‌جوزی درست است که می‌گوید: کاروان در روز پانزدهم محرم، کربلا را به‌سوی شام ترک کرد، سپس در اول صفر به شام رسید و حدود هشت روز آنجا ماندند، سپس طی هشت تا ده روز به کربلا بازگشتند و توانستند در روز بیستم صفر ـ اربعین ـ وارد کربلا شوند، و این همان مطلوب ماست.»[20]

 همۀ کسانی که به کافی بودن زمان برای بازگشت اهل‌بیت امام حسین (علیه‌السلام) به کربلا معتقد هستند، بر این باورند که کاروان آلِ رسول خدا (ص) در روز اربعین به کربلا رسید. حتی این کاروان با جابر انصاری نیز دیدار کردند. این گروه بر این دیدگاه یقین دارند و آن را با شواهد تاریخی متعدد تأیید کرده‌اند که در پاورقی به برخی از آن‌ها اشاره شده است.[21]

اما در انتهای این مقاله، می‌خواهیم سخن دکتر علاء السالم، سخنگوی رسمی مکتب شریف سید یمانی، را که در گفت‌وگویی خصوصی از سید احمد الحسن، وصی و فرستادۀ امام مهدی (علیه‌السلام)، دربارۀ موضوع بازگشت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به کربلا پرسیده‌اند، به‌عنوان فصل‌الخطاب و پایان‌بخش این مقاله بیاوریم؛ باشد که برای کسانی که به غیر از این باور دارند، به لطف خداوند تحولی در زاویۀ نگاهشان ایجاد شود.

 

فصل‌الخطاب

دکتر علاء السالم در کتاب یوم الحسین، ضمن گفت‌وگویی خصوصی که با سید احمد الحسن داشته‌اند، می‌گوید:[22]

از سید احمد الحسن دربارۀ بازگشت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به کربلا در اربعین این‌گونه پرسیدم:

«از جمله مسائل غیرقطعی، موضوع بازگشت کاروان آلِ رسول از شام و تعیین مسیر حرکت آن است؛ این‌که آیا آنان به‌طور مستقیم به مدینه رفتند ـ به آن صورتی که برخی گفته‌اند ـ یا به کربلا آمدند و سپس به مدینه رفتند، همان‌گونه که در میان پیروان اهل‌بیت (ع) مشهور و معروف است؟»

ایشان پاسخ دادند:

«علی‌بن حسین (ع) و زینب (س)، دختر علی (ع)، و خانواده و همراهان آنان در ماه صفر به قبر حسین (علیه‌السلام) رسیدند و هیچ اشکالی در مسئلۀ زمان وجود ندارد؛ به‌ویژه با توجه به این‌که در بازگشت، وسایل حمل‌ونقل کافی برایشان فراهم شده بود و در نتیجه، آنان به‌سرعت حرکت می‌کردند.»

واضح است که رسیدن آنان به کربلا پس از ماه صفر نبوده است ـ به آن صورتی که عده‌ای به اشتباه برداشت کرده‌اند ـ بلکه آنان در حالی به کربلا رسیدند که ماه صفر هنوز به پایان نرسیده بود. تردیدی نیست که این امر ممکن و معقول است؛ زیرا کاروان آلِ رسول در اول صفر به دمشق رسید و ـ همان‌طور که پیش‌تر گفتیم ـ مدت کوتاهی در شام ماند. بنابراین، اگر فرض کنیم حرکت آنان از شام در اواخر دهۀ اول صفر آغاز شده و ورودشان به کربلا در پایان ماه صفر بوده است، در این صورت، تقریباً بیست روز برای پیمودن مسیر شام تا کربلا در اختیار داشته‌اند که برای طی کردن این مسیر کافی است؛ البته به شرط آن‌که وسایل حمل‌ونقل مناسب برایشان مهیا شده و همۀ نیازهای سفر سریع برای آنان تأمین شده باشد؛ و این ـ همان‌گونه که دانستیم ـ دقیقاً همان شرایطی است که برایشان فراهم شده بود.

به‌علاوه، تردیدی نیست که مسیر شام به مدینه با مسیر شام به کربلا تفاوت دارد؛ اما اهل‌بیت (ع) موفق شدند پس از موافقت مسئولان همراه کاروان، به‌سوی کربلا حرکت کنند. برخی مورخان گفته‌اند که یزید ـ لعنت خدا بر او ـ دستور داد افرادی که مسئول همراهی کاروان بودند، در طول مسیر بازگشت با آنان مدارا کنند و در هر مکان و زمانی که آنان بخواهند، توقف نمایند.

در مجموع، کاروان آلِ رسول در پایان ماه صفر سال ۶۱ هجری به کربلا رسید تا قبر سیدالشهدا، حسین‌بن علی (ع)، و قبور شهدای اهل‌بیت و یاران او را زیارت کنند؛ و در آنجا نیز با صحابی، جابربن عبدالله انصاری، دیدار کردند.[23] (پایان کلام دکتر علاء السالم)

برای آن‌که حقیقت ماجرا روشن‌تر شود و جای هیچ ابهامی باقی نماند، روایت زیارت جابر را به‌تفصیل برای شما بازگو می‌کنم.

روایت شده است:

«روز چهلم (اربعین)، روزی بود که جابربن عبدالله‌بن حزام انصاری ـ صحابی رسول خدا (ص) ـ از مدینه به کربلا آمد تا قبر سرورمان اباعبدالله (علیه‌السلام) را زیارت کند، و او نخستین کسی بود که به زیارت ایشان مشرّف شد.

عطیۀ عوفی روایت کرده است: به‌همراه جابربن عبدالله انصاری (رضی‌الله‌عنه) برای زیارت قبر حسین‌بن علی‌بن ابی‌طالب به راه افتادم. هنگامی که به کربلا رسیدیم، جابر به کنارۀ فرات نزدیک شد و غسل کرد. سپس با یک پارچه خود را پوشاند و پارچه‌ای دیگر بر دوش انداخت. آنگاه کیسه‌ای را که در آن عطر بود، گشود و آن را بر بدن خود مالید. او قدمی برنمی‌داشت مگر آن‌که خدا را یاد می‌کرد. هنگامی که به قبر نزدیک شد، گفت: "مرا به آن نزدیک کن." او را به قبر نزدیک کردم. سپس بیهوش بر قبر افتاد. مقداری آب بر او پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: "یا حسین!" سپس گفت: "حبیب پاسخ حبیبش را نمی‌دهد." آنگاه گفت: "و تو چگونه پاسخ بدهی، در حالی که از قفا ذبح شدی و بدن و سرت از یکدیگر جدا شده است. گواهی می‌دهم که تو فرزند خاتم پیامبران، فرزند سرور مؤمنان هستی..."»[24]

سید احمد الحسن در این باره می‌فرمایند:

«دیدار جابر با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) صحیح است. جابر مدتی در کنار قبر حسین (ع) اقامت داشت. او پیش از اربعین به کربلا رسید و خیمه‌ای در کنار قبر حسین (ع) برپا کرد. جابر در پایان ماه صفر با زینب و علی بن حسین (ع) دیدار کرد.»

وی افزود:

«جابر از این‌که به حسین (ع) نپیوسته و با او به شهادت نرسیده بود، نادم و پشیمان بود. ازاین‌رو، مدتی در کنار قبر او اقامت کرد و از آن پس با علی‌بن حسین (ع) همراه شد. پس او، اگرچه نابینا بود، اما مسئله این نیست که آیا او معذور بوده است یا خیر، بلکه مسئله خسارت بزرگی است که در هر صورت نصیب او شده است. آیا، به‌عنوان مثال، بُریر، با وجود کهولت سن و تکیه دادن به عصا، معذور نبود؟»[25]

به هر حال، کاروان آلِ رسول خدا (ص) چند روزی را برای عزاداری در کربلا اقامت کرد و برخی این مدت را سه روز ذکر کرده‌اند. همچنین، برخی منابع به زیارت جابر انصاری و عطیۀ عوفی اشاره کرده و دیدار او با کاروان اهل‌بیت (ع) را روایت کرده‌اند:

«عطیه گفت: "ما آنجا بودیم که ناگهان سایه‌ای از طرف شام نمایان شد."

جابر به غلامش گفت: "به‌طرف این سایه برو و خبری برای ما بیاور. اگر از یاران عمربن سعد باشند، بازگرد تا شاید پناهگاهی بیابیم، و اگر زین‌العابدین باشد، تو برای رضای خدا آزاد شده‌ای."

آن غلام رفت و به‌سرعت بازگشت و گفت: "ای جابر، برخیز و به استقبال حرم رسول خدا برو؛ زین‌العابدین با عمه‌ها و خواهرانش آمده است."

جابر بلند شد و پابرهنه و سربرهنه به‌سوی زین‌العابدین حرکت کرد.

وقتی به امام نزدیک شد، امام (ع) پرسید: "آیا تو جابر هستی؟"

گفت: "بله، ای فرزند رسول خدا."

امام فرمود: "ای جابر، به خدا قسم، همین‌جا بود که مردان ما را کشتند، کودکان ما را ذبح کردند، زنان ما را اسیر کردند و خیمه‌های ما را سوزاندند."

سپس آنان از کربلا جدا شدند و راهی مدینه شدند.»

«وقتی زن‌ها و خاندان حسین (ع) از شام بازگشتند و به عراق رسیدند، به راهنما گفتند: "ما را از راه کربلا عبور بده." به محل قتلگاه رسیدند و جابربن عبدالله انصاری و گروهی از بنی‌هاشم و مردانی از خاندان رسول خدا (ص) را یافتند که برای زیارت قبر حسین (ع) آمده بودند. آنان در یک زمان به یکدیگر رسیدند و با گریه و ماتم، در حالی که بر سر و سینه می‌زدند، با یکدیگر تلاقی کردند و مراسم عزاداریِ پر از درد و غمی را برگزار کردند و زنان آن منطقه نیز به آنان پیوستند و این مراسم عزاداری چند روز ادامه یافت.»[26]

 

اولیای الهی درصدد ایجاد و تثبیت فرهنگ اربعین بودند

اما در پایان می‌گویم:

همین که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در اربعین به زیارت حسین (علیه‌السلام) رسیدند، خود بسیار اهمیت دارد. این واقعه می‌توانست در روزهای دیگری از ماه صفر اتفاق بیفتد، ولی خواست خداوند بر این بود که در این روز واقع شود؛ همان‌گونه که خواست خداوند بر این بود که حسین (علیه‌السلام) در چنین مکانی ذبح شود و اهل‌بیت ایشان به اسارت بروند.

همچنین حضور و حرکت زینب (سلام‌الله‌علیها) از کربلا به شام و سپس دوباره به کربلا ـ در حالی که رهبری این کاروان محزون و مصیبت‌دیده را بر عهده داشت ـ خود سندی معتبر بر اهمیت روز اربعین است. حضور زینب و حضور امام سجاد (علیهما‌السلام) در اربعین اتفاقی نبود؛ همان‌گونه که کل پروژۀ «ذبح عظیم» (وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ)[27] اتفاقی نبوده است، بلکه خداوند این پروژۀ الهی را بدین‌گونه تدبیر کرد تا عظمت این روز بزرگ را به نمایش بگذارد و میراثی برای آیندگان باشد.

حقیقت اربعین، محتوایی غیردینی نیست، بلکه ولادت و شهادت حسین (علیه‌السلام) ارتباطی تنگاتنگ با غیب دارد. حتی نام او را خداوند تعیین کرد.[28] آفرینش او کفارۀ ظلمت بود و برای ایجاد خلقت ضرورت داشت. او هدیه‌ای شد برای تاریکی خلقت.[29]

آری، حسین با ملکوت و غیب خداوند گره خورده است. حسین با آفرینش هستی گره خورده است. حسین با قیام امام مهدی (علیه‌السلام) گره خورده است. بنابراین، با تمام این اوصاف، ما حسین را با تمام جزئیات ولادت و شهادتش دوست داریم. حسین وطن ماست. آنگاه که حسین را دوست داریم، در حقیقت رسول خدا را دوست داریم. و وقتی برای مصیبت عظیمی که بر او گذشته است می‌گرییم، عزاداری می‌کنیم و مراسم اربعین برپا می‌کنیم، از آن روست که خود رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از لحظۀ ولادت حسین برای او با صدای بلند گریست.

وقتی از حسین می‌گوییم، در واقع از بخشی از حقیقت رسول‌الله سخن می‌گوییم. پس لازم است دربارۀ حسین احتیاط کنیم. لازم است دربارۀ تمام جزئیات حسین احتیاط کنیم. آل‌محمد (علیهم‌السلام) در طول سالیان برای او اشک ریختند و عزاداری کردند. حتی بسیار پیش‌تر، سومریان نیز بر او گریستند.[30]

 

نتیجه‌گیری

بررسی ویدئوی مورد بحث نشان داد که این محتوا، دست‌کم در بخش حاضر، فاقد ساختار و چارچوب علمی لازم برای یک نقد مستند است. مهم‌ترین اشکالات آن عبارت‌اند از:

1.      ابهام در موضوع بحث.

2.      خلط میان اصل زیارت اربعین و آیین برگزاری آن.

3.      به‌کارگیری تعابیر تند، مانند «جعل» و «افسانه»، بدون تحلیل سندی.

4.      مستند نکردن مطالب به منابع اولیه و نصوص دینی و تاریخی.

در مقابل، شواهدی از منابع حدیثی و تاریخی، از جمله مصباح المتهجد و تهذيب الأحكام شیخ طوسی و وسائل الشيعۀ حر عاملی، ارائه شد که نشان می‌دهد اصل زیارت اربعین در سنت شیعی دارای پیشینه‌ای روشن و معتبر است.

ازاین‌رو، حتی اگر برخی جزئیات تاریخی پیرامون اربعین محل بحث باشد، این امر برای انکار اصل زیارت اربعین کافی نیست. همچنین نسبت دادن «افسانه» و «جعل» به آن نیز مردود است.

لازم است خوانندۀ محترم بداند که نقد علمی نیازمند تفکیک دقیق، استناد روشن و داوری منصفانه است؛ و هرجا این عناصر حاضر نباشند، به جای پژوهش، تنها شبهه‌پردازی باقی می‌ماند.

همچنین بررسی دقیق منابع مکتوب شیعه نشان داد:

1.      زیارت اربعین مستند به حدیث شریف امام حسن عسکری (ع) است.

2.      سفر جابربن عبدالله انصاری به کربلا واقعه‌ای ثبت‌شده در کتاب‌های معتبر کهن است و از نظر محاسبات زمانی و جغرافیایی کاملاً مقبول و منطقی است.

3.      اربعین و عدد چهل ریشه‌ای عمیق در قرآن و احادیث دارد و نسبت دادن آن به فرهنگ یهود، فاقد مستندات علمی است.

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  ویدئوی یوتیوب:
    https://www.youtube.com/watch?v=iYnWKRZOQyA

  2. [2]  حر عاملی، وسائل الشيعة، ج ۱۰، ص ۳۷۳.

  3. [3]  مصطفوی، وبلاگ دکتر مصطفوی:
    https://drmostafavi.blogfa.com/post/274

  4. [4]  شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۵۲، ح ۳۷.

  5. [5]  شیخ طوسی، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ص ۷۸۷.

  6. [6]  عمادالدین طبری، بشارة المصطفى لشیعة المرتضى، ص ۷۴؛ نیز: ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۲۱۴.

  7. [7]  حر عاملی، وسائل الشيعة، تحقیق و تصحیح و تذییل: شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، چاپ پنجم، ۱۴۰۳ق / ۱۹۸۳م، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ج ۲، ص ۸۸۹، ح ۵.

  8. [8]  محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸.

  9. [9]  قرآن کریم، سورۀ اعراف، آیۀ ۱۴۲.

  10. [10]  جمال‌الدین احمد بن محمد حلی، عدة الداعی، ص ۲۵۳.

  11. [11]  سید احمد الحسن، متشابهات، ج ۳، سؤال ۹۳.
    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2022/03/Moteshabehat3.pdf

  12. [12]  ابن‌قولویه، کامل الزیارات، ص ۸۱.

  13. [13]  ر.ک: منبع [6].

  14. [14]  علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۳۳۱.

  15. [15]  حر عاملی، وسائل الشيعة، ج ۱۴، باب ۵۶ از ابواب المزار.

  16. [16]  همان

  17. [17]  ر.ک: منبع [1].

  18. [18]  شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲، ص ۱۲۳؛ نیز: مقتل جامع سیدالشهداء.

  19. [19]  عمادالدین طبری، بشارة المصطفى لشیعة المرتضى، ص ۷۴.

  20. [20]  محمد امین الامینی، مع الرکب الحسینی من المدینة إلى المدینة، ج ۶، ص ۳۱۳.

  21. [21]  همان

  22. [22]  دکتر علاء السالم، یوم الحسین، ج ۲، بخش «کاروان آل رسول از شام به مدینه»، ص ۳۰۰.
    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2025/07/Yawm-Alhossain-2.pdf

  23. [23]  زندگی‌نامۀ امام حسین، برگرفته از طبقات ابن سعد، ص ۸۴.

  24. [24]  علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۱۴۶؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۵۸۰؛ و دیگر منابع.

  25. [25]  ر.ک: منبع [22]، ص ۳۰۶.

  26. [26]  قندوزی، ینابیع المودة، ص ۹۲. وی می‌گوید: «آن‌ها به مدت سه روز به برپایی مراسم عزاداری پرداختند، سپس به‌سوی مدینه حرکت کردند.»

  27. [27]  سورۀ صافات، آیۀ ۱۰۷.

  28. [28]  شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۳۸.

  29. [29]  دکتر علاء السالم، مدخل یوم الحسین، ص ۴۵.

    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2026/05/Yawm-Alhossain-Moghadame.pdf

  30. [30]  سید احمد الحسن، توهم بی‌خدایی، فصل ۵؛ نیز: کتاب مقدس، عهد عتیق، سِفر حزقیال، باب ۸، آیات ۱۳ تا ۱۶.

    https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2022/03/Tavahomelhad.pdf

     

     

کلیدواژه‌ها

امام حسین (ع) شیخ طوسی عاشورا شعائر حسینی کربلا اربعین حسینی زیارت اربعین حدیث علامات المؤمن امام حسن عسکری (ع) تهذیب الاحکام مصباح المتهجد وسائل الشیعه حر عاملی جابر بن عبدالله انصاری زیارت جابر بازگشت اهل‌بیت به کربلا کاروان اسرای کربلا شبهات اربعین نقد تاریخی اربعین اصالت زیارت اربعین منابع روایی شیعه مستندات تاریخی سنت اهل‌بیت فرهنگ عاشورا اربعین و تمدن شیعی بررسی سندی روایات پاسخ به شبهات دینی عدد چهل در اسلام عزاداری حسینی میراث حدیثی شیعه

امتیاز مقاله

4.50 از 5 (2 رأی)
امتیاز شما