نقد برنامۀ مقایسۀ الهیات اسلام و مسیحیت
پاسخهایی به کشیش ساسان توسلی
چکیده
در ادامه، با استناد به متون قرآن و انجیل و همچنین نقلهایی از متفکرانی چون سید احمد الحسن، تلاش میشود نشان داده شود که درک تثلیث در الهیات مسیحی با چالشهای مفهومی روبهرو است. همچنین تأکید میشود که قرآن گاهی بهجای نقل لفظی، به بیان محتوایی و معنایی باورها میپردازد.
• پیشگفتار
در قسمت پیشین، به بررسی یکی از ادعاهای کشیش ساسان توسلی مبنی بر اینکه قرآن اشتباه کرده است، پرداختم و نشان دادم که ادعای او گمراهکننده و نشان از تعصب مذهبی اوست. در این قسمت، میخواهم ادعای دیگر او را دربارۀ آیه دیگری از قرآن بررسی کنم و قضاوت را به آزاداندیشان واگذار نمایم.
کشیش ساسان توسلی در همان قسمت دوم و در ادامۀ نقد آیات قرآن، به این مضمون میگوید:
«یا حتی آنجا آیات دیگری است که تثلیث را مستقیم میگوید که مسیح یا خدا یکی از سه تاست.
آن آیۀ دومین را که خواندی که میگوید سه خدا، عربی آن میگوید خدا یکی از سه خداست. آیا ما تثلیث را اینطور میفهمیم که خدا سه تاست و سه تا قسمت دارد و سه نفرند و یکی از سه تای آن، خداست؟ آیا ما چنین درکی از تثلیث داریم؟!»[1]
همچنین در ادامه به این مضمون میگوید:
«این نکتۀ خیلی مهمی است که یک قسمت، نه همۀ آن، یک قسمت از اختلاف مسیحیت و اسلام، الهیات اسلام و مسیحی ـ که موضوع درسهای ماست ـ سوءتفاهمات اسلام دربارۀ مسیحیت است، چه دربارۀ تثلیث و چه دربارۀ پسر بودن، پسر خدا بودنِ عیسای مسیح.»
همانطور که در قسمت پیشین و این قسمت خواندیم، هدف او تحقیر و کوچک نشان دادن آیات قرآن است؛ اینکه او میفهمد، ولی قرآن دچار سوءتفاهم شده است و نمیفهمد!
• تعریف تثلیث از سوی دکتر ساسان توسلی
پیش از همهچیز شاید لازم باشد تعریف ساسان توسلی از تثلیث را ارائه کنم؛ او در برنامۀ دیگری به این مضمون گفته است:
«تثلیث در ایمان مسیحی، یک نکتهای است در اعتقادنامه و الهیات مسیحی که کلیسای مسیحی در قرن چهارم این اعترافنامه را با این فرمول تقریباً مطرح میکند که ما در مسیحیت میگوییم: ما به یک خدا ایمان داریم که آن خدا خود را در سه شخص به ما نشان داده است؛ ما به یک خدا ایمان داریم که آن خدا خود را در شخص پدر، پسر و روح القدس به ما نشان داده است.»[2]
از دیدگاه کشیش ساسان توسلی و سایر مسیحیان همباور با او، شخص پدر ـ که در نزد ما مسلمانان همان خدای پاک و بلندمرتبه و لاهوت مطلق است ـ یکی از سه شخص تثلیث است. یعنی در نظر آنان پسر (عیسای مسیح) و روحالقدس نیز خدا هستند. اینها (پدر، پسر و روحالقدس) یکی نیستند؛ اما هر سه لاهوت مطلق هستند و خدا در این سه شخص نشان داده شده است.[3]
• معنای حقیقی تثلیث
همانطور که پیشتر ارائه شد، کشیش توسلی وقتی میخواهد از آن متن قرآن اشکال بگیرد، چنین میگوید:
«عربی آن میگوید که خدا یکی از سه خداست. آیا ما تثلیث را اینطور میفهمیم که خدا سه تاست و سه تا قسمت دارد و سه نفرند و یکی از سه تای آن، خداست؟ آیا ما چنین درکی از تثلیث داریم؟!»
باید بگویم کشیش ساسان توسلی و سایر مسیحیان تثلیثی نمیگویند که سه خدا وجود دارد؛ زیرا این تفسیر بهصورت آشکارا با کلمات کتاب مقدس که دربارۀ وحدانیت خداست، مغایرت دارد.[4] آنان در تفسیر اینکه چگونه ممکن است خدا، سه شخصیت داشته باشد و این سه شخصیت یکی نباشند، اما در آن واحد، دارای یک جوهر و ذات باشند درماندهاند. برای نمونه، کشیش توسلی دربارۀ باور پرتناقض تثلیث میگوید:
«ماورای عقل است، ولی بر ضد عقل نیست.»[5]
باور دارم چنین سخنی تلاشی عاجزانه برای رهایی از مخمصهای است که پدران کلیسا ساختهاند و آنان دنبالهرویشان شدهاند؛ اما در حقیقت هر قدر هم از این موضوع بگریزند، هر عاقلی میتواند پی ببرد که تثلیث چنین معنایی دارد که سه خدای متمایز وجود دارند و پدر (یا خدای پاک و بلندمرتبه) یکی از این سه خداست.[6]
• آیۀ مورد اشکال ساسان توسلی و پاسخ به آن
اکنون به متن موجود در قرآن نگاهی بیفکنیم؛ متنی که کشیش ساسان توسلی ادعا میکند برخلاف باور و توضیح مسیحیان از تثلیث است:
(آنان که گفتند: خدا یکی از سه تاست، یقیناً کافر شدند، و حال آنکه هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست. و اگر از آنچه میگویند بازنایستند، قطعاً به کسانی از آنان که [بهسبب چنین اعتقادی] کافر شدند، عذابی دردناک خواهد رسید).[7]
در اینجا لازم است به چند نکته توجه کنیم:
چرا کشیش توسلی به این موضوع اشاره نمیکند که ممکن است قرآن بهجای به کار بردن از عبارت «پدر»، از عبارت «خدا» استفاده کرده باشد؟! و میپرسم: اگر قرآن چنین کاری کرده باشد، آیا این کار قرآن اشتباه است؟!
در حقیقت، خودشان نیز میدانند که هیچ اشکالی در آن نیست؛ زیرا آنچه مسلم است، این است که تنها شخصیت «پدر» در کتاب مقدس است که لاهوت مطلق یا خداست؛ همانطور که عیسای مسیح بیان میکند:
«ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم.»[8]
این متن نشان میدهد که عیسای مسیح دارای جهل است و جهل نقص است و لاهوت مطلق یا خدا نقص یا جهل یا تاریکی ندارد و او نور مطلق است؛ پس تنها پدر است که لاهوت مطلق و آن خدای یگانۀ بینیاز و بدون شریک است.[9]
و پولُس بیان میکند:
«زیرا خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسطی است؛ یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد.»[10]
او بهروشنی عیسی (ع) را برابر با خدا نمیداند، بلکه او را انسانی میداند که واسطۀ بین خدا و انسانهاست.
در نتیجه، اینکه قرآن بهجای استفاده از پدر، عبارت خدا را به کار میبرد، بدون اشکال و درست است؛ همانطور که این متون نیز گواه این موضوع است:
«عیسی بدو گفت: "مرا لمس مکن؛ زیرا هنوز نزد پدر خود بالا نرفتهام. و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما میروم."[11]
«متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح؛ که بهحسب رحمت عظیم خود ما را بهوساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان از نو تولید نمود برای امید زنده؟»[12]
«۳ عیسی با اینکه میدانست پدر همهچیز را بهدست او داده است و از نزد خدا آمده و به جانب خدا میرود، ۴ از شام برخاست و جامۀ خود را بیرون کرد و دستمالی گرفته، به کمر بست.»[13]
«فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد.»[14]
«تا خدای خداوند ما عیسی مسیح که پدر ذوالجلال است، روح حکمت و کشف را در معرفت خود به شما عطا فرماید.»[15]
«خدا و پدر خداوند خود عیسی مسیح را شکر میکنیم و پیوسته برای شما دعا مینماییم.»[16]
بنابراین کلمات تقدیمشده از کتاب مقدس بهروشنی نابرابری پدر و پسر را نشان میدهد و اینکه پدر از پسر یا عیسی (ع) بزرگتر و برتر است و لاهوت مطلق یا خدا تنها پدر است.
• توضیحی دربارۀ نحوۀ بیان کلام قرآن
در اینجا یک پرسش باقی میماند که چرا قرآن نگفته است: (آنان که گفتند: پدر یکی از سه تاست، یقیناً کافر شدند) و بهجای آن چنین گفته است: (آنان که گفتند: خدا یکی از سه تاست، یقیناً کافر شدند...)؟! یعنی چرا قرآن تعریف تثلیث را همانطور که مسیحیان میگویند، بیان نکرده است و بهجای آن، حقیقت تناقضگونۀ تثلیث را از جانب مسیحیان بیان میکند؟!
مایلم برای کشیش ساسان توسلی ـ که مدرک دکترای خود را در رشتۀ مطالعات اسلامی از دانشگاه بیرمینگهام انگلستان اخذ کرده است ـ بیان کنم: از آنجا که هر نهاد رسمی سخنگویی دارد که مفسر حقیقی آن نهاد است، دین اسلام نیز سخنگویان رسمی دارد و آنان فرستادگان خدا، حضرت محمد (ص) و پس از او (ص) جانشینان او (ص) هستند که اسامیشان در وصیت شب وفات او (ص) ذکر شده است.[17]
حال که این موضوع مشخص شد، بهسراغ مثالهایی از قرآن خواهیم رفت تا کسانی که نمیدانند، با نحوۀ کلام خدا در قرآن آشنا شوند؛ در قرآن میخوانیم:
(مسلماً خداوند سخن كسانى را كه گفتند: «خدا نيازمند است و ما توانگريم»، شنيد. بهزودى آنچه را گفتند، و به ناحق كشتنِ آنان پيامبران را، خواهيم نوشت و خواهيم گفت: «بچشيد عذاب سوزان را.»)[18]
اکنون توضیح ارزشمند سید احمد الحسن ـ از سخنگویان رسمی دین اسلام و سیزدهمین جانشین از جانشینان بیستوچهارگانۀ یادشده در وصیت پیامبر اسلام ـ را دربارۀ این آیه از قرآن بخوانیم؛ او میگوید:
«اینان در این آیه، اهل کتاب هستند و ادعا میکنند که به خدا ایمان دارند؛ حال چطور ممکن است کسی تصور کند که این عده دربارۀ خدایی که به او گرویدهاند، اینگونه بگویند که او فقیر و بینواست؟!
به خدا سوگند، آنان نگفتند خدا فقیر است، بلکه دربارۀ پیامبران و فرستادگان چنین سخنی بر زبان راندند و با این گفته ایشان را ملامت و سرزنش کردند. علمای غیرعامل و پیروانشان که در هر زمان با گفتار و کردار از آنان تبعیت میکردند، دربارۀ انبیا و اوصیا میگفتند که اگر اینان با خدا بودند، خداوند بینیازشان میساخت؛ چراکه برای دفاع از عقیدۀ خود به یاور و مال و سلاح نیاز پیدا میکردند. اینان چنین میانگاشتند که زیادی اموال و یاوران علمای غیرعامل، تأییدکنندۀ آنان و دلیلی بر حقانیتشان است.»[19]
سپس کلمات سایر سخنگویان دین اسلام را در تأیید تفسیر خود میآورد؛ که میتوانید آنها را در منبع ارائهشده مطالعه کنید.
همچنین در قرآن میخوانیم:
(دانشمندان و راهبان خويش، و مسيح پسر مريم را بهجاى اللّه به خدايى گرفتند و حال آنكه مأمور بودند تنها يك خدا را بپرستند، كه هيچ خدايى جز او نيست. منزه است از آنچه شريكش مىسازند).[20]
اکنون کلام یکی از سخنگویان اسلام و قرآن را یادآور میشویم؛ یعنی امام صادق (ع).
ابوبصیر گوید: از امام صادق (ع) دربارۀ آیۀ (دانشمندان و راهبان خويش را بهجاى اللّه به خدايى گرفتند)، پرسیدم. فرمود: «به خدا سوگند! مردم را برای عبادت خودشان دعوت نکردند و اگر چنین کاری میکردند، مردم از آنان نمیپذیرفتند؛ ولی حلال خدا را برای آنان حرام و حرام خدا را حلال کردند؛ پس ناخودآگاه آنان را پرستیدند.»[21]
بنابراین اکنون کسانی که نمیدانستند، با مطالعۀ این کلمات پی خواهند برد که کلام خدا در قرآن چگونه است.
همچنین از آنجا که ساسان توسلی، بر مذهب پروتستان است و به متن عبری عهد قدیم ایمان دارد، میخواهم مثالی از کتاب مقدس برای او ذکر کنم.
در انجیل مَتّیٰ میخوانیم:
«و اینهمه برای آن واقع شد تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد: "که اینک باکره، آبستن شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است: خدا با ما."»[22]
پیشگویی بیانشده، برگرفته از تنخ یهودی یا عهد قدیم است؛ که ما آن را در اشعیا ۱۴:۷ مییابیم. اما مسئله این است که عبارت «עלמה» در متن عبری آن، به معنای «باکره» نیست؛ بلکه به معنای «زن جوان» است! بله؛ مشکلی که وجود دارد این است که هر زن جوانی ممکن است باکره نباشد و این زن ممکن است زن غیرباکرهای باشد؛ پس به چه دلیلی انجیل بهجای بیان دقیق متن عبری (یعنی زن جوان)، عبارت باکره را آورده است؟![23]
بنابراین کشیش توسلی به این نتیجه راضی است که نباید معنای ظاهری عبارت עלמה در اشعیا ۱۴:۷ را اصل قرار داد و انجیل مرتکب اشتباه یا تحریف حقیقت نشده است؛ بلکه انجیل معنای دقیق این زن جوان را ـ که باکره است ـ گفته است.
بنابراین از فرد عاقل و عادل انتظار میرود در برابر آیات قرآن متعصبانه برخورد نکند.
• تا اینجا
قرآن از قول مسیحیان میگوید که خدا یکی از سه (سه شخص تثلیث) است و این بیان قرآن، محل اشکال کشیش ساسان توسلی است؛ و در پاسخ به اشکال او چند نکته را ارائه کردم:
اول. کتاب مقدس نشان میدهد که تنها پدر، لاهوت مطلق و خدای حقیقی است و استفاده از عبارت خدا بهجای پدر بدون اشکال است و این نکتۀ مقدماتی است.
دوم. گرچه مسیحیانی همچون کشیش توسلی همواره کوشیدهاند که نشان دهند در تثلیث ما به یک خدا باور داریم، اما ماهیت حقیقی تثلیث، باورمندی به سه خداست و در این باور، پدر یا خدای پاک و بلندمرتبه، یکی از آن سه خداست.
سوم. دریافتیم که ممکن است قرآن بهجای آنکه موضوعی را بهصورت مستقیم یا با صراحت بیان کند، مفهوم یا حقیقت آن را بیان کند و در این موضوع جای هیچ تردیدی نیست.
در نتیجه، به باور من این اشکال کشیش ساسان توسلی نیز وارد نیست.
با ما همراه باشید.
پانویسها:
-
[1]
کشیش دکتر ساسان توسلی، شبکۀ محبت تیوی، مقایسۀ الهیات اسلام و مسیحیت، قسمت دوم، دقیقۀ 18:50 به بعد:
https://youtu.be/iXLH-yN2aNg?si=naodg8jXNmTR-pEz
-
[2]
کشیش دکتر ساسان توسلی، کلیسای فارسیزبان کلوری چپل، شبان فیروز، تثلیث، قسمت اول، دقیقۀ 01:45 به بعد:
https://youtu.be/djFsyEfqoXA?si=t9YFd5J2Ky9nLAh_
-
[3]
کشیش دکتر مهرداد فاتحی، شبکۀ محبت تیوی، تثلیث، از دقیقۀ 7 تا 18:
https://youtu.be/AQ8xlbaPrp4?si=0KY7U5BXDfDPQy7S
کشیش الناتان باغستانی، شبکۀ محبت تیوی، بنیاد ایمان مسیحی، مقدمهای بر تثلیث، دقیقۀ ۱۱ تا ۱۲:
https://youtu.be/EFhoYI7fBS8?si=XOB1-KU9k8hZbv5X
-
[4]
آندریاس انصاری، نشریۀ زمان ظهور، شمارۀ ۱۴۹، سلسلهپاسخهایی به بدعت شمارۀ ۱۰۱ یوحنای دمشقی، قسمت ۱۳:
https://t.me/Zaman_Zohour/9445
-
[5]
کشیش دکتر ساسان توسلی، کلیسای فارسیزبان کلوری چپل، شبان فیروز، تثلیث، قسمت اول، از دقیقۀ ۱۲:۴۳ به بعد:
https://youtu.be/djFsyEfqoXA?si=t9YFd5J2Ky9nLAh_
-
[6]
جالب است بدانیم دکتر ساسان توسلی اعتراف میکند که بسیاری از مسیحیان هنگامی که صحبت از تثلیث میشود، مات و مبهم میمانند! باور دارم این موضوع نهتنها برای بسیاری از مسیحیان بلکه برای همۀ آنان پرتناقض و غیرعقلانی و ضد عقل است و آنان نمیتوانند بین کتاب مقدس و تثلیث ارتباط درستی پیدا کنند. ر.ک: کشیش دکتر ساسان توسلی، کلیسای فارسیزبان کلوری چپل، شبان فیروز، تثلیث، قسمت اول، ثانیۀ 00:19 به بعد:
https://youtu.be/djFsyEfqoXA?si=t9YFd5J2Ky9nLAh_
-
[7]
سورۀ مائده، آیۀ ۷۳: ﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۚ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾.
-
[8]
مَرقُس 32:13.
-
[9]
ر.ک: سید احمد الحسن، توحید، فصلالخطاب از انجیل، ص130.
-
[10]
اوّلِ تیموتائوس ۵:۲.
-
[11]
انجیل یوحنّا ۱۷:۲۰
-
[12]
۱پطرس ۳:۱.
-
[13]
انجیل یوحنّا ۳:۱۳.
-
[14]
فلیپیان ۲:۱.
-
[15]
اَفَسُسیان ۱۷:۱
-
[16]
کولسیان ۳:۱
-
[17]
ر.ک: طوسی، غیبت، ص۱۵۰ و ۱۵۱.
-
[18]
سورۀ آلعمران، آیۀ۱۸۱: ﴿لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ ۘ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ﴾.
-
[19]
سید احمد الحسن، توحید، الوهیت، ص 59 و 60.
-
[20]
سورۀ توبه، آیۀ ۳۱: ﴿اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾.
-
[21]
شیخ کلینی، کافی - ط الاسلامية، ج ۲، ص ۳۹۸، ح ۷: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ) فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا دَعَوْهُمْ إِلَى عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ دَعَوْهُمْ إِلَى عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ لَمَا أَجَابُوهُمْ وَ لَكِنْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ.»
-
[22]
انجیل مَتّیٰ ۲۲:۱-۲۳.
- [23] برای توضیحات بیشتر دربارۀ این متن و متون دیگر، به این مقاله مراجعه کنید: آندریاس انصاری، نشریۀ زمان ظهور، شمارۀ ۱۴۶، سلسلهپاسخهایی به بدعت ۱۰۱ یوحنای دمشقی، قسمت یازدهم، بخش دوم: