تارگومِ یوناتان و راز پادشاه

تارگومِ یوناتان و راز پادشاه

چکیده

این مقاله با تکیه بر تفسیر تارگوم یوناتان از اشعیا، تمایز میان «نهال» و «شاخه» را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این خوانش، از زنجیره‌ای از پادشاهان و منجیان سخن می‌گوید، نه از یک شخصیت واحد. سپس این تفسیر با آموزه‌های شیعی دربارهٔ امام مهدی (ع) و جانشینان ایشان مقایسه شده و هم‌پوشانی‌های قابل‌توجه آن تبیین می‌شود. همچنین با استناد به مزامیر و دیدگاه برخی از اندیشمندان یهودی، استمرار نسل منجی و تداوم حاکمیت الهی به‌عنوان یکی از مشترکات این دو سنت دینی بررسی می‌شود.

 

در بیشتر تفاسیر یهودی، «نهال» و «شاخه» در اشعیا فصل ۱۱، هر دو به یک شخص بازمی‌گردند: ماشیح، همان مسیح موعود که در سنت یهودی منجی آخرالزمان به ‌شمار می‌آید.

اما تارگوم یوناتان‌بن اوزیل مسیر دیگری را پیش پای خواننده می‌گذارد؛ مسیری که این دو را از هم جدا می‌کند و روایتی چندلایه از آینده ترسیم می‌نماید.

اما تارگوم یوناتان چیست؟

این تارگوم، ترجمه‌ای آرامی از کتاب پیامبران است.[1] البته این اثر صرفاً یک ترجمه نیست، بلکه آمیخته‌ای است از ترجمه و تفسیر؛ تفسیری منسوب به یوناتان بن اوزیل، از ربای‌های بزرگ یهودی و برجسته‌ترین شاگرد هیلل کبیر.[2] جایگاه این تارگوم در سنت یهودی، جایگاهی معمولی نیست. طبق گزارش تلمود بابلی، این ترجمه بر پایۀ تعالیم انبیا شکل گرفته و از همین رو، اعتباری ویژه دارد.[3]

اکنون به‌سراغ اشعیا فصل یازدهم می‌رویم و می‌بینیم تارگوم یوناتان آیۀ نخست را چگونه بیان می‌کند:

«و پادشاهی از پسران یسی بیرون می‌آید و از فرزندانِ فرزندان او مسیح مسح می‌شود.»

به بیان دیگر، در این تفسیر «پادشاه» برابر با نهال، و «مسیح» برابر با شاخه دانسته شده است؛ همان‌گونه که در اشعیا آمده:

«نهالی از کُندۀ یَسا سر بر خواهد آورد، و شاخه‌ای از ریشه‌هایش میوه خواهد داد.»[4]

اینجا نقطۀ تمایز آشکار می‌شود:

درحالی‌که بسیاری از مفسران هر دو تصویر را به یک فرد یعنی ماشیح بازمی‌گردانند، تارگوم یوناتان میان آن‌ها فاصله می‌گذارد. نهال، پادشاه است؛ و شاخه، مسیح موعودی که نه مستقیماً از خود او، بلکه از «فرزندانِ فرزندانِ او» برمی‌خیزد.

برای فهم بهتر این تصویر، باید به یک نکتۀ تاریخی توجه کرد: یَسّیٰ، پدر داوود، سال‌ها پیش از این بشارت از دنیا رفته بود. پس این «پادشاه از پسران یَسّیٰ» نمی‌تواند فرزند مستقیم یَسّیٰ باشد، بلکه ناگزیر از نسل و نوادگان اوست.

در اینجا، هم‌پوشانی شگفت‌انگیزی با تصور اسلامی پدیدار می‌شود. بر پایۀ باور شیعی، امام مهدی علیه‌السلام از سوی مادر به نسل یَسّیٰ می‌رسد؛ بنابراین می‌تواند همان «نهال» باشد. از سوی دیگر، طبق متون شیعه، «مهدی اول» از فرزندان امام مهدی علیه‌السلام است، یا دقیق‌تر از نسل او؛ و این دقیقاً با تصویر «شاخه‌ای که از ریشه‌های نهال بیرون می‌آید» سازگار است.

نشانه‌های دیگری نیز این پادشاه را روشن‌تر معرفی می‌کنند. مزمورنویس می‌گوید:

«دل من به کلامی نیکو می‌جوشد؛ انشاء خود را خطاب به پادشاه می‌گویم؛ زبانم قلم نویسنده‌ای چیره‌دست است. * تو در میان بنی‌آدم زیباترینی و از لبانت بلاغت جاری است؛ بنابراین، خدا تو را جاودانه مبارک ساخته است.»[5]

و سپس دربارۀ همین پادشاه می‌افزاید:

«به عوضِ پدرانت، پسرانت خواهند بود و ایشان را بر تمامی جهان سروران خواهی ساخت. * نام تو را در همۀ دهرها ذکر خواهم کرد. پس قوم‌ها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالآباد.»[6]

این توصیف با زندگی هیچ‌کس جز دوازدهمین امام سازگار نیست. پدران و اجداد او، یعنی امامان پیش از وی، از حق حکومت محروم شدند؛ و این آیات دقیقاً به همین واقعیت اشاره دارد. با این حال، وعدۀ الهی چنین است که در عوضِ آنان، پسران امام مهدی علیه‌السلام، یعنی دوازده مهدی از فرزندان او، به سروری و حاکمیت خواهند رسید.[7]

و مهم‌تر این‌که، اندیشۀ وجود جانشینان الهی از نسل منجی آخرالزمان، باوری تازه یا صرفاً اسلامی نیست.

موسی‌بن میمون ـ ربّایِ برجستۀ یهودی ـ تصریح می‌کند:

«و مسیح خواهد مرد، و پسرش پس از او پادشاهی خواهد کرد، و پسر پسرش [نیز پادشاهی خواهد کرد][8]

همچنین، یوناتان آیبشوتس نیز نسل داشتن مسیح (منجی) را پذیرفته است.[9]

 

 نتیجه‌گیری کوتاه

تارگوم یوناتان تصویری متفاوت ارائه می‌دهد: نه یک منجی منفرد بلکه زنجیره‌ای الهی از پادشاه تا مسیح، از نهال تا شاخه. این خوانش، هم در متون یهودی ریشه دارد و هم با آموزه‌های شیعی دربارۀ امام مهدی و جانشینانش هم‌آواست. گویی تاریخ مقدس، نه با یک نقطۀ پایان بلکه با تداوم نسل نورانی معنا پیدا می‌کند.

«یک بار برای همیشه به قدوسیت خود سوگند خوردم، و به داوود دروغ نخواهم گفت، که سلسلۀ او تا به ابد پابرجا خواهد ماند و تخت او در حضور من همچو خورشید؛ همچون ماه جاودانه استوار خواهد بود، چون شاهدی امین در آسمان.» سِلاه.»[10]

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  لینک:

    https://www.sefaria.org/Targum_Jonathan_on_Isaiah?tab=contents

  2. [2]  لینک:

    https://www.chabad.org/library/article_cdo/aid/112289/jewish/Rabbi-Jonathan-ben-Uzziel.htm

  3. [3]  در تلمود بابلی می‌خوانیم:

    «[گمارا حکم دیگری از ربی یرمیا یا ربی حیا بار آبا نقل می‌کند.] ربی یرمیا گفت، و برخی می‌گویند [که این گفتۀ] ربی حیا بار آبا [بود:]

    ترجمۀ [آرامی] تورات [که در کنیسه‌ها استفاده می‌شود] توسط اونکلوسِ نوکیش نگاشته شد، براساس [آموخته‌های] ربی الیعزر و ربی یهوشع.

    ترجمۀ [آرامی] کتاب‌های انبیا توسط یوناتان‌بن اوزیل نگاشته شد، براساس [سنتی که از آخرین پیامبران می‌رسید،] حجّی، زکریا و ملاکی.

    [گمارا روایت می‌کند که وقتی یوناتان‌بن اوزیل ترجمۀ خود را نوشت،] سرزمین اسرائیل لرزید [در وسعتی برابر با] چهارصد فرسخ [بر] چهارصد فرسخ، [و] آوایی الهی بیرون آمد و گفت: «کیست این که رازهای من را برای فرزندان انسان آشکار کرده است؟» تلمود بابلی، رسالۀ مِگیلا (Megillah)، صفحۀ ۳، نیمۀ اول.

  4. [4]  اشعیا، فصل 11، آیۀ 1.

  5. [5]  مَزمور شمارۀ ۴۵ آیات ۱ و ۲.

  6. [6]  مَزمور شمارۀ ۴۵ آیات ۱۶ و ۱۷.

  7. [7]  ر.ک: دکتر ناظم عقیلی، تواتر اخبار در استمرار امامت بعد از صاحب‌الزمان، نوبت انتشار: اول، ویرایش ترجمه: اول، ص ۹۸.

  8. [8]  موسی‌بن میمون، بر میشنا سنهدرین (Mishnah Sanhedrin)، فصل ۱۰، بخش ۱، بند ۱۵.

  9. [9]  یوناتان آیبِشوتس، احَوات یِهوناتان (Ahavat Yehonatan)، هَفتارۀ روز هشتمِ پسَح، بند ۴.

  10. [10]  مزمور شمارۀ ۸۹، آیات ۳۵ تا ۳۷. (ر.ک: دکتر عادل سعیدی، بشارت به تسلی‌دهنده احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت، نوبت انتشار: اول، ویرایش ترجمه: اول، ص ۱۷۴).

کلیدواژه‌ها

امام مهدی (ع) مهدی اول اشعیا ماشیح تفسیر یهودی بشارت‌های آخرالزمان تارگوم یوناتان یوناتان بن اوزیل مزامیر جانشینان منجی

امتیاز مقاله

5.00 از 5 (1 رأی)
امتیاز شما