گفتوگوی داستانی، فصل دوم: تسلیدهنده
چکیده
"«و من از پدر سؤال میکنم و تسلیدهندهای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند، یعنی روح راستی که جهان نمیتواند او را قبول کند؛ زیرا او را نمیبیند و نمیشناسد و اما شما او را میشناسید، زیرا با شما میماند و در شما خواهد بود.» [1]
مگر نمیگویید تسلیدهنده یک انسان مذکر/مرد است و او احمد الحسن است؛ پس چرا جهان او را نمیبیند؟"
این سؤال دیگری بود که از سوی سروش مطرح شد.
او سپس گفت: «بیش از این دیگر سؤالی ندارم. میدانم که بسیار خسته شدهاید و نیاز به استراحت دارید. اگر موضوع دیگری ذهنم را مشغول کرد، در فرصت دیگری خواهم پرسید.»
الیاس خندید و گفت: «شاید تعجب کنی که بگویم اکنون که این سخن را گفتی، به ناگاه این آیه در ذهنم تداعی شد:
«زن به هنگام زایمان درد میکشد، ازآنرو که ساعت او فرارسیده است؛ امّا چون فرزندش به دنیا آمد، درد خود را دیگر به یاد نمیآورد، چراکه شاد است از اینکه انسانی به دنیا آمده است.» [2]
سروش جان! ما در این مسیری که قدم گذاشتهایم، گاهی با ناسزاها و برخوردهای تند و ناپسند برخی از افراد مواجه میشویم؛ اما به امید هدایت تکتک آنها شکیبایی میکنیم و به یاری خداوند و با صبر و حوصله به پرسشهای همه پاسخ میدهیم. آنگاه که حقانیت احمد الحسن برایشان ثابت میگردد، تمام آن بیمهریها یکباره رنگ میبازد و از اینکه انسانی به خواست خداوند هدایت میشود و گویی از نو متولد میگردد، خوشحال و شادابتر از قبل ادامه میدهیم. پس نگران خستگی ما نباش؛ سخن گفتن از فرستادهٔ عیسی، روح و جانمان را سرزنده و شاداب میکند.
حال به پاسخ سؤالت بپردازیم. پرسیدی که مگر نمیگویید احمد الحسن همان تسلیدهندۀ وعدهدادهشده است، پس چرا دربارۀ او گفته شده که جهان او را نمیبیند و نمیشناسد؟!
اجازه بده گوشی همراهم را بیاورم و آیات موردنظرم را جستوجو کنم و برایت بخوانم. برای تکمیل پاسخ سؤالت، به چند تفسیر از مفسران کتاب مقدس نیز نیاز داریم.»
الیاس سپس گوشی خود را در دست گرفت و این آیات را از صفحۀ گوشی همراهش خواند:
«آنگاه شاگردان نزد او آمده، پرسیدند: «چرا با این مردم با مَثَلها سخن میگویی؟» پاسخ داد: «درک رازهای پادشاهی آسمان به شما عطا شده است، امّا نه به آنان. زیرا به آنکه دارد، بیشتر داده خواهد شد تا به فراوانی داشته باشد، و از آنکه ندارد، همان که دارد نیز گرفته خواهد شد. ازاینرو با ایشان به مَثَلها سخن میگویم، زیرا: «مینگرند، امّا نمیبینند؛ گوش میکنند، امّا نمیشنوند و نمیفهمند. نبوّت اِشعیا در مورد آنان تحقق مییابد [آنجا] که میگوید: «به گوش خود خواهید شنید، امّا هرگز نخواهید فهمید؛ به چشم خود خواهید دید، امّا هرگز درک نخواهید کرد. زیرا دل این قوم سخت شده، گوشهایشان سنگین گشته، و چشمان خود را بستهاند، مبادا با چشمانشان ببینند، و با گوشهایشان بشنوند و در دلهای خود بفهمند و بازگشت کنند و من شفایشان بخشم.» امّا خوشا به حال چشمان شما که میبینند و گوشهای شما که میشنوند.» [3]
سروش! اکنون تو بگو. چگونه میشود که انسانی هم بنگرد و هم نبیند! یا هم گوش کند و هم نشنود!»
سروش پاسخ داد: «راستش تا به حال به این بخش از آیه دقت نکرده بودم! اکنون برای خودم نیز این سؤال پیش آمد! بهراستی منظور چیست؟»
الیاس گفت: «عیسی اینجا به چشم و گوشِ دل اشاره میکند. درست است که مردمی که عیسی به آنها اشاره میکند، بینا و شنوا بودند، اما بصیرت درک و فهم سخنان او را نداشتند و به کوری و کری باطنی دچار شده بودند. حال دو تفسیر از این آیه را با یکدیگر بخوانیم:
در تفسیر قُمُّص تآدْرُسْ یَعقوب مَلَطی [4] آمده است:
«حرفِ سید را شنیدند و او را دیدند، ولی بهخاطر قساوت قلبهایشان، گوشِ دل چیزی نشنید و چشم دلشان چیزی ندید. پس صوت سید و دیدن او باعث نجات آنان نشد، بلکه حجاب قلبشان ضخیمتر شد؛ پس قساوت و کوری و شرّ آنها بیشتر شد.»[5]
یا جان گِل دربارۀ آیۀ ۱۳ میگوید:
«آنها مسیح را با چشمانِ جسمانی خویش دیدند، اما نه با چشم ایمانی.»[6]
پس میتوان گفت که جهان نهتنها تسلیدهنده را نمیبیند، که حتی عیسی را نیز ندید؛ و واضح شد که منظور از این ندیدن، کوریِ دل است؛ چراکه چشم جسمانیِ بسیاری از مردمان آن زمان عیسی را میدید و گوش جسمانیشان، سخنانش را میشنید، اما قساوت و سختی دلهایشان، چشم و گوشهای باطنیشان را سنگین کرد، گویی هرگز دعوت و پیام او را ندیده و نشنیده باشند. پس دیده نشدن به معنای روح بودن نیست.»
سروش به نشانۀ تأیید سری تکان داد و گفت: «بسیار زیبا و کامل پاسخ دادی، سپاسگزارم.»
ساره که به احترام همسرش سکوت کرده بود تا پاسخ وی تمام شود، پس از پایان توضیحاتش، رو به او کرد و گفت: «آیهای نیز به ذهن من رسید که یادآوریاش خالی از لطف نیست:
«عیسی گفت: «من برای داوری به این جهان آمدهام، تا کوران بینا و بینایان کور شوند.» بعضی از فَریسیان که نزد او بودند، چون این را شنیدند، پرسیدند: «آیا ما نیز کوریم؟» عیسی به ایشان گفت: «اگر کور بودید، گناهی نمیداشتید؛ امّا حال که ادعا میکنید بینایید، گناهکار باقی میمانید.» [7]
میبینیم که فریسیان به صراحت از عیسی میپرسند: «آیا ما کور هستیم؟» چگونه ممکن است انسانی که چشمانش بیناست و میبیند، چنین سؤالی بپرسد و بگوید: «آیا من کور هستم؟» پس اینجا نیز منظور، بینایی دل و کوری دل است. من نیز آن لحظه که الیاس تفاسیر مربوط به آیات موردنظرش را آماده میکرد، بهسراغ تفسیر کاربردی عهد جدید رفتم تا بخش مربوط به آیات مورد بحثمان را برایتان بخوانم:
در تفسیرِ کاربردیِ عهد جدید آمده است:
«در عین حال او آمد تا بینایان کور شوند (مَرقُس ۴: ۱۰–۱۲ و تفسیر آن مشاهده شود). منظور عیسی این است که او آمد تا مشخص شود افرادی مانند فَریسیان که ادعای بینایی و بصیرت روحانی دارند، از لحاظ روحانی کورند. ایشان با سخنان و اعمال خود ثابت کردند که کور هستند. کسانی که عیسی را میپذیرند، بصیرت روحانی مییابند و کسانی که عیسی را رد میکنند، در کوری روحانی باقی میمانند.» [8]
سپس ساره گوشی خود را کنار گذاشت و با لبخندی آرام رو به مهمانان کرد و گفت: «دوستان! احمد الحسن سخنی به این مضمون دارد که از خداوند بخواه تا به تو بیاموزد و بر فهم خود تکیه نکن.» [9] مشابه این سخن را در کتاب مقدس نیز داریم:
«به تمامیِ دل خود بر خداوند توکل نما و بر عقل خود تکیه مکن.» [10]
حال از شما میخواهم که دربارۀ احمد الحسن از خدا بپرسید و به دانستههای خود اکتفا و اعتماد نکنید. ما نیز تا هر زمان که نیاز باشد، در کنارتان خواهیم ماند و به یاری خداوند به سؤالات شما دربارۀ ایشان پاسخ میدهیم. امیدوارم به زودی شما را نیز در جمع ایمانداران به فرستادهٔ عیسی ببینیم.»
و سرانجام، مهمانی پُرنوری که با هدف ابلاغ دعوت فرستادهٔ عیسی تدارک دیده شده بود، به پایان رسید. ساره و الیاس، بسیار شادمان و راضی از برپایی این دورهمی، از خداوند خواستند قلب دوستانشان را به نور هدایتش روشن گرداند و طعم ایمان به تسلیدهندهٔ موعود را به آنان بچشاند.
ادامه دارد...
پانویسها:
-
[1]
انجیل یوحنا ۱۴: ۱۷-۱۶
-
[2]
انجیل یوحنا ۲۱:۱۶
-
[3]
انجیل متی ۱۳ : ۱۰ -۱۶ (ترجمۀ هزارۀ نو)
-
[4]
Tadros Y. Malaty؛از علمای کلیسای ارتدوکس قبطی (Coptic Orthodox)
-
[5]
-
[6]
https://biblehub.com/commentaries/gill/matthew/13.htm
-
[7]
انجیل یوحنا ۹: ۳۹ -۴۱ (ترجمۀ هزارۀ نو)
-
[8]
Applied New Testament Bible Commentary
-
[9]
https://t.me/ghalam_ansar_ahmad_as/1794
- [10] امثال ۵:۳