نقد برنامهٔ مقایسهٔ الهیات اسلام و مسیحیت پاسخهایی به کشیش ساسان توسلی
چکیده
وقتی آنها باور دارند که پسر از پدر مولود یا منفصل شده است، پس پسر کاملاً با پدر مطابقت دارد و تمایزی بین عیسی علیهالسلام و پدر نیست
• پیشگفتار
در ادامهٔ دو قسمت پیشین، به بررسی ادعای دیگری از کشیش ساسان توسلی میپردازم؛ او به این مضمون میگوید:
«بگذار یک آیهٔ دیگر نیز از قرآن میخواهم بخوانی. این را به تو نگفته بودم بخوانی. امیدوارم که شمارهٔ آیهٔ آن همان باشد که من اینجا نوشتم؛ سورهٔ ۶، آیهٔ ۱۰۱ میگویم. حالا شاید در بعضی از قرآنها شمارهها یکیدو تا بالا و پایین باشد.»[1]
سپس مجری برنامه، ادوین کشیش آبنوس، آیه را میخواند؛ سپس آقای توسلی به این مضمون میگوید:
«ببین! دوباره سوءتفاهم قرآن! که اگر ما میگوییم عیسای مسیح فرزند خداست، پس باید خدا یک جفت نیز داشته باشد!
پس خدا باید یک زن، یک همسری داشته باشد که اگر میگوییم پدر، پس مسیح دیگر باید مادر نیز داشته باشد؛ چطور میتواند پدر بگوید "خدا پدر من است"، پس مادر او چه میشود؟! پس میخواهم بگویم انگار قرآن اصلاً صحبت الهیات مسیحی را، ایمان مسیحی را، نفهمیده است. که نه، ما نمیگوییم خدا نیاز به یک همسر دارد که فرزند داشته باشد؛ اینها صحبتهای روحانی دربارهٔ مسیح است که میکنیم، نه صحبتهای جسم؛ نه اینکه خدا باید رابطهٔ جنسی داشته باشد که فرزند داشته باشد؛ پس میخواهم بگویم یک قسمت از صحبتها، [یا] اعتراضات اسلام به مسیحیت، سوءتفاهمات است؛ نه همهٔ آن.»[2]
اما آیۀ مورد بحث این آیه شریفه است:
﴿پدیدآورندهٔ آسمانها و زمین است. چگونه او را فرزندی باشد، در صورتی که برای او همسری نبوده، و هر چیزی را آفریده، و اوست که به هر چیزی داناست﴾.[3]
پرسش این است که آیا کشیش ساسان توسلی بهدرستی متوجه منظور قرآن شده است؟!
• سوءتفاهم کشیش ساسان توسلی
سید احمد الحسن ـ تنها سخنگوی رسمی اسلام در زمان ما ـ در حین توضیح دربارهٔ این موضوع که عیسی علیهالسلام خدا را پدر خطاب کرده است، حدیثی را آورده است که سخن بزرگترین شخصیت اسلام، یعنی پیامبر خدا حضرت محمد (ص)، است [4]؛ که این حدیث شریف چنین است:
علیبن ابراهیم از پدرش، از نوفلی، از سکونی، از ابوعبدالله (علیهالسلام) نقل میکند:
«رسول خدا (ص) فرمود: آفریدهها خانوادۀ خدا هستند؛ پس محبوبترین آفریدهها در نظر خدا کسی است که به خانوادۀ خدا سودی برساند و بر خانوادهای شادی وارد کند.»[5]
این حدیث شریف بهروشنی نشان میدهد که هیچ اشکالی وجود ندارد که خدا را پدر خود خطاب کنیم و به عبارت دیگر، هیچ اشکالی وجود ندارد که عیسی علیهالسلام را پسر خدا بدانیم و همچنین مشخص میکند که آقای دکتر توسلی دربارهٔ موضع اسلام و قرآن نسبت به پسر خدا بودن عیسی علیهالسلام دچار سوءتفاهم شده است؛ بنابراین آیه باید دربارهٔ موضوع دیگری بحث کرده باشد.
• مولود شدن پسر از پدر
نمیدانم چرا آقای دکتر توسلی پیش از آوردن کلام قرآن، توضیحی دربارهٔ باور خود ـ یعنی مولود شدن پسر از پدر ـ نمیدهد و سپس درصدد این موضوع است که به قرآن ـ که آکنده از موضوعات روحانی و باطنی عمیق است ـ درس بدهد و بگوید اینها صحبتهای روحانی است و جسمانی نیست؟!!
پس به باور بنده لازم است که در همین ابتدا کلمات یکی از بزرگترین پدران کلیسا، یعنی یوحنای دمشقی، را بیاورم که تقریباً یک قرن و اندی با حیات پربرکت پیامبر اسلام (ص) فاصلهٔ زمانی داشت؛ دمشقی در بحث پدر و پسر گفته است:
«خدا همچنین پدر است، همیشه نامولود؛ زیرا او از هیچکس زاییده نشده؛ ولی پسرِ همابدی خود را زاییده است؛ خدا همانند پسر است، [پسر] همیشه همراه پدر، زاییدهشده از پدر بدون زمان، همیشگی، بدون تغییر یا هوای نفس، یا جدایی از او.»[6]
باید بگویم که آیهٔ قرآن دربارهٔ همین موضوع صحبت میکند و اشکالی را دربارهٔ این باور طرح میکند که لازم است ساسان توسلی و سایر مسیحیانی که دربارهٔ این آیه به اشتباه افتادهاند، به آن دقت نمایند.
• توضیح آیه از جانب سید احمد الحسن
در ابتدا میخواهم این باور مسیحیان تثلیثی را یادآوری کنم که آنها باور دارند هر سه اُقنوم[7]، یعنی پدر (خدای پاک و بلندمرتبه) و پسر (عیسی) و روحالقدس، دارای یک جوهر یا ذات هستند؛ اما با این حال از یکدیگر متمایزند و یکی نیستند. پس از بیان این یادآوری، توضیح سید احمد الحسن دربارۀ آیۀ مورد بحث از قرآن را ارائه میکنم؛ او میگوید:
«اگر به وجود اختلاف یا تمایز یا تفاوت معتقد باشید ـ همانطور که نصارا امروزه چنین باور دارند و میگویند اقانیم از هم متمایزند ـ این الزاماً بهمعنای وجود لاهوت دوم است (...صَاحِبَةٌ: همسر...) تا پسر از دو تا صادر شده باشد که در این صورت مطابق با هیچکدام نخواهد بود؛ چراکه او از هر دوی اینها با هم صادر شده است؛ بنابراین آیا شما به وجود لاهوت دوم (الصاحبة: همسر) که پیش از پسر بوده است اعتقاد دارید؟!
بدانید اگر به وجود پسر معتقدید، بهناچار باید قبل از او به وجود لاهوت دوم (الصاحبة: همسر) معترف شوید؛ وگرنه چطور بدون وجود لاهوت مطلق دوم (الصاحبة: همسر) از پدید آمدن پسر (لاهوت مطلقی که از آن حاصل شده است) دم میزنید؛ آن هم از همان ابتدای کار بههمراه خدای سبحانومتعال!»[8]
بنابراین، اشکال قرآن بر لقب «پسر خدا» بودن عیسی علیهالسلام نیست؛ بلکه اشکال قرآن بر باور مسیحیان تثلیثی است که اعتقاد دارند از لاهوت مطلق (یعنی پدر یا خدا)، لاهوت مطلقی دیگر (یعنی پسر) انفصال یا صادر، یا مولود شده است؛ و این دو لاهوت مطلق از یکدیگر متمایزند و یکی نیستند؛ اما همزمان دارای یک ذات یا جوهرند! این باور آنان، همانطور که سید احمد الحسن توضیح میدهد، به معنای مطابقت پسر با پدر است.
سید احمد الحسن میگوید:
«اگر بگویید این فرزند فقط از خدای سبحانومتعال صادر شده، به آن معناست که فرزند کاملاً با پدر مطابقت دارد ـ با قطعنظر از اینکه حقیقتِ بسیطِ (غیرمُرکّب) مطلق نمیتواند متعدد و چندگانه باشد ـ حال، در این صدور چه مفهوم و چه حکمتی نهفته است؟! و حال آنکه هیچ تمایز یا اختلاف و تغییری که بتوان به تصور آورد، وجود ندارد! آیا بر این باورید این پدر، غیرِحکیم است؟! چراکه فرزندی از او متولد یا صادر شده است که نه برای او، سبحانومتعال، سودی بههمراه دارد و نه برای دیگری!؟»[9]
برای توضیح بیشتر:
اگر الف و ب دارای یک جوهر و ذات باشند ـ یا به عبارت دیگر، کاملاً از هر جهت با هم مطابق باشند ـ یعنی در ذات، صفات، مرتبه و وجود تفاوتی نداشته باشند، در این صورت الف و ب، دو چیز نیستند، بلکه یک چیزند. چون اگر دو چیز باشند، باید حداقل یک تفاوت داشته باشند (در زمان، امکان یا ذات). پس اگر کسی بگوید: «موجودی با خدا کاملاً مطابق است»، باید بپذیرد که: یا آن موجود، عین خداست (یگانگی وجودی دارد)، یا اینکه در واقع تفاوتی هست، و در نتیجه تطابق کامل ممکن نیست.
همچنین سید احمد الحسن میگوید:
«کسی که معتقد باشد بین این دو تمایز و تفاوت هست، الوهیّت مطلق بودن الوهیّت دوم، عقیدهاش را نقض میکند؛ زیرا این نقض بر او وارد و بهجاست و تمایزی نمیتواند باشد جز در کمال مطلق»[10]
پس، از طرفی باید بدانیم که لاهوت مطلق، کمال مطلق دارد؛ یعنی وجودی که همهٔ صفات کمال (علم، مهربانی، بزرگی، بردباری، قدرت، بینیازی و...) را بهصورت نامحدود، بینقص، ازلی و ذاتی داراست. و هنگامی که میگویند پدر و پسر، لاهوت مطلقاند اما از یکدیگر متمایزند، باید بدانند که این تفاوت باید در مرتبهٔ کمالشان باشد! یعنی ناگزیرند بپذیرند یکی کاملتر از دیگری است و آن دیگری ناکامل است؛ و در این صورت، دیگر نمیتواند لاهوت مطلق باشد. برای نمونه، اگر بگویند پسر که از پدر مولود شده است، لاهوت مطلق است، پس باید بپذیرند که پدر یا خدا، لاهوت مطلق نیست! بنابراین، تعدد لاهوت با فرض «کمال مطلق» باطل میشود.[11]
• تا اینجا
کشیش ساسان توسلی گمان میکرد که آیۀ ۱۰۱ سورۀ انعام دربارۀ رد پسرِ خدا بودن عیسی علیهالسلام صحبت میکند؛ اما در این مقاله تبیین شد که طبق حدیثی از پیامبر خدا حضرت محمد (ص)، اسلام با موضوع پسر خدا بودن مشکلی ندارد. همچنین مشخص شد که این آیۀ قرآن، در رد باور مسیحیان دربارۀ انفصال یک لاهوت مطلق (یعنی پسر یا عیسی علیهالسلام) از لاهوت مطلق دیگر (یعنی پدر یا خدای پاک و بلندمرتبه) است که از یکدیگر متمایزند! همانطور که براساس روشنگری سید احمد الحسن ارائه شد، وقتی آنها باور دارند که پسر از پدر مولود یا منفصل شده است، پس پسر کاملاً با پدر مطابقت دارد و تمایزی بین عیسی علیهالسلام و پدر نیست! اما آنها باور دارند که این دو اُقنوم از یکدیگر متمایزند! اینجاست که قرآن، اشکال این باور را بیان میکند؛ که مسیحیان تثلیثی با چنین باوری، به وجود لاهوت مطلق دیگری نیز معترف شدهاند که پسر از آن نیز مولود شده است؛ چراکه تنها در این صورت است که پسر، متمایز از پدر خواهد بود.[12]
با ما همراه باشید...
پانویسها:
-
[1]
دقیقۀ ۲۰:۰۰ به بعد:
https://youtu.be/iXLH-yN2aNg?si=naodg8jXNmTR-pEz
-
[2]
همان
-
[3]
سورۀ انعام، آیۀ ۱۰۱: ﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾
-
[4]
ر.ک: سید احمد الحسن، پاسخهای روشنگرانه بر بستر امواج، ج ۳، پاسخ به سؤال ۲۵۳؛ او توضیحات بیشتری را نیز آورده است که بسیار مفید است و میتوانید از آن بهرههای فراوانی ببرید؛ آندریاس انصاری، نشریۀ زمان ظهور، شمارۀ ۱۶۳، سلسلهپاسخهایی به بدعت ۱۰۱ یوحنای دمشقی، قسمت پانزدهم:
https://t.me/Zaman_Zohour/10342
-
[5]
شیخ کلینی، کافی - ط الاسلامية، ج ۲، ص۱۶۴، ح ۶: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): الْخَلْقُ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيَالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً.
-
[6]
یوحنّای دمشقی، شرحی از ایمانِ ارتدوکس، کتاب ۱، فصل ۱۳. دربارهٔ جایگاه خدا، و اینکه تنها الوهیت غیرمختون است.
-
[7]
در وبسایت «قدیس تكلاهيمانوت قبطی ارتدکس» آمده است:
«کلمه "أقنوم" [تلفظ اُقنوم] (*) معرب از کلمۀ سریانی "قنوما – "Qnoma است و معادل انگلیسی آن "Hypostasis" [تلفظ: هیپوستاسیس] است. جمع آن "أقانيم" [تلفظ اَقانیم] است. کلمۀ "أقنوم" به معانی زیر اشاره دارد: شخص – ذات – عین – حقیقت – جوهر – اصل – ماهیت – طبیعت مفرد – موجود زندهای که وجود مستقل دارد (یعنی اعمال خود را از ذات خود میگیرد و نه از دیگری). این کلمه بهطور خاص به اقانیم تثلیث مقدس، یعنی پدر، پسر و روحالقدس، اطلاق میشود. در زبان یونانی، معادل آن ύπόστασις (هیپوستاسیس) است.»
متن عربی: «أقنوم"(*) تعريب للكلمة السريانية "قنوما – "Qnoma، وبالإنجليزية هي Hypostasis وجمعها "أقانيم". وكلمة "أقنوم" تفيد المعاني التالية: شخص – ذات – عين – حقيقة – جوهر – أصل – ماهية – طبيعة مفردة – كائن حي قائم بذاته (أي أنه يستمد أعماله من ذاته وليس من آخر). واختصَّت الكلمة بأقانيم الثالوث القدوس الآب والابن والروح القدس، وهي في اليونانية ύπόστασις (هيبوستاسيس).» http://tak.la/243768a
-
[8]
سید احمد الحسن، توحید، ص ۱۱۱.
-
[9]
همان، ص 110 و 111.
-
[10]
همان، ص ۱۱۲.
-
[11]
ر.ک: آندریاس انصاری، نشریۀ زمان ظهور، شمارۀ ۱۶۲، سلسلهپاسخهایی به بدعت ۱۰۱ یوحنای دمشقی، قسمت چهاردهم:
https://t.me/Zaman_Zohour/10257
-
[12]
سید احمد الحسن توضیحات بیشتری را در رد باور انفصال یک لاهوت مطلق (پسر) از لاهوت مطلق دیگر (پدر) ارائه کرده است که میتوانید آن را مطالعه نمایید؛ ر.ک: آندریاس انصاری، نشریۀ زمان ظهور، شمارۀ ۱۶۲، سلسلهپاسخهایی به بدعت ۱۰۱ یوحنای دمشقی، قسمت چهاردهم:
https://t.me/Zaman_Zohour/10257