گفتوگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسی (فصل دوم)
غلام امین و دانا (بخش دوم)
چکیده
الیاس و ساره پیمان بسته بودند که هرگز لحظهای را در یاریِ احمد الحسن از دست ندهند. برایشان مهم نبود روز باشد یا شب، خانه باشد یا خیابان؛ هرگاه کسی دربارۀ او بپرسد، نگویند: «باشد برای بعد!». برای آنان بعدی وجود نداشت و میدانستند که فرصتها همچون ابرها درگذرند که اگر دریافت نشوند، دیگر بازنمیگردند.
همین عهد مقدسِ میان آنان بود که الیاس را در محلّ کارش نگه داشت تا به گفتوگو با سروش ادامه دهد. او نمیخواست زمان را در پاسخ به سؤالی که دربارۀ شخصیت «غلام امین و دانا» پرسیده شده بود، از دست بدهد.
سروش جواب تازهای به توضیحات الیاس داد:
«سپاسگزارم، الیاس. توضیحاتت دربارۀ مجزا بودن آن دو غلام [1] را میپذیرم که هم کارهای آن دو نفر و هم رفتار آقایشان نسبت به آن دو با یکدیگر متفاوت است. اما چرا این آیه را یک مَثَل نمیدانی؟ یک سخن که بهصورت کلی و بدون اشاره به شخص خاصی بیان شده است؟»
الیاس پاسخ داد:
«اصلاً فرض کن مَثَل باشد. اما آیا مَثَل بودنش مانع از این میشود که به شخصی اشاره داشته باشد؟ حتماً مَثَل «باغبانان شریر یا قاتل» که در آن از صاحب باغ، باغبانان، دهقانان و پسر صاحب باغ یاد شده است را خواندهای. [2] خوب است بدانی که بسیاری از مفسران مسیحی معتقدند که منظور از «پسرِ صاحبِ باغ» در آن مَثَل، «مسیح» است. اگر مایل باشی، میتوانم در فرصتی مناسب برخی از آن نظرات را برایت ارسال کنم تا بخوانی. [3] پس حتی اگر آیات مربوط به «غلام امین و دانا» نیز یک مَثَل و حکایت باشد، باز هم میتواند منظور خاصی را بیان کند و اشکالی ندارد که به شخص ویژهای اشاره داشته باشد.»
این داستان ادامه دارد...
پانویسها:
-
[1]
انجیل متّی، فصلِ ۲۴:
«۴۴ لهذا شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان میآید. ۴۵ پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانۀ خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد؟ ۴۶ خوشا به حال آن غلامی که چون آقایش آید، او را در چنین کار مشغول یابد. ۴۷ هرآینه به شما میگویم که او را بر تمام مایملک خود خواهد گماشت. 48 لیکن هرگاه آن غلام شریر با خود گوید که آقای من در آمدن تأخیر مینماید، ۴۹ و شروع کند به زدن همقطاران خود و خوردن و نوشیدن با میگساران، ۵۰ هرآینه آقای آن غلام آید، در روزی که منتظر نباشد و در ساعتی که نداند، ۵۱ و او را دو پاره کرده، نصیبش را با ریاکاران قرار دهد در مکانی که گریه و فشار دندان خواهد بود.»
-
[2]
انجیل مرقس، فصل ۱۲:
«1 سپس عیسی به مَثَلها با ایشان سخن آغاز کرد و گفت: «مردی تاکستانی غَرْس کرد و گِرد آن دیوار کشید و چرخُشتی در آن کَند و برجی بنا نهاد. سپس تاکستان را به چند باغبان اجاره داد و خود به سفر رفت. ۲ در موسم برداشت محصول، غلامی نزد باغبانان فرستاد تا مقداری از میوهٔ تاکستان را از آنان بگیرد. ۳ امّا آنان غلام را گرفته، زدند و دستخالی بازگرداندند. ۴ سپس غلامی دیگر نزد آنان فرستاد، ولی باغبانان سرش را شکستند و به او بیحرمتی کردند. ۵ باز غلامی دیگر فرستاد، امّا او را کشتند. و به همینگونه با بسیاری دیگر رفتار کردند؛ بعضی را زدند و بعضی را کشتند. ۶ او تنها یک تن دیگر داشت که بفرستد و آن، پسر محبوبش بود. پس او را آخر همه روانه کرد و با خود گفت: ”پسرم را حرمت خواهند نهاد.“ ۷ امّا باغبانان به یکدیگر گفتند: ”این وارث است؛ بیایید او را بکشیم تا میراث از آنِ ما شود.“ ۸ پس او را گرفته، کشتند و از تاکستان بیرون افکندند. ۹ حال، صاحب تاکستان چه خواهد کرد؟ خواهد آمد و باغبانان را هلاک کرده، تاکستان را به دیگران خواهد سپرد.» (ترجمۀ هزارۀ نو)
این مَثَل در انجیل متی، فصل ۲۱؛ و انجیل لوقا فصل ۲۰ نیز آمده است.
-
[3]
در کتاب «زنجیر طلایی»، اثر توماس آکویناس، بخش انجیل لوقا، فصل ۲۰ میبینیم که اَمْبْرُز (Ambrose) از پدران کلیسا و اسقف میلان، که در کلیسای ارتدوکس شرقی و ارتدوکسی غیرخلقیدونی و جماعت اَنگِلِکَن و کلیسای لوتری ستایششده است.
و همچنین بید (Bede) یکی دیگر از پدران کلیسا و ستایششده در کلیسای کاتولیک و ارتدوکس شرقی و جماعت اَنگِلِکَن و کلیسای لوتری، و از دکتران کلیسای کاتولیک؛ آن پسر در این مَثَل را مسیح میدانستند:
(https://www.ecatholic2000.com/catena/untitled-81.shtml#_Toc384506981)
همچنین مشابه این آیات را در انجیل متی، فصل ۲۱ نیز داریم و تئوفیلاكت (Theophylact) و اسقف اعظم اهرید (Ochrid) ، منظور از آن پسر را «مسیح» معرفی کردند:
(http://www.holytrinitymission.org/books/english/matthew_theophilactos.htm#_Toc67666095)
همچنین در تفسیر آیه متی ۳۷:۲۱ توسط آدامْ کِلارک و جان گِل (میتوان دید که آنان پسری را که در مَثَل آمده است مسیح میدانستند: