پیامبر گریست؛ مسلمانان خندیدند

پیامبر گریست؛ مسلمانان خندیدند

عاشورا و روایتی از یک تحریف بزرگ در آن

چکیده

این مقاله با تکیه بر منابع تاریخی و روایی، روند شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین تحریف‌های تاریخ اسلام، یعنی تبدیل فاجعۀ عاشورا به روایت پیروزی و شادی، را بررسی می‌کند. نویسنده ابتدا به گزارش‌های متعدد از گریۀ پیامبر اکرم (ص) بر شهادت امام حسین (ع) و پیشگویی آن حضرت دربارهٔ این مصیبت می‌پردازد، سپس نشان می‌دهد که حکومت بنی‌امیه با بهره‌گیری از تبلیغات سیاسی و رسانه‌ای، کوشید امام حسین (ع) را «خارجی» معرفی کرده و شهادت ایشان را پیروزی حکومت بر مخالفان جلوه دهد. در ادامه، نقش حضرت زینب (س)، امام سجاد (ع) و کاروان اسیران در افشای این تحریف و تغییر افکار عمومی تبیین می‌شود. مقاله همچنین استمرار این رویکرد را در برخی دیدگاه‌های سلفی ـ وهابی و مواضع ابن‌تیمیه و نیز مخالفت گستردۀ عالمان اهل‌سنت با یزید بررسی کرده و حملات جریان‌های تکفیری به مراسم عاشورا و اربعین را امتداد همان تفکر ارزیابی می‌کند. نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که عاشورا معیار همیشگی تشخیص حق و باطل است و هیچ تحریف سیاسی یا تبلیغاتی نتوانسته حقیقت نهضت امام حسین (ع) را از حافظۀ امت اسلامی محو کند.

 

تاریخ اسلام، پیش از آن‌که دهم محرم سال ۶۱ هجری را به چشم ببیند، بر مصیبت حسین‌بن‌ علی (ع) گریسته است. پیامبر اکرم (ص) در زمان حیات مبارکش، بارها از سرنوشت غم‌انگیز حسین (ع) در سرزمین کربلا خبر می‌داد و هر بار، فضای خانۀ نبوت آکنده از اندوه می‌شد.[1] این خبر با نقل‌های گوناگون در منابع شیعه و سنی گزارش شده است که خود گواه اهمیت این واقعه است. پیامبر همواره جایگاه نوۀ محبوبش را به امت یادآوری می‌کرد؛ همان حسینی که درباره‌اش فرمود: «حسین از من است و من از حسینم»[2] و نیز فرمود: «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند».[3]

اشک‌های پیامبر، فقط شرح یک مصیبت خانوادگی نبود؛ بلکه پیش‌گویی فاجعه‌ای در امت اسلام بود که در آینده‌ای نزدیک محقق می‌شد. آینده‌ای که قاتلان حسین (ع)، در نقطه‌ای از تاریخ می‌ایستادند که جاری کردن خون و اشک اهل‌بیت (ع) را نشان رضایت و خشنودی خداوند تعبیر می‌کردند.

از همین‌‌جا، یکی از تلخ‌ترین تحریف‌های تاریخ اسلام آغاز شد؛ تحریفی در سایۀ حکومت بنی‌امیه. این مقاله در پی آن است که نشان دهد چگونه چنین روایتی شکل گرفت و چگونه توهم خوشحالی و پیروزی قاتلان، در حافظۀ تاریخ به بزرگ‌ترین رسوایی آنان بدل شد.

 

شادی اموی‌ها و پیروزی بر خارجی‌ها

قدرت، تنها با شمشیر حکومت نمی‌کند؛ پیش از آن، باید ذهن‌ها را تسخیر کند. هر حکومتی که از گذشتۀ خود شرم داشته باشد، ناگزیر می‌کوشد حافظۀ تاریخی جامعه را به سود خویش بازنویسی کند. حکومت بنی‌امیه نیز چنین کرد؛ حکومتی که مشروعیت خود را در تعارض با میراث پیامبر (ص) می‌دید و تلاش گسترده‌ای برای وارونه‌سازی حقیقت انجام داد. هدف آنان، دور ساختن مردم از خاندان رسالت (ص) و هموار کردن مسیر برای حکومتشان بود. ازاین‌رو، در دورۀ معاویه، رواج سبّ امیرالمؤمنین علی (ع) و فشار بر شیعیان، به یکی از ابزارهای تثبیت قدرت سیاسی تبدیل شد.[4]

با کنار هم نهادن گزارش‌های تاریخی، به‌ویژه در تاریخ طبری، روشن می‌شود که عاشورا نیز رخدادی ناگهانی نبود؛ بلکه حاصل پروژه‌ای حساب‌شده بود.

سیاست‌های امنیتی و اجتماعی امویان در عراق، به‌ویژه در کوفه، زمینۀ کنترل اجتماعی و مهار مخالفان را فراهم کرده بود.[5] عبیدالله‌بن زیاد نیز با تهدید سران قبایل، تطمیع اشراف و ایجاد فضای رعب و وحشت، راهِ حمایت مؤثر از امام حسین (ع) را بسته بود.[6]

نتیجۀ سال‌ها تلاش امویان، سرانجام در روز عاشورا آشکار شد. سپاه مسلمانان در برابر فرزند پیامبری ایستاده بود که بارها امت را از این فاجعه برحذر داشته بود. اما مسلمانان، بیش از آن‌که گوش به فرمان پیامبرشان باشند، چشم به دستگاه قدرت و رسانه دوخته بودند و سرانجام، آنچه نباید، در روز دهم محرم‌الحرام به وقوع پیوست. امام حسین (ع) به شهادت رسید؛ سرِ او و یارانش بر نیزه‌ها رفت، خیمه‌ها در آتش سوخت و حرمت دختران پیامبر به دست مسلمانان هتک شد؛ حرمت همان اهل‌بیتی که خداوند مودت آنان را «اجر رسالت» قرار داده بود.[7]

عطش امویان با ریختن خون حسین (ع) پایان نیافت؛ زیرا هدف، فقط شکستن یک قیام نبود، بلکه ورود کاروان اسیران به شام، بُعد رسانه‌ای و سیاسی این پروژه را نیز تکمیل می‌کرد.[8] آنان با آذین‌بندی شهر و تحقیر اسیران، کوشیدند روایت پیروزی حکومت بر «خارجی‌ها» را در افکار عمومی تثبیت کنند و در عین حال، انتقام تاریخی بنی‌امیه از بنی‌هاشم را به نمایش بگذارند.

در گزارش‌های تاریخی آمده است که یزید در مجلس شام، اشعار معروف «لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا...» را خواند و این فاجعه را پیروزی و تسویه‌حسابی تاریخی با بنی‌هاشم قلمداد کرد.[9]

بدین‌سان، دستگاه اموی بزرگ‌ترین تحریف خود را با جابه‌جا کردن جای قاتل و مقتول رقم زد؛ حسین‌بن علی (ع) را «خارجی» نامید و کشتن او را دفاع از اسلام و اتحاد مسلمانان جلوه داد. اما برگ برندۀ امویان، دیری نپایید که به سیاه‌ترین برگ تاریخ اسلام تبدیل شد؛ آن هم به دست یک زن!

 

اسیری که حقیقت را آزاد کرد

بنی‌امیه می‌پنداشت با شهادت امام حسین (ع) و اسارت اهل‌بیت (ع)، پروندۀ کربلا را برای همیشه بسته است؛ غافل از آن‌که همان زنجیرها، کلید آزادسازی حقیقت را با خود آورده بودند.

نبرد حقیقت تازه آغاز شده بود و قرار نبود در کربلا دفن شود. گویی حقیقت، نام دیگر حسین (ع) بود که هم‌پای کاروان اسیران، شهر به شهر پیش می‌رفت و از فرازِ نی نظاره می‌کرد. کاروان اسیران، با وجود رنج بسیار، رسالت تبیین را آغاز کردند تا قیام حسین (ع) بی‌نتیجه نماند.

پرچم‌دار این نهضت، زینب کبری (س) بود. او منزل به منزل، از کوفه تا شام، حماسه آفرید و نگذاشت غباری بر حقیقت بنشیند. این حماسه در کاخ یزید به اوج رسید؛ آنگاه که با خطبۀ جاودانه‌اش، رؤیای خاموش کردن پیام عاشورا را در هم شکست و فرمود: «فَوَاللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا، وَلَا تُمِيتُ وَحْيَنَا.»[10]

روشنگری‌های زینب (س)، امام سجاد (ع) و دیگر اسیران، افکار عمومی را به بازنگری واداشت و اندک‌اندک موجی از نارضایتی نسبت به حکومت اموی در میان مردم شکل گرفت. عده‌ای، با حسرت و پشیمانی، دریافتند که آنان خاندان نبوت هستند و به‌جای شادمانی از تماشای سرهای بر نیزه، بر حسین (ع) و یارانش گریستند. گروهی از کوفیان نیز با اعتراف به خطای خویش، برای خون‌خواهی قیام کردند. از آن پس، عاشورا دیگر تنها یک واقعۀ تاریخی نبود؛ بلکه به معیاری برای سنجش حق و باطل در همۀ عصرها تبدیل شد.

 

رد پای اموی؛ در گام‌های سلفی

یزید خیلی زود به مرگ گرفتار شد. حکومت بنی‌امیه نیز به‌تدریج سقوط کرد و قدرت سیاسی آنان از میان رفت؛ اما اندیشۀ منحرفشان در میان عده‌ای باقی ماند و در دوره‌های بعد، در قالب جریان‌های فکری تازه بازتولید شد.

در میان جریان سلفی ـ وهابی، دیدگاه‌های ابن‌تیمیه بیش از دیگران در این زمینه مورد استناد قرار گرفته است. او در کتاب «منهاج السنة» عزاداری بر امام حسین (ع) را از بدعت‌های پس از عاشورا دانسته و در تحلیل واقعۀ کربلا کوشیده است مسئولیت مستقیم یزید را کمرنگ جلوه دهد. همچنین در دفاع از برخی شخصیت‌های اموی و نقد قیام امام حسین (ع)، رویکردی ارائه کرده که بعدها در میان شماری از جریان‌های سلفی بازتاب یافته است.[11]

بازتاب این اندیشه را می‌توان در رفتار برخی جریان‌های سلفی معاصر نیز مشاهده کرد؛ از بدعت شمردن عزاداری عاشورا و مخالفت با برگزاری آن، تا دفاع از معاویه و یزید یا تلاش برای عادی‌سازی جنایات کربلا.

در برخی مناطق، ازجمله عربستان، سوریه و نیز بخش‌هایی از شمال آفریقا، هم‌زمان با عاشورا، رفتارها و مراسمی با رنگ‌وبوی جشن و با هدف مخالفت با فرهنگ سوگواری حسینی گزارش شده است. به‌عنوان نمونه، در عربستان، جشن ازدواج فرزند مفتی اعظم این کشور در روز عاشورا برگزار شد و از مهمانان برای جشن و پایکوبی دعوت به عمل آمد؛ اقدامی که با سنت رایج و غالب سوگواری در میان عموم مسلمانان در تعارض قرار داشت.[12]

جریان سلفی ـ وهابی، در ظاهر ادعای پیروی از اسلام دارد، اما در عمل ضربه‌های مهلکی بر پیکر اسلام و مسلمانان وارد کرده است که نباید از آن غافل شد. سید احمد الحسن می‌نویسد:

 «بر همۀ مسلمانان واجب است که اگر واقعاً به اسلام و وجهۀ جهانی آن اهمیت می‌دهند، از دین سلفی وهابیت برائت جویند و آن را دینی متفاوت و جدا از اسلام معرفی کنند.»[13]

در کنار شیعیان، بسیاری از عالمان برجسته اهل‌سنت، ازجمله ذهبی، ابن‌جوزی، تفتازانی و آلوسی، یزید را به‌شدت نکوهش کرده و او را مسئول یکی از تلخ‌ترین فجایع تاریخ اسلام دانسته‌اند.[14]

وقتی سیاست تبدیل سوگ عاشورا به سرور ناکام ماند، در بسیاری از موارد، تیغ جایگزین تبلیغ شد. گروه‌های تکفیری و افراطی در عراق، پاکستان و افغانستان دست به کار شدند و بارها مراسم عزاداری عاشورا و اربعین را هدف حملات تروریستی قرار دادند و صدها تن از عزاداران را به خاک و خون کشیدند.[15] این اقدامات بیانگر شکست فکری جریانی بود که نتوانست با استدلال، روایت خود را بر وجدان مسلمانان تحمیل کند.

حقیقتی که هیچ تحریفی نتوانست آن را دگرگون کند، این بود که حکومت بنی‌امیه در صفحات تاریخ به حاشیه رفت، اما نام حسین‌بن علی (ع) هر روز پرآوازه‌تر شد و به الگویی برای آزادگان جهان تبدیل گشت. امروزه میلیون‌ها مسلمان و حتی غیرمسلمان، فارغ از نژاد و ملیت، در راهپیمایی اربعین، یکی از بزرگ‌ترین گردهمایی‌های دینی جهان، گرد هم می‌آیند؛[16] و این خود گواهی روشن بر آن است که عاشورا نه در تاریخ دفن شد و نه به فراموشی سپرده شد، بلکه نسل به نسل زنده ماند؛ تا روزی که منتقم خون حسین (ع) قیام کند.

 

سخن پایانی

کربلا نشان داد که گاهی خطرناک‌تر از شمشیر، تبلیغاتی است که جای حق و باطل را در ذهن انسان وارونه می‌سازد و او را از هشدارهای فرستادگان الهی غافل می‌کند.

درس عاشورا تنها سوگواری بر گذشته نیست، بلکه معیاری برای امروز و فرداست؛ معیاری برای سنجش حقیقت که هر نسل ناگزیر است نسبت خود را با آن روشن کند.

پرسش این نیست که حسین (ع) در کدام سو ایستاد؛ تاریخ پاسخ آن را داده است. پرسش این است که اگر کربلایی جدید، در هیاهوی سیاست و قدرت، تحریف شود، آیا آن را خواهیم شناخت، یا در آزمونِ حسینِ زمانِ خود شکست خواهیم خورد؟

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  مسند احمد، شمارۀ حدیث در چاپ احمد شاکر، حدیث 6480.

  2. [2]  سنن ترمذی، کتاب المناقب، باب مناقب الحسن و الحسین، حدیث 3775.

  3. [3]  سنن ترمذی، کتاب المناقب، باب مناقب الحسن و الحسین، حدیث 3768.

  4. [4]  «رواج سبّ علی (ع) در دورۀ معاویه»، تاریخ طبری، ج 5، ص 253–255.

  5. [5]  «سیاست‌های امنیتی و اجتماعی امویان در عراق، به‌ویژه در کوفه، زمینۀ کنترل اجتماعی و مهار مخالفان را فراهم کرده بود.» تاریخ طبری، ج 5، ص 386–389.

  6. [6]  «ساختار اجتماعی کوفه به‌نفع حکومت مرکزی کنترل شد»، تاریخ طبری، ج 5، ص 401–404.

  7. [7]  (قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فی القربی) قرآن کریم، سورۀ شوری، آیۀ 23.

  8. [8]  شیخ مفید، الإرشاد، ج2، وقایع پس از عاشورا و ورود اهل‌بیت (ع) به شام.

  9. [9]  گزارش خواندن اشعار «لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا...» توسط یزید: أنساب الأشراف، ج 3، ص 205-207؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 204-206.

  10. [10]  خطبۀ حضرت زینب (س) در مجلس یزید: شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص307.

  11. [11]  ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ج 4، ص 554-558. (بحث بدعت بودن عزاداری و تحلیل واقعۀ عاشورا)

  12. [12]  جشن عروسی در روز عاشورا! https://share.google/J3cJMxt8aTdkLEKAH

  13. [13]  سید احمد الحسن، صفحۀ رسمی فیس‌بوک؛ 10 اکتبر 2020 میلادی:

    https://gourl.page.link/tbfi

  14. [14]  مواضع علمای اهل‌سنت دربارۀ یزید:

    - ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج4، شامل شرح حال یزید و نقد اوست.

    - ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنید، ص 40.

    - تفتازانی، شرح المقاصد، ص 103.

    - آلوسی، روح المعانی، ج 13، ص 229؛ و نیز جلد 26، ص 72.

  15. [15]  نگاهی به برخی از حملات خونین به مراسم اربعین حسینی در دورۀ معاصر – خبرگزاری دید:

     https://didpress.com/33951/

  16. [16]  اجتماع 20 میلیون نفری اربعین حسینی؛ نماد وحدت و اقتدار امت مسلمان:

     https://share.google/ZLQkVCYCjobK7GVeT

کلیدواژه‌ها

امام حسین (ع) تاریخ اسلام بنی‌امیه وهابیت عاشورا یزید سلفی‌گری تحریف تاریخ حضرت زینب (س) اربعین تبلیغات سیاسی کربلا.

امتیاز مقاله

5.00 از 5 (1 رأی)
امتیاز شما