آبادی‌های آشکار

آبادی‌های آشکار

چرایی تخریب جایگاه اصحاب ائمه (ع) توسط منافقان با بررسی یک مشکل دائمی

چکیده

نویسنده با تبیین جایگاه خلیفۀ خداوند به‌عنوان پدر معنوی مؤمنان، بر لزوم احترام به یاران و نمایندگان او تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که بی‌حرمتی به آنان در حقیقت ناشی از تکبّر نفس و نفاق است؛ در مقابل، مؤمنان با تقوا، فروتنی و محبت صادقانه، حرمت این جایگاه الهی را پاس می‌دارند.

آنچه مایلم در ابتدای کلام بیان کنم، این است که ما به‌عنوان مؤمنان به خلیفۀ خداوند باید همواره به یاد داشته باشیم که جانشین خداوند بر روی زمین، همچون پدر است و مؤمنان همچون فرزندان اویند و همان‌طور که فرزند آینۀ صفات پدرش است، یاران خلیفۀ خداوند نیز هریک به فراخور حال خود، آینۀ پدرشان ـ حجت خداوند ـ هستند.

بنابراین مؤمن نسبت به احترام به فرزندان پدرش اهتمام می‌ورزد. در همین ارتباط، کلامی از حضرت عیسی (ع) در انجیل موجود وجود دارد که خود گویای حقیقت است:

«... کسی که به پسر حرمت نکند، به پدری که او را فرستاد احترام نکرده است.» [۱]

گرچه این کلام در اینجا به ارتباط بین خداوند و حجت او اشاره دارد، اما یک الگوی مشخص را بیان می‌کند و آن این است:‌‌ کسی که پسر را بی‌حرمت کند، پدر را بی‌حرمت کرده‌ است؛ حضرت مسیح (ع) در جای دیگر خطاب به شاگردان می‌فرماید:

«آن‌که شما را شِنَوَد، مرا شنیده و کسی که شما را حقیر شمارد مرا حقیر شمرده و هرکه مرا حقیر شمارد فرستندۀ مرا حقیر شمرده باشد.»[۲]

بنابراین کسی که به حجت خدا ایمان دارد، به او احترام می‌گذارد، و این احترام را در رویارویی با فرزندان فرستادۀ خداوند ـ یعنی انصارش ـ بروز می‌دهد؛ اما منافقان چگونه‌اند؟ یعنی کسانی که می‌دانند شخصی حجت خداوند است، اما در نهایت به او بی‌احترامی می‌کنند.

پیش از پاسخ به این پرسش، مایلم کلامی از سید احمد الحسن را بیاورم که علت موضع‌گیری دشمنان حجت خداوند (معاندان و منافقان) را به دقت بیان می‌فرماید:

«بروز و ظهور «من» مخلوق به‌صورت آشکارا، مجازات در پی‌دارد؛ یعنی هرچه مخلوق در رویارویی با پروردگارش، «من» را در نهان به کار می‌گیرد، اکنون آن را به‌صورت رویارو با جانشین خدا و با گفتن «من از او برترم» نمایان می‌سازد. او جرئت نداشته است که در برابر خداوند قهار چنین چیزی را بر زبان براند، لیکن در هر لحظه وقتی به نفس خود نگاه می‌کرد، آن سخن را به زبان می‌آورد. آن‌ها کسانی هستند که حتی نمی‌توانند دست‌های خود را ببینند.»[۳]

منافق می‌داند او حجت خداوند است، اما در نهایت، او نیز مانند منکر عمل می‌کند و خود و انتخاب خود را بالاتر از حجت خدا و انتخاب الهی می‌داند؛ زیرا او همواره به نفس خویش می‌نگرد و هنگامی که وارد دعوت می‌شود، از آنجا که تحت بیعت ظاهری با خلیفۀ خداوند است، عمل خبیث پایین آوردن شأن امام را در زیر جسارت‌هایش نسبت به اصحاب برگزیدۀ امام علیه‌‌السلام یا سایر مؤمنان آشکار می‌سازد؛ زیرا به‌ویژه اصحاب برگزیدۀ امام علیه‌‌السلام، نمایندگان و صورت امام علیه‌السلام در بین خلق هستند.

﴿وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ﴾ (و زمین پاک، گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می‌آید.)[۴]

بنابراین مقرّبین به اندازۀ تقرّب، بیشتر از دیگران در معرض کشته شدن شخصیت توسط منافقان قرار می‌گیرند.

صدوق روایت می‌کند:

«.... محمدبن صالح همدانی می‌گوید: به صاحب‌الزمان (ع) نوشتم که اهل‌بیت من، مرا با حدیثی که از پدرانت (ع) نقل می‌کنند، آزار می‌دهند مبنی بر این‌که آن‌ها می‌گویند: قوّام ما و خادمان ما شریرترین خلق خدا هستند. در پاسخ نوشت: «وای بر شما! آیا نخوانده‌اید که خداوند می‌فرماید:

(وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَي الَّتي بارَکْنا فيها قُريً ظاهِرَةً) (و بین آن‌ها و بین قریه‌هایی که برکت دادیم، قریه‌هایی آشکار قرار دادیم.)[۵]

و به خدا سوگند، ما همان قریه‌هایی هستیم که خداوند برکتشان داده است و شما قریه‌های آشکار هستید.»[۶]

این متن گویای آن است که پیش‌تر نیز منافقان درصدد طعنه به قُرای ظاهره و اصحاب امامان معصوم علیهم‌السلام برآمده بودند تا با این دروغ که آنان «شریرترین خلق خدا» هستند، رهبر این اصحاب را تحقیر نمایند! اما چه خیال باطلی! در بخشی از دعای افتتاح می‌خوانیم:

«یَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَ یَضَعُ الْمُسْتَکبِرِینَ» «مستضعفان را بالا می‌برد، مستکبران را وامی‌نهد و به زمین می‌زند.»[۷]

آری؛ پس ممکن است منافقان را بنگریم که می‌کوشند به اصحاب و قرای ظاهره طعنه وارد کنند، یا چه‌بسا نعوذ بالله آنان را با شریرترین خلق خدا در زمان حضرت محمد (ص) مقایسه کنند، اما دقت کنیم که حضرت صاحب‌الزمان (علیه‌الصلاة والسلام) با چنین اهانت و طعنه‌ای نسبت به اصحاب برگزیده چگونه روبه‌رو می‌شوند! ایشان در واکنش به شنیدن این اهانت به قرای ظاهره، از عبارت «وای بر شما» استفاده می‌نمایند! و شما نیک می‌دانید این نهیب چه معنایی دارد و در این هنگام از آیۀ شریفه مشهور دربارۀ آبادی‌های آشکار استفاده می‌نمایند و این موضع‌گیری ایشان علیه‌السلام به‌قدری واضح است که نیاز به توضیح بیشتر ندارد، زیرا قرای ظاهره را خداوند پاک و بلندمرتبه انتخاب می‌کند؛ همانی که می‌داند باطن و ارواح آنان، پاک و قدسی است.[۸]

آری، اگرچه این توطئه‌ای است که پیش‌تر علیه آبادی‌های آشکار، اتفاق افتاده ‌است، اما باید بدانیم که داستان‌های زمان ائمه (علیهم‌‌السلام) فقط مربوط به گذشته نیست؛ همان‌طور که سید احمد الحسن بیان می‌کند:

«قرآن بخوان تا بدانی امروز و فردا چه می‌شود. داستان پیامبران و ائمه را بخوان تا دریابی امروز و فردا چه حادث می‌گردد.»[۹]

و می‌فرماید:

«داستان فرستادگان، تقریباً یکپارچه و مرتبط با یکدیگر است. آری، در این‌که فلان رخداد اینجا حادث می‌گردد و آنجا رخ نمی‌دهد، برخی تفاوت‌ها وجود دارد؛ ولی این به آن معنا نیست که آن رخداد اصلاً اتفاق نمی‌افتد... .»[۱۰]

به این نکته یادآور می‌شوم که گرچه ما در زمان قائم آل‌محمد هستیم و ثبات در این دعوت مبارک و عاقبت‌به‌خیری، همراه با پاداش بسیار عظیم است، پس به همان نسبت تیرهای منافقان نیز بیشتر از زمان‌های پیشین به‌سوی دعوت حق پرتاب خواهد شد.

همچنین، این منافقان هنگامی که وارد دعوت حق می‌شوند، از آنجایی که خود را برتر از خداوند و حجت خداوند می‌دانند، دست به اعمالی می‌زنند که سید احمد الحسن به آن‌ها اشاره می‌فرمایند:

«بر منحرفان اخلاقی سخت می‌گیرم و محدودیت‌هایی بر رفتارشان قرار می‌دهم. به همین دلیل شما می‌بینی افراد منحرف اخلاقی، دزدها، منحرفان دینی و نفسانی، نفاق خود را علنی کرده، از دعوت حق جدا شده، عداوت و دشمنی خود با حق را علنی کرده‌اند.»[۱۱]

آری؛ اگر به رفتار این منافقان بنگریم، خواهیم یافت که همواره در پی فساد بر روی زمین و نیز برتر‌ی‌جویی نسبت به مؤمنان هستند، دقیقاً نقطۀ مقابل این آیۀ شریفه:

﴿تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ ﴿آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‌دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند، و فرجام [خوش‌] از آنِ پرهيزکاران است.﴾[۱۲]

و این متکبّران از آنجایی که هرکدام نه حجت خداوند را بلکه نفسشان را امام خویش ساخته‌اند، بدون هیچ تردیدی آنچه را نفس خبیثشان می‌پسندد برای خویش مُباح می‌شمارند؛ حتی اگر آن‌ کارها جزو محرّمات الهی باشند؛ پس تعجبی ندارد که اگر آنان را بی‌عفت، شیّاد و بی‌شرم بیابیم. و جای شگفتی نیست که اگر آنان از انحرافات خویش دست برندارند؛ آن‌ هم پس از محدودیت‌هایی که از ناحیۀ امام معصوم علیه‌السلام بر ضد کارهایشان صادر شده باشد.

اما در نقطۀ مقابل آنان، مؤمنان هستند که در رسیدن به پاکی و در حفظ شأن اصحاب و مؤمنان می‌کوشند، زیرا آنان این احترام نسبت به خداوند و خلیفۀ خداوند را در مقابل مؤمنان نمایان می‌سازند. محبت آنان خالی از ریاست، خالی از هرگونه رسیدن به جایگاه‌های دینی و دنیوی و سلطه یافتن بر دیگران و اموال دیگران؛ گونه‌ای دیگر، یعنی از جنس خداست؛ ازاین‌رو‌ در قرآن کریم می‌خوانیم:

﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ﴾ ﴿محمّد، فرستادۀ خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربان‌اند.﴾[۱۳]

پس بر ماست که در تمام اعمال و رفتارمان به سلاح تقوای الهی مجهز شویم که مبادا روزی بین ما و آبادی‌های آشکار فاصله افتد؛ مبادا رشتۀ این مهربانی‌ نازک شود، چه رسد به این‌که قطع گردد؛ که در این صورت، نشانه‌ای است که دیگر با محمد (ص) نیستیم.

منابع:

۱. انجیل یوحنّا، فصل ۵، آیۀ ۲۲.

۲. انجیل لوقا، فصل ۱۰، آیۀ ۱۶.

۳. سید احمد الحسن، در محضر عبد صالح، ج۱، نوبت انتشار دوم، ویرایش ترجمه دوم، ص۱۱۴.

۴. قرآن کریم، سورۀ اعراف، آیۀ ۵۸.

۵. قرآن کریم، سورۀ سبأ، آیۀ ۱۸.

۶. صدوق، كمال‌الدين و تمام‌النعمة، ج۲، ص۴۸۳.

۷. شیخ عباس قمی، مفاتيح‌الجنان، ص۲۵۰.

۸. سید احمد الحسن، نبوت خاتم، نوبت انتشار دوم، ویرایش ترجمه سوم، ص۶۵.

۹. سید احمد الحسن، در محضر عبد صالح، ج‌۲، نوبت انتشار دوم، ویرایش ترجمه دوم، ص‌۱۸.

۱۰. همان

۱۱. سید احمد الحسن،‌ پیک صفحه، ج۱، نوبت انتشار اول، ویرایش ترجمه اول، ص ۴۹۲.

۱۲. قرآن کریم، سورۀ قصص، آیۀ ۸۳.

۱۳. قرآن کریم، سورۀ فتح، آیۀ ۲۹.

کلیدواژه‌ها

ایمان نفاق منیت مکتب نجف یاران قائم

امتیاز مقاله

5.00 از 5 (1 رأی)
امتیاز شما