گفت‌وگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسای مسیح ـ احمد الحسن ـ (فصل دوم) شاخه و نهال

گفت‌وگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسای مسیح ـ احمد الحسن ـ (فصل دوم) شاخه و نهال

قسمت 2

چکیده

این گفت‌وگوی داستانی، در ادامهٔ بررسی بشارت‌های کتاب مقدس، به تفسیر آیهٔ اشعیا ۱۱:۱ می‌پردازد و با نقد دیدگاه‌های رایج مفسران مسیحی، می‌کوشد نشان دهد که «نهال» و «شاخه» دو شخصیت متفاوت‌اند، نه یک شخص واحد. نویسنده با استناد به متن عبری، دیگر بشارت‌های کتاب مقدس و تبیین‌های احمد الحسن، تلاش می‌کند برداشت تازه‌ای از این آیه ارائه دهد و زمینه‌ای برای معرفی شخصیت مرموز همراهِ منجی فراهم سازد.

 

«ای خداوند، طریق‌های خود را به من بیاموز و راه‌های خویش را به من تعلیم ده. مرا به راستیِ خود سالک گردان و مرا تعلیم ده، زیرا تو خدای نجات من هستی. تمامی روز منتظر تو بوده‌ام.»[1]

این آیه‌ای بود که ساره در دل می‌خواند و با خواندنش آرام می‌گرفت. او با خدای خود نجوا می‌کرد که به او و الیاس بهترین و تأثیرگذارترین بیان را بدهد تا بتوانند به شایستگی از احمد الحسن دفاع کنند و حقانیت ادعایش را برای پدر، مادر و سروش ثابت نمایند.

الیاس، پس از شنیدن پاسخ پدر که شاخه و نهال را ـ هر دو ـ مسیح معرفی کرد، ادامه داد و گفت: «پدر جان! لطفاً یک‌بار دیگر به متن آیه دقت کنید:

«و نهالی از تنهٔ یسَّی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت.»[2]

چگونه می‌شود این دو یک شخصیت باشند، درحالی‌که آیه می‌گوید شاخه از ریشه‌های نهال است؟ اگر یکی بودند، حداقل می‌شد این‌گونه بیان شود که "نهالی از تنهٔ یسی بیرون آمده و سپس شاخه خواهد شد!"؛ اما به‌صراحت آمده است که شاخه از ریشه‌های نهال خواهد شکفت. کاملاً واضح است که این دو اشاره به یک شخصیت یکسان ندارند.»

پدر لبخندی زد و گفت: «پسرم، از توضیحاتت متشکرم، ولی من این نظر را از خود بیان نکردم؛ بلکه آن را در تفاسیر مفسرین خوانده بودم. می‌دانی که برخی از مفسرین و بزرگان کلیسا "نهال و شاخه" را مسیح معرفی کرده‌اند.[3] و حتماً با اصطلاح توازی یا "Parallelism" آشنا هستی. در بسیاری از آیات عبری، برای تأکید یا زیبایی، جمله در دو قسمت آورده می‌شود که هر قسمت تقریباً همان معنا را تکرار می‌کند یا آن را گسترش می‌دهد؛ مانند آیهٔ زکریا ۹:۹. بسیار این آیه را دوست دارم، چراکه بشارت پادشاه موعود را می‌دهد:

«ای دختر صهیون! بسیار وجد بنما، و ای دختر اورشلیم! آواز شادمانی بده. اینک پادشاه تو نزد تو می‌آید. او عادل و صاحب نجات و حلیم است و بر الاغ و بر کرّه بچۀ الاغ سوار است.»

مشخص است که منظور از ذکر هم «الاغ» و هم «کرّه بچهٔ الاغ» این نیست که پادشاه بر هر دو سوار بوده است، بلکه با توجه به ساختار توازی، بیشتر مفسران بر این باور هستند که منظور آیه یک حیوان واحد است؛ یعنی همان حیوان به دو تعبیر توصیف شده است، نه این‌که عیسی دو حیوان جداگانه را سوار شده باشد. یا ساده‌تر بگویم، کلمهٔ «و» بین «بر الاغ» و «بر کرهٔ الاغ» به معنای هم‌زمان سوار شدن بر دو حیوان نیست، بلکه به‌عنوان «حتی، حتی اگر بخواهی دقیق‌تر بگویی…» به کار رفته است. یعنی پادشاه بر الاغ، یا دقیق‌تر بگوییم، بر کرهٔ الاغ سوار است.»

ساره که تا این زمان سکوت کرده بود و به توضیحات پدر و الیاس گوش می‌داد، تصمیم گرفت در گفت‌وگو شرکت کند. او از همسرش عذرخواهی کرد و گفت: «الیاس جان! پوزش می‌خواهم. اگر اجازه بدهی، من پاسخ این سخن پدر را بدهم.»

سپس رو به پدر کرد و گفت: «پدرجان! نظر مفسران که الهام‌شده از وحی نیست و قطعاً خطا و اشتباه در این نظرات وجود دارد. می‌دانید، اکنون ناخودآگاه به یاد این آیه افتادم:

«اما در میان قوم، انبیای دروغین نیز بودند، همان‌گونه که در میان شما نیز معلمان دروغین خواهند بود که پنهانی بدعت‌های مهلک خواهند آورد و حتی سَروری را که ایشان را خریده، انکار خواهند کرد و این‌گونه، هلاکتی سریع بر خود فرو خواهند آورد. بسیاری فجور ایشان را پیروی خواهند کرد، و به‌سبب آنان راه حق مذمّت خواهد شد. ایشان از طمع، با توسل به سخنان فریبنده، از شما بهره‌کشی خواهند کرد...»[4]

پدرجان! خوب است که نظرات گوناگون را بخوانیم و بسنجیم، اما نباید فراموش کنیم که بسیاری از انحراف‌ها و اختلافات دنیای مسیحیت، ناشی از تفاسیر همین مفسرین است. آن‌ها که به منبع اصلی کلام متصل نیستند، پس طبیعی است که نظرات‌شان کاملاً شخصی و بی‌ارتباط با آن سرچشمه باشد.

تصور کنید که نویسنده‌ای داستانی بنویسد و دربارهٔ آن و منظور نوشته‌اش با کسی سخن نگوید، اما کسانی پیدا شوند و سخنان او را تفسیر کنند. آیا می‌توان به تفاسیرشان اعتماد کرد، وقتی نویسندهٔ اصلی آن‌ها را از مقصود و مفهوم آن داستان و شخصیت‌هایش آگاه نکرده است؟

باید از مفسران، برای این تفسیر خود که "نهال" و "شاخه" را یکی و تکرار دیگری می‌دانند، دلیل قطعی و محکم طلب کنیم؛ نه این‌که به‌راحتی سخنشان را بپذیریم. شما به آیهٔ زکریا ۹:۹ اشاره کردید که "الاغ" و "کرهٔ الاغ" برای تأکید در کنار هم بیان شده است و منظور حیوان واحدی است. اما پدر! لطفاً دقت کنید. اکنون موضوع بحث ما چیست؟ ما داریم از چه کسی سخن می‌گوییم؟ منجی!

حال به‌سراغ توصیفات معرفی‌شده برای شخص منجی در کتاب مقدس برویم. فقط به چند مورد اشاره می‌کنم و همین‌ها برای بیان منظورم کفایت می‌کند:

"تسلی‌دهنده"، " غلام امین و دانا"، "بره"، "شبیه پسر انسان" و... وقتی این توصیفات را به دقت بررسی می‌کنیم، متوجه وجود یک شخصیت مرموز در کنار منجی می‌شویم که برای همگان مجهول است، به‌گونه‌ای که شاهد نظرات پراکنده و غیردقیقی دربارۀ این شخص از سوی مفسران هستیم.

- در کنار تسلی‌دهنده، "رئیس این جهان" می‌آید.

-غلام امین و دانا در کنار "آقایش" معرفی می‌شود.

-شبیه پسر انسان در کنار "قدیم‌الایام" مطرح می‌شود.

-و از برّه در کنار "پدرش" یاد می‌شود.

گاهی به طول عمر این شخص اشاره می‌شود.[5] در جایی او پدر منجی معرفی می‌گردد.[6] در آیاتی نیز او آقای غلام خود است و او را بر اهل خانهٔ خود می‌گمارد. [7] و زمانی نیز با رئیس این جهان بودنش، او را به ما می‌شناسانند. [8]

حال سؤالی دارم: چرا در آیهٔ اشعیا ۱:۱۱ نیز همین را انتظار نداشته باشیم؟ «شاخه» در کنار «نهال» می‌آید؛ باز هم منجی در کنار همان شخص مرموز! ما دلیل کتاب‌مقدسی می‌آوریم؛ و در مقابل، درخواستمان نیز بر همین اساس است، نه صرفاً نظرات و تفاسیر شخصی!

بگذریم! پس در آیه به‌صراحت آمده که شاخه از ریشه‌های نهال است، نه این‌که خودِ نهال باشد![9] پس این دو هرگز نمی‌توانند یک شخصیت واحد باشند.»

پدر سری به نشانهٔ تأیید و علاقه‌مندی به شنیدن ادامهٔ سخنان دخترش تکان می‌داد.

ساره سپس رو به سروش کرد و ادامه داد: «سروش، نظر تو چیست؟ تو نیز همچون پدر، «نهال و شاخه» را عیسی می‌دانی؟»

سروش پاسخ داد: «با احترام به پدر، خیر! من نیز این دو را یکی نمی‌دانم، و در نظرات مفسران خوانده بودم که منظور این آیه، مریم و عیسی هستند.[10] البته افرادی که اکنون به تفسیرهایشان استناد کرده‌ام، متنی از آیهٔ اشعیا ۱:۱۱ را استفاده کرده‌اند که تفاوت‌هایی با متن عبری دارد. یعنی متن عبری می‌گوید:


«و نهالی از تنهٔ یسَّی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت.»

اما در متن مورد نظر آن‌ها، به جای کلمهٔ نهال (Shoot) و شاخه (Branch)، به‌ترتیب از عبارات چوب‌دستی (Rod) و گُل (Flower) استفاده شده است و آیه به این صورت خوانده می‌شود: "چوب‌دستی‌ای از ریشهٔ یسّی ظاهر خواهد شد و از ریشهٔ او یک گُل سر بر خواهد آورد."[11]

همان‌طور که می‌دانید، مریم از نسل داوود است و داوود فرزند یسّی؛ پس مریم همان است که آیه می‌گوید از ریشهٔ یسّی بیرون می‌آید و عیسی گلی است که از ریشهٔ مریم می‌شکفد.»

ساره پاسخ داد: «بسیار خب! حال بیاییم با دقت متن‌های مورد نظر را بررسی کنیم. در متن عبری آیه، از عبارت «ریشه‌هایش» استفاده شده و در متن غیر عبری دو بار کلمهٔ «ریشه» به کار برده شده است.

حتماً می‌دانید که «ریشه» به معنای «تبار، نَسب و نسل» است. اکنون نگاهی به عهد جدید و مکاشفهٔ یوحنا بیندازیم.»

او سپس کتاب مقدس را باز کرد و آیهٔ مکاشفه ۵:۵ را برای دیگران خواند و گفت:
«لطفاً به این آیه که در وصف منجی آمده است دقت کنید:

«و یکی از آن پیران به من می‌گوید: «گریان مباش! اینک آن شیری که از سبط یهودا و ریشهٔ داوود است، غالب آمده است تا کتاب و هفت مهرش را بگشاید."»

حال، سؤالی دارم: داوود که سال‌ها پیش از این رؤیا از دنیا رفته بود، پس منظور از این‌که نجات‌دهنده از ریشهٔ داوود است چیست؟ آیا انتظار داریم که وی فرزند مستقیم داوود باشد؟ یا این را پذیرفته‌ایم که او از نسل داوود است؟

می‌دانم که همگی این نجات‌دهنده را که از ریشهٔ داوود است عیسای مسیح می‌دانید. داوود که صدها سال پیش از عیسی متولد شد و زندگی کرد، پس براساس این باورتان نتیجه می‌شود که «ریشه» به معنای نسل است، نه فرزند مستقیم.

بگذار خلاصه بگویم:

شما از طرفی نجات‌دهنده در کتاب مکاشفه را، که از ریشهٔ داوود است، عیسای مسیح می‌دانید؛ و از طرف دیگر عیسی از نسل داوود است. پس شما نیز این را پذیرفته‌اید که «ریشه» به معنای نسل است، نه فرزند مستقیم.»

الیاس گفت:

«معلوم است! منظور این است که نَسَب و نژاد منجی به داوود می‌رسد.»

ساره ادامه داد:

«بسیار عالی! حال که پذیرفته‌ایم نجات‌دهنده از ریشهٔ داوود و از نسل اوست، چرا برای «شاخه» که قرار است از ریشهٔ «نهال» بشکفد، این‌طور معنا می‌کنند که او فرزند مستقیم نهال است؟! و اصلاً آیا به تفسیر آن‌ها توجه کرده‌اید؟!

«چوب‌دستی [در متن غیرعبری]» را مریم می‌دانند، با این‌که او نیز از ریشهٔ یسّی است و فرزند مستقیم او نیست؛ اما «گُل [در متن غیرعبری]» را عیسی و فرزند مستقیم مریم معرفی کرده‌اند. این چه تناقضی است که در آن گرفتار شده‌اند؟ اگر «ریشه» در بخش اول آیه به «نسل» اشاره دارد، پس در بخش دوم آیه نیز به همین معنا تفسیر شود. چه اشکالی دارد؟!

نکتهٔ دیگر این‌که وجه مشترک هر دو گروه از تفاسیر این است که شخصیت دوم این آیه، یعنی «شاخه یا گل»، عیساست؛ که با توضیحات احمد الحسن روشن شده است که او هرگز نمی‌تواند عیسی باشد.»

این گفت‌وگوی داستانی ادامه دارد...

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  مزامیر ۴:۲۵-۵

  2. [2]  اشعیا ۱:۱۱

  3. [3]  متیو هنری(Matthew Henry) که مفسری پروتستان (کالوینیسم) بود، دربارۀ مسیح می‌گوید: «او یک نهال و یک شاخه نامیده می‌شود.»:

    https://biblehub.com/commentaries/mhc/isaiah/11.htm

    -قمص تادرس یعقوب ملطی، مفسر ارتدوکس (قبطی) نیز می‌گوید:

    «مسیح همانند نهال یا شاخه، متواضع ظاهر می‌شود»:

    https://st-takla.org/pub_Bible-Interpretations/Holy-Bible-Tafsir-01-Old-Testament/Father-Tadros-Yacoub-Malaty/27-Sefr-Asheia/Tafseer-Sefr-Ash3eia2__01-Chapter-11.html#1

    -و در سایت رسمی شاهدان یهوه می‌خوانیم:

    «اِشَعْیا می‌نویسد:‏ ‏«‏نهالی از تنهٔ یَسِّی بیرون آمده،‏ شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت.‏» ‏(‏ اِشَعْیا ۱۱:‏۱؛‏ با مزمور ۱۳۲:‏۱۱ مقایسه شود.‏)‏ ‹نهال› و ‹شاخه› هر دو نشانگر آن هستند که مسیح از اخلاف یَسِّی [یَسّا] و از دودمان پسرش داود که به‌عنوان پادشاه اسرائیل با روغن مسح شده بود،‏ خواهد بود.‏ (‏۱سموئیل ۱۶:‏۱۳؛‏ اِرْمیا ۲۳:‏۵؛‏ مکاشفه ۲۲:‏۱۶‏)‏ هنگامی که مسیح حقیقی بیاید،‏ این ‹شاخه› از خاندان داود،‏ میوهٔ خوب بار خواهد آورد.‏»: (نبوت اشعیا، جلد اول (اش-‏۱)‏ ۲۰۰۱؛ فصل ۱۳؛ نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح؛ مسیح - رهبری لایق)

  4. [4]  دوم پطرس ۱:۲-۳

  5. [5]  دانیال، فصل ۷

  6. [6]  مکاشفه، فصل ۱۴

  7. [7]  متی، فصل ۲۴

  8. [8]  یوحنا، فصل ۱۶

  9. [9]  ممکن است سؤال پیش بیاید که نهالی که از تنۀ درخت می‌روید، ریشه‌هایی ندارد که بتوان گفت شاخه از ریشه‌های نهال خارج شده است.

    در پاسخ می‌گوییم: عبارت «ریشه» در متون کتاب مقدس، لزوماً معنای گیاه‌شناسی واقعی را ندارد؛ بلکه می‌تواند معنای استعاری داشته باشد و همان‌طور که در مکاشفه آمده‌، به معنای نسل باشد.

    اگر بخواهیم صرفاً از منظر گیاه‌شناسی بنگریم، یک شاخه نمی‌تواند عدالت را بر روی زمین برپا کند، یا داوود ریشه به آن معنا ندارد، ولی می‌گوییم نجات‌دهنده از ریشۀ اوست.

  10. [10]  اَمْبْرُز می‌گوید:

    «ریشۀ پاتریارکْ یَسّی، خانوادۀ یهودیان است، مریم چوب‌دستی است، مسیحْ گُلِ مریم که در آستانه گسترش بوی خوشِ ایمان در سراسر جهان، از رحم باکره جوانه زد.»

    (امبروز، دربارۀ روح‌القدس ۵:۲. | https://www.newadvent.org/fathers/34022.htm )

    - لئونِ یکم که پاپ کلیسای کاتولیک، و از پدران کلیسا و ستایش‌شده در کلیسای کاتولیک‌ و کلیسای ارتدوکس‌ شرقی و جماعت اَنگِلِکَن است، می‌گوید:

    «چوب‌دستی‌ای از ریشۀ یسّی بیرون خواهد آمد، و از ریشۀ او گُلی برخواهد خاست. در آن چوب‌دستی‌، بدون شک مریم باکرۀ برکت داده شده پیش‌بینی می‌شود، که از تنۀ یسّی و داوود برخاست و توسط روح‌القدس بارور شد، گُل جدیدی از بدن انسان به وجود آورد، و یک مادر باکره شد.» (لئون یکم، خطبۀ 1:24 | https://www.newadvent.org/fathers/360324.htm )

    -كودوآلتدِئوس (Quodvultdeus)، که اسقف کارتاژ و از دیگر پدران کلیسا و ستایش‌شده در کلیسای کاتولیک و ارتدکس شرقی است، نیز نظرش با نظر اَمْبْرُز و لئونِ یکم شباهت دارد. او گفته است:

    «و جای دیگر: "و چوب‌دستی‌ای از ریشۀ یسّی بیرون خواهد آمد و از ریشۀ او یک گل سر بر خواهد آورد." شاخه به معنای مریمِ باکره است و گلِ آن چوب‌دستی‌ نشان‌دهندۀ پسر باکره، خداوندْ عیسی مسیح است.»

    - لازم به ذکر است که این افراد و گروهی از پدران کلیسا متن اشعیا ۱:۱۱ را درحالی آورده‌اند که با متن عبری تفاوت‌هایی دارد. در این متن، به‌جای نهال (Shoot) و شاخه (Branch) به‌ترتیب از عبارات چوب‌دستی (Rod) و گُل (Flower) صحبت شده است و آیه چنین خوانده می‌شود: «چوب‌دستی‌ای از ریشۀ یسّی ظاهر خواهد شد و از ریشۀ او یک گُل سر بر خواهد آورد.»

  11. [11]  پانوشت ۱۰

کلیدواژه‌ها

احمد الحسن عیسی مسیح کتاب مقدس بشارت‌های کتاب مقدس تفسیر کتاب مقدس نهال شاخه منجی اشعیا ۱۱:۱ نقد الهیات مسیحی, گفت‌وگوی داستانی

امتیاز مقاله

4.00 از 5 (1 رأی)
امتیاز شما