اربعین؛ زیارت یا بت‌پرستی؟

اربعین؛ زیارت یا بت‌پرستی؟

پاسخی از دلِ کتاب مقدس به یکی از مهم‌ترین شبهات دربارۀ زیارت امام حسین (ع)

چکیده

این مقاله به یکی از مهم‌ترین شبهات مطرح‌شده درباره زیارت اربعین، یعنی نسبت دادن آن به «بت‌پرستی»، از منظر کتاب مقدس و منابع معتبر مسیحی پاسخ می‌دهد. نویسنده با استناد به عهد عتیق، عهد جدید، آرای پدران کلیسا و شواهدی از تلمود، نشان می‌دهد که باور به حیات اولیای الهی پس از مرگ، شفاعت و وساطت آنان، احترام به قبور مقدسان و تبرک جستن به آثار و متعلقات ایشان، ریشه‌ای استوار در سنت‌های دینی پیش از اسلام دارد. سپس با تطبیق این آموزه‌ها بر زیارت امام حسین (ع)، استدلال می‌کند که زیارت و توسل نه عبادت غیر خدا، بلکه اظهار محبت به ولیّ الهی و تعظیم شعائر خداوند است. در پایان نیز با اشاره به بشارت‌های کتاب مقدس درباره امام حسین (ع)، نتیجه می‌گیرد که اتهام بت‌پرستی به زائران اربعین، با آموزه‌های خودِ کتاب مقدس و میراث تاریخی مسیحیت سازگار نیست.

پیش‌گفتار

اربعین، تنها یک آیین مذهبی یا اجتماع میلیونی نیست؛ بلکه جلوه‌ای از پیوند انسان با اولیای الهی (ع) و تجدید عهد با راه حق است. با این حال، هر سال، هم‌زمان با این حرکت عظیم، برخی جریان‌های مسیحی، به‌ویژه در میان پروتستان‌ها، زیارت مرقد امام حسین (ع)، توسل به اولیای خدا (ع) و به‌ویژه تبرک جستن به قبور آنان (ع) را مصداق «بت‌پرستی» معرفی می‌کنند؛ اتهامی که بیش از آن‌که بر متون مقدس استوار باشد، حاصل برداشتی خاص از مفهوم عبادت و شفاعت است.

پاسخ به این شبهه، زمانی استوارتر خواهد بود که از منابعی استفاده شود که خودِ منتقدان آن‌ها را معتبر می‌دانند. ازاین‌رو، این نوشتار می‌کوشد با مراجعه به کتاب مقدس و شماری از منابع معتبر مسیحی، نشان دهد که باور به زنده بودن اولیای الهی (ع)، امکان شفاعت و وساطت آنان، احترام به قبور و آثار مقدسان، و تبرک جستن به متعلقات ایشان، نه‌تنها با آموزه‌های کتاب مقدس و دیدگاه بزرگان کلیسا ناسازگار نیست، بلکه مورد تأیید و تأکید آنان نیز قرار گرفته است.

اگر کتاب مقدس، پیامبران الهی (ع) را پس از مرگ نیز زنده می‌داند، اگر پدران کلیسا برای اجساد و آرامگاه‌های قدیسان قداست و آثار معنوی قائل‌اند، و اگر شفاعت و وساطت برگزیدگان خدا را می‌پذیرند، چگونه می‌توان زیارت امام حسین (ع) را بت‌پرستی نامید؟

این مقاله، در پنج محور، به همین پرسش پاسخ می‌دهد.

 

محور اول – حیات مردگان و اشراف بر زندگی ما

شاید یکی از تصورات نادرست پروتستان‌ها دربارهٔ زیارت قبور صالحان این باشد که چون آنان از دنیا رفته‌اند، دیگر توانایی ندارند هیچ سودی برسانند؛ بنابراین، لازم است ابتدا به حیات آنان و سپس به اشرافشان پرداخته شود.

به این سخن عیسی (ع) دقت کنیم:

«و اما این‌که مردگان برمی‌خیزند، موسی نیز در ذکر بوته نشان داد، چنان‌که خداوند را خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب خواند. * و حال آن‌که خدای مردگان نیست، بلکه خدای زندگان است؛ زیرا همه نزد او زنده هستند.»[1]

پس، همه نزد او زنده هستند.

همچنین، در انجیل، داستان دیدار موسی (ع) ـ که از دنیا رفته بود ـ و ایلیا، یا الیاس (ع)، که زنده بود،[2] با عیسی (ع)، که در این دنیا زنده بود، آمده است:

«و بعد از شش روز، عیسی، پطرس و یعقوب و برادرش یوحنا را برداشته، ایشان را در خلوت به کوهی بلند برد. و در نظر ایشان، هیئت او متبدل گشت و چهره‌اش چون خورشید درخشنده و جامه‌اش چون نور سفید گردید. که ناگاه موسی و الیاس بر ایشان ظاهر شده، با او گفت‌وگو می‌کردند.»[3]

بنابراین، کمترین پیام این متن آن است که موسی (ع) ـ به‌عنوان فرستاده‌ای الهی ـ از جانب خدا این توانایی را دارد که با فردی زنده ارتباط برقرار کند و با او سخن بگوید. این موضوع، در ادامه، اهمیت بیشتری خواهد یافت.

 

محور دوم - توانایی فرستادگان الهی در وساطت و شفاعت

چرا ما نتوانیم به برگزیدگان خدا توسل کنیم؟! در تورات آمده است:

«و خداوند به موسی گفت: «تا به کی این قوم مرا اهانت نمایند؟ و تا به کی، با وجود همۀ آیاتی که در میان ایشان نمودم، به من ایمان نیاورند؟ ایشان را به وبا مبتلا ساخته، هلاک می‌کنم و از تو قومی بزرگ و عظیم‌تر از ایشان خواهم ساخت.» موسی گفت: «پس گناه این قوم را برحسبِ عظمتِ رحمت خود بیامرز، چنان‌که این قوم را از مصر تا اینجا آمرزیده‌ای.» * خداوند گفت: "برحسبِ کلام تو آمرزیدم."»[4]

اگر موسی (ع) زنده است، او به خواست خدا می‌تواند واسطه‌ای میان ما و خدا باشد.

در نتیجه، می‌توان چنین نتیجه گرفت که آبرومندان نزد خدا، یعنی فرستادگان او، با اذن و اجازۀ خدا این توانایی را دارند که صدای ما را بشنوند و به ما کمک کنند. اما ارزش مقبره‌ها چطور؟

 

محور سوم – ارزش اجساد، قبور و ضریح‌های مطهر مقدسان

آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا یعقوب (ع)، که با خدا مرتبط بود، برای جسد خود اهمیت قائل بود و دوست نداشت جسدش در مصر دفن شود؟!

«و چون حین وفات اسرائیل نزدیک شد، پسر خود، یوسف، را طلبیده، بدو گفت: «الآن اگر در نظر تو التفات یافته‌ام، دست خود را زیر ران من بگذار، و احسان و امانت با من بکن، و زنهار مرا در مصر دفن منما، بلکه با پدران خود بخوابم و مرا از مصر برداشته، در قبر ایشان دفن کن.» گفت: «آنچه گفتی خواهم کرد.» گفت: «برایم قسم بخور.» پس برایش قسم خورد و اسرائیل بر سر بستر خود خم شد.»[5]

آیا غیر از این است که این شخصیت بزرگ تاریخ می‌دانست جسد، پس از مرگ نیز، اهمیت دارد؟! و اگر جسدها پس از مرگ ارزشی ندارند، اصلاً چه دلیلی دارد که یوسفِ رامه‌ای ـ که از شاگردان مخفی عیسی (ع) بود ـ برود و جسد مصلوب را از پیلاطُس بگیرد؟! این جسد در کتان پیچیده می‌شود و حتی در قبری خاص قرار داده می‌شود. اما آیا می‌توان پذیرفت که او کاری نابخردانه انجام داده و به دنبال انجام کاری بی‌ارزش رفته است؟!

«اما چون وقت عصر رسید، شخصی دولتمند از اهل رامه، یوسف‌نام، که او نیز از شاگردان عیسی بود، آمد، و نزد پیلاطس رفته، جسد عیسی را خواست. آنگاه پیلاطس فرمان داد که داده شود. پس یوسف جسد را برداشته، آن را در کتان پاک پیچیده، او را در قبری نو، که برای خود از سنگ تراشیده بود، گذارد و سنگی بزرگ بر سر آن غلتانیده، برفت. و مریم مجدلیه و مریم دیگر، در آنجا، در مقابل قبر نشسته بودند.» [6]

و چرا مریم مجدلیه ـ از زنان خاص و مؤمن به عیسی (ع) ـ برای نبودِ جسد مصلوب گریه می‌کرد؟ این گریه چه معنایی دارد؟! آیا می‌توان پذیرفت که او برای نبودِ چیزی بی‌ارزش گریه می‌کرد؟!

«اما مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود و چون می‌گریست، به‌سوی قبر خم شده، دو فرشته را، که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به جانب قدم، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. ایشان بدو گفتند: «ای زن، برای چه گریانی؟» بدیشان گفت: "خداوندِ مرا برده‌اند و نمی‌دانم او را کجا گذارده‌اند."»[7]

در نتیجه، متون کتاب مقدس از اهمیت این اجساد صحبت می‌کنند.

سید احمد الحسن نکتۀ مهمی را در ارتباط با این موضوع بیان می‌کند:

«موضوع تبرک جستن به قبور، از این جهت که این‌ها مکان‌هایی هستند که اجساد اولیای الله را در بر گرفته‌اند و در نتیجه، پنجرۀ ارواح مقدس آنان به‌سوی این عالم به‌شمار می‌روند، موردی است که قرآن بر آن صحّه گذاشته و بر این عمل تشویق و ترغیب کرده است.»[8]

اما به مسیحیانی که می‌خواهند قبور برگزیدگان خدا را بی‌ارزش جلوه دهند و می‌گویند: «این کار شیعیان، قبرپرستی است»، می‌گوییم که در عهد عتیق می‌خوانیم:

«و واقع شد که چون مردی را دفن می‌کردند، آن لشکر را دیدند و آن مرده را در قبر الیشع انداختند، و چون آن میت به استخوان‌های الیشع برخورد، زنده گشت و بر پاهای خود ایستاد.»[9]

اگر پیکر صالحان سودی نمی‌رساند، پس چگونه جسد الیشع توانست مرده‌ای را زنده کند؟ مگر مسیحیان معتقد نیستند که پیکرهای آنان هیچ سود و زیانی نمی‌رسانند؟!

حتی می‌گویم ضریح، گنبد و دیوارها، مقبرۀ مقدسان را احاطه کرده‌اند؛ همان‌گونه که لباس، بدن را احاطه می‌کند. پس چگونه ممکن است این‌ها بابرکت نباشند، درحالی‌که رداها، دستمال‌ها، پیش‌بندها و حتی سایه‌های مقدسان بابرکت‌اند و سود می‌رسانند؟

«عیسی به هر روستا یا شهر یا مزرعه‌ای که می‌رفت، مردم بیماران را در میدان‌ها می‌گذاشتند و از او تمنا می‌کردند اجازه دهد دست‌کم گوشۀ ردایش را لمس کنند؛ و هر که لمس می‌کرد، شفا می‌یافت.»[10]

«خدا به دست پولس معجزات خارق‌العاده ظاهر می‌ساخت، * به گونه‌ای که مردم دستمال‌ها و پیش‌بندهایی را که با بدن او تماس یافته بود، برای بیماران می‌بردند و بیماری آنان بهبود می‌یافت و ارواح پلید از ایشان بیرون می‌رفت.»[11]

«شمار بس فزون‌تری از مردان و زنان ایمان آورده، به خداوند می‌پیوستند، تا جایی که حتی بیماران را به میدان‌های شهر می‌آوردند و آنان را بر بسترها و تخت‌ها می‌خواباندند تا چون پطرس از آنجا می‌گذرد، دست‌کم سایه‌اش بر برخی از آنان بیفتد. نیز مردم دسته‌دسته از شهرهای اطراف اورشلیم می‌آمدند و بیماران و رنجدیدگانِ ارواح پلید را می‌آوردند، و همه شفا می‌یافتند.»[12]

به خاطر بیاوریم سخن عیسی (ع) را که فرمود:

«و حال آن‌که خدای مردگان نیست، بلکه خدای زندگان است؛ زیرا همه نزد او زنده هستند.»[13]

همه نزد او زنده هستند.

 

محور چهارم - گواهی‌های کلیسا، تلمود به ارزش زیارت قبور و تبرک به متعلقات مقدسان

شاید گفته شود آثار صالحان فقط در زمان زندگانی آنان سود می‌بخشید. در پاسخ به این شبهه، ابتدا می‌پرسیم: آیا عیسی مسیح (ع) نفرمود که شهادت دو شاهد حق است؟

«امّا اگر نپذیرفت، یک یا دو نفر دیگر را با خود ببر تا "هر سخنی با گواهیِ دو یا سه شاهد ثابت شود."»[14]

و آیا حاضرید شهادت مسیحیان، بلکه بزرگان کلیسا، مانند آگوستین و یوحنّای دمشقی را بپذیرید؟

یوحنّای دمشقی می‌گوید:

«قدیسان در زمان حیات خود از روح‌القدس سرشار بودند، و هنگامی که دیگر در این جهان نیستند، فیض او همچنان با ارواح آنان، با بدن‌هایشان در آرامگاه‌هایشان، و نیز با پیکره‌ها و تصاویر مقدس ایشان باقی می‌ماند؛ نه به حسب طبیعت، بلکه به واسطۀ فیض و قدرت الهی.»[15]

گریگوری نیسایی می‌گوید:

«و چون بدین‌گونه دیدگان خود را از آثار هنریِ محسوس سیراب کرد، آنگاه مشتاق می‌شود که به خودِ محفظۀ یادگارهای مقدس نزدیک شود؛ زیرا تماس با آن را تقدیس و برکت می‌شمارد. و اگر به کسی اجازه داده شود که غبارِ نشسته بر سطحِ آرامگاه او را بردارد، آن خاک همچون هدیه‌ای پذیرفته می‌شود و آن زمین همچون یادگاری ارزشمند نگهداری می‌شود.

زیرا اگر زمانی بخت نیک فرصت دهد که کسی خودِ یادگار را لمس کند، اینکه چنین امری تا چه اندازه آرزوشدنی است و چه عطیۀ بزرگی در پاسخ به عالی‌ترین دعا به شمار می‌آید، تنها کسانی می‌دانند که آن را تجربه کرده‌اند و از چنین اشتیاقی سرشار شده‌اند. زیرا آنان که آن را می‌بینند، آن را همچون بدنی زنده و شکوفا می‌بوسند؛ آن را به چشمان، دهان، گوش‌ها و همۀ حواس خود نزدیک می‌کنند؛ سپس با ریختن اشکِ پارسایی و اشتیاق، همانند آن‌که با خودِ شهیدی کامل و حاضر روبه‌رو باشند، از او درخواست می‌کنند که شفاعت کند؛ از او، همچون نگهبانی نزد خدا، استدعا می‌کنند و او را فرامی‌خوانند، چون کسی که هرگاه بخواهد، عطایا را دریافت می‌کند.»[16]

آمبروز می‌گوید:

«شما می‌دانید، بلکه خودتان دیده‌اید، که بسیاری از ارواح پلید پاک می‌شوند، و نیز بسیاری دیگر، پس از آن‌که با دست‌های خود ردای مقدسان را لمس کرده‌اند، از آن بیماری‌هایی که آنان را گرفتار کرده بود، رهایی می‌یابند. شما می‌بینید که معجزات روزگاران گذشته دوباره تجدید می‌شوند، هنگامی که با آمدن خداوند عیسی، فیض به گونه‌ای گسترده‌تر بر زمین ریخته شد، و اینکه بسیاری از بدن‌ها، گویی با سایۀ بدن‌های مقدس، شفا می‌یابند.

چه بسیار دستمال‌هایی که دست به دست می‌گردند! چه بسیار جامه‌هایی که بر یادگارهای مقدس نهاده شده‌اند و با نیروی شفابخش آراسته گشته‌اند و مردم خواهان آن‌ها هستند! همه شادمان‌اند که حتی رشتهٔ بیرونی [لباس] را لمس کنند، و هر کس که آن را لمس کند، شفا خواهد یافت.»[17]

آگوستین می‌گوید:

«زیرا آن‌ها در اجتماعات خوانده می‌شوند تا باور شوند، و با این حال، اگر باور نمی‌شدند، خوانده نمی‌شدند. زیرا حتی اکنون نیز معجزات به نام مسیح انجام می‌شوند، چه از طریق آیین‌های مقدس او، و چه از طریق دعاها یا یادگارهای مقدسان او.»[18]

ما از پدران کلیسا به‌عنوان مرجع عقیدتی برای پروتستان‌ها استدلال نمی‌کنیم؛ زیرا برای پروتستان‌ها تنها کتاب مقدس معیار ایمان است. بلکه از سخنان پدران کلیسا به‌عنوان شاهدانی صادق، نزدیک به عصر کلیسای نخست، استفاده می‌کنیم. اگر آنان گزارش می‌دهند که احترام به یادگارهای مقدسان، زیارت قبور و درخواست شفاعت، در میان مسیحیان رواج داشته و حتی آثار و برکاتی به همراه داشته است، این شهادت تاریخی را نمی‌توان به‌سادگی نادیده گرفت.

و گمان نمی‌کنم هیچ مسیحی پروتستانی وجود داشته باشد که بخواهد گواهی‌های پدران کلیسای خود را انکار کند، چه رسد به اینکه بگوید همگی دروغ می‌گفتند، یا در توهم و خیال‌بافی به سر می‌بردند!

و شاید جالب باشد که در تلمود نیز دربارهٔ کالیب آمده است که نزد قبور رفت و توسل جست:

«"و آنان به سمت جنوب رفتند، و او به حبرون آمد" (اعداد ۲۲:۱۳). باید چنین باشد: "و آنان آمدند." راوا گفت: این آیه تعلیم می‌دهد که کالیب خود را از مشورت جاسوسان جدا کرد و رفت و بر قبرهای نیاکان به خاک افتاد. او به آنان گفت: "ای نیاکان من، برای من طلب رحمت کنید تا از مشورت جاسوسان نجات یابم."»[19]

بنابراین، قبور صالحان و مقدسان سود می‌رسانند. و لازم به یادآوری است که شیعیان قبور صالحان را پرستش نمی‌کنند، بلکه به آن‌ها تبرک می‌جویند و به آنان توسل می‌کنند. یکی از این صالحان، امام حسین (ع) است که شیعیان در اربعین شهادت ایشان به زیارت کربلا می‌روند. و حسین (ع) کیست؟

 

محور پنجم – امام حسین (ع) در کتاب مقدّس

در کتاب مقدس، اشاراتی به امام حسین (ع) وجود دارد که از جملۀ آن‌ها می‌توان به وعدۀ شکل‌گیری امتی بزرگ از نسل اسماعیل (ع) در سفر پیدایش اشاره کرد[20] که به پیامبر اسلام (ص) و جانشینان ایشان اشاره دارد.[21] همچنین در مکاشفۀ یوحنا، تخت‌نشین و بیست‌وچهار پیرِ دارای تاج‌های طلا و جامه‌های سفید،[22] به پیامبر اکرم (ص) و بیست‌وچهار جانشین ایشان ـ که یاد آنان در وصیت شب وفات آمده است ـ [23] اشاره دارد،[24] که امام حسین (ع) یکی از آنان است. در کتاب ارمیا نیز «قربانی کنار رود فرات»[25] به امام حسین (ع) که در کنار فرات به شهادت رسید، اشاره دارد،[26] و در کتاب حزقیال نیز شخصیت «تموز» که زنان برای او گریه می‌کنند،[27] به امام حسین (ع) اشاره دارد.[28]

لازم است مسیحیان در داوری خود معیار واحدی را رعایت کنند. اگر بشارت‌های ارائه‌شده دربارهٔ امام حسین (ع) را به دلیل عدم تصریح به نام ایشان نپذیرند، باید همین معیار را دربارهٔ بشارت‌هایی که خود برای اثبات رسالت یحیای تعمیددهنده به آن‌ها استناد می‌کنند نیز به کار گیرند. حال آن‌که، از نگاه نگارنده، دلالت برخی از این بشارت‌ها بر امام حسین (ع)، از دلالت برخی بشارت‌های مورد استناد مسیحیان دربارهٔ یحیای تعمیددهنده روشن‌تر و صریح‌تر است.[29]

بنابراین، امام حسین (ع) شخصیتی الهی است و زیارت و تبرک جستن به قبر ایشان و دیگر امامان (ع) بدون اشکال است.

 

نتیجه‌گیری

بررسی آیات کتاب مقدس، شواهد تاریخی کلیسا و حتی تلمود نشان می‌دهد که بسیاری از مفاهیمی که امروزه شیعیان به سبب آن‌ها مورد اتهام قرار می‌گیرند، ریشه‌هایی روشن در سنت‌های دینی پیشین دارند. کتاب مقدس از زنده بودن اولیای الهی (ع) سخن می‌گوید، وساطت و شفاعت آنان را گزارش می‌کند، برای آثار ایشان قداست قائل است و تبرک جستن به متعلقات مقدسان را نقل می‌کند؛ اموری که همگی با اصل توحید سازگارند، زیرا هیچ‌یک استقلالی از خداوند ندارند، بلکه همگی به اذن و قدرت او تحقق می‌یابند.

بر این اساس، زیارت امام حسین (ع) نه عبادت قبر است و نه پرستش انسان؛ بلکه اظهار محبت به ولیّ خدا، تعظیم شعائر الهی و توسل به بنده‌ای است که خداوند او را به مقام قرب رسانده است. اربعین نیز تجلی همین حقیقت است؛ حرکتی که میلیون‌ها انسان را به سوی یاد بزرگ‌ترین شهید راه خدا فرامی‌خواند و نشان می‌دهد که اولیای الهی، همان‌گونه که عیسی (ع) فرمود، «نزد او زنده‌اند». ازاین‌رو، نقد زیارت، بدون توجه به آموزه‌های خودِ کتاب مقدس و گواهی‌های پدران کلیسا، نه‌تنها منصفانه نیست، بلکه با بخش مهمی از میراث دینی مسیحیت نیز ناسزگار است.

والحمد لله رب العالمین

 

پانویس‌ها:

  1. [1]  لوقا ۲۰: ۳۷ و ۳۸.

  2. [2]  سالیان طولانی پیش از بعثت عیسای مسیح، ایلیا یا همان الیاسِ نبی، به آسمان رفت و عهد قدیم این موضوع را بیان کرده است:

    «ایشان قدم‌زنان با هم گفت‌وگو می‌کردند که ناگاه ارابه‌ای از آتش با اسبانی آتشین پدیدار شد و آن دو را از یکدیگر جدا کرد، و ایلیا در گردبادی به آسمان بالا رفت.» (دوم پادشاهان ۲: ۱۱).

    اما صدها سال بعد، خداوند به‌واسطۀ مَلاکیِ نبی، خبر از بازگشت ایلیای نبی پیش از فرارسیدن روزی بزرگ و هولناک می‌دهد:

    «اینک من ایلیای نبی را پیش از فرارسیدن روز عظیم و مَهیب خداوند، نزد شما خواهم فرستاد. * او دل پدران را به‌سوی فرزندان، و دل فرزندان را به‌سوی پدران باز خواهد گردانید، مبادا بیایم و این سرزمین را به لعنتِ نابودی کامل بزنم.» (مَلاکی ۴: ۵ و ۶).

  3. [3]  مَتّی ۱۷: ۱ - ۳.

  4. [4]  اعداد ۱۴: ۱۱ و ۱۲.

  5. [5]  پیدایش ۴۷: ۲۹ - ۳۱.

  6. [6]  مَتّی ۲۷: ۵۷ - ۶۱.

  7. [7]  یوحنّا ۲۰: ۱۱ - ۱۳.

  8. [8]  سید احمد الحسن، پاسخ‌های روشنگرانه بر بستر امواج، ج ۴، نوبت انتشار: دوم، ویرایش ترجمه: دوم، ص ۳۰۹.

  9. [9]  دوم پادشاهان ۲: ۱۳.

  10. [10]  مَرقُس ۶: ۵۶.

  11. [11]  اعمال ۱۹: ۱۱ و ۱۲.

  12. [12]  اعمال ۵: ۱۴ - ۱۶.

  13. [13]  لوقا ۲۰: ۳۸.

  14. [14]  مَتّی ۱۶: ۱۸.

  15. [15]  یوحنای دمشقی، «دربارۀ تصاویر مقدس» (On Holy Images)، بخش نخست: «دفاعیۀ یوحنای دمشقی در برابر کسانی که تصاویر مقدس را نکوهش می‌کنند»، ترجمه از متن اصلی یونانی: مری اچ. الیز، لندن: انتشارات توماس بیکر، ۱۸۹۸. متن انگلیسی برگرفته از وبگاه Project Gutenberg.

  16. [16]  گریگوری نیسایی، «در ستایش قدیس تئودور» (On Saint Theodore / De Sancto Theodoro)، در: ژاک پل مینی (ویراستار)، مجموعۀ پدران یونانی (Patrologia Graeca)، جلد ۴۶، ستون‌های ۷۴۰، پاریس، ۱۸۶۳. متن انگلیسی برگرفته از کتابخانۀ کاتولیک (Catholic Library).

  17. [17]  آمبروز میلان، «نامۀ ۲۲» (Letter 22)، ترجمۀ انگلیسی: اچ. دِ رومستین، متن بازنشرشده در پایگاه اینترنتی نیو ادونت (New Advent)، مجموعۀ پدران کلیسا.

  18. [18]  آگوستین، شهر خدا (The City of God)، کتاب ۲۲، فصل ۸، ترجمۀ انگلیسی: مارکوس دادز، متن بازنشرشده در پایگاه اینترنتی نیو ادونت (New Advent)، مجموعۀ پدران کلیسا.

  19. [19]  تلمود بابلی، سوتا ۳۴ ب:۷.

  20. [20]  ر.ک: پیدایش ۱۸: ۲۱.

  21. [21]  ر.ک: سید احمد الحسن، عقاید اسلام، چاپ اول، ص ۱۵۸؛ سید احمد الحسن، سیزدهمین حواری، نسخۀ گردآوری و پانوشت‌شده توسط توفیق مغربی، نوبت انتشار: اول، ویرایش ترجمه: اول، ص ۷۶ و ۷۷.

  22. [22]  ر.ک: مکاشفۀ ۱: ۴ ـ ۴.

  23. [23]  ر.ک: شیخ طوسی، غیبت، ناشر: دارالمعارف الإسلامية، ایران ـ قم، ۱۴۱۱ ق، چاپ اول، ص ۱۵۱.

  24. [24]  ر.ک: سید احمد الحسن، سیزدهمین حواری، نسخۀ گردآوری و پانوشت‌شده توسط توفیق مغربی، نوبت انتشار: اول، ویرایش ترجمه: اول، ص ۱۵۵.

  25. [25]  ر.ک: ارمیا ۴۶: ۱۰.

  26. [26]  ر.ک: علاء سالم، احمد موعود؛ وعده‌گاه رسالت‌های آسمان و کشتی نجات برگزیدگان، نوبت انتشار: اول، ویرایش ترجمه: اول، ص ۴۰.

  27. [27]  ر.ک: حزقیال ۸: ۱۳ ـ ۱۶.

  28. [28]  ر.ک: احمد الحسن، توهم بی‌خدایی، نوبت انتشار: دوم، ویرایش ترجمه: سوم، ص ۳۲۲ و ۳۲۳.

  29. [29]  ر.ک: اشعیا ۴۰: ۳ ـ ۵؛ ملاکی ۱: ۳؛ ملاکی ۴: ۵ و ۶.

     

     

     

کلیدواژه‌ها

کتاب مقدس پدران کلیسا تبرک اربعین زیارت امام حسین (ع) توسل شفاعت قبور مقدسان پروتستان بت‌پرستی

امتیاز مقاله

0.00 از 5 (0 رأی)
امتیاز شما